کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با طرح این پرسش آغاز می‌شود که هدف از «مشروعه‌بازی» و مخالفت با «مشروطه» چیست. در ادامه، به تشریح تفاوت‌های بنیادین سلطنت مستبده (شخصی) و سلطنت مشروطه (نوعی) می‌پردازد. سلطنت مستبده را نظامی معرفی می‌کند که پادشاه در آن حاکم مطلق است و می‌تواند بدون هیچ محدودیتی در امور داخلی و خارجی تصرف کند، در حالی که در سلطنت مشروطه، حدود اختیارات پادشاه و ملت بر اساس قانون اساسی مشخص شده و پادشاه نمی‌تواند بدون رعایت قانون و تأیید مجلس، اقدام به تصرف در امور مملکت کند. سپس، نویسنده تأکید می‌کند که استبداد و مشروطیت ذاتاً ارتباطی به دیانت ندارند و مشروعه‌خواهان درباری و روسیان درباری با هدف ابطال مشروطیت و بازگرداندن حقوق استبدادی شاه، لفظ «مشروعه» را به «مشروطه» چسبانده‌اند تا مفهوم خارجی آن را از بین ببرند. نویسنده بیان می‌کند که مفهوم خارجی مشروطیت عین شریعت است و قانون اساسی ایران نیز با تأیید علمای نجف اشرف، هیچ‌گونه مغایرتی با احکام شرعی ندارد. در پایان، از ملت می‌خواهد که فریب این خدعه‌ها را نخورند و حقوق مشروع خود را از دست ندهند و به مستبدین اجازه ندهند با تغییر قانون انتخابات، دوباره استبداد را از طریق وکلای خود به کشور بازگردانند.

متن کامل گزارش

این مسئله قابل توجه است که فرض از این همه مشروعه‌بازی و انکار از لفظ مشروطه چه می‌باشد؟ هرگاه در این جا بخواهیم عالمانه تشریح این مسئله را بنماییم گنجایش نداریم، پس بر سبیل اختصار می‌گوییم: در سلطنت مستبده -که تعبیر به شخصی نیز می‌شود و فرض که دارای همه گونه ادارات منظمه و شورای صحیحه و مالیه مرتبه و قوانین عادله و تفکیک وزارات هم باشد - شخص پادشاه بر جمیع مواد قانونی و وزارات و کلیه ادارات مملکت کائناً مَن کانَ [۱] حاکم علی‌الاطلاق و در امور داخله و خارجه کیف مایشاء [۲] می‌تواند حرکت و تصرف نماید و کلیه تصرفات او رسماً نزد جمیع ملل و دول مقبول است. امتیاز به خارجه دهد، قرض بگیرد، مملکت را رهن گذارد، قطعه‌ای از مملکت را به دیگری بفروشد یا ببخشد، بر مالیات رعایا بیفزاید، با خارجه هرگونه معاهدات سیاستی و تجارتی بندد، مالیه مملکت را به اراده خود به هر مصرفی خواهد برساند، بدون تحقیقات عادلانه بکشد، ببندد، حبس کند، اخراج بلد نماید و ... و ... نزد احدی مسئول نیست، و وزرا و اطرافی‌های او هم جز نزد شخص پادشاه مسئول نمی‌باشند؛ چنانچه پادشاهان عثمانی و روس و ایران جمیع این تصرفات را می‌کردند و همه هم به چشم دیدیم. چون مفهوم خارجی سلطنت مستبده از قدیم بدین وضع شناخته شده، دول خارجه هم رسماً به همین سمت و اقتدار شخص پادشاه سلطنت مستبده را می‌شناسند. هست و نیست آن ملک [و] ملت، شخص پادشاه و مجاری جمیع امور، بسته به اراده سَنیّه [۳] سلطان است. در سلطنت مستبده یا شخصی، پادشاه برای جمیع طبقات رعایا تحدید حدود می‌تواند کرد ولی برای پادشاه - اعم از ظالم یا عادل، عالم یا جاهل، باتجربه و یا بی‌تجربه، کافر یا مُسلِم - هیچگونه حدی معین نمی‌باشد. این است که در سلطنت شخصی، رعایا گاهی در شکنجه‌اند و گاهی مرفه‌الحال. آن مملکت گاهی آباد است گاهی ویران، آن سلطنت گاهی‌عزیز است گاهی ذلیل، مناط اعتبار همان