کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به وضعیت اسفبار ایران و اقدامات غیرقانونی دولت روسیه، بیان می‌کند که دیگر فرصتی برای بحث‌های نظری و فرعی نیست و باید به مسائل اصلی مانند حفظ استقلال و دیانت پرداخت. سپس به تشریح اقدامات تجاوزکارانه روس‌ها در مناطق مختلف ایران و سکوت و بی‌تفاوتی ملت و مسئولان می‌پردازد و این وضعیت را نشانه از دست رفتن غیرت دینی و ملی می‌داند. در ادامه، عملکرد قوای سه‌گانه (مقننه، مجریه و قضاییه) را پس از فتح تهران و تشکیل مجلس عالی به شدت نقد می‌کند و آن‌ها را به بی‌کفایتی، خودسری، فساد و عدم توجه به منافع ملی متهم می‌سازد. متن تأکید می‌کند که این بی‌عملی‌ها به نفوذ بیشتر روس‌ها کمک کرده و روحانیت نیز به دلیل درگیری با مفاسد داخلی، قادر به اقدام مؤثر نیست. در پایان، با ابراز یأس از وضعیت موجود، از ملت و به ویژه هیئت کارگران می‌خواهد که با غیرت ملی و دینی، به مجلس فشار آورده و خواستار اخراج قوای بیگانه و اجرای وظایف اسلامی شوند و جهاد را نه تنها در میدان نبرد، بلکه در اطاعت از قوانین و حفظ دین و وطن می‌داند.

متن کامل گزارش

احوال نکبت اشتمال وطن مقدس اسلامی ما و اعمال غیرمشروعه دولت همجوار شمالی، به ما مدلل می‌دارد که اکنون وقت صحبت و فرصت بحث از "تلازم تمدن و تدین" و "اثبات احتیاج انسان به قانون الهی" و "وجوب تَستُّر عورات[۱] مسلمین و لزوم تربیت آنها بر وفق اصول مذهب اسلام" و "اصلاح ادبی" و "تحریص[۲] مسلمانان بر افتتاح نمودن مکاتیب[۳] و نشر علمیات جدیده" و "ایضاح حقایق مقدسه دین حنیف اسلام" و "ابطال تأویل در کتاب و سنت" و ... از برای ما نمانده و فعلاً موقع پرداختن به این رشته از امور نیست. صحبت از فرع پس از احراز اصل است، [۴]تبرسی. و بحث از حکم پس از اثبات موضوع است. اثبات تلازم تمدن و تدین و احتیاج انسان به قانون الهی، پس از بقاءِ اساس دیانت و حفظ قانون الهی است. وجوب تستر عورات مسلمین و لزوم تربیت آنها بر طبق اصول مذهب اسلام، پس از خودمختاری و استقلال‌داری مسلمانان است. اصلاح ادبی، پس از قدرت و توانایی از اصلاح مفاسد متأدبین[۵] است. تحریص مسلمانان بر افتتاح مکاتیب ، پس از داشتن سلطنت ملی و حکومت مستقله مسلمین است. ایضاح[۶] حقایق مقدسه دین حینف اسلام، پس از حفظ بیضه اسلام است. ابطال تأویل در کتاب و سنت، پس از حفظ شرافت کتاب و سنت است. حفظ حدود عقاید مسلمین، پس از حفظ ثغور[۷] مملکت آنها است. قریب یک سال و نیم است که ارض اقدس اسلامیه ایران، مَحط شهوترانی قشون روس گردیده و هرگونه تصرفات نامشروع در هرجا و هر مورد بدون ملاحظه روابط دوستی دو دولت و ملت همجوار، از آنها سرزده و می‌زند و به هیچوجه نزاکت بین‌المللی و اصول معموله بین‌الدول را مراعات نکرده، اصول سیاست یک حکومت مستقل را منظور نداشته، مواد معاهدات دولتین را درهم شکسته، دست تعدی به ناموس مسلمانان دراز کرده، اهانت به شعایر اسلامیه نموده، به واسطه آژانس‌های مخصوص خود، مقام مقدس روحانیت اسلام را به ارتجاع و استبداد رمی نمود. حرکات وحشیانه آنان در ارومی، تبریز، و سایر نقاط