کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این نامه با ستایش خداوند و اشاره به رفع استبداد آغاز می‌شود، اما بلافاصله به محرومیت اهالی گروس از این نعمت به دلیل تعدیات حاج امیر علاءالدین و همدستانش (میرزا ابوالبشر ملانما و افتخارنظام) می‌پردازد. این افراد متهم به غارت اموال، قتل و تلاش برای تشکیل انجمنی خودسرانه برای پیشبرد مقاصد شخصی هستند. در ادامه، نامه به فرار این متنفذان به خسروآباد و تلاش آن‌ها برای تحریک اشرار و انتشار اخبار کذب اشاره می‌کند. بخش عمده‌ای از نامه به درخواست ابقای حاج علیرضا خان امیرتومان به عنوان حاکم گروس اختصاص دارد، زیرا او را حافظ جان و مال مردم و فردی بی‌طمع و با سیاست می‌دانند. نویسندگان تأکید می‌کنند که از ظلم حاکمان غریبه به ستوه آمده‌اند و در صورت تغییر امیرتومان، مجبور به ترک ولایت خواهند شد و از وزیر داخله می‌خواهند که از تجدید ظلم حاکمان غریبه جلوگیری کند.

متن کامل گزارش

عرض حال عموم علماء و اعیان و تجار و مالکین و کسبه و رعایای گرّوس به حضور مبارک بندگان حضرت مستطاب اسعد اشرف آقای وزیر داخله دامت شوکته. منت خدای را که ظَلام [۱] متراکم جور و عُدوان و ابر تیره بیداد استبداد به سعی بلیغ و مجاهده بی‌دریغ احرار ملت و جانبازان راه حریت مرتفع، و شمس منیر عدل و داد، از افق سعادت و سداد بر رؤوس عامه عباد و قاطبه بلاد پرتو افکنده، عموماً به زبان حال و ناطقه مقال به ذکر اَلحَمدُ لله الذی اَذهَبَ عَنَّا الحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفورٌ شَکُورٌ [۲] رطب‌اللسان [۳] و عذب‌البیان که عموم حوزه اسلام هر ولایتی از ظلم و اعتساف و تعدی و اجحاف مرفه‌الحال و فارغ‌البال گشته. افسوس اهالی فقیر و بیچاره این ولایت از این نعمت عظمی و موهبت کبری محروم مانده، به واسطه نیرنگ و شعبده حاج امیر علاءالدین که سال‌ها است به واسطه تعدّیات خارج از حد و اندازه، خانمان‌ها سوخته و مالیه و املاکی اندوخته، برادران و سایر ورثه را عاق، و با اهل ولایت و ایل و طایفه پیوسته در نفاق، و همّی جز حفظ مال و حال خود - ولو به نفی پیغمبران مرسَل و اِحراق [۵] کتاب مُنزَل باشد - ندارد. در این دوره به ملاحظه پوشیده داشتن و غارت تبعه ... [۶] از مجلس شورای کبری و برقراری حرکات مستبدانه خود بر رعایا و بیچارگان، و قتل [۷] چند نفر مرد و زن و غارت اموال و مَواشی [۸] از قریتین باقرآباد و چشمه آدینه، مِلکی جناب سالار نظام، با میرزا ابوالبشر ملانما و افتخارنظام که هر دو در این دو سال در راهزنی و غارت اموال مسلمانان و هتک مردمان محترم، (این به عنوان شرع، و آن به عنوان عرف)، همدست بوده‌اند، همراه ساخته، خواستند انجمنی به میل و خواهش خود تشکیل داده، حرکات حیوانی و اغراض نفسانی خود را به قوّه انجمن سازی خود مُجری دارند و مخالفات مواد نظامنامه از ایشان بر صغیر و کبیر روشن، و مبادله اوراق رأی با آنچه خود نوشته بودند و حاضر داشتند بعد از قدغن اکید که فلان شخص نوشته شود، محل ایراد بُرنا و پیر گردید. بعد از هیجان اهل ولایت و ایرادات عموم