انتقاد از بی نظمی حکومت فتحعلی شاه قاجار
متن با ستایش از شجاعت و مردانگی سپاه ایران در نبردهای توپخانهای آغاز میشود. سپس، با ابراز تأسف از بینظمی و عدم انسجام در حکومت وقت، بیان میکند که اگر این حکومت از نظم و دوام کافی برخوردار بود، میتوانست مانند پادشاهان کیانی، بر سایر سلاطین برتری یابد و آنها را مطیع خود سازد.

اظهار گلایه از شاه، دولت، مجلس و گروههای سیاسی
متن با ابراز ناامیدی از وضعیت کشور آغاز میشود و وخامت اوضاع را با وجود امید اولیه به بهبود، رو به افزایش میداند. در ادامه، به نقد عملکرد پادشاه، وزرا و مجلس میپردازد و آنها را به بیتوجهی به سرنوشت مملکت متهم میکند. سپس، با اشاره به تلگرافها و اعلامیههای سیاسی، از بیفایدگی بحثهای سطحی انتقاد کرده و خطر دشمنان داخلی را بیش از دشمنان خارجی میداند. در پایان، به صراحت بیان میشود که برخی افراد قصد ضربه زدن به اساس دین را دارند.
انتقاد از حقوقبگیری نمایندگان مجلس شورا
متن با انتقاد از بحث حقوق نمایندگان مجلس شورای ملی آغاز میشود. نویسنده با اشاره به اینکه اکثر نمایندگان افراد متمول و بینیاز هستند و هدف از تشکیل مجلس رفع ظلم و اجحاف است نه کسب منافع شخصی، دریافت اجرت برای انجام واجبات عینی (مانند نشر عدل و امر به معروف) را حرام میداند. در ادامه، پیشنهاد میشود که اگر برخی نمایندگان واقعاً نیازمند هستند، میتوان از قاعده «لاضرر ولاضرار» برای تعیین حقوق آنها استفاده کرد، اما این امر باید پس از انجام امور مهمی چون اتمام نظامنامه اساسی، تأسیس بانک ملی و تعدیل بودجه صورت گیرد. نویسنده تأکید میکند که مذاکره بر سر حقوق در شرایط فعلی، شأن مجلس را پایین میآورد و دستاویزی برای منافقین و مستبدین میشود. در پایان، با مقایسه با مجالس اروپایی، بیان میشود که اگرچه در برخی کشورها حقوقی برای وکلا در نظر گرفته نمیشود و در برخی دیگر پس از خدمات فراوان، حقالوکاله جزئی دریافت میکنند، اما در ایران نیز باید پس از انجام مسائل اصلی و با متانت و وقار، حقوقی برای همه، حتی خدمه مجلس، تعیین شود. همچنین پیشنهاد میشود که تجار و اعیان مجلس به وکلای نیازمند کمک کنند تا زمان تعیین رسمی حقوق فرا رسد.
مشخصنبودن حدود وظایف وزرا و پیشنهاد مصالحه مجلس با حاج شیخ فضل الله نوری
متن با گلایه از عدم اجرای نظامنامه داخلی مجلس و تحریف مذاکرات توسط وقایعنگاران جراید آغاز میشود. سپس به نقد عملکرد وزرا و اعضای مجلس میپردازد و تأکید میکند که وظیفه اصلی مجلس، قانونگذاری برای تنظیم امور وزرا و حکام است تا عدالت برقرار شود و از هرج و مرج جلوگیری گردد. در ادامه، به اهمیت قانون در نظمبخشی به مملکت و جلوگیری از ظلم و تعدی اشاره میکند. نویسنده از عدم اقدام مجلس در اصلاح بودجه و تأسیس بانک ملی انتقاد کرده و تناقض در تصمیمگیریهای مجلس را زیر سؤال میبرد. در پایان، پیشنهاد میکند که مجلس برای اتمام حجت با متحصنین در حرم حضرت عبدالعظیم (شیخ فضلالله نوری و یارانش) مکاتبه کرده و خواستههای آنها را به صورت کتبی دریافت کند تا در صورت صحت، پذیرفته شود و در غیر این صورت، با ادله و براهین رد و در روزنامهها منتشر گردد تا شبهات برطرف شود.
حقوق بشر
سخنرانی با تأکید بر حقوق ذاتی انسانها آغاز میشود و بیان میکند که این حقوق فارغ از جایگاه اجتماعی، ثروت، دین یا نژاد برای همه بشر ثابت است. سپس به نقد شدید حکام و اعیان مملکت میپردازد که رعایا را همچون حیوان فرض کرده و حقوق آنها را نادیده میگیرند و این وضعیت را ناشی از تملق شاعران و چاپلوسان میداند. در ادامه، به مقایسه با حکومت عادلانه کریمخان زند میپردازد که خود را «وکیلالرعایا» مینامید و این رویکرد را نمونهای از سلطنت مشروطه میداند. سپس به دو نوع استبداد جسمانی (حکام ظالم) و روحانی (علمای سوء) اشاره میکند. استبداد جسمانی را با مثالهایی از ظلم حکام و فساد اداری و مالیاتستانی بیرویه شرح میدهد و وضعیت اسفناک سربازان را نتیجه این فساد میداند. برای اصلاح امور نظامی، پیشنهاد میکند که کار به اهلش سپرده شود و ظلالسلطان را برای وزارت جنگ مناسب میداند، مشروط بر اینکه وزیر جنگ تابع قانون و مسئول در برابر مجلس باشد. در بخش استبداد روحانی، به علمای دنیاپرست و فاسق میپردازد که با اعمال خود، دین مردم را متزلزل میکنند و با استناد به احادیث، آنها را بدترین فقها میخواند. در پایان، به اهمیت شناخت حقوق فردی و ملی اشاره میکند و ملت ایران را به دلیل غفلت و جهل، «ملت میته» مینامد. همچنین به بیتفاوتی نسبت به قراردادهای خارجی (مانند قرارداد ۱۹۰۷) که سرنوشت ایران را تعیین میکنند، انتقاد میکند و وضعیت مجلس شورای ملی را نیز به دلیل عدم وجود وکلای کاردان و متدین، نامطلوب میداند و خواستار حضور افراد شایسته در مجلس میشود.

ایجاد هرج و مرج توسط انجمنهای سیاسی
متن با اشاره به فداکاریها برای تشکیل مجلس آغاز میشود و سپس به انتقاد از تعدد انجمنهای سیاسی و دخالت آنها در امور کشور میپردازد. در ادامه، به مسئله تقلب در انتخابات وکلا و عدم رسیدگی به اعتبارنامههای آنها اشاره شده و این موارد را از عوامل اصلی فساد و هرج و مرج در مملکت معرفی میکند. در پایان، با ذکر مثالی از انجمن نانوایان، بر لزوم اصلاح وضعیت انجمنها برای جلوگیری از بینظمی تأکید میشود.

شرح اوضاع نابسامان کشور و مذمت بی تفاوتی و بی عملی مسئولان
متن با اشاره به ویرانی بیسابقه ایران در مقایسه با سایر کشورها آغاز میشود و به عدم اقدام قاطع ملت برای رفع نواقص و تحکیم مشروطه اشاره میکند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، فساد مسئولان، ظلم به رعایا و تجاوزات به مال و ناموس مردم را به تفصیل شرح میدهد. سپس، نویسنده با لحنی تند، مسئولان حکومتی، نظامیان و افراد بیکفایت را به دلیل بیتفاوتی و خالی کردن خزانه کشور مورد سرزنش قرار میدهد. در پایان، از وکلای مجلس میخواهد که به وظایف خود عمل کنند و از شاه میخواهد که از مجلس حمایت کرده و به سخنان مستبدین توجه نکند. متن با هشدار درباره عواقب تزلزل در ارکان مشروطیت و از دست رفتن ایران به پایان میرسد.
اظهار تأسف از بی توجهی دولت و ملت به تعرضات دولت عثمانی
متن با ابراز حیرت از بیتفاوتی دولت و ملت ایران در برابر تجاوزات عثمانی آغاز میشود. نویسنده با استناد به تاریخ، بیان میکند که هیچ دولتی بدون مقاومت تسلیم نشده و ایران نیز با وجود ضعف ظاهری، توانایی بسیج نیروهای نظامی قابل توجهی از ایلات مختلف را دارد. در ادامه، به توانایی ایران در تأمین توپخانه و اسلحه جدید اشاره میکند و سپس به اصل مطلب میپردازد که تجاوز دو ساله عثمانی به خاک ایران و تصرف بخشهایی از آن، بدون هیچ واکنشی از سوی دولت و ملت، جای تعجب دارد. نویسنده با طرح سؤالاتی، ضعف عثمانی در گذشته و توانایی ایران برای مقابله با آن را یادآور میشود و در نهایت، پیشنهاد میکند که با بسیج ایلات و قطع مواجب بیمورد برخی افراد، میتوان بودجه لازم برای مقابله با عثمانی را تأمین کرد و از ننگ بیغیرتی جلوگیری نمود.
انتقاد از نظرات اقتصادی چیگرایانه تقی زاده و همفکران او
متن با انتقاد از سخنرانیهای تقیزاده و برخی واعظان تبریز آغاز میشود که منجر به بیثباتی و تخریب وضعیت رعیت و مالک شده است. در ادامه، به عدم حضور در انجمنها و بیاعتنایی به آنها اشاره میکند و دلیل آن را به دست اوباش افتادن امور و انجام کارهای نامشروع توسط آنها، از جمله منع «چهار و یک» که حق مالک بوده، میداند. این اقدامات به افزایش تسلط رعیت و ناامنی راهها منجر شده و در نهایت، باعث خرابی مملکت و جسارت همسایگان (روسیه تزاری) شده است. در پایان، به عدم مداخله خود در این امور اشاره میکند و توضیح میدهد که به دلیل مخالفت با مشروطه و عدم پیروی از افکار مشروطهخواهان، او را به صورت محرمانه «مستبده» مینامیدند، در حالی که مردم از واقعیت امر آگاه بودند.
.jpeg&w=3840&q=75)
نگرانی از بروز هرج و مرج روزافزون پس از مشروطه
متن با اشاره به انگیزه اولیه برای برقراری مشروطیت، یعنی تأمین امنیت و آبادی کشور، آغاز میشود. سپس به نگرانی فزاینده از گسترش هرج و مرج و ناامنی در مناطق مختلف پس از استقرار مشروطه میپردازد. در ادامه، با طرح این پرسش که مسئولیت تأمین امنیت بر عهده چه کسی است، به نقد عملکرد سلطان مشروطه و قوه مجریه در این زمینه میپردازد و خواستار ایفای نقش فعالتر آنها در برقراری نظم و امنیت میشود.