آذربایجان، زنجان، قزوین، رشت، خراسان و مازندران، قلوب طرفداران عالم انسانیت و اسلامیت را به تنگ آورده؛ البته تفصیل آحاداَحاد[۸] موارد تعدی آنها در جراید داخله و خارجه از نظر قارئین عظام گذشته و اذهان همگی مسبوق است. چیزی که منظور نظر ما است، این است که بروز این همه لطمات و صدمات از قشون روس و تحمل و سکوت ملت ایران، بر هر عاقل سلیم‌الفطره صریحاً می‌گوید که ایرانیان یکسره از غیرت دیانت مقدسه اسلام و حَمیت[۹] دفاع از وطن مقدس خود مُنسلَخ[۱۰] شده؛ پیراهن بی ... [۱۱] خریده و برقامت نارسای خود با کمال افتخار آراسته‌اند. بروز این همه صدمات و سکوت ملت، بر هیچکس جای شبهه و اشکال نگذارده که ایرانیان از شرف، استقلال، سلطنت و سعادت، حیثیت، دیانت و قومیت خود چشم پوشیده، طوق رقیت و عبودیت روس را به گردن گذارده‌اند. بروز این همه لطمات و سکوت ملت صریحاً می‌گوید که ایرانیان، یکسره خود طالبند که ایران را ضمیمه مستعمرات روس و در قطار[۱۲] قفقاز و غازان و قروم[۱۳] و بخارا و خیوه و داغستان محسوب نمایند و همان نتیجه‌ای که مسلمین قاطنین[۱۴] این قطعات نفیسه از تبعیت روس دیدند، آنها هم ببینند. زبان ملی خود را ترک کرده و زبان روس را تعلیم کنند، اَعقاب[۱۵] آنها مذهب تَنَصُّر[۱۶] اختیار کنند. حلائل[۱۷]شان در نشستن سر کوچه و بازار مختار باشند، قبرستان آباء و اجدادشان را محل کلیسا و مرکز دُعات[۱۸] نصاری نمایند، مساجدشان را مَزبَله[۱۹] قشون خویش سازند، متدینین از اخلافشان نماز و قرآن خدا را به لغت روسی اداء و قرائت نمایند، در سن بیست و یک ساله ختنه شوند، مساجد جدید نسازند، مساجد عتیقه[۲۰] را تعمیر نکنند، قضات آنها در محکمه کلاه بر سر، فُکل و کراوات به گردن اندازند. کسانی که از اوضاع و احوال مملکت قروم و غازان و مسجد حسن خان در ایروان و قبرستان بادکوبه مطلعند، تصدیق عرایض ما را خواهند نمود. سطحی‌نظر بی‌اطلاعی بر ما ایراد کند که این همه توالی فاسده که بر گردن ملت ایران ایراد نمودی، از کجا و به چه میزان و شاید هم که فی‌الجمله عِرق نوع‌پرستی او حرکت کرده، بر ما قدری بتازد، غافل از این که منابع اقدامات و احساسات خداپسندانه ملت در حفظ حقوق ملی و حراست حدود دینی و وطنی خود، خارج از سه قوه نبوده و نخواهد بود: "قوه مقننه"، "قوه مجریه"، "قوه قضاییه". و ما به نحو اجمال، ظهورات ملیّه که در تحت مراقبت و نظارت این قوای سه گانه از تاریخ بیست و هفتم جمادی‌الثانی سال ۱۳۲۷ هجری الی اکنون که چهارده ماه تمام است تعداد کرده، و به عرض همگی می‌رسانیم؛ پس از آن، انصاف طلبیده که آیا نتیجه اینگونه ظهورات، ترتّب همین توالی معروضه است یا خیر؟ پس از فتح طهران و تشکیل مجلس عالی و تعیین نیابت سلطنت و کابینه وزرا به ریاست سپهدار اعظم، تا زمان انعقاد دارالشوری در غُره ذی‌القعده سنه ۱۳۲۷، به غیر از رشته مجاهد بازی و عقد کمیته‌های عدیده به اضافات مختلفه از قبیل: "کمیته جنگ"، "کمیته ستار"، "کمیته جهانگیر"، "کمیته شریف‌زاده"، "کمیته عباس"، "کمیته سرّی مرکزی"، "شعبه اصلاحیون - عامیون ایران"، "شعبه اشتراکیون"، "شعبه ائتلافیون"، "شعبه