ملت به ایشان، خود را در موقع خطر دیده در قصبه نتوانستند بمانند، به خسروآباد رفته، افتخارنظام را خواستند. بیت‌الشرف جناب امیر علاءالدین [را] دارُالنَّدوَه [۱] قرار دادند. از طرفی به ترحیم [۲] اشرار داخله و خارجه پرداخته، اسباب تجدید قتل و غارت فراهم آورده، و از طرفی بنای خبرسازی و تلگراف بازی گذاشتند از مجعولات خود به مضمون اِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إلیَ اَولیائِهم [۳] به میرزا ابوالبشر فرستادند و او هم انتشار می‌دهد که اسباب غرور و شرّ و شور در قصبه شود. و از طرفی استدعای تغییر حکومت جناب حاج علیرضا خان امیرتومان را که امروز از برای حفظ جان و مال اهالی این ولایت به واسطه معرفت اهالی کردستان و شاهسون و گرّوس و حُسن سیاست ایشان و معرفت ایشان به احوال اهالی - از شریر و غیره - ثانی ندارد، و مهره‌های جعلی رعایا و تبعه خودش، بدون رضای خود ایشان می‌نمایند. استدعا از آستان مبارک، آن که بر این عجزه و سالکین مضطر بیچاره منت گذاشته، از تغییر ایشان صرفنظر فرمایند و ماها را دچار ظلم و اعتساف این دو سه نفر مستبد خودخواه نفرمایند؛ چنان که کراراً تلگرافاً استدعا نموده‌ایم، معجلاً جناب ایشان را اعاده بدهند، زیرا که آسایش و رفاهیت عموم اهل این ولایت، بسته به وجود حاج امیرتومان است. به واسطه ظلم و تعدی بی‌اندازه [که] از حکومت غریبه به این فقرا رسیده بود، خاصه عین‌الدوله و مشیرالسطان، آه در نهاد احدی نگذاشتند، دیگر طاقت و قوه حاکم غریبه را نداریم. هرگاه - العیاذ بالله و خدای نخواسته - باز دچار ظلم و عدوان حاکم غریبه شویم ان کان و لابد دست اهل و عیال خود را گرفته، اضطراراً به خارج خواهیم رفت. محض رضای خداوند، تجدید ظلم از دست حاکم غریبه به این بندگان خدا روا ندارید. از تعدیات حاکم غریبه کارد به استخوان رسیده، صبر و تحمل برایمان باقی نمانده است. کلیه مخارج حکومتی [را] جناب امیرتومان از خود متحمل هستند. طبقات نوکر و ضعفا را خودشان متحمل و مبالغ گزاف مخارج می‌دهند. طرق و شوارع را از روی کمال امنیت و راحتی نگاهداری می‌نمایند و بی‌طمعی و بی‌غرضی‌شان بر اولیای دولت ابد مدت قاهره، واضح و آشکار است. امر امر مبارک است. جمال‌الدین موسوی، خدام الشریعه المطهره و سادات، خوانین و اعیان و اشراف و ملاکین، تجار و کسبه، رعایای شهری، رعایای دهات گروس **پاورقی‌ها:** [۱] تاریکی [۲] فاطر، ۳۴: ستایش، مخصوص خدایی است که اندوه را از ما برطرف ساخت. قطعاً پروردگار، بسیار آمرزنده و بسی سپاسگزار است. [۳] سر زبان بودن کسی یا کسانی به یاد خیر [۴] خوش بیان [۵] سوزاندن [۶] سه نقطه در اصل [۷] در اصل: نمودن قتل [۸] جمع ماشیه: چهارپایان (به ویژه شتر، گاو، و گوسفند) [۹] مجلس مشورت [۱۰] رحم نمودن [۱۱] انعام، ۱۲۱: قطعاً شرورهای (شیطان صفت) به سوی دوستانشان، اشاره سریع پنهانی القاء می‌کنند. [۱۲] نامه‌های مشروطه دفتر اول، ص ۱۴-۱۶.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: علی‌ قلی‌ خان سردار اسعد

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)