تبریز
استان آذربایجان شرقی
علمای مرتبط با این شهر
متولد (10 نفر)
تحصیل کرده (14 نفر)
.jpeg&w=3840&q=75)
.jpeg&w=3840&q=75)









.jpeg&w=3840&q=75)

کنشهای انجامشده در این شهر (74)
غارت منزل منتقدان مشروطه و کشتن آنها در تبریز پس از بمباران مجلس شورا
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام پناهگاه بودن منزل برخی از علمای تبریز در برابر حمله سربازان و مأموران دولتی

اعلام حمایت از سردار نصرت در دفع اشرار و استقرار نظم و سرکوب مخالفان حکومت

درخواست تدارکات لازم برای مجاهدان

دفاع ستارخان از استقلال کشور و عزت اسلام
.jpeg&w=3840&q=75)
شایعهپراکنی علیه مخالفان مشروطیت
.jpeg&w=3840&q=75)
بیانضباطی در اردوگاه نیروهای دولتی و بدبینی و ناامیدی مردم تبریز از آنان
امیدواری به سرکوب فوری معارضان تبریز
لزوم حفظ دین و وطن و اتحاد آحاد مردم
.jpeg&w=3840&q=75)
تأکید مشروطهخواهان تبریز به بازگشت مشروطه بنا بر فرمان مراجع مشروطهخواه نجف
.jpeg&w=3840&q=75)
مقاومت مردم تبریز در برابر رژیم محمدعلی شاه قاجار و درخواست حمایت مراجع مشروطهخواه نجف از آنها
شکایت از خودسری مردم
.jpeg&w=3840&q=75)
عدم همراهی با مجاهدان ستارخان
.jpeg&w=3840&q=75)
خبرخواهی و صلح طلبی عین الدوله
.jpeg&w=3840&q=75)
مشاوره سیاسی ـ نظامی به محمدعلی شاه قاجار

اظهار نگرانی از پیشرفت مجاهدان تبریزی و کمبود تدارکات نیروهای دولتی

گلایه شدید از بیپولی نیروهای دولتی و نگرانی از همگسیختن امور تبریز

گزارشی از وضع نظامی شهر تبریز

فریبکاری و اغفال مشروعه خواهان تبریز
اصرار علما بر ادامه جنگ مشروطه خواهان
.jpeg&w=3840&q=75)
مخالفت با تندروان و آشوبطلیان و در پیش گرفتن سیاست مصالحه
سند با طرح سؤالی از حجج اسلام آغاز میشود که آیا مشروطه و قوانین آن با شرع اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در قبال آن چیست. در پاسخ، نویسنده با اشاره به سابقه اصلاحطلبی خود و اجدادش، به مخاطرات مشروطه و افتادن امور به دست عوام اشاره میکند. او از اقدامات خود برای ترویج نیت اصلاحطلبانه و سپس انزوای خود به دلیل خروج مشروطهخواهان از مسیر عقل سخن میگوید. نویسنده تأکید میکند که آشوبطلبی و انقلابجویی را بر اساس حکم شرع و عقل منکر است و همواره در حفظ حقوق مملکت و ترقی مادی و معنوی آن کوشیده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
منع مشروطهخواهان تندرو به سبب فراهم کردن مداخلات خارجی
متن با اشاره به تلاشهای نگارنده از ابتدای مشروطه برای حفظ کشور و جلوگیری از آشوب آغاز میشود. در ادامه، به هشدارها و توصیههای مکرر در تبریز و مکاتبات قبلی اشاره میکند که بر اهمیت جلوگیری از اقداماتی که منجر به مداخله بیگانگان میشود، تأکید دارد. نگارنده با یادآوری پرداخت غرامت سنگین به روسیه در گذشته برای حفظ استقلال کشور، از مخاطبان میخواهد که با اقدامات خود، زمینه تسلط بیگانگان را فراهم نکنند و تأکید میکند که حتی حاضر است در سیبری به کار اجباری مشغول شود، اما شاهد مداخله خارجی در کشور نباشد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از محمدعلی شاه و دولت برای همراهی بیشتر با مشروطه خواهان
این نامه در پاسخ به نامهای خصوصی نوشته شده که در آن از نویسنده خواسته شده بود تا راهکاری برای اصلاح وضعیت مملکت ارائه دهد. نویسنده با ابراز دلتنگی و ناراحتی، به انتقاد از عدم توجه به نظرات پیشین خود میپردازد و تأکید میکند که با وجود انزوای خود، همواره در جهت حفظ دین، مذهب و ملت کوشیده است. او به اتهاماتی مبنی بر تناقضگویی و ارتباط با کنسول روس پاسخ میدهد و با استدلالهای منطقی، این اتهامات را رد میکند. در ادامه، نویسنده با اشاره به وضعیت بحرانی آذربایجان و فعالیتهای مشروطهخواهان در داخل و خارج از کشور، از دولت میخواهد تا با تفقّد و امیدواری بخشیدن به ملت، از سقوط آذربایجان به دست روسها جلوگیری کند. او تأکید میکند که صلاح دین، مذهب و سلطنت در گرو همراهی دولت با ملت است و در پایان، با ناامیدی از تأثیرگذاری نظرات خود، از مخاطب میخواهد که راهکار را او ارائه دهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
زیان همیشگی مردم تبریز از تندروی
متن با اشاره به حضور نگارنده در انجمن ایالتی تبریز در چهارم ذیقعده آغاز میشود. نگارنده پیشنهاد اصلاح انجمن و تشکیل مجلسی مختلط برای مذاکره در امور را مطرح میکند. در ادامه، به تجربه تاریخی مردم تبریز در تحمل زحمات اشاره شده و ابراز نگرانی میشود که در نهایت، دستاوردهای نهضت به نام دیگران ثبت شده و برای مردم تبریز جز ذلت چیزی باقی نماند. در پایان، نگارنده از عدم تحقق پیشنهاد خود و قرار گرفتن امور در دست افرادی که او با حزبشان همراه نبوده، گلایه میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
