کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
ای ذوات محترمه ایرانی! ای هموطنان غیور من! اندکی وضع تبریز را به نظر آرید و قدری حال اَرامِل و ایتام شهدای وطن و مجاهدین فی سبیل الله را که سینههای بیکینه خود را در حفظ حقوق و حدود اسلامی هدف گلوله توپ و تفنگ نمودهاند به تصور آرید. آیا آنها در احقاق حقوق نوعیه مجاهده نمینمایند؟ آیا آنان در راه حق و اسلامیت استقامت نمیورزند؟ آیا ایران وطن شما نیست؟ آیا آن مجاهدین برادران ما نمیباشند؟ آیا نباید ما هم در حفظ حقوق وطنی خویش بکوشیم؟ آیا ما نباید شریکالاعانه آنها شویم؟ آیا سزاوار انصاف است که با دعوی اسلامیت، ارامل و ایتام شهدا را بشنویم که از گرسنگی و برهنگی مانند جوجه مرغ بر هم میلرزند؟ آیا در شرع مروت رواست که حافظین حقوق ملیه وطن عزیز ما قادر به سیر کردن شکم خود از بَقولات نباشند؟
ای ارباب همت و حمیّت! ای ایرانیان غیور وطنخواه! اندک توجه به ارامل و ایتام شهدای وطن کنید. قدری نظر به حال مجاهدین بیچیز نمایید. به خدا قسم این ارامل و ایتام همه بلبلان گلستان عزت هستند. این کسانی که امروز در تبریز محتاج به قوت لایموت[۳] شده همه دارای آلافوالوف بودهاند. چپاولان سلطنتی و دزدان دولتی به اسم امنیت و انتظام، خانههایشان را خراب، اموالشان را غارت نمودهاند، مالالتجارهها را بردند، دکانها را یغما کردند، با این همه این جوانمردان، استقامت و استقلال در محافظت حقوق ملیّه و بیرون آوردن از ایادی ظالمین بحول الله و قوه ورزیده، در این راه محتاج به همراهی و اعانه ملی شدهاند.
ای ارباب حمیت و غیرت! ای تجار و کسبه با همت! آیا بر خود میپسندید که برادران وطنی شما یعنی ارامنه امریکا آرد و گندم به فقرای تبریز اعانه نمایند و شما به قدر وسع خویش همت نکنید و از جای نجنبید و دست به کیسه فتوت ننمایید؟
ای ملت نجیبه زرتشتیه که تاکنون افتخار خویش را به ایرانیت ظاهر میدارید! آیا نباید که شما هم تأسی به ارامنه بجویید؟ آیا فریضه ذمه ایرانپرستی شما نیست که دفتر اعانه برای ارامل و ایتام اولاد وطن خود جمع کنید؟
روی سخن ما بیشتر با روزنامه یومیه معتبره سماچا و جام جم است. اینگونه همدردیهای نوعی وظیفه روزنامجات است که مدعی نوعپرستی میباشند. ۱. جمع اَرمَل: زنان بیشوهر ۲. جمع بَقول: حبوبات
ای دکانداران فارسی که هنوز خون ملیت و ایرانیتان فاسد نشده و تاکنون نوعپرستان را به وجود غیرتمند شما امیدواریهاست! همت کنید، هیئت خیریه تشکیل دهید، جراید ملیّه خودتان را مانند سماچا و جام جم و غیره را وادار کنید به باز نمودن دفتر اعانه. ما نمیگوییم و خواهش نداریم که شما دامن خود را در شرکت به امور پلتیکی[۱] آلوده نمایید. ما شما را دعوت میکنیم به اعانه ارامل و ایتام فداییان وطن و به دستگیری بیوایگان[۲] و درماندگان و مجروحین بیپرستار. ای برادران وطنی! بدانید و آگاه باشید که عنقریب دوره حقوقی ایران درخواهد رسید و به همراهی همین ملت باید شما هم حقوق خود را حاصل کنید. دیدید و دانستید که چقدر ملت در حفظ حقوق شما برادران زرتشتی خود همراهی کرد. امروز روز همراهی شماست و این موقع در تاریخ ترقی ایران به یادگار از شما خواهد ماند و همین شماره حبلالمتین که گویا استغاثه و اِستعانهای[۳] از طرف ارامل و ایتام ملت است سند قرار خواهد گرفت.
ای تجار غیور! ای خیرین محترم ایرانیان بمبئی! تا امروز شما در هر میدان پیشقدم و در هر عمل خیر پیشاهنگ بودهاید. شما در میدان وطنخواهی، گوی، مسابقت هماره از سایر ایرانیان خارجه ربودهاید. شما در تقدس و دینداری مشهور آفاقید، برای وطنخواهی و دینپروری، کدام موقع ازین اهمتر است؟ آیا تلگراف جهادیه حجج اسلامیه که مرجع تقلید ملتاند ملاحظه نفرمودهاید؟ آیا تلگراف حضرات آیاتالله را در اعانه به مجاهدین تبریز دقت نکردهاید؟ آیا موقعی از این نازکتر متصور هست؟ اعانهای در این راه، خیر دنیا و آخرت است، همراهی در این میدان، نوعخواهی و دینپرستی و وطنپروری است.
جنابان آقا سیدآقا و آقا شیخ ابوالقاسم! بعد از فتوای حججالاسلام نجف اشرف توقع از شما موالیان[۴] بیش از دیگران داریم که دامن دیانتخواهی بر کمر زده، انعقاد هیئتی خاص فرموده، برای مصیبتزدگان تبریز اعانه جمع نمایید. هرکس در این عالم تکلیفی دارد. امروز به حکم مفتدیان دین[۵]، تکلیف عقلی و شرعی آن آقایان، پیروی از آن احکام مقدسه است. گمان بداریم که با موجودگی اسباب و فقدان مانع در نزد خلق و خالق هیچ عذری از آن آقایان قبول گردد.
ای اعضای انجمن وطنخواهان بمبئی! شما مقصود خود را هماره ظاهر داشتهاید به دینپرستی و همراهی مشروطیت از اسم انجمن هم، وطنخواهی معلوم است. نمیدانم اقدامات خودتان را برای کی و چه وقت گذاردهاید، به خدا قسم حال مصیبتزدگان تبریز خیلی رقتانگیز است، خیلی جگرسوز است. از یک طرف مادر عزیز وطن چشم همراهی به آن فرزندان غیور خود دوخته، از طرف دیگر بزرگترین احکام را حجج اسلامیه در اعانه تبریزیان دادهاند. هیچ راهی در تسامح و تساهل به نظر نمیرسد. این موقعی است که تاریخ عالم باید شرف ملی ایرانیان را ثبت نماید. بزرگترین بدنامیهای تاریخی برای یک ملت، بی اعتنایی یا بیحسی آنها در اینگونه مواقع نازک است .وَ ما عَلَینا اِلا البَلاغ[۱].
**پاورقیها:**
[۱] سیاسی
[۲] بیوگان: زنان بیسرپرست
[۳] یاری طلبیدن
[۴] دوستان، یاوران
[۵] مفتدیان دین: علما، سروران
[۱] و ما علینا الا البلاغ: ما وظیفهای جز اعلان نداریم.
[۳] قوت لایموت: غذای بخور و نمیر
[۴] آلافوالوف: ثروت و دارایی فراوان
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)