کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با اشاره به آرزوی دیرینه ملت ایران برای رهایی از استبداد و تشکیل مجلس و دولت مسئول آغاز میشود. سپس به این نکته میپردازد که با وجود تحقق این آرزو، مشکلات کشور نه تنها حل نشده بلکه تشدید نیز یافته است. نویسنده به بیحسی و بیهمتی ملت و مسئولان، تهاجمات خارجی (روس و انگلیس)، هرج و مرج داخلی، و خطر از دست رفتن استقلال ایران اشاره میکند. در ادامه، به نقد عملکرد وکلای مجلس و وزرا میپردازد که به جای خدمت به ملت، به دنبال منافع شخصی و افزایش مواجب خود هستند و در تأمین امنیت و استقلال کشور کوتاهی میکنند. در بخش پایانی، به تحلیل روانشناسی جمعیت و چگونگی تأثیرگذاری بر افکار عمومی میپردازد و بیان میکند که حوادث بزرگ و تأثیرگذار، بیش از حوادث کوچک و متعدد، بر خیال جمعی اثر میگذارند و خطبا باید با بزرگنمایی مطالب، قلوب مردم را جذب کنند.
متن کامل گزارش
قوه خیالیه انسانی، که همیشه در طریق ادراک، کمال حقیقی یا موهومی متحرک بود و هیچ وقت از پیمودن راه وصول بر ملایم طبع آسودگی ندارد، وقتی فارغ و مَستریح میشود که شاهد مطلوب را در کنار دیده و به تمام مقاصد نایل شود؛ و یا آن که وصول برمدعا را ممتنع دیده، یک حالت یأس و ناامیدی در او موجود شود که در آن حال، نشدنی مرام خود را فهمیده، از مدعای خود به کلی چشم پوشیده، الیأس اِحدی الرَّاحَتَین[۱] را با کمال آسودگی، آخرین وظیفه خود بشناسد. ملت فلکزده ایران، مادامی که در زیر بار استبداد بودند، طرق سعادت را بر روی خودشان مسدود دیده و خیال مینمودند که مقتضی وصول بر هر گونه سعادت در طبیعت ایشان تمام، و محرومیت از این نعمت عظمی فقط به جهت جلوگیری مانع استبدادی است؛ و همچه گمان داشتند که اگر پس همین مانع را از میان برداشته، تشکیل مجلس و وزراءِ مسئول نمایند، آن وقت به جاده سعادت افتاده، در اندک زمانی به خودی خود، دوش به دوش ملل مترقیه عالم خواهند رسید.
الحمد لله و المنه، این آرزو را به گور نبرده و دل را از نگرانی فارغ نمودیم. بعد از آن همه اتلاف نفوس و خسارتهای فوقالطاقه، مانع را از میان برداشته، از چشم بد دور، تأسیس پارلمان و تشکیل وزراءِ مسئول نموده و مملکت را قانونی نمودیم. حالا بیاییم ببینیم چه نتیجه بردیم، چه بودیم و چه شدیم، کجا بودیم و به کجا رسیدیم؟
بلی، این مقدار را فهمیدهایم که یا داعی[۲] و مقتضی وصول بر سعادت، در خود ما ناتمام بوده و یا مانع، فقط منحصر بر آن یکی نبوده و موانع دیگری هم برای ما موجود بوده و التفات نداشتیم. نقداً ما در صدد تحقیق فلسفه این مسئله و تشخیص عدم تمامیت مقتضی یا اقتران موانع لا یُعَدُ وَ لا یُحصی[۳] درباره ایرانیان که محتاج به بحث طویلی میباشد نیستیم، هرچه هست بماند. امروزه خصوصیات و اوضاع کنونی ایران را که مشاهده میکنیم و بیحسی و بیهمتی ملت را که ملاحظه کرده و مصایب متوالیه[۴] و بَلیّات متواتره[۵]، تهاجم و موانع داخلیه و گسیختن سررشته و متلاشی شدن شیرازه و اضطراب اهالی و اغتشاش عشایر و اختلال امور دولت و عدم انتظام و امنیت مملکت و اشغال و حرکات حقشکنانه قشون روس و حمله آوردن انگلیس و تلاطم امواج فِتَن از هر طرف را که مشاهده کرده و بالاخره رفتن استقلال و اضمحلال ایران و بلکه انقراض کلمه حَقه را که بالحس معاینه مینماییم، خون از جگرمان رفته، نزدیک است چشم امید را از حیات استقلالی ایران و ایرانیان به دل سوزان و اشک ریزان پوشیده، با کمال حسرت از نجات مُلک و ملت و سعادت اهل عصر حاضر مأیوس بشویم.
