کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

محمدعلی شاه در تلاش است تا مردم تبریز را در اروپا یاغی و فتنه‌انگیز معرفی کند، در حالی که تبریزیان حقوق‌طلبی خود را به اثبات رسانده‌اند. ادعای شاه مبنی بر اغتشاش یک ساله تبریز و وجود پارلمان در آن زمان، با واقعیت مطابقت ندارد و اغتشاشات اولیه نیز توسط دستیاران خود شاه (شاهسون‌ها) ایجاد شده بود. نویسنده با اشاره به سابقه طولانی شاه‌پرستی و وفاداری مردم آذربایجان به سلاطین قاجار، این ادعا را رد می‌کند و به نقل قولی از حاجی میرزا آقاسی اشاره می‌کند که در صورت یاغی شدن آذربایجان، شاه باید از سلطنت کناره‌گیری کند. در ادامه، نویسنده غداری و بدعهدی محمدعلی شاه را علت اصلی مخالفت مردم می‌داند و با طعنه به حامیان شاه (مانند سید یزدی و شیخ نوری)، بیان می‌کند که هر کس حقوق خود را مطالبه کند، از نظر شاه یاغی است. در پایان، به محمدعلی شاه اطمینان داده می‌شود که این بیانات به نفع او نخواهد بود و مردم ایران تا زمانی که غالب هستند، یاغی قلمداد نخواهند شد.

متن کامل گزارش

محمدعلی [شاه] اهل تبریز را یاغی و فتنه‌انگیز به اهالی اروپا می‌خواهد معرفی کند، و حال آن که تبریزیان ثبوت تمدن و حقوق‌طلبی خود را به عالمیان [نشان] داده و در نظر هیچ ذی‌مدرکی سخنان او را قدر و منزلت و وقعی نیست. این که محمدعلی می‌گوید: "تبریز از یک سال قبل مغشوش بود و حال آن که پارلمان هم داشتند"، اول آن که چند روزی بیش انقلاب[۱] در تبریز نشد و سبب آن هم همین اشخاص شاهسون بودند که دستیارهای او بوده‌اند، و چون آنها را خارج از شهر کردند، اغتشاش هم رفع گردید تا دوباره آنها را به تبریز فرستاد و این بساط آخر به روی کار آمد. بهترین دلیل بر بطلان قول محمدعلی این است که از یکصد و اند سال به این طرف، پشتگرمی سلاطین قاجاریه به اهالی تبریز و شجعان[۳] آذربایجان بود، و هر یک از سلاطین قجر، اهالی آذربایجان را در شاهسونی، به یک لقبی خاص یاد نموده، در هر میدان جان‌نثار آنها بوده و فاتح آنها بوده، سپر بلای خارجه و داخله آنها بوده‌اند. خراسان مغشوش می‌شد آنها امن می‌کردند. فارس یاغی می‌گردید آنها سرکوبی می‌نمودند. کرمان و بلوچستان هیجان می‌شد آنها دفع می‌کردند. چنانچه معروف است محمد شاه از حاجی میرزا آقاسی پرسش نموده: "اگر اهالی فارس به دولت یاغی شوند چه باید کرد؟" جواب داد: با دلیران آذربایجان تأدیب می‌شوند. باز پرسید: "اگر مردمان خراسان سر از اطاعت شاه بکشند چه خواهد شد؟" جواب داد: "که شجعان آذربایجان آنها را به اطاعت مجبور خواهند نمود"، هر یک از صوبجات ایران را پرسید، همان جواب شنید. سپس استفسار نمود: "و هر گاه اهالی آذربایجان یاغی به دولت شوند چه باید کرد؟" جواب داد: "اهالی آذربایجان شاهسونند، هرگز به پادشاه یاغی نمی‌شوند". باز پرسید: اگر شدند؟ گفت: "نمی‌شوند"، عاقبت شاه اصرار کرد و تغیّر نمود که: "فرض محال که محال نیست. در صورتی که اهالی آذربایجان مخالفت آغازیدند مارا چه تدبیر باید کرد؟" حاجی میرزا آقاسی که مرشد و وزیر شاه بود، بی‌ساخته گفت: اگر آذربایجانی‌ها به مخالفت دولت برخاستند اعلیحضرت باید از تخت سلطنت فرود آید (در حقیقت حالا همان موقع پیش آمد). مقصود این است که شاه‌پرستی اهالی آذربایجان ضرب‌المثل و مصدقه تاریخ بوده و هست. بر فرض، قول محمدعلی را تصدیق شود که آنها یاغی دولت‌اند، علتش را باید فهمید. دوستی بی‌جهت ممکن ولی دشمنی بی‌علت ممکن نیست. علتی هم جز غداری و بدعهدی شخص [۱] محمدعلی به نظر نمی‌رسد؛ ورنه چگونه می‌شود که شش کرور نفوس یک صوبه که صد و سی سال به شاه‌پرستی خو کرده و به شش پادشاه از یک خاندان، یک بعد دیگری خدمات جان‌نثارانه نموده، یک مرتبه بدون جهت ... در این گفته، به مخالفت برخیزند. اگر این است که محمدعلی می‌گوید که اهالی آذربایجان یاغی او شده‌اند، لازم است او هم اختیار کند فرمایش حاجی میرزا آقاسی را! سَلَمنا! اهالی آذربایجان به معاشرت و همراهی قفقازیان یاغی شده‌اند، اهالی خراسان چه هستند؟ اهالی ملایر، همدان، کرمانشاهان، کرمان و طالش چه شده‌اند؟ باشندگان سلیم‌النفس کاسب اصفهان را کدام سگ دیوانه گزیده؟ معلوم می‌شود کسانی که یاغی شاه نیستند فقط عبارت می‌باشند از: سید یزدی[۲]، شاپشال یهودی، شیخ ناری[۳]، لیاکوف روسی و امثال آنها! و هر طبقه از ملت دعوی حقوق نماید و استرداد حقوق مغصوبه خویش را خواهد، یاغی محمدعلی است. آیا مغزهای روشن اروپا هیچ این سخنان را تصدیق می‌نماید؟ بالجمله ما، به محمدعلی اطمینان می‌دهیم که انتشار این بیانات به اندازه خَردلی نافع به حال او نخواهد گردید، در صورتی که ملت آذربایجان یا اهالی سایر صوبجات ایران غالب‌اند هرگز یاغی به قلم نخواهند رفت. وقتی مغلوب شدند هر چه محمدعلی بخواهد، در حق آنها بگوید. **پاورقی‌ها:** [۱] آشوب، هرج و مرج [۲] منظور، آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی است. [۳] منظور، حاج شیخ فضل‌الله نوری است. [۴] ولایات

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)