راهکارهایی برای مدیریت جریان مشروطهخواهی توسط اعضای معتدل و غیرحزبی
در انجمن ایالتی تبریز، پیشنهاد میشود ابتدا اعضای انجمن و سپس مجلسی فوقالعاده با حضور اعضای انجمن و افراد خارج از آن تشکیل شود تا در آن مجلس، درباره اصلاح امور مشورت صورت گیرد. تأکید میشود که از میان گزینههای مشروطه، استبداد مطلقه، استبداد قانونی و استقلال آذربایجان، تنها گزینه مشروطه قابل تحقق است و باید تمام تلاشها بر آن متمرکز شود. هدف از تشکیل این مجلس عالی ملی، جلوگیری از افتادن سرنوشت مشروطه به دست تندروها یا مراکز پنهان و مشارکت دادن افراد عاقل و بیطرف در تصمیمگیریها است.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم مصالحه میان دولت و مخالفان و تلاش در جهت آبادانی کشور
متن با تأکید بر عدم عقبنشینی از عقیده نویسنده آغاز میشود که معتقد است مهربانی و عنایت دولت به مردم نباید نشانه ضعف تلقی شود. در ادامه، نویسنده به تفاوت دیدگاه مردم عادی و دولتمردان اشاره میکند و بیان میدارد که دغدغه اصلی او همواره پیشرفت دولت و ملت و اتحاد این دو گروه برای آبادانی کشور است. در پایان، با طرح این پرسش که آیا نزاعها پایانی خواهند داشت یا باید به صلح و اصلاح روی آورد، بر لزوم تدبیر برای آبادانی مملکت به جای درگیری و جنگ تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
بی مبالاتی برخی از مشروطهخواهان آذربایجان
گزارش به اعزام گروهی از مجاهدین به مراغه به سرکردگی "قلعه وان باشی" و امیر کریم بزاز میپردازد. این گروه در مسیر و پس از ورود به مراغه، با وجود استقبال اولیه مردم، به بدرفتاری، اخاذی و ایجاد وحشت میپردازند. این اعمال ناشایست منجر به درگیری با اهالی مراغه و خروج مجاهدین از شهر میشود. در ادامه، به درگیری مجاهدین با اهالی بر سر مطالبه غله و اعانه اشاره شده و تیراندازی به دو نفر از اهالی مراغه و غارت قورخانه دولتی توسط مجاهدین شرح داده میشود. در نهایت، این رفتارها باعث محاصره مجاهدین در بناب و عقبنشینی آنها به "خانگاه دریا" شده و به عنوان عامل اصلی اقدامات بعدی حاج شجاعالدوله علیه تبریز و کشته شدن مردم معرفی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
دلایل تأیید مشروطیت و رد نظر منتقدان
این رساله با اشاره به وضعیت اسفبار ایران تحت استبداد و نفوذ بیگانگان، به تبیین چرایی لزوم مشروطه میپردازد. در ابتدا، به نقش علما در آغاز نهضت مشروطه و تأکید بر حفظ شریعت اسلامیه در برابر ظلم و جور داخلی و طمع دول خارجی اشاره میکند. سپس با ذکر نمونههای تاریخی از سقوط ممالک اسلامی مانند اندلس و هند، خطر اضمحلال اسلام و ایران را گوشزد کرده و مشروطه را تنها راه علاج این ضعف و فتور میداند. در ادامه، به نقد استقراضهای بیرویه و وابستگی به خارج میپردازد و آن را بدتر از قرارداد رژی میشمارد. رساله در فصلی دیگر، به اعتراضات علیه مشروطه، از جمله ظهور فساد و هرج و مرج، پاسخ میدهد و این مشکلات را ناشی از جهالت ملت و کارشکنی مستبدین میداند. همچنین، به اهمیت حفظ وطن به عنوان مقدمهای برای حفظ بیضه اسلام در عصر غیبت امام اشاره میکند. در فصول بعدی، به تفاوت سلطنت مشروطه و مستبده میپردازد و وعدهها و بهانههای محمدعلی شاه را برای مقابله با مشروطه نقد میکند. در پایان، تکلیف مشروطهخواهان را استقامت، عمل به عدالت، امر به معروف و نهی از منکر دانسته و عاقبت کار را در صورت عدم تحقق مشروطه، نابودی و ذلت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
سیاست قدیمی روسیه و انگلستان در امور ایران
سیاست روسیه و انگلستان در ایران بر پایه حمایت از طرف غالب و سپس تضعیف آن برای حفظ توازن قوا بود. این رویکرد در عملکرد کنسول روس در تبریز در جریان فعالیت هیأت اسلامیه مشهود بود؛ ابتدا از هیأت اسلامیه و دولت حمایت میکرد، اما پس از مدتی تغییر موضع داد و با اخطارات انگلستان، ظاهراً کنار کشید.
.jpeg&w=3840&q=75)
ایجاد صلح و اصلاح میان دولتیها و مشروطهخواهان تبریز
در چهارم محرم ۱۳۲۷، جلسهای با حضور ستارخان، باقرخان و تقیزاده برگزار میشود. در این جلسه، ثقهالاسلام تبریزی با اشاره به محاصره تبریز توسط قوای دولتی، پیشنهاد مذاکره با دولتیان را مطرح میکند. او تأکید میکند که هدف از این مذاکره، رسیدن به یک راه حل میانه است که هم مشروطه محقق شود و هم صلح بین دولت و ملت برقرار گردد، نه تسلیم کامل یکی از طرفین. ستارخان در پاسخ، خود را مطیع عقلا میداند و باقرخان نیز به اشتباه تصور میکند که منظور ثقهالاسلام، ترک سلاح مشروطهخواهان در ازای عفو عمومی است. ثقهالاسلام با رد این برداشت، تفاوت میان «اصلاح» و «تسلیم» را توضیح میدهد و در نهایت، حاضران با تشکیل مجلس مذاکره با دولت موافقت میکنند.