و به نظر قاصر ما از پیشامد کارها، همچه معلوم میشود که قلم تقدیر مدبر حقیقی عالم عزّ اسمه، بر ذلت این یک مشت مسلمانان جاری گشته، شاید تار و پودشان از تصادم حوادث متنوعه به باد فنا رفته، خانه و لانهشان زیر پای اجانب تار و مار شود. برای چه، نمیدانم. و از اینجا واضح میشود که ایرانیت، ملازم هرگونه حقارت و خواری و مُساوق[۶] هر نحو مذلت و گرفتاری است.
ایرانی یعنی بیسر و سامان، ایرانی یعنی بیصاحب و بیدادرس، و ایرانی یعنی محروم از حقوق بشریت، ایرانی یعنی ممنوع از شاهراه سعادت، ایرانی یعنی توسری خور اغیار[۷]، ایرانی یعنی زیردست و انگشتگردان خارجه، ایرانی یعنی منافق، یعنی دشمن وطن، یعنی خائن مملکت خود. در این صورت باید کلاه خود را قاضی کرده و انصاف را حَکَم قرار داده، ببینیم که این وکلای ما که از حضور در مجلس به طریق منظم مضایقه داشته، کَاَنَما یُساقُونَ اِلَی الموتِ این همه مماطله و تعلل[۸] در حضور مینمایند و غالب روزها عدهشان برای این عرض کافی نبوده و مدتی وقت نطق گرفته، برای این که تعیین جریمه تحمل نموده، در مدت هشت ماه قانون را تمام نمیکنند. و اقلاً هر یکی در پیش خود ملاحظه این معنی را نکنند که در ظرف یک سال مبلغ یک هزار و دویست تومان را که از کدّ یمین[۹] این ملت گرفتهاند، در مقابل، چه خدمت برای ملت کردهاند؟ آیا با این حال میتوانند بار این ملت را به منزل رسانیده، اسباب سعادت را برای آنها فراهم نمایند؟ نه، و الله.
و یا وزرا و اولیاءِ امور که از اول تشکیل دولت جدید تاکنون به سر کار آمدهاند و تمام همتشان مصروف بر تکثیر اجزای ادارات و خرج بیهودهتراشی برای ملت بیچاره و اعطای اضافه مواجب برای پارتی و همکاران خود بوده و در تأمین بلاد، جز لفظ "اقدامات مجدانه خواهد شد"، امری صادر نفرموده و تمام بنادر را با آن اهمیت، دست یک نفر خائن وطنفروش مانند دریابیگی سپرده، مملکت فارس را با آن مخاطرات عظیمه و هرج و مرج شدید، بیحکومت گذاشته و با آن توطئه انگلیس که صریحاً استقلال ایران را خاتمه داده و حیات ایران را محدود به سه ماه مینماید، جدیت در کار نکرده و هنوز جواب تلگرافات مقام ریاست روحانی را ندادهاند.
