کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با انتقاد از وکلای مجلس شورا آغاز می‌شود که به جای پرداختن به امور اصلی کشور، مشغول تعیین کمیسیون و مناصب داخلی هستند. سپس به وزرا اشاره می‌کند که همچون دوران استبداد، به دنبال کسب پول و منافع شخصی‌اند و ملت نیز تحت تأثیر سخنرانان بی‌مبالات و ریش‌سفیدان اصناف قرار گرفته است. نویسنده وضعیت ایران را در مقایسه با پیشرفت سایر ملت‌ها رو به انحطاط می‌داند و به نقش مصلحانه انبیا و اولیا و علمای گذشته اشاره می‌کند. در ادامه، به فساد و نفاق برخی علمای تهران و به طور خاص ملا حبیب‌الله مجتهد کاشان می‌پردازد و او را در قتل و غارت‌های نایب حسین شریک می‌داند. سپس به تفصیل وظایف هر یک از وزرای معارف، عدلیه، جنگ، داخله و امور خارجه را شرح می‌دهد و تأکید می‌کند که هر وزیر باید تخصص و آگاهی لازم در حوزه خود را داشته باشد. در پایان، مسئولیت تمام بدبختی‌ها و پریشانی‌های کشور را متوجه وزرا می‌داند و علت اصلی این وضعیت را موروثی بودن مناصب و عدم شایسته‌سالاری در انتخاب وزرا و علما عنوان می‌کند و برای اصلاح امور به قدرت الهی امید می‌بندد.

