کنشگران / عالمان دینی

متن کامل گزارش

و اما مسئله مشروطه‌خواهی که نوشتید سبب فساد و افساد و اتلاف نفوس و اموال شده، گویا غرض این بوده که چرا تأیید مشروطیت و امر به خوبی بلکه وجوب آن می‌کند؟ اولا، از شما سئوال می‌کنیم: ما نوشتیم [به] اهل ایران و شیعیان آنجا که دولت را مشروطه بکنید و عالَم استبداد را بر هم زنید، یا این که خلق ایران از ظلم ظالمان و حکام و ولات به تنگ آمدند، از جان خود سیر شدند، یک دفعه تماماً مشروطه‌طلب شدند؟ جمیع مراتب آنها از علما و تجار و کسبه و زارعین به اجمعهم نوشتند به ما جمیع ولایات نه یک نفر بلکه هر بلدی الی به ما شاء الله حتی از تبریز چقدر خطوط و تلگرافات در مدح مشروطه و ذم استبداد آمد و ما هم تأمل کردیم به آن معنی مشروطه که به عقل ما گنجیده و خواهیم گفت، پسندیدیم. و ثانیاً، این که معنی مشروطه اگر این است که احکام شرعیه و عمل به تکالیف شرعیه مشروط است به صلاح و صوابدید چند نفر از عقلاءِ مملکت که اگر صلاح ندانند مثلا زکوه نباید داد، و حج نباید رفت، و هکذا؛ لعنت خدا بر چنین مشروطه‌خواه و حامی چنین مشروطه‌خواه. معقول است که علما چنین بگویند؟ و اگر معنی مشروطه، یعنی دولت و سلطنت و احکام دولتی و رفتار حکام و ولات و احکام سیاسی باید مشروطه باشد به تصویب عقلاءِ اهل مملکت که وکلاءِ ملت هستند تا جلوگیری از ظلم آنها بکنند و به اندازه‌ای ظلم کم کرده شود، یا آن که احکام شرعیه سر جای خود باشد بدون نقص و فتور و مراد از حریت و آزادی از ظلم ولات و حکام باشد، این معنی مشروطه را کدام عامل دیندار می‌گوید بد است؟ مگر خر باشد یا بی‌دین که بخواهد ظلم کند. و اگر بفرمایید این معنی مشروطه است لکن مردم آن را به معنی دیگر اخذ نمودند - چنانچه مجتهد شما تلگراف کرده بود مشروطه کَلِمَهُ حَقّ یُرادُ بها الباطِلُ[۲] یعنی: حق و واقع و خوب است و اگر حمل بر معنی بد نمودند - جواب این است: اولاً، حمل بر بد ننمودند. همه می‌دانند مشروطه یعنی چه و این فساد ...[۳] آن چیز دیگر است که خواهم عرض نمود. و ثانیاً، سلّمناء چنین است، تقصیر ما چیست؟ ما حق گفتیم، بعضی حمل بر باطل کردند و اگر بفرمایید مشروطیت به این معنی خوب، بلکه نهی از منکری است واجب و لازم، عقلاً [و] شرعاً، ولکن مستلزم این مفاسد است، نباید اقدام کرد. جواب: اولا، معلوم نیست در قتل نفوس و تلف مال و هَتک عِرض[۱] زیاده از زمان استبداد باشد. نهایت این است آن زمان آحاد حکام و ولات و ارباب‌ها به آحادِ اشخاص می‌کردند و هیچ فریاد وادیناه بلند نبود. چقدر حکام و شاهزادگان کشتند اشخاصی را و مال آنها را بردند. اگر فراموش گردیده حقیر فراموش نکردم در این زمان [همان کارها را افراد] سِفلِه و رَجّاله[۲] می‌کنند. و چقدر در زمان استبداد برای ما نقل کردند از ارباب‌ها که هرکس در دهاتِ او عروسی داشتند باید شب اول عروس را ببرند پیش آن ارباب. مرقوم فرمودید ساوجبلاغ[۳] را تسلیم عثمانی کرده‌اند. جناب حاجی! اختلاف عشایر در سرحد یا اختلاف در دولت چه ربطی و دخلی به مشروطه و غیرمشروطه دارد؟ یا این که اصل این خبر دروغ است. مگر فراموش نمودید شیخ عبیدالله[۴] در چند سال قبل چقدر نفوس در آنجاها تلف کرد؟ و ثانیاً، قبول کردم که فساد این زمان بیشتر و بدتر است، لکن این نه جهت آن است. معنی مشروطه را نفهمیدند، حمل بر معنی بد نمودند، و نه به جهت این است که مشروطیت لازم دارد فساد را. سلطنت انگلیس مشروطه است و مسلمانان هند بیشتر از مملکت ایران هستند. اهل مجلس آنها همه دهری و کافرند، هیچ در هندوستان تعدی می‌کنند به مال کسی یا جان و عِرض کسی؟ و یا مسلمانان آنجا ترک عمل تکالیف شرعیه کرده و می‌کنند که ما مشروطه هستیم؟ بلکه این مفاسد در ایران جمله به جهت تحریکات اهل ظلم و استبداد است. می‌خواهند اشاعه این مفاسد بکنند تا قلوب اهل ایمان را از مسئله مشروطیت سلطنت منصرف کنند و برگردانند به ترتیب سابق و به مقاصد فاسده خودشان که ظلم و جور است برسند و بعضی دیگر ارباب عقاید فاسده و غیرمُبالین[۵] در دین چون دولت در مقام جلوگیری و سیاست نیست مقاصد و عقاید فاسده خود را بروز می‌دهند، نه این است که بعضی از اهل مجلس و انجمن، بابی و یا دهری هستند. و ثالثاً، قبول کردم که این مفاسد، لازمه[۶] مشروطیت است، و لکن می‌دانید شیعه در هرجا که هستند از اسلامبول و عراق عرب و قفقاز و هندوستان و غیرها اگر غیرتی و اسمی و رسمی دارند به جهت دولت عجم، یعنی دولت ایران است که دولت شیعه است. اگر این دولت برود و مملکت ایران دست دول اجنبی بیفتد، شیعه ذلیل‌تر از همه طوایف حتی از یهود خواهد شد. و می‌دانید چیزی از دولت ایران باقی نمانده و هفتاد و یا هشتاد کرور[۷] مقروض اجانب و هر ساله شش یا هفت کرور مَداخِل[۱] کمتر از مصارف غیر از منفعت پول و چقدر استیلا و سلطه و سلطنت رعایای دول اجانب بر داخله بوده. قلیل زمانی می‌خواست که ایران از دست برود، ما خیرخواه این دولت و استمرار این دولت هستیم به جهت بقاءِ رسم تشیع و نفوذ کلمه شیعه. اگر چند وقتی مفاسدی نشود که موجب ادراک آن مصلحت عظیمه باشد چرا باید تحمل نکرد؟ مطالب زیاد است تحریر نمی‌توان تمام کرد. کاش در اینجا بودید با هم صحبت می‌کردیم. حرّره الاحقر: عبدالله مازندرانی **پاورقی‌ها:** [۱] هتک عرض: بی‌حرمتی، بی‌ آبرویی [۲] کلام مشهور امیرالمؤمنین (ع) در رد دعوی خوارج: سخن حقی است که از آن مراد باطل شده است. [۳] نام قدیمی مهاباد [۴] شیخ عبیدالله نهری، از مرشدان طریقت نقشبندیه بود و در میان کردهای ایران و عثمانی نفوذ زیادی داشت و در سرحدات دو کشور مستقر بود. به دستور وی نیروهایش در سال ۱۲۹۷ ق به میاندوآب و ارومیه حمله کردند و کشتار بزرگی در آن دو شهر و روستاهای اطراف به راه انداختند. [۵] غیرمبالین: افراد بدون قید و بند [۶] در اصل: لازم [۷] هشتاد کرور: چهل میلیون [۱] درآمد

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)