کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به پیشرفت ملت‌های خارجی به واسطه علم و ثروت آغاز می‌شود و وضعیت فقر و جهل ایرانیان در دوران استبداد را توصیف می‌کند. سپس با طلوع مشروطیت، بر لزوم همت جمعی برای تحصیل علم و ثروت تأکید می‌کند. در ادامه، به مفهوم قناعت و ثروت طبیعی در مقابل ثروت اضافی می‌پردازد و با استناد به آیات و اشعار، قناعت را راهی برای توانگری معرفی می‌کند. نویسنده ثروت طبیعی را عدم نیاز به غیر در معاش و ثروت اضافی را وابستگی به اموال خارجی می‌داند. در پایان، با تقسیم کالاهای وارداتی به ضروری و تجملاتی، بر لزوم قناعت و پرهیز از واردات کالاهای تجملی تأکید می‌کند و آن را «زهد واجب» می‌خواند.

متن کامل گزارش

حس و وجدان شاهد و برهان است که ترقیات محیرالعقول ملل خارجه از نتایج علم است و چیره‌دستی آنان بر همدیگر و تسلط و کثرت نفوذشان از نتایج ثروت. ما اهالی ایران که به‌طور کلی مبتلای جهل و فقر بوده‌ایم و همیشه از صدمات استبداد دمی نیاسوده، امنیت که از مُعّدِاتِ تحصیل علم است نداشتیم و آنچه تحصیل کرده‌ایم می‌توان گفت از غلطات دهر [و] از غَفلات [۱] روزگار بود، وگرنه با آن همه چیره‌دستی که قاطعان طریق [۲] را بود، چشم ملت ایران صبح سعادتی ندیده و رویشان از روی وجد نخندیده بود تا به کام دل و فراغت بال بتواند تحصیل معاش نماید و راه سعادتی به روی خود بگشاید. حالیا که آفتاب مشروطیت طلوع کرد و کوکب ذوذنب استبداد افول نمود [۳]، باید همگی ملت دست به هم داده و در تحصیل آن دو قضیه، متحدالفکر بوده، همت نمایند و در شاهراه سعادت قدم زنند. این مسئله پرواضح است که ایرانیان اگر وقتی ثروتکی داشتند و بعض مردم [۴] خود را صاحب ثروت می‌پنداشتند، در عرض این مدت سه سال که سیلاب آتشین حوادث، کوه‌ها را آب و دریاها را سراب نمود و متمولان را از بستر نرم به خاکستر گرم نشانید، آن توقعات را که سابقاً از اهالی داشتیم، در حکم امروز نتوانیم؛ زیرا که لا یُکَلفُ اللهُ نَفساً اِلا وُسعَها [۵]. در حکمت عملیه مبرهن، و آیات و اخبار و کلمات حکماءِ هر مَعشر [۶] و هر دیار بر این ناطق است که ثروت طبیعی با قناعت است و چه خوب گفته حکیم سعدی: قناعت توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهان گرد را قناعت بر موجود خود راضی بودن و بر فضولات معیشت [۷] که تحصیل آن با ذلت و دریوزگی باشد، دست نیالودن است. ما ایرانیان به‌طور کلیت، ثروت طبیعی داریم، آنچه نداریم ثروت اضافی است، ولی بعضی اشخاص از این مسئله غافل و اغلب بر فرق این دو جاهل‌اند [۸]. ثروت طبیعی آن است که انسان در معاش خود محتاج بر استمداد از غیر نباشد و جز آنچه تمدن و تعاون بر آن حکم کرده، محتاج به دیگری نشود؛ مثلاً زارع و سکنه دهات که قوتشان از زراعت و محصولات خودشان است و لباسشان باز از پنبه یا پشم یا حریر است که خود به تحصیل آن همت گماشته‌اند و کسی که دو گاو به دست آورده و مزرعه‌ای، خود را از ذلت فقر طبیعی وارهاند و سر همت بر امیر و وزیر فرود نیاورد. اما ثروت اضافی آن است که شخص، از خود چیزی نداشته، هرچه داشته باشد از دیگران باشد، مانند تجاری که با اموال خارجه شخصیت فروشند و خود را متمکن دانند. و مثل این، دو مثال آب جاری قلیل و برکه پر آب است که آب جاری هر چه باشد منبع و ماده دارد و جز با هجوم حوادث فوق‌العاده قطع نشود؛ بر خلاف حوض و دریاچه که اگر چندی به حال خود بماند یا بگندد یا از هجوم صادر و وارد تمام شود. پس از تمهید این مقدمه گوییم که اولین چیزی که برای ایرانیان لازم است قناعت است که نوعاً و شخصاً منظور دارند. اگر درست غور و تأمل نماییم برای ما محسوس می‌شود که اغلب امتعه ما از ممالک خارجه حمل و نقل می‌شود و ما چنان آلوده و گرفتار آن شده‌ایم که خلاصی ما از چنگال آن را مدت‌ها باید. امتعه که از خارج وارد ایران می‌شود، دو قِسم اَست: یکی، حکم ضرورت را پیدا کرده و ما را ترک کردن آن از قبیل محالات عادیه است. مانند: قند و چای و نفت لمپه [۹] و خود لمپه و انواع ملبوسات، از چلواری و چیت و غیره و کاغذ [و] امثال آن. دویمی، امتعه‌ای است که ما را از آن حاصلی نیست مگر تزیین و خودفروشی، مانند چهل‌چراغ‌ها و جار [۱۰] و آینه‌های بزرگ و حریر مادام‌های قیمتی و ساعت‌های طلای گرانبها و صابون‌های معطر و امثال آن که شمردنش حاصلی ندارد، و چنانچه شریعت طاهره و عقل، حکم بر قناعت شخصیه بلکه وجوب آن در حق بعضی اشخاص می‌فرمایند و آن را در لسان شرع، "زهد واجب" گویند. **پاورقی‌ها:** [۱] جمع غفلت [۲] راهزنان [۳] ستاره دنباله‌دار [۴] در اصل: مرد [۵] بقره، ۲۸۶: خداوند هیچکس را جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند. [۶] گروه، جماعت [۷] تجملات و تشریفات زندگی [۸] در اصل: جاهل است. [۹] کذا فی الاصل [۱۰] هر نوع چراغی که آویزه‌های بلوری داشته باشد.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)