متن کامل گزارش

وکلای مجلس شورا هم اصلاً در این مقامات و خیالات نیستند. تمام عزم و همّشان در تعیین کمیسیون و رئیس و نایب رئیس و منشی و دفتردار و ثبّات[۱] می‌گذرد. وزرای مسئولان هم همان عنوان‌های زمان استبداد است، از گرفتن پول و خاطرخواهی و دوستی. و ملت هم که اختیار و حرکاتشان به دست دو نفر نَطاقین بی‌مبالات و ریش‌سفیدان اصناف، که آنها هم انگشتر دست این آقازاده‌ها که حالا خود را از علما محسوب می‌دارند [است]. لذا، این است نتیجه اعمال و افکار وکلا و وزرا که ملاحظه می‌شود. با آن که، تمام دول و ملل، بلکه جنس بشر، در کوهستان و بیابان و جزایری [که] هستند، رو به ترقی شده، مگر ما بدبخت ایرانی که روز به روز در تحقیر و تخفیف[۲] و اِعدام[۴] خود می‌کوشیم؛ چنانچه، از صدر اول که ملاحظه می‌شود، انبیاء و اولیاء مصلح امور و راهنمای خیر و هدایت کننده نادانان بوده‌اند. علمای روحانیین هر عصر هم به دستور هادیان دین رفتار می‌فرموده. بر عکس، در این زمان مفاسدِ وجود علما از هر طبقه اشرار بالاتر است. اعمال علمای تهران را که چگونه نفاق و فساد می‌کنند، مشاهده می‌کنم، در این چند روزه، بعضی کاغذها از کاشان آمده که شرح حال و اعمال آقای ملا حبیب‌الله مجتهد کاشان را می‌نویسند؛ تمام مفاسد و قتل و غارت‌های نایب حسین را راجع به آقای ملا حبیب‌الله می‌کنند؛ چنانچه، حالا هم که کاشان محاصره است، جناب آقا هم دستور به نایب حسین می‌دهد، هم خصوصیت و مُراوده با اردو و سوارها دارد. باید پناه به خدا برد از شرّ این قبیل نفوس. اگرچه، بی‌تربیتی منحصر به علما نیست، وزرا هم همین نحو هستند. مثلاً وزیر معارف باید در نشر معارف بکوشد، ابواب علوم را به روی ابنای وطن بگشاید، درجات معارف را مرتباً بنمایاند، پروگرام[۶] مدارس را به یک نحو مرتب دارد، معلمین عالم فاضل در مدارس تعیین نماید، از ترتیبات کلیه مدارس روزانه با اطلاع باشد، از وجوهات اوقاف، سالیانه مبلغی مصارف معارف نماید. وزیر عدلیه باید تا یک درجه از علوم فقهیه و حقوق آگاهی داشته باشد، باران عدالت بر سر اهل مملکت ببارد، از درجات فضل و علم قضاوت محاکم اطلاعی داشته باشد، انتخاب اشخاص عادل امین وطن‌پرست با دیانت به جهت مداخله در امور مردم تعیین دارند، از وکلای طرار[۱] بی‌دیانت جلوگیری نماید. چون، هر چند مفاسد در عدلیه ظاهر شود، از وکلا است. پول گرفتن از مُتِداعیین[۲] به جهت قضات، به واسطه وکلا است. وکلای عدلیه را بشناسد. رعایای بدبخت عوام را از تطاول گرگان آدمخوار نجات دهد، به نحوی [که] هیچ بزرگی به کوچک، اربابی به رعیت، تعدی و ستم نتواند و خوف از قانون عدالت و هم از مکافات را باید در انظار عمومی، وزیر عدلیه[۳] جلوه بدهد. وزیر عدلیه باید آگاهی کامل از حساب و جمع و اضافه و باقی داشته باشد. علم فراهم آوردن اسباب ازدیاد ثروت و دولت و تکثیر منابع ثروت [داشته، در آن راه] سعی و مجاهدات نماید. راه جلوگیری از دزدی مُنشیان دفتر محاسبات را بداند، تصدیق و تکذیب امور مالیه را بر حسب و قلم منشیان نفرماید. وزیر جنگ باید از ترتیبات لشکرکشی و ترتیب حرکت قشون و صف‌آرایی یورش و تنظیمات اردو، و جلوگیری از تعدیات سپاه و صلاح‌بینی در امور جنگ و صلح آگاهی داشته باشد تا کاری بر خلاف مصلحت جاری نباشد. وزیر داخله باید آگاه بر حالات و سلامت وزرا و شرارت و کفایت و ابهت اعیان و اشراف و امراء بوده باشد تا عزل و نصب و رجوع خدمت و مؤاخذه که نماید، بی‌موقع و بی‌مأخذ نباشد. و از تمام ولایات و عشایر و حدود و قبایل با اطلاع باشد تا در تعیین حکومت‌ها و مؤاخذه‌ها، از روی بصیرت باشد. وزیر امور خارجه باید عالِم بر تمام قوانین دول باشد، باید احاطه به تمام حدود داشته باشد. باید از علم پلیتیک[۵] باخبر و بااطلاع باشد تا در مذاکرات با دول خارجه بتواند از عهده برآید و فریب نخورد. پس، امروزه هر بدبختی، هر پریشانی، هر غارتگری، هر خرابی، هر ذلتی، هر فقری در ایران ظاهر شود و بروز کند، مسئولیتش با وزرا است. وزرا باید رفع [و] جلوگیری از همه این امور را نمایند. اسباب آسایش و رفاه عموم را فراهم کنند. اگرچه وزیر هم یک تن از افراد ملت است که به تصویب وکلای مجلس شورای ملی و مساعدت[۶] ملت، بر مسند وزارت برقرار گردیده و یک بار گرانی را به گردن گرفته، خود را مسئول خالق و مخلوق قرار داده و دلخوش به ریاست و دخل این چند روزه دنیای فانی گردیده. پس، بی‌اعتدالی منحصر به اعمال علما نیست، وزرا هم شریک‌اند، ولی افسوس که "حجت‌الاسلام"ی و صدارت و وزارت در ایران، از شکم مادر در وقت تولد با مولود می‌آید و با شیر اندرون شده و با جان بدر رود. پسر حجت‌الاسلام در وقت تولد، حجت‌الاسلام است؛ خواه شعور و سواد داشته باشد، خواه نداشته باشد. پسر صدر اعظم و یا رئیس الوزراء و یا وزیر داخله و یا وزیر جنگ و یا وزیر امور خارجه و یا وزیر عدلیه و یا وزیر مالیه و یا وزیر معارف و یا سرتیپ و یا امیرتومان، باید شغل پدر را داشته باشند؛ خواه قابل آن مقام باشد، خواه نباشد. این است که امور مملکت به این مقام رسیده که ملاحظه می‌شود که از یک نفر، یک کار صحیح دیده نمی‌شود. و الا، چرا باید هیچیک از وزرا به تکلیف خود رفتار نکنند؟ به جهت این که بالارث وزیر شده‌اند. مگر خداوند به قدرت خدایی خود توفیق اصلاح بدهد. والا، بدا به حال ماها. **پاورقی‌ها:** [۱] کسی که کارش نوشتن و ثبت کردن مشخصات و خلاصه نامه‌ها و مدارک در دفتر است. [۲] خوار کردن [۳] دادگستری [۴] نابود کردن [۵] سیاست [۶] کمک کردن، یاری [۷] دزد [۸] دو طرف دعوا، در اصل: متداعین

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حکومت, مجلس شورای ملی, عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)