کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
گزارش به اعزام گروهی از مجاهدین به مراغه به سرکردگی "قلعه وان باشی" و امیر کریم بزاز میپردازد. این گروه در مسیر و پس از ورود به مراغه، با وجود استقبال اولیه مردم، به بدرفتاری، اخاذی و ایجاد وحشت میپردازند. این اعمال ناشایست منجر به درگیری با اهالی مراغه و خروج مجاهدین از شهر میشود. در ادامه، به درگیری مجاهدین با اهالی بر سر مطالبه غله و اعانه اشاره شده و تیراندازی به دو نفر از اهالی مراغه و غارت قورخانه دولتی توسط مجاهدین شرح داده میشود. در نهایت، این رفتارها باعث محاصره مجاهدین در بناب و عقبنشینی آنها به "خانگاه دریا" شده و به عنوان عامل اصلی اقدامات بعدی حاج شجاعالدوله علیه تبریز و کشته شدن مردم معرفی میشود.
متن کامل گزارش
از جمله وقایع این ایام فرستادن (یا[۱] خودسر رفتن) جمعی از مجاهدین به سمت مراغه بود که شخصی به لقب "قلعه وان باشی" که وقتی در اداره گمرک بود و شغل راهداری سپرده به او بود که از گمرک بیرونش کردند، در اول امر مشروطه، خود را داخل ملتخواهان کرده بود و شخصی است بیپروا و ملاحظه، پیش افتاد و جمعی را دور خود جمع کرد با امیر کریم بزاز که خود را ناطق قوم کرده بود عزم مراغه کردند.
مأمورین مزبور وارد مراغه میشوند و از طرف اهل مراغه استقبال شایانی از ایشان به عمل میآید و لازمه محبت و پذیرایی را مینمایند، به طوری که هفتاد رأس گوسفند در طول راه آنان قربانی میکنند ...[۲] اما مأمورین مزبور به اقتضای خُلقی که داشتهاند شروع به بدرفتاری و بدلعابی کرده، مردم را متوحش کرده، مبالغی گزاف از این و آن میگیرند و لازمه ریولسیونی[۳] را منظور میدارند.
تا این که مراغه به جنبش آمده و حضرات را از مراغه بیرون میکنند یا خود بیرون رفته و در بُناب سِقناق[۴] کرده، مستعد جدال میشوند و این، نتیجه رفتار ناپسند آنها بود؛ زیرا همین که آقایان مزبور عزم مراغه کردند، در دهات سر راه آنچه مقدورشان بود کردند. و در قریه عجبشیر و غیره هرجا سراغ مرد متمولی گرفتند، روز مهمان شده، نانش را خوردند و شب تضییق[۵] کرده، پولش را گرفتند. با نهایت بیباکی و هتاکی شب و روز مست لایعقل راه میرفتند و به این منوال داخل مراغه شدند، و اهل مراغه نیز استقبال شایان کرده و قریب هفتاد گوسفند قربانی کردند، و بعد از ورود و جابجا شدن، حرکات ناشایست خود را پیش گرفته، در مسجد و در ملأ عام نسبت به پارهای اشخاص محترم بد گفتند و علت این حرکت این بود که مجاهدین مطالبه غلّه و حمل آن را به تبریز مینمایند، اهالی قبول کرده مهلت میخواهند تا از دهات آورده، حمل نمایند.
فداییان مطالبه مهلتانه و خدمتانه میکنند، اهالی جواب میدهند که این حرف خلاف مشروطه است و به عینه همان رفتار قدیم استبداد میباشد و علاوه بر آن، مجاهدین میخواستهاند از متمولین به عنوان اعانه، مبلغ گزافی بگیرند (قریب سیزده هزار تومان) و اهالی نیز حاضر بودهاند که با طیب نفس خود ششصد، هفتصد تومان جمع کرده به حضرات بدهند؛ مجاهدین در مسجد به جوش آمده با گلوله تفنگ به ران دو پسر میرزا هدایتالله معروف به مجتهدآقا که دایی حاج صمد خان شجاعالدوله بودند زدند و افتضاحات فوقالعاده بار آوردند... بعد به سر قورخانه[۶] دولتی رفته، آنچه در قورخانه دولتی بوده از تفنگ و ذخیره برمیدارند و اهالی کمکم به صدا در میآیند. فداییان رو به بناب میروند. بعد جمعی از محترمین مراغه، نزد سلیمان خان چاردولی رفته استمداد مینمایند، او هم سوار میفرستد و در بناب حضرات را محاصره کرده و از آنجا بعد از جنگ و غارت پارهای خانهها، مجاهدین را بیرون میکنند به "خانگاه دریا"، معروف به "خانه" که چهار فرسخی بُناب و در وسط گاودول و بُناب است، آمده سکنی میکنند.
و این اعمال زشت مجاهدین باعث شد که سردار ملی[۷] به رؤسای آنها سخت گرفته، حتی خواسته "قلعه وان باشی" را به قتل برساند، ولی وقتی دریغ گفت که تیر از کمان رفت و این حرکات ناشایست و ناهنجار اشخاص دخلبَر[۸] که اسم خود را مجاهد گذاشته بودند، باعث شد که حاج شجاعالدوله آن اقدامات و حملات را به تبریز کرد و آن همه مردم کشته شد، چنان که شرح آن بیاید...
**پاورقیها:**
[۱] در اصل: یاد
[۲] در اصل: نقطهچین
[۳] واژه فرانسوی شورش
[۴] پناهگاه
[۵] سخت گرفتن
[۶] اسلحهخانه
[۷] ستارخان
[۸] اشخاص دخلبر: کسانی که به عناوین گوناگون و به صورتهای نامشروع برای خود درآمد کسب میکنند.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
.jpeg&w=3840&q=75)