کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به جوش و خروش ملت ایران در همراهی با دولت و انتشار اخباری در روزنامه‌های «ایران نو» و «مجلس» درباره مفتاح‌السلطنه آغاز می‌شود. سپس به یادآوری دوره صدارت امین‌الدوله و حیف و میل وجوه اعانه در آن زمان می‌پردازد و با استناد به ضرب‌المثل «الولد سر ابیه»، این حیف و میل‌ها را تکرار تاریخ می‌داند. در ادامه، به خدمات مفتاح‌السلطنه به انگلیسی‌ها و نقش او در تضعیف جایگاه شاهنشاهی ایران اشاره می‌کند و از معاون وزارت خارجه به دلیل دفاع از مفتاح‌السلطنه و تلاش برای مشتبه کردن امر بر مجلس انتقاد می‌کند. در پایان، از وکلای مجلس می‌خواهد که در این موضوع تحقیق جدی کرده و اجازه ندهند سیزده هزار تومان از اموال ملت حیف و میل شود و تأکید می‌کند که اگر این مسئله بدون نتیجه بماند، اعتبار دولت نزد ملت از بین خواهد رفت و باید مواجب گرفته شده از مفتاح‌السلطنه بازپس گرفته شود تا عبرتی برای سایر مأمورین باشد.

متن کامل گزارش

اَلَولَدُ سِرّ اَبیهِ در وقتی که ملت ایرانیه سر تا پا جوش و خروش بودند در همراهی به دولت اعم به اعانه و اسقراض، جریده شریفه ایران نو و مجلس که مِن‌باب مفتاح‌السلطنه جنرال قونسل هندوستان که وکلای محترم بر حسب نگارشات روزنامه مقدس توضیح خواسته بودند توأم با روزنامه حبل‌المتین رسید، و پرده از روی کار برداشت. فوری مرا به خاطر آمد دوره صدارت مرحوم حاجی میرزا علی خان امین‌الدوله و تشکیل انجمن معارف و ریاست مرحوم مفتاح‌الملک پدر مفتاح‌السلطنه و بلند شدن فریاد ارباب جراید فارسی در حیف و میل وجوه اعانه که تا صد هزار تومان ذکر می‌کردند، تا کار به جایی کشید که مفتاح‌الملک چاره را منحصر در اشاعه اخباری به نام مفتاح العلوم داد، و به مدافعه خویش پرداخت. آنچه مدافعه کرد پرده از روی کار بیشتر مرتفع گردید، تا این که اوراق آن روزنامه از طریق انفعال خیسید و پوسیده. واقع چقدر خوب گفته‌اند: "اگر پدر نتواند پسر تمام کند". آری الولد سر ابیه. تاریخ دوره خود را تجدید می‌کند. آن حیف و میل‌ها گذشت، این هم گذشته و خواهد گذشت. چنانچه در دوره پدر[۱]، سر ملت فلکزده بی‌کلاه ماند، در این دوره پسر[۲] هم گمان می‌کنیم نتیجه‌ای برای ملت حاصل آید؛ فرقی که دارد این است که آن، دوره استبداد بود، این دوره مشروطیت. آن دوره، ملت ذیحق شناخته نمی‌شد، این دوره می‌شود. آن دوره، ملت دارای مرکز حقوق یعنی پارلمان، و حافظ حقوق یعنی وکلا نبودند، این دوره هستند. آن دوره، مملکت وزرای مسئول نداشت، این دوره دارد. ولی بدبختانه چون تمام اینها تغییرات لفظی است، نتیجه هر دو یکی ظاهر می‌گردد، یعنی: همان حیف و میل، همان خورد و برد. باید دانست مفتاح‌السلطنه در طلب خدمت بسیار بزرگی نزد محمدعلی شده و مأموریت هندوستان را حاصل نمود، ولی اقبال ملت را تأیید نمود، آمر و مأمور به مرام خویش نرسیدند. مفتاح‌السلطنه در خدمت به انگلیسان بزرگ‌ترین دشمنی را با تاج و تخت کیان و وطن عزیز خویش نموده؛ این است که در بلوبوک[۳] در حق وی نوشته شده: "خدمتی که قیمت ندارد در حق دولت انگلیس نموده". آن خدمت عبارت از این است که ولی نعمت خود یعنی