کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر اهمیت موقع‌شناسی در امور فردی و اجتماعی آغاز می‌شود و آن را به مهارت پزشکان و سیاستمداران تشبیه می‌کند. سپس به این نکته می‌پردازد که دوره هیجان ملی و قیام‌ها که برای تحقق انقلاب مشروطه لازم بود، به پایان رسیده است. در ادامه، هرگونه اقدام به ناامنی و اغتشاش را در شرایط فعلی به منزله مسموم کردن وطن و فراهم آوردن بهانه برای دخالت بیگانگان می‌داند. متن هشدار می‌دهد که عدم اتحاد و حفظ امنیت، استقلال ایران را به خطر می‌اندازد و به تجزیه کشور منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به فتوای علمای نجف، تأکید می‌کند که هدف اصلی انقلاب محقق شده و هرگونه اقدام بعدی که منجر به اغتشاش شود، مفسده‌انگیز و حرام است.

متن کامل گزارش

بر ارباب بصیرت پوشیده نیست که بالاترین وظایف انسانیت، موقع‌شناسی است؛ خواه در امور نوعی باشد یا شخصی. اطبای حاذق در علاج امراض شخصی بسا می‌شود که سمّ قاتل[۱] را به موقع استعمال در می‌آورند و شفا از آن می‌جویند. فقط حذاقتی[۲] که در آنها قائل می‌شویم در متن واقع از همان موقع‌شناسی است، ورنه اگر همان سمی را که بیمار از او شفا حاصل نموده در غیر موقع به شخص صحیح بدهند هلاکش خواهند نمود. همان قِسم‌اند حکمای باسیاست که معالجین دردهای درونی یک ملک و ملت شناخته می‌شوند. فقط سیاست و دانش آنها منوط بر همان موقع شناسی‌شان است؛ یعنی در موقع جنگ، جنگ تجویز می‌نمایند و در موقع صلح، صلح. گاهی به مناسبت موقع، هیجان ملی را دعوت می‌کنند؛ وقتی به مناسبت وقت، سکون و آرای عمومی را خواستگار می‌شوند. این بود که دانایان موقع‌شناس ایران از یک سال به این طرف، اقتضای وقت را در قیام بلدان و هیجان ملی دیده، به هر وسیله که توانستند در هیجان عمومی کوشیدند و نظر به همان موقع‌شناسی به مرکب مقصود نیز سوار شدند. حالا باید دانست که آن موقع قیام ملی و هیجان عمومی سپری شده و هرگاه در آن جاده کوشش شود، همان حکم را خواهد داشت که طبیب در حال صحت و غیر موقع، سم قاتل را در استعمال درآورد. به عبارت ساده‌تر، هر کس در این موقع سبب ناامنی طرق و اغتشاش بلدان شود، گویا جسم مقدس وطن عزیز خود را عمداً مسموم کرده است؛ چه تمام موقع‌شناسان عالم، مناسب امروزه ایران را سکون و آرامی ملت و اتحاد عمومی دانسته‌اند، و اگر ما موقع را نشناخته، اقدام در اغتشاش ایران نماییم گویا به دست خود طوق عبودیت اجانب را به گردن انداخته‌ایم و بهترین بهانه را به دخالت در امور داخله خود به اجانب داده‌ایم، و همان قِسم که دربار باغشاه در نگاهداری امنیت مملکت نالایقی خود را ثابت کردند (که حق بزرگترین پشت و پناه‌شان که روسیان باشند مجبور از اغماض به حمایت خود نمودند) اگر ملتیان[۳] هم در این موقع نازک دست اتحاد به یکدیگر نداده و امنیت را در مملکت قائم ندارند، ثابت خواهند نمود عدم قابلیت خود را در خودسری و استقلال ملی. نه تنها قشون خارجه از ایران بیرون نخواهد رفت، بلکه روز به روز مداخلت مسلحه خویش را زیاد نموده عاقبت موقع برای تجزیه وطن عزیز ما خواهند یافت. این نکته را نباید از یاد برد[۴] که امروزه استقلال ایران به مویی آویخته و قاطع[۵] این موی همانا اختلافات ملی و اغتشاشات مُلکی است. این مسئله را هم نباید فراموش نمود که حضرات آیات‌الله و سایر خیرخواهان ایران که ساعی در قیام بلدان و عشایر و هیجان ملت بودند، فقط برای انقلاب بود نه اغتشاش. بحمد الله آن انقلابی که علما و حکما و سیاسیون ایران طالب بودند حاصل گردیده، امروز هر اقدام و مخالفتی شود، مورث اغتشاش و فساد [بوده]، مرتکب آن مفسد فی‌الارض و حکمش به موجب کلام الهی ظاهر است. وَ لا تُفسِدُوا فِی الآرض بَعدَ اِصلاحِهَا.[۶] هیچ دلیلی برای قول ما بهتر از تلگراف چهاردهم رجب حضرات آیات‌الله نجف اشرف نمی‌باشد که به جمیع بلدان مخابره فرموده‌اند. چون این بزرگواران انقلاب را در ایران لازم دانسته، صدها احکام کتبی و تلگرافی در قیام بلدان و عشایر صادر فرمودند. همین که آن انقلاب مطلوب حاصل آمد و دیدند که از این و بعد قیام بلدان و هیجان ملی مورث اغتشاش، و اغتشاش داعی بر اضمحلال و مداخله خارجه و وداع استقلال ایران است، فوراً در نسخ از احکام اولیه خود و تنبه ملت، این حکم تلگرافی را صادر فرمودند. **پاورقی‌ها:** [۱] کشنده [۲] مهارت [۳] مشروطه‌خواهان [۴] در اصل: داد [۵] بُرنده [۶] اعراف، ۵۶: در زمین پس از اصلاح آن، فساد نکنید. [۷] اشاره به اعلامیه کوتاه مورخ ۱۴ رجب آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی است. * [روزنامه]حبل‌المتین، س ۱۷، ش ۷، مورخ ۶ شعبان ۱۳۲۷ ق، ص ۶، ۷.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مشروطه خواهان
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)