آیا با این مسامحه و تَهاون[۱۰] و عدم ملاحظه اَلاهَمُ فَالاهَم[۱۱] میتوانند کشتی این مملکت را از غرقاب هلاکت به ساحل نجات برسانند؟ نه، بالله، و یا متمدنین و سیاسیون مرکز که تمام اقداماتشان برای این است که خودشان را در یکی از ادارات، داخل و مواجب گزاف از خون دل ملت برای خود تعیین [کنند]، در حالی که سابقاً ماهی پنج تومان یا ده تومان برای اداره امر معیشت خود پیدا نمیکردند، مشغول گرم کردن بازار انقلاب و اعتدال[۱۲] بر دامن زدن آتش فتنه بوده، اقلاً در این یک سال یا دو سال که حفظ اساس، محتاج بر تشکیل قوه نظامی است، به ثلث یا نصف این مواجبها قناعت کنند و اگر امروزه ده میلیون پول وارد مرکز شود، یک پول برای تکمیل قوه نظامی و تأمین بلاد باقی نمانده و در ادارات، محلهای لازم برای آن وجه پیدا کرده و هَل مِن مَزیدٍ[۱۳] خواهند گفت. آیا این تقلبات و جلب منافع شخصیه و عدم ملاحظه انصاف میتواند که به یک دردی از هزار دردهای بیدرمان ملت مرهمی گذاشته، یک راه نجاتی برای این مملکت فراهم نمایند؟ نه، تالله.
ملخص کلام آن که ما در جبین[۱۴] این کشتی، نور رستگاری ندیده و نزدیک است که از این پیشامدهای ناگوار، امید و اطمینانمان مسلوب و به ناامیدی مبدل گشته، بالمره آسوده خاطر بنشینیم.
واگر کسی گوش شنوا داشته باشد میفهمد که خاک مقدس وطن، تمام فرد فرد این وکلا واین اولیای دولت و این رؤسا و این زمامداران امور را به یک صورت حزین مخاطب داشته و میگوید:
من آن زمان طمع ببریدم ز عافیت
کاین دل نهاد در کف ظلمت زمام را
حالت تخیلی جمعیت
مَثل جمعیت، مَثل اشخاص کم تعقل و کثیرالخیال است که دائماً خیال فعالی در مملکتِ وجود آنان موجود است و خیلی شداید با تأثر اتفاق میافتد. آن صورت خیالیه انسان و یا حادثه و یا مصیبتی را که در متخیله[۱۵]، خطور دادند، مثل آن است که حقیقتاً آن صورت در خارج واقع شده باشد، و حال جمعیت در این وقت، مثل شخص به خواب رفته منبتی [است] که موقتأ عقلش را از کار انداخته و استحضار[۱۶] کنند در قوه متخیلهاش صور مؤثره را.
لکن، فرق به این است که شخص به خواب رفته منبتی، همین که این حال از او مرتفع شد و به اندک تأمل، عقلی به کار افتاد، آن صور مؤثره از او زایل میشود؛ ولی چون جمعیت همیشه در حدود لاشعوریه حرکت و از تأمل و تدبیر عاری است، همیشه حال شخص منبتی را داراست و از این جهت است که امور غریبه و حکایات عجیبه که در تحت حواس، جمعیت مینماید خیلی تأثیر در آنها میکند. و در وقتی که درست نظر در تاریخ میکنیم، میبینیم که همین حال را داراست؛ چه، آن حادثه مؤثر در جمعیت، ظاهرش بزرگتر از واقعش مینماید. بنابراین، مؤثر عمده در خیال جمعیت، مجسم کردن خطبا است در تخیل جمعیت مطالبی را که جذب قلوب آنها نماید در حالتی که خالی از حشو و زوائد باشد و دارا باشد یک نحو غرابت را و یا یک سرّ مکنون را مانند انتصار[۱۷] ظاهر از جمعیت و یا معجزة باهره و یا عصیان فظیع[۱۸] و یا آروزی بزرگ. و همیشه باید خطیب، مطلب را بزرگ گرفته و در نظر جمعیت، مهم جلوه دهد و ابداً کشف حقیقت مطلب ننمایند؛ چه، آن که هزار گناه کوچک و یا مصیبت قلیل چندان تأثیر در قلوب جمعیت ندارد، ولکن یک گناه بزرگ و یا مصیبت عظیم، تأثیر کلی خواهد بخشید، اگر چه ضرر آن مصیبت عظیم، به مراتب کمتر باشد از ضرر تمام آن هزار مصیبت کوچک.