.jpeg&w=3840&q=75)
مشروعیت مشروطیت و عدم انتساب هرج و مرج و بینظمی به آن
این تلگراف در پاسخ به مشیرالسلطنه و عینالدوله، به دفاع از مشروطیت و رد اتهامات بیدینی و هرج و مرجطلبی علیه مشروطهخواهان میپردازد. نویسنده با اشاره به فتاوای مراجع نجف اشرف در وجوب مشروطه، تأکید میکند که مشروطه به معنای دخالت عقلای ملت در مقدرات کشور است و نه نفی احکام دینی. همچنین، ضمن پذیرش برخی رفتارهای بیرویه از سوی مشروطهخواهان، اقدامات مغرضانه برخی مردان خودپسند را عامل اصلی بیقاعدگیها و خونریزیها میداند. در پایان، با تأکید بر عدم یاغیگری ملت و وجوب استقلال سلطنت اثنیعشری، خواستار ارائه راه حلهای منطقی به جای خونریزی و اقدامات خشونتآمیز میشود و پیشنهاد تجدید انتخابات و اصلاح قانون اساسی را مطرح میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از محمدعلی شاه جهت تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور و از میان رفتن کدورت دولت و ملت
متن با اشاره به وظیفه اسلامپرستی و دولتخواهی، به محمدعلی شاه قاجار هشدار میدهد که سکوت ظاهری اجانب در برابر اوضاع داخلی ایران، عواقب وخیمی خواهد داشت. سپس با یادآوری وظیفه پدری شاه نسبت به ملت و مشترکالمنافع بودن سلطنت و رعیت، بر لزوم حفظ مذهب اسلام، آیین اثناعشری و استقلال مملکت تأکید میکند. در ادامه، از هدر رفتن قوای مادی و معنوی ملت در درگیریهای داخلی ابراز تأسف شده و از شاه درخواست میشود تا با تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور، به تفرقه و ناسازگاری پایان داده و اتحاد و اتفاق را برقرار سازد. در پایان، آزادی دو نفر از هیئت علمیه محبوس در مراغه درخواست میشود و ابراز امیدواری میگردد که با رحمت شاهانه، اوضاع بهبود یابد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست بررسی دقیق حوادث تبریز توسط معتمدان دربار
متن با اشاره به لزوم یک نهضت شاهانه برای نجات کشور، مذهب، سلطنت و ملت آغاز میشود و بیان میکند که حقایق امور از شاه پنهان مانده است. در ادامه، پیشنهاد میشود که چند نفر از رجال دولت، به ویژه اعضای خاندان سلطنت، با اهالی تبریز از طریق تلگراف تبادل نظر کنند و نتایج را به اطلاع شاه برسانند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که این اقدام به نجات کشور از وضعیت بحرانی کمک کند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تنها راه استقرار آرامش: اعلام عفو عمومی و تشکیل مجدد مجلس شورا
نامه با تأکید بر مخالفت با آشوب و هرج و مرج و حرمت تعرض به سلطنت شیعه آغاز میشود. سپس به تقصیر مأموران دولتی در تشدید اوضاع تبریز و خرابیهای ناشی از آن اشاره میکند. در ادامه، به بینتیجه بودن شدت عمل و خونریزی اشاره کرده و تنها راه علاج را عفو عمومی و تأسیس مجدد مجلس شورا میداند. در پایان، نویسنده بر هدف خود مبنی بر رفع آشوب، قطع مداخله اجانب و دوام سلطنت تأکید کرده و از مخاطب میخواهد به جای بحث علمی، به اصل علاج بپردازد و آخرین تصمیم خود را صراحتاً اعلام کند تا نویسنده تکلیف خود را بداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از سکوت و مماطله دولت در برابر درخواستهای مخالفان
متن با اشاره به مذاکره حضوری قبلی آغاز میشود که در آن پیشنهاد شده بود در صورت عدم تمایل به گفتوگو، اصلاحطلبان به انزوا بازگردند، اما پاسخی دریافت نشده است. در ادامه، خطاب به نایبالسلطنه، بر اهمیت جایگاه او در خانواده سلطنت و تکلیفش تأکید میشود و بیان میگردد که زمان بحثهای علمی گذشته و هدف از ورود به مذاکره، نجات مملکت است. سپس به عدم پاسخگویی به درخواستهای ملت و سوق دادن بحث به سمت مجادله توسط عینالدوله اشاره شده و از نایبالسلطنه خواسته میشود که برای نجات مملکت چارهای بیندیشد و اجازه ندهد امور به دست دیگران بیفتد. در پایان، درخواست میشود که اصل مطلب بدون پرده بیان شود و در صورت لزوم با دیگر اشخاص محترم نیز مشورت صورت گیرد تا تکلیف روشن شود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست گشودن راه آذوقهرسانی به تبریز و نگرانی از سوء استفاده دشمن از جنگ خانگی
درخواستی برای گشودن راه آذوقهرسانی به تبریز مطرح شده و به عدم پاسخگویی به تلگراف قبلی اشاره میشود. نویسنده خود را فردی آزاده و اصلاحجو معرفی میکند که در پی اصلاح امور است و سابقه پاکی در اقدامات خود دارد. سپس به مخاطب یادآوری میشود که در شرایط بحرانی، باید فشار را کاهش داد و به مصلحین فرصت داد. تأکید میشود که حل مشکل تبریز تنها با زور ممکن نیست و ملاحظات سیاسی گستردهتری وجود دارد. هشدار داده میشود که قطع آذوقه و تسلیم شدن مردم، میتواند به سوءاستفاده دشمنان منجر شود و مسئله ناموس دولتی و ملی را به خطر اندازد. در پایان، پیشنهاد میشود که آذوقه آزاد شود و سپس مأموران دولتی و اصلاحطلبان برای حل فتنه همکاری کنند و عقلا از سراسر کشور برای تصمیمگیریهای کلان به پایتخت فراخوانده شوند. نویسنده آمادگی خود را برای همکاری یا سکوت در صورت عدم پذیرش پیشنهادها اعلام میکند و یادآور میشود که همین مطالب را به شاه و نایبالسلطنه نیز عرضه کرده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست اعلام مجدد مشروطیت در کشور و گشایش مجدد مجلس شورا و عفو عمومی
درخواست میشود که فرمان حکومتی برای بازگرداندن مشروطیت، تأسیس مجدد مجلس شورای ملی و انتخاب نمایندگان صادر شود. این فرمان باید به تمام نقاط کشور ابلاغ گردد تا خطرات موجود برطرف شود. همچنین، عفو عمومی شامل حال تمام مردم خواهد شد. در ادامه، به پافشاری و لجاجت طرف مقابل اشاره شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تشکر از اعطای مجدد مشروطیت توسط محمدعلی شاه قاجار