شخص پادشاه است. اما مشروطه یا سلطنت نوعی، عبارت است از تعیین حدود ملت و شخص پادشاه برحسب یک قرارنامه که قانون اساسی باشد که در آن، حقوق ارتباطیه بین ملت و دولت از شاه تا دهقان معین می‌گردد، برای شاه اراده سَنیه باقی نمی‌ماند. پادشاه بدون قانون نمی‌تواند به ادنی [۴] رعیتی ظلم کند. سلطان، خزانه مملکت را نمی‌تواند به اراده کیفیه خویش صرف نماید. پادشاه بدون امضای وکلای مجلس ملی نمی‌تواند ملت را رهن گذارده وجه آن را صرف عیش و عشرت خود نماید. مملکت را به اجانب نمی‌تواند ببخشد. از حقوقی که در قانون اساسی برای او مقرر و محدود است نمی‌تواند تجاوز کند. پس باید دانست که بالاصاله نه استبداد و نه مشروطیت ربطی به دیانت و ارتباطی به عقاید مذهبی هیچ قوم و ملتی ندارد، فقط این خصائص که ذکر شد، لازم و ملزوم و رسمی است. در اصول استبداد و مشروطه و صدها کتب مفصل و مختصر، علمای فن سیاست نوشته و موضوع هریک از این دو نوع سلطنت را معین کرده‌اند. مشروعه‌بازان دربار و روسیان درباری برای جلب نفع از این جوان بی‌تجربه، تمام همّشان صرف این بوده و هست که شاید مشروطیت رسمی ایران را باطل و حقوق استبدادیه شاه مسلّم شده، همه گونه جلب فایده از او نمایند و نمی‌خواهند ملت را متنبه کرده، سرپوش از روی مسئله بردارند و به زبان خود بگویند ما طالب استقلال خود یعنی حق تلقی ملت هستیم. این است که به طریق فریب و دَغا [۵] لفظ مشروعه را به عقب مشروطه خواستند بچسبانند؛ چه، اگر ملت راضی و این دو لفظ با هم ممزوج شد، مهمل صرف یعنی هیچ می‌شود. چه، اما مفهوم خارجی نخواهد داشت، یعنی تا امروز چنین سلطنتی دیده نشده که این سلطنت من درآوردی به او قیاس شود. نتیجه این می‌شود که به مجرد چسباندن لفظ مشروعه به مشروطه و اقبال ملت، مفهوم خارجی مشروطیت ایران که مسلّمه جمیع عالم است باطل گردد و همین که مشروطیت باطل شد، سلطنت شخصی باقی می‌ماند. چه شق ثالثی برای سلطنت متصور نیست، سلطنت مقننه جزو استبداد و جمهوری از اقسام مشروطیت است. این که سلطنت مشروعه به تنهایی نمی‌خواهند، علتش این است که اولین شرط مشروعیت، بیرون آوردن تاج و تخت از ید غاصبین است. چون فقط غرضشان ابطال رسمیت مشروطیت است، لفظ مشروطه را به عقب آن چسبانده تا مفهوم خارجی مشروطیت را باطل سازند؛ چون غرض، رفع اشتباه از عوام و کشف اسرار مشروعه‌بازان است، ناچار در این مسئله علمی، عامیانه باید بحث نمود. ما کار به این نداریم که در دوره استبداد یک حکم موافق شرع صادر و جاری نشده، معذلک می‌گوییم تا امروز هیچ لفظ، مترتب اثر نبوده که بر لفظ مشروطه ترتیب اثر شود و خلاف شرع قرار یابد. این لفظ عربی و از بعد و قبل اسلام در لسان‌ها جاری بوده است. پس مشروعه‌بازان باید بگویند مفهوم خارجی مشروطیت منافی با شریعت اسلام است و حال آن که آنچه ما از مفهوم خارجی مشروطیت بیان کردیم عین شریعت و قابل انکار نیست، پس باید بگوینند قانون اساسی ایران خلاف با شریعت است و قانون اساسی هم فصول عدیده دارد، نمی‌توان گفت تمام آن فصول مخالف شرع است. اگر مشروعه‌بازان را خدعه و حیله منظور نیست و غرضشان عود [۶] استبداد نمی‌باشد، باید فصولی که از قانون اساسی ایران منافی با دیانت حقه اسلام است بیان نموده، موضوع بحث دارند؛ نه