کنشگران / عالمان دینی

متن کامل گزارش

عرض می‌شود: در موقعی که خیلی اوقاتم تلخ بود از ماوقع، که خبازها آمدند. با آن که در مقام اصلاح‌کاری ایشان بودم، فوری بیرون رفتند و نان را به اذن رئیس، چهار عباسی[۲] فروختند، در حالتی که در تمام این شهر الان مسلّم و معروف خواهد شد که فلانه کس - یعنی داعی - پول گرفتم و اذن دادم نان، چهار عباسی شود. این انصاف است؟ این مروت است؟ این دوستی است؟ عَلِمَ الله، جماعت خباز مستحق همه مطالب‌اند، یعنی‌چه؟ مرا چرا بدنام کردند؟ می‌خواستید چهار روز صبر کنید، بعد هرچه می‌کنید بکنید. به شما صریحاً بنویسم: امروز و خیلی روزها فردا به مجردی که چهار دکان بسته شود، جان کدخدا و جمعی از خبازها در معرض تلف است. وقتی که وکیل‌الدوله چنان می‌شود و گوش او را حکم می‌کنند ببُرند[۳] یقین دیگران را طناب می‌اندازند. داعی دیگر مداخله در کار حضرات ندارم و دیگر صورت آنها را نمی‌خواهم ببینم. همین بدنامی، در این موقع مرا بس است، خود دانند با تکلیف خودشان؛ حتی می‌بینم سیاست‌های سخت خواهند شد، شما هم خودتان را کنار بکشید و الا برای شما بدنامی دارد. از این طایفه هرچه می‌گفتند باور نمی‌کردم؛ حالا به رأی‌العین دیدم. والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته. **پاورقی‌ها:** [۱] نانواها [۲] واحد پول مسکوک در دوره قاجار، معادل چهار شاهی. [۳] اشاره به خشم گرفتن محمدعلی شاه بر وکیل‌الدوله، در اوایل شوال ۱۳۲۶ق. برای اطلاع از تفصیل مطلب: ر.ک. به: روزنامه خاطرات عین‌السلطنه ...، ج ۳، ص ۲۱۹۹. [۴] منظور، سید محمدتقی موسوی هروی است. [۵] به

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: تهران (استان تهران)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: محمدتقی موسوی هروی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)