انقلابیون" و ... غیر از اینها از عناوین محضه و مفاهیم صرفه، چیز دیگری در بین نبود که جز مرحله لفاظی[۲۱] و صورت‌سازی و اِرعاب[۲۲] ضعفا و فقرا و انزجار قلوب از سلطنت جدیده، و تحصیل وجوه کثیره از مردم جبراً و عُنفاً[۲۳] و صرف در مشتهیات[۲۴] شخصیه خودشان، شغل دیگری نداشته و به کار دیگری نرسیده و نمی‌رسیدند، و تا چه اندازه همین اعمال رذیله، مؤید نفوذ و مروج بقاءِ قشون روس گردید که در رشت و قزوین و تبریز مبالغی[۲۵] از محترمین، بالطوع و الرغبه[۲۶] طوق تبعیت روس را به گردن گرفتند. پس از افتتاح دارالشورای ملی در تاریخ غره ذی‌القعده سنه ۱۳۲۷، گمان همگی این بود که کلیه مفاسدِ امور، رو به اصلاح گذارَد و قشون روس به زودی ایران را تخلیه کند و مجاری ادارات برمحور اعتدال قیام پذیرد. اگرچه آن کمیته‌ها و شعب و عنوان مجاهد به حکم محکم رؤسای روحانی از بین رفت و معدوم شد، ولی فوراً به شکل دیگر و صورت دیگری جلوه‌گر گردید. ادارات غیرقانونی در هر جا و هر محل از قبیل عدلیه، نظمیه، بَلَدیه، مالیه، اداره تحدید و ... دایر نمودند و قبل از این که وظایف اداره معین [شود]، به مواجب[۲۷] گزاف از برای هر یک از اجزا[۲۸] پرداختند. مخفی نماناد مقصود از ادارات غیرقانونی، این است که قبل از آن که وزارتخانه‌ها به جلب مستشارهای عالِم از خارجه بپردازند، و اصول اداری هر اداره را از روی نظام و قانون علمی همان اداره دایر نمایند، به همان فطرت استبدادی و اراده مِن عندی[۲۹]، هر کس از مخصوصین و مقربان خود را به عنوان رئیس و دبیر و امین هر اداره با مواجب کافی معین نمودند. نتیجه این تشکیلات بلارویه همین است که در عدلیه اعظم طهران از قرار راپورت[۳۰] کمیسیون هیجده نفری در جریده مجلس تا چه درجه، هرج و مرج و محاکمات معطل می‌ماند. عجبا! قوه مجریه ما در این یک سال، یک مسلک مستقیم در تأمین مملکت و تحصیل ثروت و ازدیاد قوه عسکری[۳۱] اتخاذ ننموده، مگر آن که هر آن، که بر خلاف میل هر یک از آنها حرکتی از نمایندگان ملت سر زده، فوراً تقدیم استعفا نموده، رفته رفته چنان عقیده به مسلک مستقیم استعفا پیدا کرده که کلیه مواد اصلاحیه ملت و مملکت و استخلاص وطن را از چنگال قشون روس در تحت عنوان این لفظ گنجانیدند. این اجمالی از حال قوه مجریه بود. و اما قوه مقننه از وقت انعقاد مجلس تاکنون که ۹ ماه تمام است، عوض آن که به ترتیب قانون وزارتخانه‌ها بپردازند، اصول ادارات را تنقید[۳۲] نمایند، اتصالاً ... دول متحابه[۳۳] و مجامع ملیٌه عالم از حرکات استقلال‌شکنانه قشون روس در ایران مشغول بر مذمت و اعتراض باشند، عوض آن که اتحاد و یگانگی خود را در افکار و انظار و آراء و مشرب و مسلک به عموم موکلین خودسر مشق دهند، عوض آن که اشمئزاز و انزجار خود را - که نماینده اشمئزاز و انزجار قلوب تمام ملت است - به تمام عالم بفهمانند، عوض آن که شب و روز در فکر علاج و سد باب احتیاج این ملک و ملت [بوده و] تعیش[۳۴] و آسایش را بر خود حرام دانند، به قانون کارخانه صابون‌پزی و طلاشویی و امتیاز روده و کنترات گوشت و مواجب مشهدی محمد ژاندرام و فلان مجاهد و توزیع مواجب فلان متوفی را بر