متن با ابراز شکرگزاری از محمدعلی شاه قاجار به دلیل اعطای مجدد مشروطیت و عفو عمومی آغاز میشود. در ادامه، این اقدام شاهانه به مثابه تابش آفتاب مکرمت و مرحمت توصیف شده و اعلام میشود که مژده این عطیه بزرگ به سرعت به اطلاع مردم رسیده است. نویسندگان بیان میکنند که ملت در حال حاضر در حال دعا برای شاه هستند و فردا دستخط همایونی به شهر برده خواهد شد تا مردم از آن مطلع شوند و آثار رحمت الهی آشکار گردد. متن با دعای خیر برای پادشاه و دوام سایه او بر مردم و کشور به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
فشار و اخطار روسیه و انگلستان به محمدعلی شاه قاجار برای بازگرداندن مشروطیت
متن با روایت ملاقات نگارنده با عینالدوله در تلگرافخانه آغاز میشود. در این ملاقات، تلگرافی از شاه ارائه میشود که حاوی لایحهای از سفیران انگلیس و روس به محمدعلی شاه است. این لایحه به شاه هشدار میدهد که چهار ماه پیش به او تکلیف شده بود که مشروطه را به ملت ایران بدهد و اکنون صراحتاً اعلام میکنند که اگر مشروطه را بازنگرداند، هیچ همراهی و مساعدتی از سوی آنها نخواهد بود. در پایان، نگارنده در پاسخ به درخواست عینالدوله، تنها راه چاره را اعطای مشروطه عنوان میکند و عینالدوله نیز با وجود عدم تمایل شخصی به مشروطه، بقای تاج و تخت را در گرو آن میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ورود قوای روسیه به تبریز و اعلام مراجعت به آن شهر
متن با اشاره به دریافت تلگرافی مبنی بر ورود قزاقهای روس به تبریز و اصرار بر بازگشت به شهر آغاز میشود. نویسنده با بیان اینکه اقامت در باسمنج در این شرایط نامناسب است، اعلام وداع میکند. در ادامه، به خدمات خود به دولت و ملت اشاره کرده و از اینکه نتوانسته از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری کند، ابراز تأسف و ناامیدی میکند. متن با سوگند به خدا و ابراز یأس از عدم توجه به فریادهایش و با جملاتی حاکی از وداع با زهد، تقوا، عقل و دین به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از محمدعلی شاه برای حضور در تبریز جهت بیرون راندن قوای روس
این تلگراف به محمدعلی شاه و صدراعظم او ارسال شده است. در ابتدا، نویسندگان به عدم موافقت صدراعظم با بازگشتشان به شهر تبریز اشاره میکنند، اما با وجود این، به دلیل شرایط بحرانی و ورود نیروهای قزاق روس به تبریز، تصمیم به بازگشت به شهر میگیرند. در ادامه، تلگرافی از انجمن ایالتی تبریز و اجلالالملک نقل میشود که در آن از نویسندگان خواسته شده است به دلیل حضور نیروهای روس و نگرانی اهالی، فوراً به تبریز بازگردند تا مایه آرامش و قوت قلب مردم باشند. در پایان، نویسندگان اعلام میکنند که با توجه به وضعیت موجود و تأکیدات، صلاح را در بازگشت به شهر میبینند و صبح روز بعد به تبریز عزیمت خواهند کرد تا در خدمت باشند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام استقرار مجدد مشروطیت و عفو عمومی توسط محمدعلی شاه و تشکر از زحمات آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در حمایت از مشروطه خواهان
متن با خطاب به آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی آغاز میشود. در ادامه، به پذیرش اعاده مشروطیت توسط شاه و صدور عفو عمومی اشاره شده و این اقدام به منزله دمیدن روح تازه در کالبد شهر توصیف میگردد. در پایان، از مساعدتهای ویژه این دو عالم در حمایت از مشروطهخواهان تشکر و قدردانی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام موافقت با مذاکره دولت برای حل امور کشور
متن با اشاره به بحثهای اولیه پیرامون مذاکره با دولت مرکزی در تهران آغاز میشود. نویسنده به نگرانیهایی اشاره میکند که مبادا اعزام هیئت از تبریز به تهران، به معنای ضعف ملت تعبیر شود. او پیشنهاد میکند که برای رفع این سوءتفاهم، تلگرافی به انجمن سعادت اسلامبول ارسال شود تا از طریق روزنامهها اعلام کنند که این اقدام صرفاً برای مذاکره است و نه تسلیم. در ادامه، نویسنده به نقش شخصی خود در این مذاکرات اشاره میکند و بیان میدارد که دیگران از اقدامات او مطلع بودهاند اما دخالتی نمیکردند. او تأکید میکند که خود را فرستاده ملت نمیداند و از مخاطبان میخواهد که همین مضمون را به اطراف و اسلامبول تلگراف کنند.
.jpeg&w=3840&q=75)
توهین و تخریب وجهه علمای مخالف مشروطه و نقش تقی زاده در آن ماجرا
رفتار برخی علما در گذشته و مداخلات رؤسای روحانیون، باعث تنفر عمومی شده بود. در دوره مشروطه، علمای مخالف مشروطه منفور عامه شدند، در حالی که علمای موافق مشروطه مورد حمایت مردم بودند. برخی افراد که مخالف کلیت علما بودند، به تخریب وجهه آنها میپرداختند. تقیزاده پس از ورود به تبریز، ابتدا با نگارنده مراوده داشت، اما پس از مدتی ارتباط خود را قطع کرده و به تخریب نگارنده پرداخت. او در غیاب نگارنده، با کمک افرادی چون میرزا اسماعیل نوبری و شیخ محمد خیابانی، اقدام به شایعهپراکنی علیه نگارنده و ارسال گزارش به نجف کرد. پس از بازگشت نگارنده، تقیزاده از ملاقات با او خودداری کرده و با استفاده از تلگرافخانه و جلب حمایت برخی افراد مانند میرزا محمدرضای مساوات، به فعالیتهای خود ادامه داد. نگارنده به اجبار به تلگرافخانه برده شد و شاهد مکاتبات پنهانی تقیزاده بود. در یک مورد دیگر، فرمانفرما نگارنده را به تلگرافخانه احضار کرد، اما خود با تأخیر و با حالتی از انزجار حاضر شد.
