کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با اشاره به گذشت هفت ماه از تغییر سلطنت و انتظار مردم برای برقراری نظم آغاز میشود. سپس به ورود والی جدید به تبریز و تلاشهای اولیه برای برقراری نظم اشاره میکند، اما تأکید دارد که با وجود این تلاشها، اوضاع داخلی آذربایجان رو به وخامت است. نویسنده به نقش خود در نصیحت و ارشاد مردم اشاره میکند و بیان میدارد که وظیفه روحانیون، وعظ و منع مردم از شورش است، اما قوه اجراییه در دست آنها نیست. در ادامه، وضعیت نابسامان آذربایجان، افزایش یأس مردم و پایمال شدن حقوق ضعفا را تشریح میکند و به مقاومت مردم تبریز در برابر استبداد اشاره دارد. در پایان، با تأکید بر اینکه از دست افراد ضعیفی مانند او کاری ساخته نیست، از مخاطب (سیاستمدار و آگاه به امور سیاسی) میخواهد که به وضعیت مظلومان رسیدگی کند و شکایت خود را به تهران نیز میرساند.
متن کامل گزارش
عرض میشود: در این مدت، قریب هفت ماه است که تبدیل سلطنت شده، همه مردم در انتظار انتظام امور و نظم دوائر، روز را به شب و شب را به روز آوردهاند و منتظر طلوع آفتاب استراحت تامّه عامه بوده و هستند.
ایالت جلیله[۱] در سیم شعبان ۲۷ وارد شد و عموم طبقات قبل از وقت دست به هم داده و عهد اتفاق بستند که در تقویت جانب ایالت و تمشیث امور و اعاده نظم - که حاکم و آمرش ایالت جلیله خواهد بود - با جان و دل بکوشند؛ حتی جنابان سردار [ملی][۲] و سالار ملی[۳] به اطاعت اوامر مطاعه وزراءِ فُخام، قبل از ورود ایالت، مستعد حرکت به جانب طهران بودند و خود را حاضر کرده بودند و نقل مکان مینمودند که بعد از ورود ایالت، مرخص شده، عازم طهران شوند. بعد از ورود ایالت، مقدمات طور دیگر فراهم آمد تا کار اردبیل و بعد قرهداغ پیش آمد و بحمد الله کار به خوبی ختم گردید.
در اول ورود ایالت، دو سه مجلس به طور خصوصی ملاقات شد و پارهای مذاکرات به عمل آمد، چون رسم دعاگو و آباء و اجدادم مداخله در امورات دولتی نبوده و جایی بیدعوت نمیرویم و جوابی قبل از سؤال نمیگوییم، مگر در مواقع بسیار مهم، به این واسطه به همان وتیره[۴] راه رفته، دخیل کاری و داخل شورا نبوده مگر به همان مقدار که در وقت لزوم به سائقه[۵] وطنخواهی گفتهام و خواهم گفت؛ چنان که در ماه ذیقعده کراراً ملاقات کرده، آنچه به عقل قاصرم میرسد اخطار کردم و اختلافات و بینظمی داخله را که اَظَهر مِنَ الشَمس[۶] است علاج خواستم و از اظهار بدیهی و این که استحکام مداخله روس را بهانه نیست الا اختلال داخله و عدم امنیت مردم از همدیگر و به جان همدیگر افتادن و بر وحشت مردم افزودن، همه را با وجود بداهت گفتم: چون قوه مجریه نداشتید و اختلال امر قرهداغ نیز مزید علت بود یا علل دیگر، همه امورات در بوته اهمال ماند. آنچه از دست داعی و امثال داعی - که ظاهراً در سلک به اصطلاح روحانی هستیم - بر میآمد همین است که مردم را، خاصه اشخاصی را که احتمال قبول در او بیشتر میرود، وعظ و نصیحت و از انقلاب و شورش و مداخلات بیوجه و بیقاعده منع نماییم؛ دیگر قوه اجراییه و سیاسیه دست ماها نیست و خدا دانا است که در عرض این مدت یا سابق بر این، چهها گفته و چه نصیحتها نمودهام که اثرات آن را اشخاص بصیر مشاهده و فواید آن را معاینه نمودند و چون قربه الی الله بود، عرض آن ضرورتی نخواهد داشت...
بالجمله کار آذربایجان اختلالش در فزایش است و اختلال داخله بیش از پیش بر یأس مردم میافزاید و ضعف و فتور در ارکان، وجود همه دز تزاید، و آنچه البته به جایی نرسد فریاد است، و آنچه گرفته نمیشود داد مظلوم از ظالم است، و آنچه ضایع میشود حقوق ضعفا است.
اهالی [تبریز] یازده ماه در مقابل قشون استبداد مقاومت کردند، پول دادند حالا هم میدهند، جان دادند حالا نیز میدهند، آن همه مدت به گرسنگی و قحطی آب و نان و محرومیت تن دادند و زیر بار خواری و خذلان نرفتند ...
آیا حالا موقع آن نیست که به طرف این ضعفا اعتنایی بشود و داد مظلوم از ظالم گرفته شود؟ صریح عرض میکنم: از دست ضعفایی امثال بنده کاری ساخته نخواهد شد.
امروز وضع ساوجبلاغ[۲] و ارومی[۳] و اردبیل معلوم است که به چه نحو پیش آمده، کار داخله مملکت و ادارات که اسمش قانونی است، پر واضح است که به چه شکل، آنچه از قدرت بنده بر میآید در تبریز گفتهام.
حالا بعد از هفت ماه لازم دیدم که بَثّ الشکوائی[۴] به طهران نیز نمایم و ابدآ باک و پروا از بداندیشی و بدگویی و ...[۵] ندارم. تا حال به همه ناگواریها و بهتانها و مفتریات[۶] تحمل کرده و بحمد الله دامن خود را پاک نگاه داشتهام و چون حضرت مستطاب عالی سائس[۷] این مُلک هستید، عرض این مختصر را لازم دیدم.
**پاورقیها:**
[۱] منظور، والی جدید است.
[۲] لقب ستارخان
[۳] لقب باقرخان
[۴] روش
[۵] انگیزه
[۶] بسیار آشکار
[۷] مشاهده
[۸] مهاباد
[۹] ارومیه
[۱۰] بث الشکوی: اظهار شکوه و شکایت از درد و رنج
[۱۱] در اصل سه نقطه
[۱۲] تهمتها
[۱۳] سیاستمدار، آگاه به امور سیاسی
اطلاعات تکمیلی
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
کنشگران و ذینفعان
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
.jpeg&w=3840&q=75)