گفتگوی خیالی میان شیخ سنتگرا و شوخ متجدد فرنگی مآب
گفتوگویی خیالی میان یک شیخ سنتگرا و یک شوخ متجدد فرنگیمآب، به نقد و بررسی وضعیت ایران در دوره قاجار میپردازد. شوخ با برشمردن مظاهر تمدن غربی مانند کبریت، تلگراف، ساعت، لباس فرنگی و... دین اسلام را باطل میداند. شیخ در پاسخ، ابتدا به صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران اشاره میکند و سپس تأکید میکند که پیشرفتهای مادی ربطی به علم دین و مذهب ندارد. او متجددین را به خودپسندی و جهل مرکب متهم میکند و از عدم تربیت عالمان و حکیمان در مدارس جدید انتقاد میکند. شیخ همچنین به وابستگی ایران به محصولات خارجی و فساد و بیسوادی در دستگاه حکومتی اشاره میکند. شوخ در ادامه، به مزایای سفر به فرنگ و کسب مقام و ثروت در ایران اشاره میکند. شیخ در پاسخ، علم را محک اصلی ترقی میداند و از بیاحترامی به اهل علم در ایران و متروک شدن علوم سنتی گلایه میکند. او همچنین به وضعیت نامناسب مدارس و کتابخانهها و عدم حمایت دولت از چاپ کتب علمی اشاره میکند. در پایان، شیخ از ضایع شدن استعدادها در ایران و رواج منصبفروشی و علمفروشی انتقاد میکند و شوخ نیز با تأکید بر پیشرفتهای علمی غرب، همچنان دین اسلام را بیاثر میداند.
شکایت از قتل و غارت ترکمانان خراسان
نامهای به آیتالله نجفی درباره وضعیت بحرانی خراسان در پی حملات و غارتگری چهار هزار ترکمان. در این نامه، ضمن اشاره به بینتیجه ماندن اصرارها به دولت، از ایشان درخواست شده است که برای جلوگیری از زوال خراسان و آرام کردن هیجان مردم، چارهای بیندیشند و از دولت بخواهند که در این زمینه مسامحه نکند.
عدم رسمیت پادشاهی محمد علی شاه به دلیل نقض سوگند
این نامه با اشاره به سوگندشکنی محمدعلی شاه قاجار، او را فاقد مشروعیت برای پادشاهی میداند و از سلب اطمینان ملت از او سخن میگوید. در ادامه، با لحنی تهدیدآمیز، از مجلس میخواهد که پاسخ صریح دهد و هشدار میدهد که در صورت عدم پاسخ، پنجاه هزار نفر برای جانفشانی عازم تهران خواهند شد.
مرثیه بر اوضاع پریشان کشور و مردم و تأسف از بیتفاوتی و بیعملی مسئولان
این مرثیه با توصیف وضعیت غمانگیز و پر از اندوه وطن آغاز میشود و به کشته شدن جوانان در راه وطن و بیتفاوتی و بیغیرتی مسئولان اشاره دارد. در ادامه، شاعر به وضعیت اسفناک اسلام و مشروطه در ایران، پژمردگی باغ و چمن وطن، و راهزنی برخی وزرا و غرق شدن علما در فساد میپردازد. سپس، به فقر و نداری رعیت و اخبار ناگوار از ویرانی شهرها توسط نیروهای عثمانی و شاهسونها اشاره میکند. در پایان، با تکرار «ای وای وطن وای» و ذکر نام شهرهای مختلف، به وضعیت نابسامان کشور و بیتوجهی اربابان به رعیت میپردازد و با بیان اینکه جز غم چیزی نمیبیند، مرثیه را به پایان میرساند.
استمداد از علماء مجلس برای تأمین امنیت فارس
این نامه با اشاره به شهادت شیخ اصطهباناتی و سید احمد معینالاسلام و اقدامات خشونتآمیز مستبدین، وضعیت بحرانی ملت اسلام، علما و مشروطهخواهان را در فارس تشریح میکند. در ادامه، از غفلت آیتالله بهبهانی و طباطبائی و همچنین دولت و مجلس در رسیدگی فوری به این اوضاع انتقاد شده و تأکید میشود که این غفلت به خرابی مملکت منجر خواهد شد.

انتقاد شدید از سکوت و عدم اقدام مجلس و علمای تهران در برابر شهادت شیخ محمد باقر اصطهباناتی
این نامه با لحنی تند و انتقادی، سکوت و عدم واکنش مجلس و علمای تهران را در برابر شهادت شیخ محمدباقر اصطهباناتی محکوم میکند. در ادامه، به جزئیات فجیع این واقعه، از جمله دعوت شهید به مجلس ختم قوام، شلیک هجده گلوله به او و غارت لباسهایش اشاره شده و با طرح این پرسش که اگر رئیس اسلام چنین سرنوشتی داشته باشد، حال مسلمانان چگونه خواهد بود، به پایان میرسد.
تداوم فتح و غارت مشروطهخواهان شیراز
نامه با خطاب به حجج اسلام نجفی و حاجی آقا نورالله آغاز میشود. در این نامه، نویسندگان به عدم اجرای حکم انتقام و مجازات قاتلین شهدای سادات و علمای اعلام اشاره میکنند و بیان میدارند که این افراد همچنان به قتل و غارت و شهید کردن مشروطهخواهان ادامه میدهند. در پایان، با طرح پرسشی مبنی بر اینکه مسلمانان تا کی باید در ترس و تحصن باشند و با استناد به آیهای از قرآن کریم، به وضعیت موجود اعتراض میشود.

اظهار نگرانی از اقدامات تهدیدآمیز محمدعلی شاه قاجار
این نامه با اشاره به تلاشهای قبلی برای تبعید امیربهادر و دیگر درباریان مفسد که استقلال کشور را به خطر انداخته بودند، به اقدامات اخیر محمدعلی شاه میپردازد. در ادامه، به خروج ناگهانی شاه به باغشاه، تشکیل اردو و توقیف برخی سران اشاره شده و از وضعیت نگرانکننده و قطع شدن خطوط تلگراف خبر میدهد. در پایان، اقدامات دربار را به سمت انهدام مشروطیت و مجلس ارزیابی میکند.


انتقاد از تندروی نمایندگان مجلس در مخالفت با محمدعلی شاه و پیشنهاد رفع کدورت فیمابین
نامه با اشاره به جایگاه سید عبدالله بهبهانی در مجلس شورای ملی آغاز میشود و بر لزوم حفظ این جایگاه برای حسن عاقبت امور تأکید میکند. در ادامه، به بدگوییها علیه محمدعلی شاه، تندروی برخی نمایندگان و نفاق میان وکلا اشاره شده که منجر به تصمیم شاه برای مقابله با مجلس و ایجاد ناآرامی شده است. نویسنده پیشنهاد میکند که با وساطت سفارتخانهها، وزرا یا علما، برای اصلاح امور، تفرقه انجمنها و آرام کردن مردم اقدام شود تا مجلس تقویت گردد. در پایان، نویسنده از آمادگی شاه برای درگیری با مجلس خبر میدهد و دلیل اصلی آن را نفاق برخی وکلا میداند که مخفیانه با شاه ملاقات و دستورالعمل دریافت میکنند.
انتقاد شدید از عملکرد دولت در اداره امور جامعه، از جمله گرانی نان