.jpeg&w=3840&q=75)
ملامت بست نشستن برخی از تبریزیها در کنسولگری روسیه
متن با گلایه از جهالت عمومی و پناه بردن برخی از ملاکان تبریز به کنسولگری روسیه آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به شایعاتی مبنی بر حمله کنسول روس به منزلش و غارت اموالش اشاره میکند و آنها را تکذیب میکند. سپس، نگرانی خود را از دستگیری حاج محمود و خواهرزادهاش یوسف توسط کنسول روس ابراز میدارد و با وجود اینکه پیشتر آنها را از این اقدامات منع کرده بود، از عواقب آن ابراز تأسف میکند. در پایان، نویسنده بر بیطرفی خود در این آشوبها تأکید میکند و شایعاتی که او را درگیر این مسائل نشان میدهند، رد میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اهداف دشمنان از ورود و مداخله در امور کشور
متن با اشاره به طولانی بودن مذاکرات پیشین و ارسال تلگرافات به عتبات، به ضرورت اخطار درباره وضعیت کنونی کشور میپردازد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که دولت مشروطه را به اختیار خود واگذار نکرده و اقدامات همسایگان (روسیه و انگلستان) برای مداخله در امور ایران، به دلیل نیاز دولت به قرض و تزلزل مملکت است. نویسنده استدلال میکند که ملت تنها در صورت تأسیس دارالشوری و پذیرش مشروطه، با استقراض موافقت خواهد کرد. در این صورت، صاحبان پول برای تضمین بازپرداخت، مالیاتها را کنترل کرده و آذربایجان تحت نفوذ روسیه قرار خواهد گرفت. در پایان، به حضور قوای روس در تبریز و کشمکش دولت و ملت بر سر تعیین حاکم اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست ورود مراجع مشروطهخواه عتبات یا نمایندگانشان به تهران، جهت حل و فصل نهایی وضعیت سیاسی کشور
متن با بیان لزوم ورود مراجع تقلید به صحنه سیاسی کشور آغاز میشود. در ادامه، از مراجع عتبات عالیات درخواست میشود که شخصاً به ایران تشریف بیاورند و با صدور حکم قاطع، به اختلافات موجود پایان دهند. در صورت عدم امکان حضور مستقیم، پیشنهاد میشود که حداقل نمایندگان عالم، مجرب و آگاه به مسائل روز را به تهران اعزام کنند. همچنین، از ولایات معتبر ایران نیز خواسته میشود که هر کدام نمایندهای به مرکز بفرستند تا با همکاری یکدیگر، کشور را از بحران فعلی نجات دهند. متن با ابراز تواضع و واگذاری تصمیم نهایی به مراجع پایان مییابد.
.jpeg&w=3840&q=75)
اهداف روسیه و انگلستان از مداخله در امور مشروطیت
این متن به تحلیل اهداف دولتهای روسیه و انگلستان از مداخله در جنبش مشروطه ایران میپردازد. در ابتدا، به نقش انگلستان در مسدود کردن راه هند و حفظ منافع سیاسی خود اشاره میکند. سپس، به تلاشهای روسیه برای حفظ استقلال و محافظت از قفقاز میپردازد. در ادامه، به بهانهتراشی دولت عثمانی برای مداخله اشاره شده و در نهایت، خطرات حتمی متوجه آذربایجان از این مداخلات را گوشزد میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
مصالحه مخالفان با دولت به منظور بیرون رفتن قوای روسیه از آذربایجان
متن با اشاره به عدم حمایت دولت و افزایش خطرات برای وطن آغاز میشود و به اقدامات اجباری و مخرب روسیه در مشهد و ویرانی آذربایجان اشاره میکند. نویسنده وضعیت نابسامان اقتصادی و تسلط دولتیان پس از مداخله روسها را تشریح کرده و بیان میکند که حکام آذربایجان نیز از دولت حمایت میکنند. در ادامه، به عدم وجود منابع مالی و نظامی کافی برای مقابله با وضعیت موجود اشاره شده و نسبت به سیاستهای دو دولت همسایه (روسیه و انگلیس) ابراز بیاعتمادی میشود. در پایان، تنها راه حل را اعزام هیئت مصالحه به تهران و انجام اقدامات مناسب برای حل بحران میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انصراف از نمایندگی مجلس شورای ملی
متن با اشاره به سابقه نگارنده در ترویج مشروطیت و انتخاب شدن او به عنوان نماینده مجلس ملی و سپس انجمن ایالتی تبریز آغاز میشود. در ادامه، نگارنده با توجه به تجربیات خود و سفری به خارج از کشور، به این نتیجه میرسد که نمایندگی مجلس شورای ملی نیازمند تخصص در امور اقتصادی و سیاسی ملت و آگاهی از سیاستهای خارجی و عوامل ترقی و تنزل ملل است و ارتباطی به فقه ندارد. سپس به اشتباه مردم در انتخاب وکیل بر اساس ظاهر و شغل اشاره میکند و اعلام میدارد که اگر دوباره انتخاب شود، این سمت را نخواهد پذیرفت؛ زیرا خود را فاقد تخصص لازم در این زمینه میداند و وجدانش اجازه نمیدهد حقوق ملت را فدای افتخار شخصی کند. در پایان، بر لزوم انتخاب افراد متخصص و آگاه به سیاست و نیازهای ملت برای حل مشکلات کشور تأکید میکند.
لزوم صرفهجویی در زندگی و عدم واردات کالاهای مصرفی از جنسهای خارج
متن با اشاره به پیشرفت ملتهای خارجی به واسطه علم و ثروت آغاز میشود و وضعیت فقر و جهل ایرانیان در دوران استبداد را توصیف میکند. سپس با طلوع مشروطیت، بر لزوم همت جمعی برای تحصیل علم و ثروت تأکید میکند. در ادامه، به مفهوم قناعت و ثروت طبیعی در مقابل ثروت اضافی میپردازد و با استناد به آیات و اشعار، قناعت را راهی برای توانگری معرفی میکند. نویسنده ثروت طبیعی را عدم نیاز به غیر در معاش و ثروت اضافی را وابستگی به اموال خارجی میداند. در پایان، با تقسیم کالاهای وارداتی به ضروری و تجملاتی، بر لزوم قناعت و پرهیز از واردات کالاهای تجملی تأکید میکند و آن را «زهد واجب» میخواند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از سکوت و مسامحه دولت در برابر مداخلات خارجی و چارهاندیشی برای مجاهدان آذربایجان
متن با انتقاد از وضعیت اسفبار حکمآبادیهای محبوس توسط نیروهای خارجی آغاز میشود و به عدم پاسخگویی دولت در قبال این وضعیت اشاره دارد. سپس به تلگراف سپهدار به سردار و سالار برای عزیمت به تهران و نظرات موافق و مخالف درباره آنها میپردازد. در پایان، بر لزوم چارهاندیشی برای ساماندهی امور و جلوگیری از سوءتفاهمها تأکید میکند و با ذکر رباعی از میرزا محمدتقی حجتالاسلام، به ضرورت تأمل در این مسائل اشاره دارد.

