کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

انجمن ولایتی اصفهان در نامه‌ای به وزیر مالیه، به مطالبه مالیات گزاف از مردم اصفهان اعتراض می‌کند. در ابتدا، انجمن بر پایبندی خود به قوانین مجلس مقدس و نقش اصفهان در پیشبرد مشروطیت تأکید می‌کند. سپس، با اشاره به وضعیت نابسامان اقتصادی و خسارات وارده به مردم اصفهان در دوران استبداد صغیر و غارت‌ها، مطالبه مالیات را غیرمنصفانه و تحریک‌آمیز می‌داند. در پایان، از وزیر مالیه می‌خواهد که اجرای قوانین مشروطیت را در اولویت قرار داده و از ایجاد هیجان و نارضایتی در مردم اصفهان خودداری کند.

متن کامل گزارش

به خدمت ذیشوکت حضرت اجل اشرف اکرم امجد آقای وزیر مالیه دامت شوکته. محترم تلگراف که به عنوان جناب جلالت‌مآب آقای میرزا اسدالله خان پیشکار مالیه مخابره شده بود، در انجمن قرائت شد. چون توضیح مطلب لازم بود و معلوم شد مطلب به اشتباه گذشته، ناچار این شرح را برای استحضار خاطر شریف عرض می‌کنیم. انجمن ولایتی اصفهان هرگز بر خلاف قانون مجلس مقدس اقدامی نکرده و نخواهد کرد تا چه رسد به این که در مقام نسخ قوانین و احکام مجلس برآید. گویا مطلب خیلی در پرده مانده و به اشتباه گذشته، انجمن اصفهان می‌تواند مدلل دارد در پیشرفت مقاصد مشروطیت و در ماده مجلس - که اساس ظاهر و باطن آن از تیشه استبداد خراب شد - بیش از همه جا سعی بوده اقدامات مفیده بجا آورده، به قِسمی که بر احدی در داخله و خارجه مشتبه نیست. اولاً، سزاوار نبود که زحمات اهالی اصفهان را به این زودی کَاَن لَم یَکُن [۱] فرض فرمایید و به عبارات خشن، قلوب آنها را آزرده فرمایید. ثانیاً، در اصل مطلب به مصداق الحاضِرُ یَرَی ما لا یَرَی الغائِبُ [۲] وَ اَهلُ البَیتٍ اَدری بما فِی البَیتِ [۳] اگر اطلاعات اعضاءِ انجمن از وضع اصفهان بیشتر باشد، نفعی برای مجلس مقدس و وزارت جلیله مالیه نخواهد داشت. هر عاقلی می‌داند اصفهان به منزله قلب مملکت ایران است. اگر مرضی در قلب عارض شود، قهراً به همه اعضا سرایت می‌کند؛ چنانچه ملاحظه فرمودید وقتی که در اصفهان برای خرابی بنیان استبداد هیجان ظاهر شد، چگونه اثر و نتیجه به تمام نقاط بخشید. نمی‌دانیم به چه ملاحظه در این موقع در حالتی که سایر ولایات، هیچکدام حاضر برای این کار نشدند و هنوز استقراری در مشروطیت پیدا نشده و اهالی بعد از صدمات وارده، راحت مشروطیت را ندیده و بعد از همه تلخی زحمات، شهد عدالتی بخشیده‌اند و از مشروطه به طور واقع، جز اسمی بلارسم نیافته‌اند، کدام هواخواه استبداد است که به این تدبیر خواسته پانصد هزار نفر اهالی اصفهان و توابع و بلوکات را که همگی در این مسئله شرکت دارند، یک دفعه به هیجان بیاورد؟ آیا مطالب مکشوف شده که همین مذاکره، بلکه فقط مطالبه جناب اقبال‌الدوله به نصف این مبلغ، اصفهان را وادار و الزام نمود که بحمد الله کوشش کردند و بنیان استبداد را خراب نمودند؟ خوب است تحقیق فرمایند در همان موقع صدراعظم با قوه استبداد، به همه قِسم استعداد [۴] و بدنامی اصفهانی‌ها به جرم مشروطه‌طلبی چه شد که حکم به تخفیف داد؟ ثالثاً، تصور نفرمایید، اهالی اصفهان که مطیع‌تر از تمام خطه ایران هستند، بی‌جهت این عناوین را نموده و می‌نماید. خوب بود مذاکره این مطلب را عجالتاً معوق دارند تا مجلس مقدس منعقد بشود. دو سه نفر نماینده از اینجا بیایند شرح حال را مکشوف دارند، اگر فرضاً در ولایتی اشتباهی که به القای سررشته‌دار دیوانی از طهران یا بی‌اطلاعی او باشد حاصل شود، آیا قانونا انجمن ولایتی که نظارت دارد حق دارد توضیحات خود را به مجلس مقدس عرضه دارد یا خیر؟ یا للعجب! که مرقوم می‌دارید: اگر اهالی اصفهان حاضر نشدند، به قوه جبریه از آنها مطالبه می‌شود. گویا هنوز بیچارگی و بی‌بضاعتی غالب اهالی مشهود نیست، تقصیری هم از آنها صادر نشده. کدام ولایت است که در این دو سه سال مالیات خود را پرداخته باشند، سوای اصفهان، چنانچه مرقوم شده ضرری و خسارتی به اهالی اصفهان وارد نیامده؟ گویا فراموش شده که فوج ملایری و جلالی یک روز تمام مشغول غارت بازار بودند و تمام هستی کسبه را غارت نمودند. هشت نه ماه است غالب مال‌التجاره تجار از اغتشاش راه به غارت رفته و ابواب داد و ستد به کلی مسدود شده، از عبور و مرور قشون استبداد، بلوکات آن از لنجان و سمیرم و قمیشه و فریدن و قهپایه و غیره و غیره نیست و نابود، و ملاکین بیچاره تمامی مالیات دهات را باید از جیب خود پردازند. هنوز نیز از همه جهت گرفتار و به هیچوجه دادرسی درباره آنها نمی‌شود و با این همه خسارات و این که هنوز از ثمره شجره مشروطیت بری [۵] نخورده، گرفتار قواعد منحوسه استبداد هستند. چگونه این تکلیف فوق‌الطاقه را به آنها می‌توان کرد و چگونه تصور می‌شود در قبول این تکلیف حاضر باشند؟ بر ما است که مطالب را عرض کنیم. فردا اگر دچار اشکالات شدید، محل ایراد نباشیم. خوب است عجالتاً اولیاءِ امور، اوقات شریف خودشان را مصروف اجراءِ قوانین مشروطیت بفرمایند تا این اهالی بعد از زحمات و صدمات و سختی‌ها چندی راحت، و شیرینی در حال و کام خود بیابند؛ پس از آن، بعضی تکالیف به آنها بشود. در این موقع اگر صلاح دانستید که مملکتی را به هیجان بیاورید در حالتی که پیشرفت مقصودی نشود مختارید و ما به تکلیف خودمان رفتار کرده‌ایم. وَ لَقَد اَعذَرَ مَن اَنذَرَ [۶]... **پاورقی‌ها:** [۱] کان لم یکن: گویی که اصلا نبوده [۲] حاضر چیزی را می‌بیند که غایب نمی‌بیند. [۳] اعضای خانواده به آنچه در خانواده می‌گذرد با خبر است. [۴] توانایی، امکانات نظامی [۵] میوه‌ای [۶] همانا آن که از پیش هشدار می‌دهد، معذور است.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)