کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این نامه با اشاره به خدمات ملی نویسنده در دوره استبداد صغیر و نقش او در برچیدن هیئت استبدادی بوشهر و تشکیل مجلس، به ستم‌های وارده از سوی دریابیگی، حاکم بوشهر، می‌پردازد. نویسنده شرح می‌دهد که چگونه خانه‌اش با توپ ویران و اموالش غارت شده و خود او به مدت یک ماه زندانی گشته است. با وجود وساطت مراجع نجف، به ویژه آخوند خراسانی، و تلگراف‌های متعدد به سپهدار اعظم و وزارت داخله برای جبران خسارات، دریابیگی از اجرای احکام سرپیچی کرده و تنها به صورت‌سازی و پاسخ‌های دروغین اکتفا نموده است. نامه با گلایه از عدم رسیدگی به دادخواهی او و اشاره به رونوشت خطابه آخوند خراسانی به دریابیگی، به پایان می‌رسد و از خداوند طلب یاری می‌کند.

متن کامل گزارش

خدمات ملی در استبداد صغیر، اجراء الاحکام حجج‌الاسلام [۱]، و وفاق‌الاولیاء الامور البته به عرض اعضای محترم رسیده، اعاده آن تضییع وقت است. مخاطراتی هم که در قبال چنان خدمت از دریابیگی [۲]، مستبدِ باطنی دیدم البته آن هم به سمع شریف رسیده؛ خصوصاً حضرتین اشرفین سپهدار اعظم و وزارت جلیله داخله دام اقبالهما، کمال استحضار [۳] را دارند. بعد از آن که خانه‌ام را با توپ خراب و دارایی‌ام را به تاراج سرباز و تفنگچی اطراف داد و یک ماه خودم را در حبس کرد و حجج‌الاسلام نجف اشرف دامت برکاتهم، خبردار شده، عتاب و خطاب نوشتند، از محبس [۵] درآورده، بی‌تهیه و تدارک، خود را به عتبات عالیه رساندم و هفت ماه است در نجف متظلم هستم. و این مدت حضرت مستطاب آیت‌الله فی ارضه، آقای محقق خراسانی [۶]، ادام الله ظلاله، همه قِسم دلالت و امر به تعمیر خانه و رد آنچه از خانه‌ام برده‌اند مرقوم، و حضرتین اشرفین، متعدد تلگراف در تدارک این غثره [۷] و خلافکاری او فرموده‌اند، اما همه را به صورت‌سازی و "تعمیر" و جواب "اطاعت کردم" و "تلافی نمودم" گذرانیده، ابداً خیال تدارک و امتثال حکم اعلام [۸] دین و اولیای امور را ندارد. و شاهد صدق این مراتب، خطابه حضرت آیت‌الله [۹] است که همین اوقات به دریابیگی مرقوم فرموده‌اند و سواد [۱۰] آن را لفا تقدیم نمودم. امن العدل و الانصاف [۱۱] که ذریه پیغمبر، عالِم بلد خود چنان خدمت بر ملت کرده - یعنی در عین استبداد که احدی نمی‌توانست از مشروطه اسم ببرد - هیأت استبدادیه بر شهر را به قوه حقانیت برچیده و اساس قویم مشروطه انداخته و تشکیل مجلس کرده، عاقبت غربت‌نشین و از جور مثل دریابیگی بی‌مبالات بنالم و کسی نباشد که داد مرا از آن ظالم بگیرد. زیاده تصدیع [۱] نمی‌دهم. اِنَّمَا اُشکُوا بَثّی وَ حُزنِی إِلَی الله [۲] و هُو نِعمَ الحَسیبُ [۳]. و السلام علیکم. از مرقومه آقای آیت‌الله خراسانی [۴]. مد ظله العالی، استکشاف [۵] تفرعن و تمرّد او خواهید فرمود که موجب دلتنگی و انقلاب [۶] ایشان شده است. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، مراجع مشروطه‌خواه نجف است. [۲] منظور، میرزا احمدخان دریابیگی، حاکم بوشهر است. [۳] در اصل: استحضاری [۴] اشاره به نامه سفارشی آخوند خراسانی درباره دریابیگی است که سبب سوءاستفاده و گستاخی دریابیگی گردید. [۵] در اصل: مرکب [۶] منظور، آخوند خراسانی است. [۷] خطا، گناه [۸] بزرگان. منظور، مراجع و علمای عتبات است. در اصل: اعدام [۹] منظور، آخوند خراسانی است. [۱۰] رونوشت [۱۱] کذا فی‌الاصل [۱] دردسر دادن، باعث زحمت شدن، در اصل: مصاعدت [۲] یوسف، ۸۶: من با خدا غم و درد دل خود گویم. [۳] و هو نعم الحسیب: و او چه خوب حساب‌کننده‌ای است! [۵] پرسش [۶] سرکشی

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: بوشهر (استان بوشهر)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)