کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
تصدقت شوم[۱]. از قرار معلوم، حکومت بدون آن که کیل[۲] و معیار کرده باشد، حکم کرده است چراغ روشن کنند در هفتصد دینار، و خبّاز[۳] میگوید ضرر میکنم. چون مطلب خالی از اهمیت نیست خبّازباشی هم به واسطه عدم پیشرفت کار خودش چون شخص عاقلی است و میداند که فردا طوری خواهد شد که موجب زحمت و تصدیع است، استعفا از کار خود کرده که لفاً از لحاظ مبارک شرافت خواهد یافت.
لکن فدوی عرض میکنم: این سختی به خباز در این موقع با نبودن تهیه از قرار تحقیقاتی که در این دو روزه که وارد در کار ایشان شدهام، شده است، صلاح نیست مگر آن که از طرف قرینالشرف، شخص امینی با یکی از طرف حکومت و یکی هم از طرف خبّازان، کیل و معیار کنند؛ اگر واقعاً ضرر میکنند چرا ضرر وارد شود بر ایشان؟ و اگر ضرر نمیکنند ملزم کنند ایشان را که بهانهای در دست نداشته باشند. معذلک امر، امر مبارک عالی است، ولی استدعای خبّازباشی این است که صدارت را هم حضرت مستطاب بندگان حجهالاسلام روحی فداه، از استعفای او مسبوق فرمایند که فردا اسباب زحمتی برای معزیالیه فراهم نشود.
فدوی: محمدتقی الموسوی الهروی
**پاورقیها:**
[۱] مخاطب، حاج شیخ فضلالله نوری است.
[۲] وزن
[۳] نانوا
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: تهران (استان تهران)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: شیخ فضل الله نوری
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)