وراث[۳۵] ذکور و اُناث[۳۶] و معرفی خود را به حزب اعتدال و انقلاب و وکلای دست چپ و راست و رفتن به هواخوری و تحصیل مرخصی به - شمیران به طوری که اغلب اوقات به واسطه کمی عدد وکلا در پارلمان رأی گرفته نمی‌شود - پرداختند. بدیهی است که مادام نقشه‌جاتِ اِعمال قوه اجراء و تقنین از روی همین اوضاع و ترتیبات معروضه است، از طرف قوه روحانیت هیچ اقدامی برای جلوگیری از اثرات سوء و اصلاح مفاسد این دو قوه محال است صادر شود؛ چنانچه حِسّاً می‌بینیم در این مرکز مهم روحانی، هفته‌ای نیست که مکاتیب[۳۷] و تلگراف عدیده از مرکز دارالخلافه طهران در نقض مطالب یکدیگر و از سایر نقاط داخله، در شکایت از ادارات غیرقانونی و خودخواهی حکام و مأمورین می‌رسد که تا هفته دیگر بیش از آن که به جواب و تحقیق از حال آنها رسیدگی شود، فرصتی نیست؛ و به اندازه[ای] این نقاضت[۳۸] اولیاءِ امور در مرکز و مخالفت وکلا با هم، و انزجار عموم از اوضاع ادارات غیرقانونی، مقام منیع مقدس روحانیت اسلام را اشغال نموده و می‌نماید که امکان اشتغال و تعرض به سایر لوازم و ضروریات شخصیه خودشان ندارند، تا چه رسد به اخراج قشون روس از ایران. فضلاً از این که هر اقدامی از طرف آن مقام منیع متوقع و مُتَرقب[۳۹] باشیم، انجاز[۴۰] و اجرای آن به همراهی و مساعدت و همت همین دو قوه متوقف و منوط است. و از این بیان به خوبی صدق مدعی ما بر هر عاقل بصیر، واضح و آشکار گردید، و به هیچوجه جای ایراد و اعتراض در این نسبت، برما نیست که ملتی که در ظرف چهارده ماه حکومت ملی و سلطنت مستقل خود - با آن همه تأییدات روحانیه - یک قدم رو به اصلاح نگذارده که سهل است، هر چه از او صادر شده و می‌شود جز هرج و مرج و اغتشاش و دادن بهانه به خارجه نتیجه نداده و نمی‌دهد. مسلّم است که این ملت عماً قریب[۴۱] لکه ننگی بر وجهه استقلال خود خواهد گذاشت. چیزی که خیلی مایه یأس و ناامیدی است، این است که هر چند وقت، یک جوش و خروشی در اهالی احداث می‌شود و مقالات و لوایح مُهَیجه به اطراف منتشر می‌نمایند و دفعتاً خاموش شده و نتیجه‌ای بر آن مرتب نمی‌شود؛ از آن جمله لایحه[ای] است که در چندی قبل، از طرف هیئت کارگران کردستان به هیئت محترمه علمیه فرستاده شد و ما محض این که خاطرنشان عموم نماییم که اگر این مرکز مهم از اوضاع داخله آسوده و مرفه‌الحال باشد، هرگز تصور اهمال در آن نشود، به درج این لایحه پرداختیم تا بدانند که هر اقدام اسلام پرورانه اگرچه به نشر یک لایحه باشد، با کمال امتنان ملحوظ و مرعی[۴۲] است. پارلمان که قلم عصر جدید با یک خط طلایی جالب توجهی، در صفحات تاریخ شش هزار ساله ایران ثبت نموده و در نتیجه وکلای ترقی‌خواه، عدم اعتماد خود را نسبت به وزارت خارجه اعلان دادند، امیدواری کامل بخشید که وکلای کارآگاه و وزرای ملت‌خواه ما با یک فعالیت دشمن‌شکنی و یک جدیت استقلال‌بخشی، حاضرند کشتی سعادت مملکت را به ساحل نجات رسانند و وطن گلگون‌کفن ما را از دست دشمنان دوست‌نما آسوده نمایند، بلکه دعایم[۴۳] استقلال مملکت شش هزار ساله را در اساس محکمی سوار کنند. ولی افسوس آن هیجان‌های ملی و جنبش‌های غمخوارانه را تا