کارشکنی مشروطهخواهان علیه وی
متن با گلایه از شایعاتی آغاز میشود که علیه نگارنده منتشر شده است. این شایعات را نه از جانب مستبدین، بلکه از سوی افراد مغرض، هواپرست و خودپسند میداند که برای پیشبرد اهداف خود این مطالب را میسازند. در ادامه، این تصور را که همه مشروطهطلبان افرادی آزاد و بیهوا و هوس هستند، رد میکند و هدف از این شایعات را تخریب وجهه خود و جلوگیری از انتخابش به عنوان نماینده در دارالشوری عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم اجتماع صاحبنظران جهت حل مسائل کشور تا گشایش مجلس شورا
متن با تبریک پیروزی مشروطهخواهان و سقوط محمدعلی شاه آغاز میشود. نویسنده با وجود کنارهگیری از امور، خود را از اصلاح و بیان حقیقت معذور نمیداند و بر لزوم تلاش شبانهروزی برای اصلاح امور مملکت و جلب قلوب مردم تأکید میکند. در ادامه، به مصائب آذربایجان و حضور قوای روس اشاره شده و در پایان، نویسنده پیشنهاد میکند که تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی، جمعی از عقلا و متنفذان کشور در مرکز گرد هم آیند تا به گفتگو و حل مسائل بپردازند و آنچه را که ممکن است، حکم کنند و مابقی را به مجلس موکول نمایند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و امنیتی مردم آذربایجان پس از مشروطیت
متن با توصیف وضعیت نابسامان آذربایجان پس از سه سال از مشروطیت آغاز میشود. به رکود اقتصادی، از بین رفتن تجارت و بازار، و وضعیت اسفبار مردم از تجار تا رعایا اشاره شده است. در ادامه، ضمن اذعان به اینکه ممکن است راه حلها در دارالشوری و توسط وزرا مطرح شود، بر لزوم بیان این مشکلات و توجه به حقوق و وضعیت کسانی که در این شرایط سخت مقاومت کردهاند، تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
پیشنهاداتی به حاکم جدید آذربایجان جهت توسعه و پیشرفت آن ولایت
متن با اشاره به آشوبهای گذشته و تلاشهای نگارنده برای اصلاح امور آغاز میشود. سپس، به حاکم جدید آذربایجان (مخبرالسلطنه هدایت) یادآوری میشود که جانشین خانوادهای با سابقه طولانی در حفظ دولت و ملت است و اکنون که دوره سلطنت تجدید شده، باید در جهت ترقی ملت و دولت گام بردارد. نگارنده با تأکید بر عبرتآموزی از وقایع گذشته (مانند لشکرکشی به تبریز و شکست دولت)، از حاکم میخواهد که با پذیرش این اظهارات، حقوق بشر را حفظ کرده، در ترقی ملت اسلام بکوشد و شوکت دولت را افزایش دهد. در پایان، به نقش مراجع عتبات عالیات در مشروطه اشاره شده و بر لزوم تبعیت از ایشان و تلاش برای پیشرفت و توسعه تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
توافق روسیه و انگلستان بر خلع و خروج محمدعلی شاه از کشور
متن با اشاره به انقلاب در ممالک، به ویژه آذربایجان، آغاز میشود و خلع محمدعلی شاه قاجار و ترک وطن او در ۲۳ شعبان ۱۳۲۷ را بیان میکند. سپس به نقش دولتهای روس و انگلیس در این وقایع میپردازد و اغفال شاه مخلوع توسط روسیه و پناهندگی او به سفارت این کشور را شرح میدهد. در ادامه، نویسنده به وضعیت آذربایجان و همجواری آن با قفقاز اشاره کرده و از مشکلات ناشی از نفوذ روسیه در این منطقه گلایه میکند. در پایان، بهانههای روسیه برای ورود به خاک ایران و آذربایجان، از جمله تهدید ملت و عدم استقرار امنیت، را ذکر کرده و به اشغال عمارت ییلاقی دولتی توسط قشون روس و برافراشتن بیرق دولت خود در آنجا اشاره میکند و هدف نهایی روسها را استقرار امنیت و سپس خروج از کشور عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تلاش در جهت مصالحه میان دولت و مشروطهخواهان معارض و اقناع مراجع نجف، و مخالفت انگلستان و روسیه با ایجاد مصالحه
این متن با اشاره به هزینههای تاریخی ایران در برابر قدرتهای خارجی آغاز میشود و بر لزوم حفظ استقلال کشور در برابر نفوذ روسیه تأکید میکند. در ادامه، نویسنده به نقش خود در مقابله با زیادهخواهیهای روسیه و تلاش برای ایجاد مصالحه میان مشروطهخواهان و دولت اشاره میکند. او از سکوت تبریز، رشت و اصفهان در زمان گرفتاری تبریز انتقاد کرده و حرکت سپهدار و سردار اسعد را ناشی از تحریک انگلستان میداند. نویسنده همچنین به تلاشهای خود برای اقناع مراجع نجف به منظور ایجاد وحدت و جلوگیری از بازگشت استبداد اشاره میکند و از عدم تمایل خود به پذیرش وکالت مجلس سخن میگوید. در پایان، به ملاقاتهای خود با کنسولهای روس و انگلیس و مخالفت آنها با مصالحه اشاره کرده و از عینالدوله به عنوان حامی ملت یاد میکند، هرچند او را مشروطهخواه نمیداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
بی اعتنایی به شایعهپردازیها و اتهامات نسبت به خود و اعلام تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف
متن با یک بیت شعر آغاز میشود. نویسنده خود را فردی معرفی میکند که با وجود فقر، در امور دولتی فعالیت دارد و اتکای خود را به مراجع مشروطهخواه نجف اعلام میکند. اشاره میشود که در گذشته، برخی افراد که خود را وابسته به مراجع میدانستند، از دستورات سرپیچی کردهاند، اما نویسنده همواره مطیع بوده است. در ادامه، به بیاعتنایی به شایعات و اتهامات (مانند بابیگری یا عضویت در مرکز غیبی) اشاره شده و تأکید میشود که این سخنان بیاساس مورد توجه قرار نگرفتهاند. در پایان، به ایستادگی و قاطعیت در دوره استبداد صغیر و کسب نتیجه مطلوب اشاره میشود و اینکه حتی مخالفان نیز به دلیل موقعیت نویسنده، با احترام با او برخورد میکردند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از مدعیان حمایت از رنجبران