گزارش رسیدگی به علت گران شدن نان در تهران
انتقاد از بیتفاوتی و بیعملی مشیرالسلطنه (صدراعظم) در برابر محمدعلی شاه
متن با حمد و سپاس خداوند آغاز میشود که بندگان خود را با بلایا و محن، به ویژه تصدی نادانان در امور مردم، مبتلا میکند. سپس، نویسنده به شرح ملاقات خود با مشیرالسلطنه میپردازد و از بیتفاوتی و غفلت او در اصلاح امور انتقاد میکند. نویسنده با یادآوری سوابق مشیرالسلطنه در دوران شاهان پیشین، او را به دلیل دیانت و دولتخواهی، شایستهترین فرد برای شرفیابی به حضور شاه و عرضه مفاسد امور و ارائه راه حل اصلاحی میداند. در پایان، نویسنده مشیرالسلطنه را به جبران غفلتها و رهایی از بدنامی دعوت میکند و پیشنهاد میدهد که به جمع شاهزادگان و محترمین در عشرتآباد بپیوندد یا مستقلاً برای آسایش مردم اقدام کند.
انتقاد از بیتفاوتی و بیعملی دولت نسبت به تجاوزات مرزی روسیه به شمال کشور
انجمن ولایتی اصفهان با اشاره به وعدههای دولت مبنی بر رفع تجاوزات و تأمین آسایش ملت و اخراج قوای خارجی، از بیعملی و بیتفاوتی دولت در قبال حوادث خراسان انتقاد میکند. این حوادث شامل قتل مسلمانان، غارت اموال و هتک حرمت مشهد بوده است. متن با لحنی کنایهآمیز، اقدامات دولت را زیر سؤال برده و بیان میکند که اگر رویکرد دولت در مراعات حال ملت و تقویت مشروطیت به همین منوال باشد، ایران به زودی به گلستان تبدیل خواهد شد.
هیجان مراجع و علما از تجاوز روسیه به کشور و اظهار تعجب از بیتفاوتی مسئولان کشور
متن با ابراز نگرانی شدید از مداخله نظامی روسیه در ایران آغاز میشود و به هیجان و اعتراض گسترده علمای شیعه در عراق اشاره دارد که در واکنش به این تجاوز، وظایف خود را ترک کرده و آماده حرکت شدهاند. در ادامه، نویسنده از بیتفاوتی و مسامحه کارگزاران دولت در دفاع از حقوق و استقلال کشور ابراز تعجب میکند و این رویکرد را مورد انتقاد قرار میدهد.

انتقاد از مطالبه گزاف مالیات از اصفهان و توابع
انجمن ولایتی اصفهان در نامهای به وزیر مالیه، به مطالبه مالیات گزاف از مردم اصفهان اعتراض میکند. در ابتدا، انجمن بر پایبندی خود به قوانین مجلس مقدس و نقش اصفهان در پیشبرد مشروطیت تأکید میکند. سپس، با اشاره به وضعیت نابسامان اقتصادی و خسارات وارده به مردم اصفهان در دوران استبداد صغیر و غارتها، مطالبه مالیات را غیرمنصفانه و تحریکآمیز میداند. در پایان، از وزیر مالیه میخواهد که اجرای قوانین مشروطیت را در اولویت قرار داده و از ایجاد هیجان و نارضایتی در مردم اصفهان خودداری کند.
شکایت از ستم ها و تعدیات و شرارت های برخی متنفذان گروس
این نامه با ستایش خداوند و اشاره به رفع استبداد آغاز میشود، اما بلافاصله به محرومیت اهالی گروس از این نعمت به دلیل تعدیات حاج امیر علاءالدین و همدستانش (میرزا ابوالبشر ملانما و افتخارنظام) میپردازد. این افراد متهم به غارت اموال، قتل و تلاش برای تشکیل انجمنی خودسرانه برای پیشبرد مقاصد شخصی هستند. در ادامه، نامه به فرار این متنفذان به خسروآباد و تلاش آنها برای تحریک اشرار و انتشار اخبار کذب اشاره میکند. بخش عمدهای از نامه به درخواست ابقای حاج علیرضا خان امیرتومان به عنوان حاکم گروس اختصاص دارد، زیرا او را حافظ جان و مال مردم و فردی بیطمع و با سیاست میدانند. نویسندگان تأکید میکنند که از ظلم حاکمان غریبه به ستوه آمدهاند و در صورت تغییر امیرتومان، مجبور به ترک ولایت خواهند شد و از وزیر داخله میخواهند که از تجدید ظلم حاکمان غریبه جلوگیری کند.
درخواست انفصال یمینالملک به سبب اختلاس و سوء رفتار
این نامه با اشاره به خیانتهای پیشین یمینالملک در اداره گمرک و اختلاس اموال عمومی، به وزارت خارجه ایران ارسال شده است. در ادامه، به نقش او در دوران استبداد برای فشار بر عدالتخواهان عتبات و اقدامات مخربش علیه ایران اشاره میکند. نامه خواستار انفصال یمینالملک از سمت خود برای اشاعه عدالت و بهبود وضعیت مردم است.
لزوم تشکیل انجمنهای نظارت بر عملکرد مأموران ایرانی در خارج از کشور و تدوین آییننامهای بدان منظور
متن با سلام و تحیت به «انجمن اخوت ایرانیان» آغاز میشود. در ادامه، بر اهمیت نظارت منتخبین ملت بر عملکرد مسئولان برای حفظ اساس مشروطه تأکید شده است. بیان میشود که همانطور که در داخل کشور انجمنهای ایالتی و ولایتی برای این منظور لازم است، در خارج از کشور نیز، به ویژه در نقاط مهمی مانند عراق که محل تردد اتباع ایرانی است، باید انجمنهای رسمی برای مراقبت از عملکرد مسئولان تشکیل شود. به همین منظور، «انجمن اخوت ایرانیان» موقتاً مسئول نظارت بر عدم تجاوز مأموران کارپردازخانه از وظایف مشروطه خود منصوب میشود تا زمانی که نظامنامه رسمی این امر از سوی مجلس ملی و وزارت خارجه تدوین و ابلاغ گردد. در پایان، از کارپردازخانه خواسته میشود که این انجمن را موقتاً به رسمیت بشناسد.

انتقاد از دولت و مجلس و اظهار نگرانی از سرنوشت کشور
متن با انتقاد شدید از عملکرد مجلس شورای ملی آغاز میشود و بیان میکند که مجلس تاکنون در اصلاح امور کشور کاری انجام نداده و وقت خود را صرف امور حاشیهای کرده است. سپس به مقایسه وکلای فعلی با وکلای سابق میپردازد و هر دو گروه را به دلیل ترس یا طمع، ناکارآمد میداند. در ادامه، نویسنده به دخالتهای دولت روسیه در ایران و وحشیگریهای قزاقهای روسی اشاره میکند و این اقدامات را عمدی برای تحریک ایران میداند. نویسنده از بیتفاوتی اولیای امور و وکلای مجلس در قبال این وضعیت انتقاد کرده و ابراز ناامیدی میکند که نه از وکلا، نه وزرا، نه ملت و نه علما کاری برای دفع شر دولت روس برنمیآید. در پایان، با تکیه بر قدرت الهی و برکات شریعت اثنیعشریه، به آینده ایران امیدوار است و پیشبینی میکند که دولت روس به مکافات اعمال خود خواهد رسید و ایران با وجود ضعفهای داخلی، حفظ خواهد شد. همچنین، از برگزاری جلسات سری در مجلس انتقاد میکند و آن را مخالف با اصول مشروطیت و پارلمان میداند.
تقلب انجمن آذربایجان در انتخابات نمایندگان دوره دوم مجلس شورای ملی
این نامه با انتقاد از وضعیت وکلای آذربایجان در مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تقلب و دسیسه در انتخاب آنها اشاره دارد. نویسنده به بیلیاقتی و بیعلمی منتخبان و همچنین عدم رعایت شرایط انتخاب برای برخی افراد، از جمله سید حسن تقیزاده، اشاره میکند. در ادامه، به تلاش اعضای انجمن برای تقویت جناح خود از طریق معرفی افراد غیربومی و فاقد بصیرت محلی برای نمایندگی آذربایجان میپردازد. در پایان، نویسنده به اشتباه بزرگ مسئولان تهران در تبعید محمدعلی شاه به روسیه اشاره کرده و این اقدام را خیانت و جهالت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
شکایت از نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی
نامهای به مستشارالدوله درباره دریافت مکاتبات خصوصی و نامطلوب از تهران و انجمن ایالتی تبریز که حاوی اتهامات و مطالب مغرضانه علیه نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی است. نویسنده با اشاره به فداکاریهای مردم آذربایجان در راه مشروطیت، این اتهامات را ناشی از اغراض شخصی و موجب تنزل جایگاه ملی میداند. در پایان، از مستشارالدوله درخواست میشود تا در مورد این مکاتبات و رفتار نمایندگان آذربایجان به انجمن ولایتی اطلاعرسانی کند و به شایعات جراید اسلامبول نیز پاسخ دهد تا حیثیت وکلای آذربایجان حفظ شود.
درخواست از ملا محمدکاظم خراسانی جهت رفع شر قوامالملک شیرازی و کارگزارانش از مردم فارس
نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی توفیق برای او در جهت آسایش ملت و ترقی اسلام آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفناک مردم فارس به دلیل اقدامات مستبدانه خاندان قوامالملک اشاره میکند و از اخراج فجیع دو مجتهد کرمانی توسط آنها ابراز تأسف میکند. در ادامه، نویسنده به فسادها، قتلها، هتک حرمتها و غارت اموال مسلمانان مشروطهخواه در لار، جهرم و شیراز توسط این خاندان اشاره کرده و بیان میکند که این اقدامات هنوز از یادها نرفته است و اکنون نیز در کرمان به فساد دامن میزنند. در پایان، نویسنده تأکید میکند که تا زمانی که این خاندان خبیث و کارگزارانشان از میان نروند، ملت اسلام به مقاصد خود نخواهد رسید و افسوس میخورد که تلگراف ظلالسلطان مانع از مجازات آنها در گذشته شده است.