حال فقط به انفصال[۴۴] وزارت خارجه نهایت داده و صدای اظهارات وکلای صدیق ما که هنوز در فضای پارلمان می‌پیچد، از دایره تصور، یک قدم به جانب فعلیت تجاوز ننموده؛ چنان که باز بدبختانه می‌بینیم قشون خارجه که علت غایی انفصال وزارتخارجه بود، با یک سماجت صَعب‌القبولی، خاک پاک وطن مقدس ما را زیر سم ستوران خود گرفته، در کار لگدکوبی کردن است. با وجود این ترتیبات هولناک و مقدمات استدلالی، آیا باز می‌توانیم مطمئن شویم که قشون دشمن ما را آسوده خواهد گذاشت؟ و آیا دیگر هیچ ایرانی وطن‌پرستی تاب سکوتی را که موهِم[۴۵] بی‌حسی است، در قوه خود سراغ دارد؟ و آیا موقع آن نیست که دست ناشکیبایی را به جانب گریبان جامعه صبوری دراز کرده، تا به دامن پاره کنیم و شروع در اجرای وظایف اسلامیه نماییم؟ و آیا هنگام آن نرسیده که به جای پیراهن، سینه مملو از حب وطن را صد چاک کنیم؟ و آیا هیچ مسلمان اسلام‌پرست راضی می‌شود که دست اجنبی را که به سوی ناموس برادران یازیده ببیند؟ اگر چناچه تاکنون که به مساهله[۴۶] گذشته، همین طور بگذرد[۴۷]، آیا مطمئن هستیم که خود را صاحب دین و وطن بدانیم؟ حاشا و کلا! زیرا سهل‌انگاری و بردباری ما بر جسارت دشمن صد مقابل افزوده، و مثل آن است که به دست خود، اختیارات بشریت را از خود سلب نموده، و به دشمنان دین، مالی و جانی تسلیم کرده باشیم. این است با یک سرعتی که در ادای آن، مجرای حلقوم به مخرج زبان فرصت نداده فریاد می‌زنیم: امروز که دوره عدالت و عهد تمدن‌طلبی است، با این جسارت تحمل نکردنی، بیگانه در خانه ما چه می‌کند؟ و این مهمانان میزبان آزار، چه وقت به تجاوزات تمدن ننگین‌کن خود پایان خواهند داد؟ و چه موقع عالَم تمدن خواهد فهمید که در دوره آسایش بشری، جامه عصمت ملتی که حس لذایذ انسانیت کرده، دستخوش اَجامر[۴۸] و اجانب گشتن، [چه صدمه‌ای] به آزادی دنیا وارد خواهد آورد؟ واقعآ چه مصیبتی بالاتر از این است؟ در موقع تجدد عید ملی، تمام اولاد ایران در کنج سوگواری نشسته، از این ترتیبات ناملایم، مرگ را بر زندگانی ترجیح دهند و ترک مراسم ملیت خود گفته. در این موقع سرور، ابدآ آثار بشاشت و مسرت از وَجَنات[۴۹] اهالی مشهود نگردد. اینک با یک صوت رسا برادران وطنی را بیدار می‌نماییم و از حمیت دلاورانه فرزندان وطن استغاثه[۵۰] می‌کنیم: غفلت بس است، بی‌حسی درجه دارد، از امروز به بعد تَشبثات[۵۱] خارجی سودی نخواهد بخشید، کسی به داد تضرع و اِبتهال[۵۲] امروز ما نمی‌رسد. ما باید به غیرت ملیت خود پناه ببریم، ما باید به حقیقت اسلامیت عارض شویم، ما باید به قوت حَمیت[۵۳] و اتحاد معنوی تشبث کنیم، ما باید از هر طرف به مجلس مقدس - که یگانه کعبه مقصود و حافظ و حارس استقلال مملکت است - اعتراض و پروتستآهای آتشین ابلاغ داریم. ما باید فرجه نفس کشیدن به وکلا و وزرا نداده، در کمال جدیت اخراج دشمنان دوست‌گزار را درخواست نماییم. اگر تاکنون ملاحظات ملیت، ما را به سکوت از شَناعت[۵۴] افعال شقاوت‌کارانه قشون اجنبی محکوم می‌داشت، حالا تکالیف مذهبی و شعائر اسلامیه، به اقداماتی دیگر ما را هدایت و ارشاد می‌کند. ما باید در هر نقطه که هستیم