جانشین کیان را وادار ساخت که از سفارت انگلیس معذرت بخواهد و شاهنشاهی ایران را تا ابد لکه‌دار سازد. کسانی که واقف به مواقف بین‌الدولی‌اند، می‌دانند که این نکته تا چه اندازه از مقام شاهنشاهی ایران کاست، و تاج کیان را نزد سلاطین کنفت ساخت؛ چنانچه تاج و تخت ایران تاکنون چنین ذلتی به خود ندیده بود. لطف اینجاست که در ازای این خدمت، پانصد تومان هم از محمدعلی انعام گرفت و تا وقتی که محمدعلی را از تخت به زیر نیاورده بودند اولین دوست استبداد بود،؛ چنانچه در ورود حضرتین سردار اسعد و معتمدخاقان در بمبئی، از رپورت‌هایی که به توسط سعدالدوله به محمدعلی داد کشف این معما را تواند نمود. اینها که گفتیم تمام جمله معترضه بود، مطلب اصلی این است که معاون وزارت خارجه با کدام رو به این جسارت، دفاع از مفتاح‌السلطنه نموده، خواسته امر را بر مجلس مشتبه نماید؟ امروز که دولت می‌خواهد اعتبار و درستکاری خویش را نزد ملت ثابت کند و صد کرور استقراض داخلی حاصل نماید، یک مأمور دولت چنین حیف و میل عظیم نمود. و معاون یک وزارتخانه به مجلس مقدس چنین اشتباه‌کاری نماید، برای دولت نزد ملت چه اعتبار باقی تواند ماند؟ لذا با یک دنیا تضرع به حضور حافظین حقوق ملی، یعنی وکلای مجلس مقدس عرضه می‌دارم که اگر خیر ملت و دولت و وطن می‌خواهند، اگر می‌خواهند ملت هستی خود را بر طبق اخلاص نهاده در نگرانی شما بزرگواران به دولت بسپارد، در این موضوع ترک ملاحظه فرموده و سخت ایستاده، تحقیق نمایند و نگذارند سیزده هزار تومان ملت را در این دست تنگی یک نفر به شارلتانی بَرَد. برای جلب توجه آن ذوات، فرمایش حضرت مستطاب ظهیرالاسلام آقای آقا شیخ حسن سلّمه الله را می‌نویسم: چقدر طلاب، کتاب و اثاث البیت بفروشند تا سیزده هزار تومان جمع شود و یک نفر مفتاح‌السلطه او را ببلعد، هَل مِن مَزید[۴] هم بگوید؟ ای کاش حیف و میل مفتاح‌السلطنه در مجلس مذاکره نمی‌شد. حال که مردم دیدند که یک نفر معاون وزارت به این جسارت اشتباه‌کاری نموده و به این سهولت وکلا هم ساکت شدند، نتیجه این شده که مردم تصور می‌نمایند که قدرت حفظ حقوق ملت در وکلا نیست. بنده عرض می‌کنم حال که کار به این جا کشیده و این مسئله در مجلس موضوع بحث شد، باید نتیجه آن هم بر عالمیان آشکار گردد، ورنه بر اعتبار دولت لکه وارد خواهد آمد. باید وکلا تحقیق نمایند که اگر مفتاح‌السلطنه دو سال مواجب گرفته و به محل مأموریت خود نرفته و جنرال قونسلی او رسمی نشد، اقلاً مواجب گرفته را از او باز گیرند تا عبرت سایر مأمورین گردد. اقل الطلاب: محمدتقی طهرانی **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، محمدعلی شاه قاجار است. [۲] منظور، احمدشاه قاجار است. [۳] واژه انگلیسی «کتاب آبی» که عنوان نشریات پارلمان انگلستان است که جلد آنها به رنگ آبی است و انتشار آنها از سال ۱۶۸۱ م بوده و حاوی اخبار پارلمان است. [۴] بیشتر خواستن، افزون طلبیدن. * [روزنامه] حبل‌المتین، س ۱۷، ش ۴۱، مورخ ۲۹ ربیع‌الثانی ۱۳۲۸ ق، ص ۱۱، ۱۲.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حکومت, نمایندگان مجلس شورای ملی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)