اعتراض شدید به عدم اعزام حاکم
متن با خطاب به مجلس شورای ملی و کابینه وزرا آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به تأخیر ششماهه در اعزام حاکم به استرآباد اعتراض کرده و با اشاره به دخالتهای داخلی و خارجی، خواستار تعیین تکلیف فوری وضعیت این شهر میشوند. در پایان، تأکید میشود که اگر قرار بر عدم اعزام حاکم است، باید صریحاً اعلام شود؛ در غیر این صورت، شاهزاده امانالله میرزا باید فوراً به سمت استرآباد حرکت کند.
انتقاد و شکایت از مماشات و اغماض دولت نسبت به هتاکیهای حاکم بوشهر نسبت به خود و درخواست عزل او
نامه با ابراز ارادت و تشکر آغاز میشود و به تأخیر در پاسخگویی به عرایض متعدد و تلگرافات مراجع تقلید در خصوص واقعهای فجیع اشاره دارد. نویسنده با استناد به حدیث «خَیرُالمَقال ما صَدقَه الفِعالُ» و با تکیه بر رضایت امام عصر (عج) و جایگاه مراجع و وزارت، خواستار اقدامات مؤثر در برابر استبداد و هتاکیهای دریابیگی حاکم بوشهر میشود و شبهات فریبکارانه او را که با دستاویز انجمن ایالتی استبدادیه مطرح شده، رد میکند. در ادامه، به تدریجی بودن امور اشاره میکند اما تأکید دارد که تأخیر در این مورد خاص، موجب دلتنگی مراجع و عدالتخواهان خواهد شد. نویسنده به استدعانامهای از سوی سید شبّر و تجار بندر لنگه به آیتالله خراسانی اشاره میکند که ایشان دستور دادهاند عیناً به وزیر ارسال شود. سپس، به اقدامات خود و تأیید آن توسط جرایدی چون حبلالمتین و خاورستان اشاره کرده و بیان میکند که اهالی لنگه بیغرض هستند و جایی برای صحبتهای مغرضانه دریابیگی باقی نمیماند. نویسنده شایعات مبنی بر درخواست اداره گمرک برای ابقای دریابیگی را رد کرده و آن را موجب مطایبات مراجع میداند. او دریابیگی را مسبب تنفر و یأس عدالتخواهان و مطلقالعنان شدن اشرار میداند و خواستار استرداد اموال غارتشده خود و بستگانش به مبلغ بیست هزار تومان و تعمیر خانهاش میشود و تأکید میکند که دریابیگی شرعاً و قانوناً مسئول جبران خسارت است. در پایان، به نامهای از دریابیگی اشاره میکند که خواستار حضور وکیل نویسنده در بوشهر برای حل مسئله اموال شده، اما نویسنده این درخواست را خلاف قانون میداند زیرا تمام اداره عسکریه تحت امر حکومت محلی است. نامه با دعای خیر و ارجاع به مرقومه آیتالله خراسانی که از تفرعن دریابیگی ابراز نگرانی کرده، به پایان میرسد.

انتقاد از بیمسئولیتی سیاسیون مشروطهخواه پس از فتح تهران و بیتوجهی به سرنوشت کشور
این شعر با لحنی انتقادی و تند، به نقد عملکرد سیاسیون مشروطهخواه پس از پیروزی مشروطه میپردازد. در ابتدا، به ویرانی کشور و مایه ننگ بودن خود و مخاطب اشاره میکند و سپس به اختلافات داخلی، اتهامزنیها و بیکفایتیها میپردازد. در ادامه، به نقش مخرب هر دو گروه (مستبد و مشروطهخواه) در تخریب وطن اشاره میکند و با کنایه به سوءاستفاده از مردم و بدتر شدن اوضاع ایران میپردازد. در پایان، با مقایسه خود و مخاطب با خر و اشاره به حقارت در برابر بیگانگان و درگیریهای داخلی، وضعیت اسفناک کشور را نتیجه عملکرد این افراد میداند و از آیندهای پر از فتنه ابراز نگرانی میکند.
وادار کردن حاکم بوشهر (دریابیگی) به جبران خسارات وارده به سید مرتضی اهرمی و اعاده حیثیت وی
نامهای به حاکم بوشهر (دریابیگی) نوشته شده است که در آن به او یادآوری میشود که مسئولیت جبران خسارات وارده به سید مرتضی اهرمی و اعاده حیثیت او بر عهده اوست. در این نامه تأکید شده که هدف، صرفاً جوابپردازی و راضی کردن ظاهری نیست، بلکه باید خانه سید مرتضی اهرمی تعمیر و اموال غارت شده او بازگردانده شود و شرف و استقلال او اعاده گردد. در پایان نامه، به حاکم بوشهر هشدار داده میشود که اگر به این تکلیف شرعی و قانونی عمل نکند، ممکن است فرد دیگری برای حل این مسئله اقدام کند.

اظهار گلایه از بیتوجهی مجلس به آرای مردم کاشان
این نامه با گلایه از بیتوجهی مجلس به آرای مردم کاشان آغاز میشود. نویسندگان به نمایندگان مجلس اعتراض میکنند که چرا با وجود گزارشهایی مبنی بر بطلان انتخاب دو وکیل کاشان، شیبانی را میپذیرند و غفاری را نمیپذیرند، و خواستار توضیح علت این تفکیک هستند. آنها هشدار میدهند که پذیرش شیبانی باعث جسارت برخی وکلای سابق و ناظران شده و منجر به تشکیل غیرقانونی انجمن نظار و انتخاب افراد نالایق خواهد شد. در پایان، از مجلس میخواهند که اگر مشروطه حقیقت دارد، مأموری برای نظارت بر انتخابات قانونی بفرستد، در غیر این صورت صراحتاً اعلام کند که کاشان حق انتخاب ندارد و مجلس خود وکیل را انتخاب کند.
شرح صدمات و ستم های وارده بر خود از سوی مستبدین
این نامه با اشاره به خدمات ملی نویسنده در دوره استبداد صغیر و نقش او در برچیدن هیئت استبدادی بوشهر و تشکیل مجلس، به ستمهای وارده از سوی دریابیگی، حاکم بوشهر، میپردازد. نویسنده شرح میدهد که چگونه خانهاش با توپ ویران و اموالش غارت شده و خود او به مدت یک ماه زندانی گشته است. با وجود وساطت مراجع نجف، به ویژه آخوند خراسانی، و تلگرافهای متعدد به سپهدار اعظم و وزارت داخله برای جبران خسارات، دریابیگی از اجرای احکام سرپیچی کرده و تنها به صورتسازی و پاسخهای دروغین اکتفا نموده است. نامه با گلایه از عدم رسیدگی به دادخواهی او و اشاره به رونوشت خطابه آخوند خراسانی به دریابیگی، به پایان میرسد و از خداوند طلب یاری میکند.

