کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر اهمیت اجتماع، ارتباط و نیاز بشر به عدل و مساوات آغاز می‌شود که تنها از طریق قانون و حاکمیت مطلق آن قابل دستیابی است. در ادامه، نقش وکلای ملت و آحاد مردم در حفظ و اجرای قانون و لزوم بی‌غرضی در این مسیر تبیین می‌شود و به عنوان نمونه، به بی‌غرضی خالد بن ولید در صدر اسلام اشاره می‌کند. سپس، به وضعیت اسفبار ایران در آن زمان می‌پردازد و به نقش روس‌ها در ایجاد اغتشاش، تطمیع مفسدین و تحریک افراد برای تضعیف دولت و حفظ قوای اشغالگر خود اشاره می‌کند. در پایان، به نمونه‌هایی از خیانت‌ها و اقدامات عوامل روس مانند رشیدالملک در اردبیل و نارضایتی مردم تبریز از مخبرالسلطنه به دلیل ترس از روس‌ها و همچنین اقدامات دولت برای سرکوب یاغیان و مفسدین مانند رشیدالسلطان اشاره می‌شود.

متن کامل گزارش

بدیهی است که انسان در اداره کردن امور معاشی خود، محتاج به اجتماع و ارتباط با نوع خود است که همدیگر را معاونت [۱] نموده و اسباب حفظ و بقای نوع را فراهم نمایند. و محال است که این اجتماع و ارتباط صورت و تشکیل‌پذیر شود، مگر به برکت عدل و مساوات. و عدل و مساوات پایدار نگردد، مگر یک قانونی در بین باشد که وضیع و شریف به طور تسویه [۲] در تحت آن قانون باشند؛ و بدون قانون، محال است نظم و ترقی که موجب آسایش و حفظ نوع بشر است، فراهم شود؛ زیرا که اگر قانون نباشد هر فرد از افراد بشر آنچه را که ملایم طبع خود و مناسب ذوق خود بیابد، آن را عین عدل دانسته، به هر وسیله باشد در صدد جلب آن برآمده، اگرچه موجب ضرر و باعث ظلم بر غیر باشد؛ و هرچه را مُنافِر طبع [۳] و منافی سلیقه و کسر شأن خود پندارد، آن را عین ظلم و اعتساف [۴] تصور کرده، در مقام دفع آن از خود خواهد برآمد؛ اگرچه عین عدل و موجب انتظام و تسهیل [۵] امور ناس باشد. و این قانون را وقتی می‌توان گفت حاکمیت مطلقه دارد که اشخاصی که ذمه‌دار اجرای آن هستند، با اهتمام تام و القای اغراض شخصیه در مقام اجرای آن باشند؛ و وکلای ملت هم که تمام مواد آن قانون را تأسیس کرده‌اند، با یک اتفاق فوق‌التصور مُعاضد [۶] و معاون قوه مجریه بوده و ملت هم که به توسط آمنای خود راضی به تأسیس قانون اداره کردن امور خود شده‌اند، با یک اتحاد مُدهِشی [۷] نگران حفظ آن قانون باشند و اجرای آن را نصب عین خود قرار دهند، مال و جان خود را در مقابل حفظ و اجرای قانون وقعی [۸] نگذارند. و هر فرد فرد از آحاد ملت باید ملتفت این نکته باشند که ابدا کسی حق تعرض درباره احدی از امنای مبعوثان [۹] ندارد؛ و هیچیک از آنها را به جهت حرف‌ها و رأی‌هایی که در دارالشوری اظهار می‌کنند، احدی حق ندارد تعقیب و سختگیری نماید، تا بتوانند با کمال امنیت و نهایت اطمینان مشغول کار باشند. و در فرض ثبوت تقصیری برای یکی از اعضای دارالشوری، دولت باید با اطلاع و اجازه خود دارالشوری، مقصر را مَجلوب [۱۰] دارد و اگر آن تقصیر باعث سقوط مقصر است از عضویت، حق اعضاءِ دارالشوری است که عضویت او را باطل دانسته و او را منفصل [۱۱] دانند. و اگر کسی به یکی از امنای ملت توهین کند، اعضای دارالشوری حق دارند تعقیب سخت کرده، اهانت کننده را جلب نمایند. امنای ملت هم باید در قول و فعل خود از حدود عقل و میزانی که برای عموم مردم است تجاوز نکنند، و احترام مجلس را محفوظ دارند. در همچه صورتی می‌توان گفت که این مملکت دارای سعادت است و ملت آقصی مدارج [۱۲] تمدن و نهایت مرتبه کمال را نائل خواهد آمد. و بر احدی جایز نتواند بود که ادعای قیومیت [۱۳] و ولایت بر این مملکت نماید، بلکه چنین مملکتی قیم و والی بر ممالک دیگر خواهد گردید. و اگر در هر یک از مراتب مذکوره اندکی غرض نفسانی و ذره‌ای از شهوات و هواهای شخصی ملحوظ گردد، باید افق آن مملکت را تاریک و سعادت و استقلال آن را خاتمه‌پذیر دانست؛ چنان که در بدو اسلام، خلیفه اول را وقتی ارتحال از این عالم دست داد که لشکر اسلام در میدان حَربیه [۱۴] با لشکر روم مبارزت می‌دادند و خالد بن ولید امیر جَیش [۱۵] اسلام