این که مانند تیر به تاریکی لفظ مشروطه را خلاف دیانت گفته، بخواهند با مشروعه چفت نموده، مفهوم خارجی هر دو را از میان ببرند؛ و حال آن که اول شرطی که در قانون اساسی ایران شده این است که [۷] هیچ امر سِمَت قانونیت پیدا نتواند کرد جز اینکه موافقت با احکام شرعیه داشته باشد و برای تمییز این فصل، مقرر شد که پنج نفر از وکلای مجتهد حجج اسلامیه نجف اشرف که مرکز تقلید عامه شیعیان جعفری مذهب‌اند، در مجلس حاضر، قوانین صادره از مجلس به امضای آنها برسد و عیناً همین قانون اساسی ایران هم به صحه حضرات آیات‌الله نجف اشرف رسیده است. این نکته نیز پوشیده نمانده که در بطون لفظ مشروطیت، هیچ قانونی پنهان نیست جز تحدید حدود جمیع طبقات از شاه گرفته تا برسد به یک فرد دهقانی، و این امر را کسی که به یکی از ادیان آسمانی اعتراف دارد نمی‌تواند خلاف شرع گوید مگر در شخص پیغمبر و امام، و مطابقت قوانین مشروطیت دول هم لازم و ملزوم نیست؛ چه جمیع سلطنت‌های مشروطه عالم که اینک موجودند، قوانین یکی از آنها مطابقت تامه با آن دیگری ندارد. ما از مشروعه‌بازان استدعا می‌نماییم که دست به ترکیب لفظ مشروطیت نزده، جمیع احکام قرآنی بلکه برای تیمّن و تبرک، تمام قرآن را لفظ به لفظ مزید بر قانون اساسی فرمایند. بنده ضامن که تمام مشروطیین ممنون ایشان باشند ورنه اگر بخواهند به یک لفظ مشروعه، رسمیت مشروطیت را باطل نموده متصدی هزار کفر و زندقه، چنانچه قرن‌ها بوده بشوند، نمی‌شود. مردم ایران و سیاسیون خارجه هم که رسمیت مشروطیت ایران را تصدیق کرده چون غرض را فهمیده و نکته را سنجیده‌اند، قبول نخواهند نمود. چنانچه ننمودند. عجبا! خدعه و حیله نمی‌خواهد، مرد و مردانه ایستاده بگویید ما استقلال شخصی می‌خواهیم و مردم را هم که به خیال خود رسماً دو فرقه کرده‌اید: مشروطه‌خواه و استقلال‌پرست، بزنید و بخورید یا غالب شوید یا مغلوب. چرا باید دیانت عادله اسلام که مؤسس تمدن و عدالت در این عالم است نزد اجانب چرکین نموده، مربی توحش و مؤید ظلم و ستمش جلوه دهید و حال آن که به همان صاحب شریعت مطهره قسم است که خودی و بیگانه خیالات فاسده مستبدین را بهتر از خودشان فهمیده‌اند و هر قدر در این حِیَل و خُدَع به چند بپیچند؛ بیشتر این مسئله حلاجی شده، بدتر مشتشان باز می‌شود. پارلمان هم که مفهومش دارالشورای ملی می‌باشد خلاف شرع است، چرا که مفهوم دارالشورای ملی، قانون اساسی و مفهوم قانون اساسی، مشروطیت است و این سه لفظ به یکدیگر ارتباط تامه دارند. علاوه بر این، از مخصصات هر دارالشورای ملی، نگرانی تامه اعضای آن است بر دخل و خرج مملکت. تمام دعوای مشروعه‌بازان برای این است که آنچه پول بخواهند خرج کنند، وقتی مالیه مملکت تحت نگرانی وکلای ملت باشد سلطنت شخصی را لذتی باقی نخواهد ماند. از این رو لفظ پارلمان یا دارالشورای ملی هم تالی سایر الفاظ کفریه است [پس] در ایران نباید دایر گردد و آیات شورویه قرآن مجید هم از احکام مخصوصه آن عهد یا منسوخ می‌توان گفت. به تازگی یک لفظ جدید هم خودی در الفاظ مروّجه مستبدین انداخته و آن مزاج مملکت است. این لفظ دیگر برای چه پیدا شد؟ محض این که کسی نتواند به افعال و حرکت خلاف شرع مستبدین ایراد بگیرد. عجبا! ضد و نقیض تا این درجه هم ممکن است؟ مجلس موافق قانون شریعت و مزاج مملکت خواهند داد، یعنی کوسه و ریش پهن! بنده که هرچه فکر می‌نمایم معانی این الفاظ مستعمل را نمی‌فهمم. اگر پیروی از قانون شرع منظور است، دیگر مزاج مملکت یعنی چه؟ از این عبارت صاف مستفاد می‌شود که برخی از قوانین شریعت مخالف با مزاج مملکت است، آن وقت چه خواهد شد؟ با مزاج مملکت راه رفته، صاف و علنی مرتکب خلاف شرع خواهیم گردید. نمی‌دانم این الفاظ برای خود حرکات و افعال استبدادیه تا کجا آنها را کامیاب خواهد نمود؟ استبدادپرستان در هر لباس که می‌روند و هر لفظ که ذکر می‌کنند فقط همان پهلوی خودمختاری خویش را مد نظر می‌گیرند تا از مزاج مملکت به لباس تشرع بتوانند فرار کرد و از قوانین شرع به اسم مزاج مملکت انحراف توانند نمود. بلی، یک جوان سی ساله بی‌علم و تجربه و چند نفر طماع مغرض نتراشیده نخراشیده، مزاج‌دان مملکت و شریعت‌دان شده‌اند، ولی جمیع عقلا و علمای ایران، ترتیب قانون اساسی را داده، مزاج مملکت نمی‌دانستند، احکام شریعت نمی‌فهمیدند! همه عالَم گواه است اگر سلاطین قاجاریه و وزرا و درباریان آنها مزاج‌دان مملکت بودند ملک و ملت ایران را به آن امراض مهلکه مبتلا نمی‌کردند و شاهنشاهی ایران را پست‌تر از یک امارت ممتازه قرار نمی‌دادند و افتخار به متابعت روس که تا دیروز از فشار شُجعان [۸] نمی‌نمودند، ایران نزدیک بود استخوان‌هایش در هم شکند. سوانح قاجاریه که لکه ننگ تاریخ سلاطین ایران است این مسئله را به خوبی آشکار نموده است که اگر سلاطین هواپرست عیاش قاجار، مزاج مملکت می‌دانستند، کار به آنجاها نمی‌کشید. وقتی ملت دید و فهمید که مزاج مملکت سهل است، طبیعتِ بوالهوسانه و مَزج مصروعانه [۹] خویش را هم نشناخته‌اید، آن وقت پی احقاق حقوق خویش برخاستند. شاه، پله پله دارد بالا می‌رود، تا دیروز راتق و فاتِق [۱۰] شریعت بود، امروز طبیب و حکیم هم شده است! فردا چه شود، نمی‌دانم. مقصود این است که ملت بداند غرض مستبدین و استبدادپرستان جز استقلال و حکومت شخصی، هیچ نیست. آنها هم در مقابل مستبدین حقوق خود را بشناسند و به رایگان این حق مشروع مسلّمه مصدقه مشروطیت را از دست ندهند که آنچه مورث سعادت ایرانیان و استقلال ایران بشود، مفهوم خارجی لفظ مشروطیت است که بر عالمیان حقوق ملیه آنها را ثابت نموده است. و قانون اساسی، تمام مطابق با شرع است. راضی نشوید که تصرفی در قانون انتخابات وکلای مجلس بنمایند، چه اگر تغییری در او دادند به موجب میل خود وکلا انتخاب نموده، سپس هرچه از دستشان برآید با قانون اساسی خواهند کرد. فرقی که برای مستبدین نماید این خواهد بود که در استقلال بلا واسطه آنچه می‌خواستند می‌کردند، در مشروطیت با واسطه وکلا خود خواهند نمود، چنانچه در اواخر مجلس نمونه آن را دیدیم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل." پیشکش" آزاده " به تبرستان www.tabarestan.info **پاورقی‌ها:** [۱] هر که می‌خواهد باشد. [۲] هر طور که بخواهد. به طور دلخواه [۳] عالی [۴] کمترین [۵] نیرنگ، حیله [۶] بازگشت [۷] در اصل: به [۸] جمع شجاع [۹] مزاج جنون‌آمیز [۱۰] اهل حل و عقد

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم, مخالفان مشروطه
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)