اعتراض شدید نسبت به تظلمات مأموران مالیاتی
متن با اشاره به عدم دریافت پاسخ از مجلس پس از اظهار وضعیت نابسامان، به تراکم ظلم و تعدی مأموران مالیاتی اشاره میکند. در ادامه، اعلام میشود که انجمن ولایتی یزد به دلیل شرایط موجود و احساس تکلیف شرعی، از روز شنبه پانزدهم تعطیل خواهد شد و اعضا به انتظار و صبر روی خواهند آورد.
درخواست رسیدگی به مظلومان و ضعفا
متن با اشاره به گذشت هفت ماه از تغییر سلطنت و انتظار مردم برای برقراری نظم آغاز میشود. سپس به ورود والی جدید به تبریز و تلاشهای اولیه برای برقراری نظم اشاره میکند، اما تأکید دارد که با وجود این تلاشها، اوضاع داخلی آذربایجان رو به وخامت است. نویسنده به نقش خود در نصیحت و ارشاد مردم اشاره میکند و بیان میدارد که وظیفه روحانیون، وعظ و منع مردم از شورش است، اما قوه اجراییه در دست آنها نیست. در ادامه، وضعیت نابسامان آذربایجان، افزایش یأس مردم و پایمال شدن حقوق ضعفا را تشریح میکند و به مقاومت مردم تبریز در برابر استبداد اشاره دارد. در پایان، با تأکید بر اینکه از دست افراد ضعیفی مانند او کاری ساخته نیست، از مخاطب (سیاستمدار و آگاه به امور سیاسی) میخواهد که به وضعیت مظلومان رسیدگی کند و شکایت خود را به تهران نیز میرساند.
.jpeg&w=3840&q=75)
شکایت از ستم و اجحاف مأموران اداری و لشکری دولت مشروطه
متن با اشاره به تهاجم اجانب و رفتارهای استبدادی مأموران دولتی و مجاهدنماها آغاز میشود و به فساد حکام و ادارات اشاره میکند. نویسنده ابتدا از ناامیدی و واگذاری امور به خدا سخن میگوید، اما سپس با استناد به آیات و روایات، بر لزوم تلاش و تغییر از سوی خود مردم تأکید میکند. در ادامه، به اهمیت تهذیب اخلاق و اصلاح سه مجرای «حلق، جلق و دلق» (شکمپرستی، شهوترانی و زبان) برای اصلاح جامعه میپردازد. نویسنده از مسئولان میخواهد که با جدیت با مفسدین برخورد کنند و به جای انتصاب افراد فاسد، از جوانان تحصیلکرده و بااخلاق در مناصب حکومتی استفاده شود. در پایان، به خطر تسلیم شدن به اجانب و از دست رفتن استقلال کشور هشدار میدهد و وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی را نتیجه بیکفایتی و فساد داخلی میداند.
تعطیلی انجمن ولایتی به سبب مظالم مأموران دولتی و بیاعتنایی دولت
انجمن ولایتی یزد، خطاب به مجلس شورای ملی، از عدم پیشرفت در اهداف ملی و سلب امنیت و تعویق مالیاتی گلایه میکند. این انجمن با اشاره به تظلمات و تعدیات مأموران دولتی و عدم مساعدت قوه مجریه، اعلام میکند که چارهای جز تعطیلی ندارد و خواستار رسیدگی فوری است.
تفرقهافکنی تقیزاده میان رجال انقلاب و هشدار نسبت به آن
نامهای از نجف به نویسنده میرسد که در آن از افزایش نفوذ تقیزاده در تبریز و تلاش او برای تخریب جایگاه میرزا علی ثقهالاسلام تبریزی و ایجاد تفرقه میان سردار ملی و ایالت خبر داده میشود. همچنین اشاره شده که تقیزاده با ارسال مطالب جعلی به تهران، ذهن وزیر جنگ را مغشوش کرده است. نویسنده قصد دارد برای بررسی بیشتر به نجف سفر کند و پس از مشاهده اسناد، تصمیم مقتضی را اتخاذ نماید. در پایان، تقیزاده را فردی مغرور و نادان توصیف میکند که به ریشه اسلام ضربه میزند و برای ملت ایران خطرناک است.
ناتوانی دولت و مجلس در ایجاد آرامش در کشور
متن با اشاره به پیشرفت تدریجی همسایگان ایران (روس و انگلیس) در امور سیاسی و نظامی کشور آغاز میشود و به عنوان نمونه به حضور قشون روس در قزوین و قشون انگلیس در شیراز اشاره میکند. سپس به ماجرای اخراج سردار ملی و سالار ملی از آذربایجان به درخواست روسها میپردازد و این اقدام را نشانهای از ضعف دولت و مجلس در برابر فشارهای خارجی میداند. در ادامه، نویسنده به نقشه تقسیم ایران توسط روس و انگلیس اشاره کرده و رقابت این دو دولت با آلمان را بهانهای برای پیشروی بیشتر در ایران تلقی میکند. بخش بعدی به ناتوانی دولت جدید در برقراری امنیت در کشور، به ویژه در مناطق جنوبی، میپردازد و این وضعیت را بدتر از دوره استبداد صغیر میداند. نویسنده از وزرا و وکلای مجلس به دلیل عدم توجه به وضعیت بحرانی جنوب و بیحاکم ماندن برخی مناطق مهم مانند بلوچستان و فارس انتقاد میکند و خواستار اقدام فوری برای برقراری امنیت و مقابله با نهاجمات خارجی میشود. در پایان، متن با تأکید بر مسئولیت وزرا و وکلا در حفظ استقلال و امنیت کشور، از آنها میخواهد که از سکوت و تجاهل در برابر اقدامات محمدعلی شاه درس بگیرند و به جای بحثهای بیحاصل، امنیت مملکت را از وزرا بخواهند.
شماتت حیف و میل کمکهای مردمی
متن با اشاره به جوش و خروش ملت ایران در همراهی با دولت و انتشار اخباری در روزنامههای «ایران نو» و «مجلس» درباره مفتاحالسلطنه آغاز میشود. سپس به یادآوری دوره صدارت امینالدوله و حیف و میل وجوه اعانه در آن زمان میپردازد و با استناد به ضربالمثل «الولد سر ابیه»، این حیف و میلها را تکرار تاریخ میداند. در ادامه، به خدمات مفتاحالسلطنه به انگلیسیها و نقش او در تضعیف جایگاه شاهنشاهی ایران اشاره میکند و از معاون وزارت خارجه به دلیل دفاع از مفتاحالسلطنه و تلاش برای مشتبه کردن امر بر مجلس انتقاد میکند. در پایان، از وکلای مجلس میخواهد که در این موضوع تحقیق جدی کرده و اجازه ندهند سیزده هزار تومان از اموال ملت حیف و میل شود و تأکید میکند که اگر این مسئله بدون نتیجه بماند، اعتبار دولت نزد ملت از بین خواهد رفت و باید مواجب گرفته شده از مفتاحالسلطنه بازپس گرفته شود تا عبرتی برای سایر مأمورین باشد.
اظهار ناامیدی از دولتمردان و نمایندگان در جهت اصلاح امور کشور
متن با بیان این عقیده عمومی آغاز میشود که وکلا و وزرا به دلیل تطمیع و تهدید از سوی دولت روسیه، تمایلی به انجام وظایف خود ندارند. در ادامه، نویسنده به این نتیجه میرسد که نه از وکلا و وزرا کاری برای اصلاح امور کشور برمیآید و نه از ملت، زیرا در گذشته علما و بزرگان با اتکا به حمایت مردم، بر دولتمردان فشار میآوردند و پیشرفتهایی حاصل میشد. اما اکنون، برخی از علما و وکلا تطمیع شدهاند و برخی از وزرا نیز به عوامل روسیه تبدیل شدهاند، که این وضعیت مانع از هرگونه اقدام مؤثر برای بهبود اوضاع شده است.
دستاوردهای معکوس از مشروطیت
متن با اشاره به بحرانهای مکرر کابینه وزرا در دوران مشروطه آغاز میشود و نگرانی از پیامدهای منفی این تغییرات را بیان میکند. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای معارف، عدلیه و مالیه اشاره شده و تأکید میشود که وزرا به جای انجام وظایف تخصصی خود، تنها به دنبال منافع شخصی هستند. سپس، نویسنده به این نتیجه میرسد که تمام اقدامات و حرکات مشروطهخواهان، به جای آبادی و آسایش، منجر به هرج و مرج، قتل و غارت و عدم امنیت شده است. در پایان، به انحراف مجلس شورای ملی از اهداف اصلی خود و نیز رفتار ظالمانه فاتحین و مجاهدین با مردم، که حتی از دوران استبداد نیز بدتر است، انتقاد میشود.
انتقاد از بیمسئولیتی وزراء و نمایندگان مجلس و بیتوجهی مردم به حقوق خود
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا وکلا و وزرا به وظایف ملی و دینی خود عمل نمیکنند، در حالی که کشور مشروطه است و اصلاح امور و جلوگیری از مفاسد بر عهده آنهاست. سپس به نقد عملکرد مجلس اول و دوم در زمینه آبادی کشور، حفظ مرزها، جلوگیری از مفاسد و اخراج قوای روس میپردازد. در ادامه، نویسنده این بیکفایتی را خیانت به مشروطیت و ملت میداند، چرا که آنها به کلامالله قسم خوردهاند. در بخش دوم، متن مسئولیت این وضعیت نامساعد را متوجه ملت میداند، زیرا جهل و عدم مطالبه حقوق توسط مردم، آنها را دستخوش مستبدین و دزدان داخلی و خارجی کرده است. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که آگاهی ملت از حقوق خود، موجب زنده شدن ملت مرده و ترس قوای مقننه و مجریه از آنها خواهد شد.
درخواست رفع غائله نایب حسین کاشی از مردم کاشان
این نامه با شرح سابقه چهل ساله غارتگریهای نایب حسین کاشی و اتباعش در کاشان آغاز میشود که از دوره ناصری و مظفری آغاز شده و با شروع مشروطیت شدت یافته است. در ادامه، به ناکامیهای مکرر دولت در دستگیری او و خیانت مأمورین اشاره میشود. سپس، اقدامات خشونتبار نایب حسین و یارانش از جمله قتل، غارت اموال، هتک نوامیس و تصرف قورخانه دولتی تشریح میگردد. نامه به اعزام نیروهای دولتی و مجاهدین گارد فاتح و عدم موفقیت آنها در سرکوب اشرار میپردازد و خسارات مالی و جانی وارده به مردم و نیروهای دولتی را بیان میکند. در بخش بعدی، تصرف کاشان توسط نایب حسین، تعطیلی ادارات دولتی، انتشار اعلامیههای ضد مشروطه و جنایات فجیع او علیه مشروطهخواهان و مردم عادی، از جمله قتل، غارت و هتک حرمت، به تفصیل ذکر میشود. در پایان، نامه به نقش تحریکآمیز کارکنان همسایه شمالی (روسها) در تقویت اشرار اشاره کرده و هشدار میدهد که اگر دولت به این مسئله بیتوجهی کند، وضعیت وخیمتر شده و اشرار با حمایت خارجی، قدرت بیشتری خواهند یافت. همچنین تأکید میشود که این مسئله صرفاً یک راهزنی ساده نیست، بلکه یک توطئه با محرکهای قوی خارجی است که اعتبار دولت را در منطقه از بین برده است.
توجه مسئولان کشور به وظایف اصلی خود و اظهار نگرانی از فعالیتهای ضد مذهبی در جامعه
این نامه با اشاره به اهداف اصلی نهضت مشروطه، از جمله حفظ دین، آبادانی کشور، ترقی ملت و اجرای احکام مذهب، به انتقاد از انحرافات موجود در مسیر مشروطیت میپردازد. در این متن، نگرانی از جایگزینی یک استبداد با استبدادی دیگر و صرف بودجه کشور در مسیرهای نادرست به جای تقویت قوای نظامی و مقابله با نفوذ بیگانگان مطرح شده است. همچنین، نویسندگان به جای اجرای تمدن اسلامی، شاهد فعالیتهای ضد مذهبی و نابودی جامعه دینی هستند.