بود، پس از استقرار امر بر خلیفه ثانی به جهاتی چند، خالد بن ولید را عزل و ابو عبیده جراح را که در تحت حکومت خالد بود، امیر قرار داد و خالد را در تحت حکم ابو عبیده برد. خالد بدون آن که رنجشی پیدا کند، مبارزاتی در میدان حرب داد که واقعاً عقول حیران است. همین بی‌غرضی نتیجه‌اش این شد که لشکر اسلام تا حدود قسطنطنیه را فتح نمودند. و با کمال تأسف، از جمیع عقلاءِ با انصاف سؤال می‌کنیم که این فرزندان رشید وطن که به دو انقلاب [۱۶] در رولیسون [۱۷] مملکت، دامن همت بر کمر زده و دست مردانگی از آستین غیرت و حمیت برآوردند، در چند یوم که بی‌غرضانه قدم در میدان رفع ظلم گذاشتند و اداره استبداد را از بیخ و بن برآوردند که اگر به همان طریق اتحاد و اتفاق و بی‌غرضی پیش می‌آمدند، مملکت امروزه به این حال گرفتار می‌شد؟ نه و الله، نه بالله [۱۸]. روس‌ها این روزها از یک طرف ساعی‌اند که اغتشاش در ایران را فراهم نمایند که دولت از تأمین عاجز باشد و بر دول اجانب لزوم بقاءِ قشون خود را اظهار بدارند؛ و از طرف دیگر کیسه کیسه مَنات [۱۹] و اسکناس وارد ایران نموده، مفسدین و متنفذین را تطمیع و تحریک می‌نمایند، بعضی را تحریک بر فراهم آوردن موجبات اغتشاش می‌کنند و از بعضی‌ها بر سکوت خالی اکتفا کرده که بر علیه او حرف نزنند، ممنون می‌شوند. از آن جمله، اغتشاش جدید اردبیل را که اشرار، اردبیل را محاصره کرده بودند تحریک روس‌ها است، و روس‌ها به این مقصود به توسط رشیدالملک و میرزا علی خان امیر تومان اردبیلی نایل شده‌اند. خیانت‌های رشیدالملک از این جا معلوم می‌شود که آدم‌های مخصوصش بر قشون دولت شلیک کرده و خودش هم به عنوان این که از اشرار شکست خورده و حال آن که نخورده بود، یک سره از راه به قونسل‌خانه روس وارد شده، شرف دولت و ملت ایران را می‌برد. قونسل هم به ایشان اطمینان داده. دولت در صدد است که مجازات او را به جهت این بی‌شرفی که مرتکب شده سخت بدهد. اهالی تبریز از مخبرالسلطنه به واسطه مرعوبیتش از روس‌ها منزجرند. انجمن ایالتی، وکلای خودشان را به تلگرافخانه حاضر نموده اظهار داشته‌اند که اگر بر مخبرالسلطنه تغیری [۲۰] نشود، روز روشن از طرف اهالی سنگسار خواهد شد. عَساکِر [۲۱] دولت، رشیدالسلطان را که به عنوان یاغی‌گری چندین وقت اسباب زحمت دولت شده بود، فراری داده داغ حسرت بر دل مفسدین و مغرضین گذاشتند. فعلاً دولت دماوند را متصرف شده، عمارت اعظم‌الدوله را با گلوله توپ با خاک یکسان نمودند، عده‌ای از عساکر را به تَعاقُب [۲۲] رشیدالسلطان و مَن تبعش [۲۳] از اشرار فرستاده‌اند. چند کاغذ، نظمیه دست‌آورده که محرک رشیدالسلطان سپهدار بوده و شواهد دیگر در این باب دارند. مثل این که رشیدالسلطان و امیر مکرم به توسط جهانگیر خان آبدارباشی معزالسلطان به سپهدار و سردار منصور کاغذ نوشته "فشنگی که فرستاده بودید رسید، ممنون و متشکریم؛ لیکن کم است یک بار و دوبار کفایت نمی‌کند. مجاهدین که می‌فرستید بی‌اسلحه است، بعد از این با اسلحه بفرستید". مثل این که وقت حرکت کردن امیراعظم برای تنبیه رشیدالسلطان، سپهدار مانع شده می‌گوید کجا می‌روی بستگان و املاک من در آنجا است. خیال سپهدار این است که قبل از آمدن ناصرالملک کابینه جدید را به هم بزند ... **پاورقی‌ها:** [۱] یاری [۲] به طور مساوی [۳] منافر طبع: ناخوشایند ذوق و استعداد [۴] ستم کردن [۵] آسان کردن [۶] کمک کننده [۷] حیرت‌آور [۸] ارزش، اهمیت [۹] نمایندگان مجلس شورای ملی [۱۰] احضار [۱۱] معزول [۱۲] اقصی مدارج: نهایت درجه‌ها [۱۳] سرپرستی [۱۴] جنگ [۱۵] سپاه [۱۶] منظور از دو انقلاب، قیام عمومی مردم جهت اخذ فرمان مشروطه و قیام دوم، جهت سرنگونی محمدعلی شاه قاجار بود. [۱۷] واژه فرانسوی انقلاب. در اصل: رولیسبون [۱۸] چند صفحه جاافتادگی در اصل مطلب است. [۱۹] واحد پول روسیه [۲۰] تندی کردن [۲۱] جمع عسکر: سپاهیان [۲۲] تعقیب کردن [۲۳] من تبع: پیروان

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حکومت

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)