متن با اشاره به اعتراض مدیر جریده شفی به یکی از مقالات نگارنده آغاز میشود. نگارنده ضمن ابراز تعجب از تحریف کلامش، توضیح میدهد که رنجبران و فقرا حق انتخاب وکیل دارند اما فاقد لیاقت لازم برای این کار هستند و این امر میتواند به خرابی بیشتر امور منجر شود. برای اثبات این ادعا، به عدم اعتراض مردم در برابر افزایش مالیات دهات و تحمیلات دیگر اشاره میکند و تنها یک فرد را شجاع در این زمینه میداند. در ادامه، نگارنده به انتقاد از نحوه انتخاب وکلا در روستاها میپردازد و بیان میکند که بسیاری از این افراد فاقد صلاحیت هستند، حتی وکلای شهری نیز مورد تأیید مدیر جریده نیستند. در پایان، با تمثیل به تفاوت تصور و عمل در مورد بهبود وضعیت شهر، به مدیر جریده هشدار میدهد که نباید با تحریف کلام، او را حامی وضعیت نامطلوب موجود جلوه دهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
پیشنهاد صدور پیام تشکرآمیز از مراجع مشروطهخواه نجف به ستارخان و باقرخان
متن با تأکید بر لزوم برقراری نظم در کشور آغاز میشود. در ادامه، پیشنهاد میشود که مراجع تقلید نجف نامههایی به انجمن ایالتی تبریز، ستارخان و باقرخان ارسال کنند. این نامهها باید حاوی تقدیر از تلاشهای آنان در گذشته باشد و از ایشان بخواهد که برای برقراری امنیت در کشور و رفع بهانههای حضور نیروهای خارجی تلاش کنند. در پایان، بر ضرورت مشارکت همگانی در اصلاح امور و فرونشاندن فتنهها تأکید شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم کمک و همفکری با ستارخان
متن با اشاره به درخواست صد سوار از ستارخان برای اعزام به سامخان آغاز میشود و فداکاری سردار ملی در عدم پناهندگی به کنسولگری روس و بازگشت به تبریز را ستایش میکند. در ادامه، به جوانی و نیاز ستارخان به تجربه و مربی اشاره شده و بر لزوم حمایت و همراهی با سردار و سالار تأکید میشود. نویسنده به حمایتهای پیشین خود از این افراد و گفتگوهایش با کنسولهای روس و انگلیس برای جلوگیری از بازگشت آنها اشاره میکند. در پایان، به قطع رابطه کنسول روس با نویسنده پس از این وقایع اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تقلب انجمن آذربایجان در انتخابات نمایندگان دوره دوم مجلس شورای ملی
این نامه با انتقاد از وضعیت وکلای آذربایجان در مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تقلب و دسیسه در انتخاب آنها اشاره دارد. نویسنده به بیلیاقتی و بیعلمی منتخبان و همچنین عدم رعایت شرایط انتخاب برای برخی افراد، از جمله سید حسن تقیزاده، اشاره میکند. در ادامه، به تلاش اعضای انجمن برای تقویت جناح خود از طریق معرفی افراد غیربومی و فاقد بصیرت محلی برای نمایندگی آذربایجان میپردازد. در پایان، نویسنده به اشتباه بزرگ مسئولان تهران در تبعید محمدعلی شاه به روسیه اشاره کرده و این اقدام را خیانت و جهالت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ستمکاریها و تعدیهای قوای روسیه در آذربایجان
متن با ابراز نگرانی از وضعیت کشور آغاز میشود. در ادامه، به افزایش قوای روسیه در اردبیل و غارت شهر توسط آنها اشاره شده و بیان میشود که روسها پس از غارت، با دسیسه وارد شده و با آوردن قزاق، ظاهراً امنیت را برقرار کردهاند. سپس، به تلاش روسها برای جلب مردم تبریز از طریق آوردن فواحش و فروش مسکرات ارزانتر اشاره میشود و نویسنده از عواقب این اقدامات در جذب افراد هرزه و اشرار ابراز نگرانی میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
عدم امکان تشکیل حزب به سبب بیسوادی و ناآگاهی عموم
متن با اشاره به عدم آگاهی عمومی مردم از حقوق و وظایف اجتماعی و بیسوادی گسترده، تشکیل حزب ملی را ناممکن میداند. در ادامه، احزاب غیرملی مانند دموکراتها را نیز مانعی برای حقوق اجتماعی مردم و عامل تفرقه و اخلال معرفی میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
گله از ناسازگاری ستارخان
متن با گله از رفتار ستارخان آغاز میشود که به دلیل خودرأیی و عدم تمکین به نصایح، باعث مشکلات و هزینههای زیادی شده است. در ادامه، به عدم پذیرش پیشنهادهای صلحجویانه با رحیم خان و سایر رؤسای ایلات توسط ستارخان اشاره میشود. در پایان، نویسنده اعزام ستارخان به اردبیل را اشتباه دانسته و از عدم حمایت کافی از او پس از اعزام انتقاد میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
شرح رفتار مخالفان مشروطه با وی
این روایت به شرح وقایع تبریز در اوایل جمادیالاول ۱۳۲۶ قمری میپردازد، زمانی که خبر تخریب دارالشورای اعظم به تبریز رسید. مستبدین محلات شتربان و سرخاب، با حمایت ایلات و عشایر، در "انجمن اسلامیه" گرد آمدند و به مخالفت با احکام آیات عظام و آزار و اذیت مشروطهخواهان پرداختند. نویسنده که خود را فردی بیطرف و مصلح معرفی میکند، ابتدا در خانه خود گوشهنشین میشود، اما پس از مدتی برای کسب اطمینان به خانه مقتدرالدوله میرود. او از مقتدرالدوله میخواهد که از رئیس انجمن اسلامیه (حاجی میرزا حسن) درباره وضعیت خود استخبار کند. حاجی میرزا حسن در پاسخ، به نویسنده اطمینان میدهد که کسی با او کاری ندارد و میتواند با خیال راحت در خانه خود بماند. با این حال، نویسنده که پیشتر برای جلوگیری از درگیریهای محلی، تفنگهایی را به مجاهدین ششگلان و باغمیشه سپرده بود، به اتهام همکاری با مشروطهخواهان دستگیر و به انجمن اسلامیه برده میشود. در آنجا مورد توهین و تحقیر قرار میگیرد و اموالش غارت میشود. او در بالاخانهای محبوس میشود که در معرض گلولهباران مجاهدین قرار دارد و دو ماه را در شرایط سخت و با بیماری سپری میکند. پس از ورود عینالدوله به تبریز، نویسنده به اردوگاه او منتقل میشود و در آنجا بیگناهی خود را اثبات میکند. شاهزاده به او اجازه میدهد به خانه بازگردد، اما نویسنده به دلیل قولی که به حاجی میرزا حسن داده بود، برای مدتی به باسمنج میرود. در نهایت، پس از مغلوبیت قشون دولتی و فرار مستبدین، نویسنده در ۲۴ رمضانالمبارک با فراغت خاطر به شهر بازمیگردد.