بی تفاوتی و ناتوانی مسئولان کشور نسبت به مشکلات داخلی و مداخلات خارجی
متن با اشاره به آرزوی دیرینه ملت ایران برای رهایی از استبداد و تشکیل مجلس و دولت مسئول آغاز میشود. سپس به این نکته میپردازد که با وجود تحقق این آرزو، مشکلات کشور نه تنها حل نشده بلکه تشدید نیز یافته است. نویسنده به بیحسی و بیهمتی ملت و مسئولان، تهاجمات خارجی (روس و انگلیس)، هرج و مرج داخلی، و خطر از دست رفتن استقلال ایران اشاره میکند. در ادامه، به نقد عملکرد وکلای مجلس و وزرا میپردازد که به جای خدمت به ملت، به دنبال منافع شخصی و افزایش مواجب خود هستند و در تأمین امنیت و استقلال کشور کوتاهی میکنند. در بخش پایانی، به تحلیل روانشناسی جمعیت و چگونگی تأثیرگذاری بر افکار عمومی میپردازد و بیان میکند که حوادث بزرگ و تأثیرگذار، بیش از حوادث کوچک و متعدد، بر خیال جمعی اثر میگذارند و خطبا باید با بزرگنمایی مطالب، قلوب مردم را جذب کنند.
عزل سید حسن تقیزاده از نمایندگی مجلس شورا به سبب فساد مسلک ضد اسلامی او
این اعلامیه با خطاب به مقامات عالیرتبه کشور، از جمله نیابت سلطنت، حجج اسلام، مجلس ملی و کابینه وزارت، آغاز میشود. در ادامه، به صراحت بیان میکند که مسلک سید حسن تقیزاده با اسلامیت مملکت و قوانین شریعت مقدسه در تضاد است و او را از عضویت در مجلس ملی و قابلیت امانتداری آن مقام، شرعاً و قانوناً منعزل میداند. سپس، بر عموم علما، اولیای امور، امنای دارالشورا، امرا و سرداران و آحاد ملت ایران واجب میشمارد که از ورود تقیزاده به مجلس و مداخله او در امور مملکت جلوگیری کرده و او را فوراً از ایران تبعید کنند. هرگونه سهلانگاری در این امر را حرام و دشمنی با صاحب شریعت تلقی میکند. در پایان، توصیه میشود که به جای او فردی دینپرست و وطنپرور انتخاب شود و ملت غیور آذربایجان و سایر انجمنها نیز از این حکم الهی مطلع گردند. این حکم توسط شیخ عبدالله مازندرانی و ملا محمدکاظم خراسانی صادر شده است.


شکایت از وضعیت نابسامان کشور و ناتوانی دولتمردان و نمایندگان مجلس شورای ملی در اداره امور کشور
این نامه با اشاره به وضعیت بحرانی و ناامنی گسترده در ولایات مختلف ایران، از جمله مازندران، کاشان، اردبیل، خمسه و خلخال، آغاز میشود. نویسنده به آشفتگی اوضاع در پایتخت، نارضایتی عمومی از عملکرد مجلس، وزرا و مشروطیت، و فعالیتهای مخرب مستبدین و منتسبین شرع اشاره میکند. او همچنین به وضعیت نابسامان اقتصادی، نایاب شدن پول و اضطراب در معاملات، و مشکلات تأمین نان و گوشت میپردازد. در ادامه، نویسنده به فساد افکار در نجف و ناامیدی سردار اسعد بختیاری اشاره کرده و از مخاطب (سیدحسن تقیزاده) میخواهد که فعلاً به تهران نیاید، زیرا حضور او در شرایط فعلی که اراذل و اوباش و افراد بیشرف بر اوضاع مسلط هستند، نه تنها سودی ندارد بلکه ممکن است به ضرر او تمام شود و فسادها به نام او ثبت شود. نامه با ابراز تأسف از عدم درک مردم و مسئولین از وضعیت موجود و افزایش خرابیها و بیکاری، و همچنین دسیسههای داخلی و خارجی برای به هم زدن مملکت، به پایان میرسد و نویسنده از غم وطن ابراز هلاکت میکند.
شکایت از آشفتگی، بیقانونی و رشوه گیری ادارات کرمان
این نامه با اشاره به وضعیت نابسامان ادارات کرمان، از هرج و مرج، ظلم و رشوهگیری گسترده در این منطقه شکایت میکند. در ادامه، به نبود عدلیه قانونی و هدر رفتن حقوق رعایا اشاره شده و از مسئولین خواسته میشود تا در صورت مشروطه بودن ایران، به این وضعیت رسیدگی کرده و ادارات را بر اساس قانون سامان دهند. در پایان، انجمن ایالتی کرمان اعلام میکند که به دلیل عدم توجه به اخطارهای قبلی و نقض قوانین، فعالیت خود را تعطیل کرده و تا زمان اصلاح دوایر دولتی و اجرای قوانین، بازگشایی نخواهد شد.
انتقاد از بیتوجهی نمایندگان مجلس شورا به نابسامانی کشور
متن با مقایسه وضعیت کنونی با دوران استبداد آغاز میشود و بیان میکند که در هر دو دوره، گروهی برای حفظ منافع خود، قدرت حاکم را مقدس و لازمالاطاعه جلوه میدهند. در دوران مشروطه نیز، با وجود شعار آزادی، هر گروهی به دنبال منافع خود است و بدون توجه به خیر و شر، اوامر مقام خود را اجرا میکند. این وضعیت منجر به اختلافات و تشکیل احزاب و فرقههایی شده که به جای اصلاح، به فساد دامن میزنند. سپس، به انتقاد از عملکرد مجلس شورا میپردازد که از زمان افتتاح، به جای رسیدگی به مشکلات کشور و تأمین آسایش ملت، وقت خود را صرف تعیین رئیس و منشی کمیسیونها کرده است. در ادامه، به تلاش مغرضین برای مخدوش کردن اعتبار اوامر حجج اسلام نجف اشاره میکند که با نگارش جعلیات و تلگرافات دروغین، سعی در بیاعتبار کردن این اوامر در نظر مردم دارند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که تلگراف مجلس به حجج اسلام، موجب توجه آنان شده و قلوبشان با شبهات درباره تلاشگران حفظ استقلال کشور مشوب نگردد.
انتقاد شدید از مسامحه دولت در برخورد قاطع با اخلالگران
این نامه با لحنی ستایشآمیز و کنایهآمیز خطاب به هیئت وزرا، امرا و سرداران ایران آغاز میشود و به وضعیت نابسامان کشور اشاره دارد. در ادامه، به شدت از مسامحه دولت در برخورد با عوامل فساد و اخلالگران انتقاد شده و تأکید میشود که این بیتفاوتی، جز نتایج شنیع و روزگاران سیاه، حاصلی نخواهد داشت. در پایان، ابراز امیدواری میشود که اقدام قاطعی برای رفع یأس و بازگرداندن امید به جامعه صورت گیرد.