به مجلس مقدس فشار آورده، آخرین وسیله استخلاص[۵۵] وطن را مطالبه نماییم. دیگر امروز سرها به بدن‌ها سنگینی می‌کند. خون‌ها در عروق برای ریختن جوش می‌زند. امروز، روزی است [که] آیه کریمه: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ[۵۶]، مزایای جهد را خاطرنشان مسلمان‌های قرن بیستم می‌دارد. امروز وقت ربودن گوی سبقت فضیلتی است که: فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ[۵۷]، مُبیّن[۵۸] آن است، و کار جهاد، منحصر مسلح شدن در میدان مبارزه نخواهد بود، بلکه انجام دادن این فریضه حتمی‌الوقوع، می‌تواند به شکل‌های متفاوت جلوه‌گر شود. هیچ مجاهدت بهتر از این نخواهد بود که احکام صادره از مقامات تقنینیه[۵۹] را با کمال میل قلبی اطاعت کنیم. هیچ مجاهدت، اصلح و اَسلَم[۶۰] از آن نخواهد بود که به دَراهِم معدوده[۶۱]، دارای یوسف مقصود، یعنی دین و مذهب و ناموس و وطن خود باشیم. اینک هیئت کارگران با پتک التهاب درونی و یک حِدّت[۶۲] فداکاری، مراقب و مواظب مجاهدات جدّیه برادران اسلام‌پرست وطن‌خواه ایرانی می‌باشند و از وجدان ایرانیان مقیم خارجه و داخله متوقع است که با هیئت در این موقع مشکل، شرکت و همدردی نموده، اقدامات جاریه خود را محض پشتگرمی این برادران در عالم اخوت اطلاع دهند. **پاورقی‌ها:** [۱] پوشش زنان [۲] تشویق، برانگیختن [۳] مکتب‌ها، مدارس [۴] منظور، تحولی شبیه انقلاب فرهنگی در زمان ما است. [۵] تربیت‌شدگان [۶] واضح کردن، روشن ساختن [۷] جمع ثغر: مرزها [۸] آحاد آحاد: تک تک [۹] غیرت، جوانمردی [۱۰] کنده [۱۱] سه نقطه در اصل [۱۲] ردیف [۱۳] تلفظ ترکی کریمه. همه جا در اصل: وقوم [۱۴] ساکنان [۱۵] بازماندگان، فرزندان آینده [۱۶] مسیحیت [۱۷] جمع حلیل و حلیله: زنان ازدواج کرده [۱۸] جمع داعی: مبلغان [۱۹] جای ریختن خاکروبه و زباله، زباله‌دان [۲۰] باستانی، قدیمی [۲۱] زبان‌بازی [۲۲] ترساندن [۲۳] به زور و تندی [۲۴] آرزوها، خواسته‌ها [۲۵] تعدادی، گروهی [۲۶] با میل و رغبت [۲۷] حقوق [۲۸] کارمندان، کارکنان [۲۹] خودسرانه، خودکامه [۳۰] واژه انگلیسی گزارش [۳۱] قوه عسکری: نیروی نظامی [۳۲] حک و اصلاح کردن [۳۳] دوست [۳۴] زندگی [۳۵] در اصل: وارث [۳۶] مردان و زنان [۳۷] نامه‌ها [۳۸] ضدیت، مخالفت [۳۹] امیدوار، منتظر [۴۰] برآوردن [۴۱] عماقریب: به زودی [۴۲] مراعات شده: در اصل: مراعی [۴۳] ستون‌ها، پایه‌ها [۴۴] جدا شدن [۴۵] به شک اندازنده [۴۶] سهل‌انگاری [۴۷] در اصل: می‌گذرد [۴۸] فرومایگان، اوباش [۴۹] رخسار، چهره [۵۰] دادخواهی [۵۱] چنگ زدن، دستاویز قرار دادن [۵۲] به زاری دعا کردن [۵۳] جوانمردی [۵۴] زشتی، بدی [۵۵] رهایی [۵۶] صف، ۴: خدا کسانی را دوست دارد که در راه او جهاد می‌کنند، گویی بنای پولادین و استوارند. [۵۷] نساء، ۹۵: جهاد کنندگان را بر خانه‌نشینان برتری داده است. [۵۸] بیان کننده [۵۹] قانونگذاری [۶۰] سالم‌تر، بی‌گزندتر [۶۱] دراهم معدوده: پول اندکی [۶۲] تندی، خشم

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حکومت, نمایندگان مجلس شورای ملی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)