دلجویی از روسیه و انگلستان، تنها راه جلوگیری از مداخلات نظامی آن دو کشور
متن با اشاره به سیاستهای انگلستان در قبال ایران و روسیه آغاز میشود و بیان میکند که انگلستان برای حفظ هند، از تسلط روسیه بر آذربایجان و خراسان جلوگیری خواهد کرد. سپس به مقایسه روابط ایران با انگلستان و روسیه میپردازد و نفرت تاریخی از روسیه را برجسته میکند. در ادامه، به لزوم هوشیاری در برابر دشمنان اشاره کرده و ضعفهای نظامی و فکری ایران را مطرح میکند. در پایان، تنها راهکار موجود را جلوگیری از اقدامات خصمانه و جلب رضایت متنفذین هر دو کشور (روسیه و انگلستان) میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
بیاعتباری و بیآبرویی تقیزاده نزد مردم تبریز
متن با اشاره به دخالت علنی روسها در امور داخلی ایران و باز بودن در کنسولگری روسیه به روی مردم آغاز میشود. در ادامه، به تضییع حقوق ایرانیان در کارگزاریها به دلیل نفوذ کنسولگری روسیه و حضور نظامیان روس در شهر اشاره شده و استعفای کارگزار را مصلحت دانسته است. سپس، به نامهای که پیشتر به هیئت علمیه نجف ارسال شده بود، ارجاع داده و پیشبینیهای قبلی در مورد نیات روسها را یادآوری میکند. در پایان، به بیاعتباری تقیزاده نزد مردم تبریز و تهران و اتهام طرفداری او از انگلیس اشاره دارد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست رسیدگی به مظلومان و ضعفا
متن با اشاره به گذشت هفت ماه از تغییر سلطنت و انتظار مردم برای برقراری نظم آغاز میشود. سپس به ورود والی جدید به تبریز و تلاشهای اولیه برای برقراری نظم اشاره میکند، اما تأکید دارد که با وجود این تلاشها، اوضاع داخلی آذربایجان رو به وخامت است. نویسنده به نقش خود در نصیحت و ارشاد مردم اشاره میکند و بیان میدارد که وظیفه روحانیون، وعظ و منع مردم از شورش است، اما قوه اجراییه در دست آنها نیست. در ادامه، وضعیت نابسامان آذربایجان، افزایش یأس مردم و پایمال شدن حقوق ضعفا را تشریح میکند و به مقاومت مردم تبریز در برابر استبداد اشاره دارد. در پایان، با تأکید بر اینکه از دست افراد ضعیفی مانند او کاری ساخته نیست، از مخاطب (سیاستمدار و آگاه به امور سیاسی) میخواهد که به وضعیت مظلومان رسیدگی کند و شکایت خود را به تهران نیز میرساند.
.jpeg&w=3840&q=75)
هشدار نسبت به استقراض خارجی
متن با اشاره به خونریزیها و فداکاریها برای حفظ اسلام و وطن آغاز میشود و بر واجب بودن دفاع از خاک ایران در برابر نفوذ بیگانگان تأکید میکند. سپس به موضوع نیاز دولت به پنج کرور تومان برای مصارف فوری میپردازد و از اینکه دولت تنها راه تأمین این مبلغ را استقراض از خارج میداند، انتقاد میکند. نویسنده پیشنهاد میدهد که این مبلغ از طریق جمعآوری اعانه از مردم داخل کشور تأمین شود تا از ننگ قرض خارجی و تکرار معایب استقراضهای پیشین جلوگیری شود. در پایان، نویسنده اعلام میکند که این موضوع به آیتالله آخوند خراسانی در نجف اشرف تلگراف شده تا احکام لازم در باب اعانه عمومی صادر شود و از مجلس و وزرا نیز میخواهد که برای تأکید بر این امر، به ایشان تلگراف کنند.
تشویق مردم کشور به دادن وام به دولت
متن با طرح درخواست وطن از فرزندانش برای اعانه پنج کرور تومانی آغاز میشود و به بیان مصائب و مشکلات ایران از جمله تجاوز بیگانگان، غارت اموال و هتک حرمتها میپردازد. در ادامه، با طرح پرسشهای متعدد، مردم را به غیرت و همبستگی برای رهایی از این وضعیت و حفظ استقلال و شرف ملی تشویق میکند. در پایان، بر لزوم مشارکت همه ایرانیان در این امر تأکید کرده و کسانی را که از کمک مالی دریغ میکنند، شایسته نام ایرانی نمیداند.
مصلحت نبودن رویارویی با اشغالگران روس
متن با ابراز تعجب از دعوت برخی روزنامهها به جنگ با روسیه آغاز میشود و این اقدام را در شرایط فعلی به صلاح کشور نمیداند. سپس به سوءاستفاده کنسول روس از این تحریکات برای توجیه حضور نظامی خود اشاره میکند. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر لزوم پرهیز از رویارویی نابرابر و بیمورد تأکید میکند و این نوع اقدامات را به مثابه «دوستی خاله خرسه» میداند که تنها به دشمن بهانه میدهد. در پایان، از مخاطبان میخواهد که با دقت قضاوت کنند چه کسی واقعاً به نفع کشور عمل میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
شماتت نیروهای روسی در ورود بدون اجازه به خانههای مسلمانان
متن با بازگشت نگارنده به خانه و مشاهده حضور قزاقهای روسی در کوچه و حیاط منزل آغاز میشود. او با نایب قونسول و ژنرال روسی که در کتابخانه حضور دارند، مواجه شده و پس از خوشامدگویی، دلیل حضور بیاجازه آنها را جویا میشود. نایب قونسول توضیح میدهد که به دنبال یک فراری وارد خانه شدهاند. نگارنده به این اقدام اعتراض کرده و آن را هتک حرمت خانه یک ایرانی و روحانی میداند و تأکید میکند که خانه او حرمت مسجد و کلیسا را دارد. او به قوانین مذهبی خود در منع ورود مرد بیگانه به اندرونی اشاره میکند و حتی تهدید به مقاومت تا پای جان میکند. پس از یک ساعت و نیم مذاکره، نگارنده پیشنهاد میدهد که یک زن روسی خانه را بگردد و تهدید میکند که به امپراطور روس شکایت خواهد کرد. در نهایت، نیروهای روسی با دیپلماسی و حسن خلق روانه میشوند و نگارنده پس از رفتن آنها، تلگرافی در این خصوص مینویسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