انتقاد شدید از مسامحه دولت در برخورد قاطع با اخلالگران
این نامه با ابراز نگرانی از اخبار نگرانکنندهای که از پایتخت میرسد، به مسامحه وزرای دولت در اجرای احکام علمای نجف اشرف و عدم برخورد با مخالفین و مغرضین اشاره میکند که منجر به شهادت آیتالله سید عبدالله بهبهانی شده است. سپس، با انتقاد از وجود افراد مغرض و رشوهگیر در مجلس، به تلاش برخی وکلا برای زیر سؤال بردن ماده دوم متمم قانون اساسی میپردازد که اساس پذیرش مشروطه توسط مسلمانان و راه نجات ایران تلقی میشود. در پایان، از مجلس شورای ملی میپرسد که آیا اجرای احکام حجج اسلام را لازم میداند و در صورت مسامحه در دستگیری قاتلین آیتالله شهید، آن را سزاوار میداند یا خیر، و خواستار تلاش جدی مجلس در این زمینه است.
شکایت از تبرئه ستمگران ضد انقلاب در فارس و محکومیت ستمدیدگان در مشروطیت دوم
این نامه به مجلس شورای ملی، شکایتی است از تبرئه غارتگران و ستمگران فارس (ابناء قوام، علیقلی خان و خوانین کراش) که در جریان مشروطیت دوم به مردم لارستان و سبعهجات ظلم کرده و اموالشان را غارت و خون سادات و طلاب را ریختهاند. نویسنده از انتخاب وزیر داخلهای که چنین تلگراف بیمغزی صادر کرده و شکایات لاریها را بیاساس دانسته، ابراز تعجب میکند. نامه به نقش سید عبدالحسین لاری و مردم لار در برپایی مشروطیت در جنوب ایران اشاره دارد و اقدامات آنها را در مقابله با استبداد و محاصره ابناء قوام و خوانین کراش در شیراز یادآور میشود. سپس به خیانت محمدعلی میرزا و حمله ناگهانی ابناء قوام به لار و غارت و کشتار چهارده روزه اشاره میکند. در پایان، از مجلس شورای ملی درخواست میشود که خرابیها را جبران کرده، از ظالمین انتقام بگیرد و از سید عبدالحسین لاری و مردم لار حمایت کند تا موجب خشنودی آیتالله خراسانی شود.
بیتفاوتی و سهلانگاری مسئولان قوای سهگانه در اداره امور کشور و اخراج قوای اشغالگر روس
متن با اشاره به وضعیت اسفبار ایران و اقدامات غیرقانونی دولت روسیه، بیان میکند که دیگر فرصتی برای بحثهای نظری و فرعی نیست و باید به مسائل اصلی مانند حفظ استقلال و دیانت پرداخت. سپس به تشریح اقدامات تجاوزکارانه روسها در مناطق مختلف ایران و سکوت و بیتفاوتی ملت و مسئولان میپردازد و این وضعیت را نشانه از دست رفتن غیرت دینی و ملی میداند. در ادامه، عملکرد قوای سهگانه (مقننه، مجریه و قضاییه) را پس از فتح تهران و تشکیل مجلس عالی به شدت نقد میکند و آنها را به بیکفایتی، خودسری، فساد و عدم توجه به منافع ملی متهم میسازد. متن تأکید میکند که این بیعملیها به نفوذ بیشتر روسها کمک کرده و روحانیت نیز به دلیل درگیری با مفاسد داخلی، قادر به اقدام مؤثر نیست. در پایان، با ابراز یأس از وضعیت موجود، از ملت و به ویژه هیئت کارگران میخواهد که با غیرت ملی و دینی، به مجلس فشار آورده و خواستار اخراج قوای بیگانه و اجرای وظایف اسلامی شوند و جهاد را نه تنها در میدان نبرد، بلکه در اطاعت از قوانین و حفظ دین و وطن میداند.
انتقاد از سیاست خودکامه حاکم کرمانشاه
متن با اشاره به بهبود امنیت در کرمانشاه تحت حکومت نظامالسلطنه آغاز میشود، اما بلافاصله به انتقاد از رویکرد او در قبال اصول حکومت مشروطه میپردازد. نویسنده معتقد است که نظامالسلطنه به جای ترویج مشروطیت، به استبداد و ارتجاع دامن میزند و حتی به افرادی که پیشتر از سوی حکومت عثمانی به دلیل فساد اخلاقی اخراج شدهاند، اجازه میدهد در مساجد معتبر به توهین به احکام مقدسه بپردازند. در ادامه، متن به بیتوجهی نظامالسلطنه به اخطارهای هیئت علمیه و همچنین فعالیتهای مشکوک نماینده روس در منطقه اشاره میکند و از حکومت میخواهد که به این مسائل توجه جدی نشان دهد و از غفلت بپرهیزد.
اظهار نگرانی شدید از اقدامات دولت مشروطه بر ضد انقلابیون واقعی
تلگراف با ابراز نگرانی شدید از اقدامات دولت مشروطه آغاز میشود و به بدنام کردن ستارخان و باقرخان و خلع سلاح مجاهدین حقیقی کشور اشاره میکند. در ادامه، به عدم اجرای احکام آیات عظام خراسانی و مازندرانی و مسامحه در پیگیری قاتلین آیتالله بهبهانی اعتراض شده و این وقایع را بدتر از به توپ بستن مجلس میداند. در پایان، از دولت خواسته میشود تا با مشاوره وزرا و رئیسالوزرا، برای تأمین امنیت جنوب و فارس تصمیم عاجل اتخاذ کند.
انتقاد از تغییر بیدلیل رئیس توپچیان ملایر
این نامه با اشاره به سابقه طولانی و رضایتبخش ریاست سیفالله خان میرپنچ و سلیمان خان سرتیپ بر توپچیان مهندس ملایر، به تغییر ناگهانی و بیدلیل این مسئولیت و واگذاری آن به مهدی خان قوامدیوان، پسر حسن آقای کردخوردی، اعتراض میکند. نویسندگان با یادآوری سابقه سوء اعمال و اغراض اولاد حسن آقا نسبت به اهالی ملایر و ارسال عرایض جعلی، از دولت میپرسند که با چه ملاحظهای این تغییر صورت گرفته است. در پایان، درخواست میشود که پاسخ این اعتراض از طریق جریده مجلس اعلام شود تا مردم قانع شوند که کاری خلاف قانون انجام نشده است، در غیر این صورت، تا پای جان در برابر این اقدام غیرقانونی مقاومت خواهند کرد.
گلایه از سستی و بیتفاوتی دولت در اخراج نیروهای روسی از کشور
متن با اشاره به انتظارات ملت از دولت جدید و مجلس شورای ملی برای حفظ استقلال کشور و اخراج نیروهای بیگانه آغاز میشود. در ادامه، از سستی و عدم اقدام مؤثر امنای ملت و اولیای دولت در این زمینه گلایه شده و سکوت در برابر این وضعیت، موجب خسران دین و دنیا دانسته میشود. در پایان، از رؤسای روحانی اسلام خواسته شده است که با جدیت برای اخراج نیروهای بیگانه که منشأ مفاسد بسیاری از جمله عدم بازگشت نظم و امنیت عمومی هستند، اقدام کنند و ابراز امیدواری شده که با اهتمام مسئولان، نیازی به اقدامات بیشتر از سوی روحانیون نباشد.
اظهار تأسف از عزل نابجای حاکم فارس و درخواست اعزام حاکم کاردان و باتجرب
انجمن ایالتی فارس با ارسال تلگرافی به مجلس شورای ملی و کابینه وزرا، از وضعیت نابسامان منطقه پس از عزل سهامالدوله ابراز نگرانی میکند. در این تلگراف، به از هم گسیختگی امنیت و آسایش عمومی و افزایش تجاوزات عشایر اشاره شده و درخواست میشود که حاکمی باکفایت، باتجربه و فداکار به همراه نیروی کافی برای اصلاح امور و سرکوب مفسدین به فارس اعزام شود. همچنین، هشدار داده میشود که در صورت عدم اجابت این درخواست، وصول مالیات ممکن نخواهد بود و جنوب کشور با مشکلات جدیتری مواجه خواهد شد.
انتقاد از اهمال و مسامحه مجلس شورا و دولت در اخراج قوای روسیه از کشور
متن با خطاب به مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تأخیر ده ماهه در خروج قوای روس از کشور و مداخلات ظالمانه آنها اشاره دارد. نویسندگان از اینکه با وجود تعهد کابینه جدید، این مسئله همچنان به تعویق میافتد، ابراز نگرانی میکنند. در ادامه، وضعیت مشروطیت، استقلال وطن، ارکان دیانت و حقوق ملی را در خطر توصیف کرده و تأکید میکنند که انتظار بیشتر از این، با تکلیف دینی اسلامی سازگار نیست. در پایان، با طرح این پرسش که اگر حقوق بینالملل رعایت میشود، سکوت تا کی ادامه خواهد داشت، پیشنهاد میکنند که در صورت عدم رعایت این حقوق، عموم علما و مسلمین به جهاد اقتصادی از طریق تحریم کالاهای روسی اقدام کنند و منتظر نتیجه و پاسخ تلگراف در خصوص یادداشت سفارتین هستند.