مثلاً اهالی پاریس چندان وقعی نگذاشتند به تلفات پنج هزار نفس که در عرض چند هفته واقع شد، زیرا که این کشتار در جلو روی آنها در یک هیئت مُدهِشه[۱۹] واقع نشده بود، بلکه از طریق احصائات یومیه که به تدریج واقع میشود، عالِم به قتل این عده شده بودند[۲۰]؛ و اگر یک حادثه در جلو آنها واقع میشد که پانصد نفر دریک روز در یک میدان کشته میشد، یقیناً یک تأثیر بزرگی در قلوب آنان میکرد، همین طور در مدت هشت روز اخباری که از کشتی آتشی بحر آتلانتیک از اهالی پاریس منقطع شده بود و گمان کردند که آن کشتی غرق شده، و این گمان یک تأثیر و تکدر[۲۱] خیالی در مردم پدیدار کرد در این مدت هشت روز؛ و حال آن که آنچه به تحقیق پیوسته بود آن که هشتصد و پنجاه کشتی بادی و دویست و سه کشتی تجارتی در سال ۱۸۹۴ مسیحی غرق گردید با مقدار کثیری از نفوس و اموالی که با آن کشتیها غرق شد. بعضی از آنها معلوم نبود قیمت آنها و بعضی از آنها به مراتب قیمتش بیشتر بود از قیمت آن یک کشتی بخار با اموالی که در آن بود و با وجود این، به مقدار یک ساعت قلوب مردم متوجه آن همه خسارتها نشد.
بالجمله، حوادث به خودی خود چندان تأثیری در خیال جمعیت ندارد و آن چیزی که مؤثر است کیفیت وقوع حوادث و چگونگی حصول صورت حوادث در خیال جمعیت [است]؛ یعنی باید از مجموع آن حوادث یک صورت و یک حالت جذابه، متکوّن[۲۲] شود که شاغل افکار باشد و کسی که عالِم باشد به طرق کیفیت تأثیر در تخیل جمعیت، میتواند قائد[۲۳] و سایس[۲۴] جمعیت باشد و میداند که چگونه باید عراده جمعیتی را به راه اندازد.
**پاورقیها:**
[۱] ناامیدی یکی از دو راحتی و آرامش است.
[۲] انگیزه
[۳] لایعد و لایحصی: غیر قابل شمارش
[۴] پیوسته
[۵] بلیات متواتره: مصیبتهای پیاپی
[۶] ملازم، مقارن
[۷] جمع غیر: بیگانگان، نامحرمان
[۸] تأخیر، درنگ
[۹] کد یمین: دسترنج
[۱۰] سهلانگاری
[۱۱] سبک، سنگین کردن
[۱۲] منظور از بازار انقلاب و اعتدال، نزاع بیهوده حزب دموکرات - که مواضع تند و به ظاهر انقلابی داشت - و حزب اعتدالیون - که مواضعی محافظهکارانه داشت - در مجلس شورا میباشد.
[۱۳] هل من مزید: آیا باز هم هست؟، فزونخواهی
[۱۴] پیشانی
[۱۵] قوه تخیل
[۱۶] یادآوری کردن
[۱۷] پیروزی یافتن
[۱۸] بسیار زشت
[۱۹] وحشت آور، حیرتانگیز
[۲۰] اشاره به حوادث خونین نخستین ماههای انقلاب فرانسه است.
[۲۱] آزردگی
[۲۲] به وجود آمده، پدید آمده
[۲۳] پیشوا، رهبر
[۲۴] راهنما
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم, حکومت
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)