اظهار تأثر و تأسف از نحوه خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی
این تلگراف با اشاره به فداکاریهای مردم ایران برای کسب آزادی و شرافت، به وقایع اخیر دستگیری و تیر خوردن سرداران ملی و مجاهدین آذربایجانی و تحصن سردار محیی در سفارت عثمانی میپردازد. نویسندگان با ابراز نگرانی و اضطراب از این حوادث، از نایبالسلطنه و مجلس شورای ملی توضیح میخواهند که چگونه این سرداران و مجاهدین که مایه استقلال و احیای ملت بودهاند، هدف حمله عساکر دولتی قرار گرفتهاند و این اتفاق چه تأثیری بر امیدواری جوانان برای حفظ اساس مقدس آزادی خواهد داشت. در پایان، نویسندگان منتظر پاسخ معقول و آرام هستند.
انتقاد از تأخیر در پرداخت حقوق کارمندان دولت
انجمن ایالتی تبریز با اشاره به وظیفه مراقبت از حال ملت و مالیه مملکت، تذکری خیرخواهانه به دارالشورای کبری و وزارت مالیه ارائه میدهد. این تذکر به وضعیت فلاکتبار کارمندان دولتی، به ویژه در آذربایجان، میپردازد که سال گذشته با وجود ستمدیدگی، به نصف حقوق خود راضی شده و امسال نیز پس از هفت ماه، هیچ مستمری دریافت نکردهاند. این وضعیت باعث فشار بر انجمن ایالتی و سایر مراکز دولتی شده و یادآور مشکلات دوره اول مشروطیت است. انجمن خواستار توجه فوری به این موضوع و صدور اجازه پرداخت حقوق و مستمریات مستحقین از سوی مقامات ذیربط است تا خاطر امنای ملت و اولیای دولت آسوده شود. همچنین تأکید میشود که تأخیر در پرداخت مستمریات تا پایان سال، تنها به تضییع حقوق کارمندان و سوءاستفاده حکام منجر خواهد شد.
رواج آشوب و ناامنی در کشور و عدم رسیدگی دولتمردان به آن
این نامه با اشاره به درخواستهای مکرر اهالی و انجمن ایالتی گیلان برای استیضاح و محاکمه سردار محیی که بیپاسخ مانده است، آغاز میشود. در ادامه، به گسترش ناامنی و آشوب از نقاط جنوبی و اطراف تهران به مناطق شاهسون، اردبیل، آستارا، خلخال و گرگانرود اشاره شده و نگرانی از هجوم به انزلی و رشت ابراز میشود. نامه از سپهدار اعظم به دلیل عدم حضور در مجلس و عدم مداخله در امور انتقاد کرده و از او میخواهد که به درخواستهای قانونی انجمن و اهالی رسیدگی کرده و برای تأمین امنیت و جلوگیری از پیشروی شاهسونها اقدام فوری انجام دهد.
آشوب و ناامنی در اغلب نقاط کشور و انتقاد از بیعملی مجلس و دولت
این نامه با اشاره به برچیده شدن بساط استبداد و استقرار مشروطیت، به وضعیت نابسامان کشور پس از گذشت یک سال از تجدید مشروطیت میپردازد. نویسنده با تأکید بر وفاداری به دولت مشروطه، از عدم پیشرفت و افزایش ناامنی در نقاط مختلف ایران، از جمله فارس، عراق، مازندران و گیلان، ابراز نگرانی میکند. در ادامه، نامه به انتقاد شدید از بیعملی مجلس و وزرا در قبال مشکلات داخلی و دخالتهای خارجی میپردازد و از آنها میخواهد که برای نجات کشور از وضعیت موجود، اقدامات فوری از جمله تشکیل مجلس سنا، جذب مستشار، برقراری نظم و امنیت، و بیرون راندن قوای بیگانه را انجام دهند. در پایان، نویسنده با تأکید بر دغدغه حفظ استقلال و شرافت ایرانی، از نمایندگان و وزرا میخواهد که با اتحاد و توجه به وضعیت داخلی، به وظایف خود عمل کنند.
ناتوانی و واهمه دولت ایران در بیرون راندن قوای اشغالگر روس
متن با تأکید بر اهمیت اجتماع، ارتباط و نیاز بشر به عدل و مساوات آغاز میشود که تنها از طریق قانون و حاکمیت مطلق آن قابل دستیابی است. در ادامه، نقش وکلای ملت و آحاد مردم در حفظ و اجرای قانون و لزوم بیغرضی در این مسیر تبیین میشود و به عنوان نمونه، به بیغرضی خالد بن ولید در صدر اسلام اشاره میکند. سپس، به وضعیت اسفبار ایران در آن زمان میپردازد و به نقش روسها در ایجاد اغتشاش، تطمیع مفسدین و تحریک افراد برای تضعیف دولت و حفظ قوای اشغالگر خود اشاره میکند. در پایان، به نمونههایی از خیانتها و اقدامات عوامل روس مانند رشیدالملک در اردبیل و نارضایتی مردم تبریز از مخبرالسلطنه به دلیل ترس از روسها و همچنین اقدامات دولت برای سرکوب یاغیان و مفسدین مانند رشیدالسلطان اشاره میشود.
اظهار نارضایتی از کوتاهی مسئولان کشور در انجام وظایف محوله
متن با توصیف وضعیت بحرانی ایران و استقلال در خطر، به نقش علمای شیعه و احرار در نجات کشور از استبداد و سوق دادن آن به سمت مشروطیت اشاره میکند. سپس، با ابراز تأسف از وضعیت کنونی، به کوتاهی مسئولان در انجام وظایف و عدم رسیدگی به امور ملت میپردازد. در پایان، از وکلای مجلس درخواست میشود که با اتحاد و جلب حمایت نایبالسلطنه، به مشکلات کشور رسیدگی کرده و راه صلاح را در پیش گیرند.
شکایت از فقدان آسایش و امنیت و همدلى در مازندران، و درخواست جلوگیری از اغتشاش آنجا
این سند شامل دو بخش است: ابتدا، نامهای از علمای مازندران به علمای تهران که در آن از وضعیت نابسامان و اغتشاشات در مازندران شکایت شده و از هیئت وکلا و وزرا درخواست رسیدگی و جلوگیری از اتلاف نفوس و اموال میشود. سپس، سؤالی از وزرای مسئول مطرح شده که در آن علمای مازندران و سرکردگان محلی، با اشاره به وظایف دولت در تأمین آسایش و انتظام مملکت، از بیتوجهی به وضعیت مازندران و قطع شدن رشته آسایش اهالی آنجا گلایه میکنند. در پایان، هیئت وزرا در پاسخ به این شکایت، ضمن تصدیق اغتشاشات و تأکید بر وظیفه دولت در تأمین آسایش عمومی، اعلام میکند که برای جلوگیری از اغتشاشات مازندران و تأمین امنیت آنجا، اردویی به نزدیکی دماوند اعزام خواهد شد و از علمای مازندران نیز درخواست تأیید و همکاری میشود.
بی اطلاعی مسئولان کشور از وظایف اصلی خود و منفعتطلبی آنها
متن با انتقاد از وکلای مجلس شورا آغاز میشود که به جای پرداختن به امور اصلی کشور، مشغول تعیین کمیسیون و مناصب داخلی هستند. سپس به وزرا اشاره میکند که همچون دوران استبداد، به دنبال کسب پول و منافع شخصیاند و ملت نیز تحت تأثیر سخنرانان بیمبالات و ریشسفیدان اصناف قرار گرفته است. نویسنده وضعیت ایران را در مقایسه با پیشرفت سایر ملتها رو به انحطاط میداند و به نقش مصلحانه انبیا و اولیا و علمای گذشته اشاره میکند. در ادامه، به فساد و نفاق برخی علمای تهران و به طور خاص ملا حبیبالله مجتهد کاشان میپردازد و او را در قتل و غارتهای نایب حسین شریک میداند. سپس به تفصیل وظایف هر یک از وزرای معارف، عدلیه، جنگ، داخله و امور خارجه را شرح میدهد و تأکید میکند که هر وزیر باید تخصص و آگاهی لازم در حوزه خود را داشته باشد. در پایان، مسئولیت تمام بدبختیها و پریشانیهای کشور را متوجه وزرا میداند و علت اصلی این وضعیت را موروثی بودن مناصب و عدم شایستهسالاری در انتخاب وزرا و علما عنوان میکند و برای اصلاح امور به قدرت الهی امید میبندد.
انتقاد از عدم رسیدگی دولت به شکایت اهالی بروجرد از غارت و تجاوز الوار
این نامه با اشاره به غارت و تجاوز الوار به دهات و اموال مردم بروجرد و عدم رسیدگی دولت به شکایات، از مجلس شورای ملی درخواست کمک فوری میکند. نویسندگان با بیان اینکه وعدههای وزرا بینتیجه بوده و مردم دیگر امیدی به حفظ جان و مال خود ندارند، از مجلس میخواهند که چارهای بیندیشد و در غیر این صورت، به آنها اطلاع دهد تا خودشان به فکر چاره باشند. در پایان نامه، وضعیت وخیم مردم و رسیدن کارد به استخوان توصیف شده است.
نابسامانی اوضاع کشور پس از مشروطیت در مقایسه با پیش از آن
متن با انتقاد از وضعیت کشور پس از مشروطه آغاز میشود و بیان میکند که امور مملکت به دست افراد مغرض و نادان افتاده و هیچ کار صحیحی انجام نشده است. در ادامه، بیقانونی و بینظمی موجود را صد درجه بدتر از دوران استبداد میداند. برای نمونه، به موضوع معادن نمک اشاره میکند که با هدف صرفهجویی و افزایش درآمد، مالیاتی بر آن وضع شد. اما دولت با ایجاد ادارات پرهزینه، مخارجی دو برابر عایدات ایجاد کرد و قیمت نمک را به حدی افزایش داد که نارضایتی عمومی را در پی داشت. در پایان، به بیربطی احزاب سیاسی به مسئله معادن نمک و ادامه بحث و مذاکره در این خصوص در مجالس مختلف اشاره میکند.
هشدار به دولت و مجلس نسبت به چشمپوشی از کشف منافع فردی و جارهاندیشی برای مسائل کلان و مبرم کشور و خروج قوای اشغالگر روس
متن با اشاره به پیروزی جنبش مشروطه و سرنگونی استبداد به دلیل خلوص نیت و بیطمعی رهبران اولیه آغاز میشود. سپس به این نکته میپردازد که چگونه طمع و منافع شخصی میتواند منجر به ذلت و شکست شود و برای اثبات این مدعا، به آیه قرآنی «عَزّ مَن قَنَعَ، ذَلَّ مَن طَمَعَ» و واقعه جنگ احد اشاره میکند که چگونه طمع عدهای از مسلمانان به غنیمت، باعث شکست و آسیب به پیامبر شد. در ادامه، به وضعیت کنونی کشور میپردازد و از اینکه مجاهدان راه آزادی پس از شانزده ماه نتوانستهاند اغتشاشات را رفع کنند، ابراز تعجب میکند و علت آن را طمعورزی و منافع شخصی سیاستمداران میداند. متن به نامه مراجع نجف اشاره میکند که به رهبران مشروطه هشدار دادهاند تا زمانی که از منافع شخصی خود نگذرند، به مقصود نخواهند رسید و ملت را به اسارت خواهند کشاند. در پایان، ملت ایران را خطاب قرار میدهد و از آنها میخواهد که با اتحاد و غیرت، برای اخراج قوای اشغالگر روس و جلوگیری از دخالت انگلیس در جنوب کشور اقدام کنند و به مسئولانی که مشغول منافع شخصی خود هستند، اعتماد نکنند.