کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به اعتراض مدیر جریده شفی به یکی از مقالات نگارنده آغاز می‌شود. نگارنده ضمن ابراز تعجب از تحریف کلامش، توضیح می‌دهد که رنجبران و فقرا حق انتخاب وکیل دارند اما فاقد لیاقت لازم برای این کار هستند و این امر می‌تواند به خرابی بیشتر امور منجر شود. برای اثبات این ادعا، به عدم اعتراض مردم در برابر افزایش مالیات دهات و تحمیلات دیگر اشاره می‌کند و تنها یک فرد را شجاع در این زمینه می‌داند. در ادامه، نگارنده به انتقاد از نحوه انتخاب وکلا در روستاها می‌پردازد و بیان می‌کند که بسیاری از این افراد فاقد صلاحیت هستند، حتی وکلای شهری نیز مورد تأیید مدیر جریده نیستند. در پایان، با تمثیل به تفاوت تصور و عمل در مورد بهبود وضعیت شهر، به مدیر جریده هشدار می‌دهد که نباید با تحریف کلام، او را حامی وضعیت نامطلوب موجود جلوه دهد.

متن کامل گزارش

خدمت آقای مدیره محترم [جریده] شفی. شرح مفصلی را که در خصوص اعتراض بر یک کلمه من کرده بودید دیدم، می‌توانم بگویم: العلم نقطه. جواب یک فقره مکتوب را به روزنامه تبریز داده‌ام، خواهید خواند و شما بی‌جهت حرارت کرده و در میدان قلمرانی قدم زده‌اید و اگر از خود من توضیحات می‌خواستید، معنی یک کلمه مجمله را به شما حالی می‌کردم. و از شما تعجب می‌کنم که با وجود این که بارها مقالات مرا دیده و کتابچه‌هایی را که نوشته‌ام خوانده‌اید، چرا تحریف کلام کرده‌اید؟ "می‌گویم و می‌آیم از عهده برون"زاگرچه جمعی ناخوش شمارند که باید سعی کرد که از جانب رنجبران و فقراء، وکلاءِمتعدد معین گردد و الا دهاتی‌ها و ایلات و باجگزاران و مالیات دهندگان - بی‌ادبی نباشد - قدرت تشخیص نیک از بد ندارند و فقط همین را می‌دانند که مظلوم شده‌اند، یا فلان مالیات برای آنها سنگین است، یا سرباز دادن یا اختصاص سرباز به آنها ظلم فاحش است، و اجمالاً حکم آدم رنجور را دارند که دردها را می‌بینند و دوا نمی‌دانند، باید طبیبان متبرعی[۱] در مراکز و بلدان بوده باشند که به آنها دوا داده و معالجه نمایند. خرمن، خرمن آتش‌های قلم آتشین شما را یک قطره کافی است که بگویم شما با من نزاع ندارید و اگر باشد، نزاع صفراوی است که اینقدرها محل اعتنا نیست! شما می‌گویید رنجبران و فقرا حق دارند که از خود وکیل بفرستند یا وکیلی را انتخاب نمایند. من می‌گویم: حق دارند ولی لیاقت ندارند، و الا دایره خرابی امور وسیع‌تر خواهدشد. بنده خدا وقتی که می‌خواستند تومانی یک هزار بر مالیات دهات بیفزایند و این تحمیلی بود که مختص ذمه ذهاتی بود و ابداً به مالک دیناری ضرر نداشت، بلکه به عنوان گرفتن آن یک هزارعلاوه، شاید مباشر را هم دخلی بود، این همه رعیت و رنجبر و فقرا چرا یکی به شهر نیامد و داد نزد و دادخواهی نکرد و از کسی صدا در نیامد؟! و این همه مخلوق داخل مرکز و خارج از مرکز چرا در تحمیلات ملحیه[۲] ابداً حرفی نزد و علاوه بر قیمت معینه، از اصلی و عارضی که فروخته شد، چرا احدی از فقرا و صاحبان اغنام و احشام کلمه‌ای نگفت؟ مگر این که یک احمقی[۳] در این میان سینه سپر کرد. منبری و ملایی گفت و آنچه گفت به تهران تلگراف کرد تا تومانی یک هزار را موقوف کرد. تلگرافات هفتم شوال حاضر است و خود شما خوانده‌اید. خیلی خوب است حق انتخاب به دهاتیان می‌دهند، مخصوصاً جماعتی که دوسیه[۴] و کابینه و میز و صندلی و ... از شهرها برداشته وارد دهاتیان می‌شوند و به زور ملاک و تلقین آنها یا تلقین دیگران انتخاب می‌نمایند[۵] اشخاصی را که بعد از تعیین، خود شما هم تصدیق خواهید کرد که لیاقت ندارند؛ چنان که خود شما اغلب وکلاء حالیه را لایق نمی‌دانید و حال آن که از شهر انتخاب شده‌اند. مگر نه شما بودید که در انتخاب کسر وکلاء انجمن ایالتی که بعد از ماه رمضان اتفاق افتاد، در روزنامه نوشتید که من وکلاء جدید را تبریک نمی‌گویم، به علت ...[۶] تصور، جداست و به مقام فعلیت آوردن جداست. تصور این که کوچه‌های تبریز ما بهتر از شانزلیزه یا بلوار دوزپتانیال پاریس باید بشود نه خرج لازم دارد نه محتاج پول است، نه مهندس، نه آمر، نه ناهی، نه امین، نه عمله، نه کارگره اما به فعل آوردن آن، محتاج یک ملیان [تومان] پول است یا جماعتی از مهندسین و امین و آمران حقیقت‌پسند جدی جایش خالی. پس به اعتقاد شما، اگر کسی یک کلمه مجمله بگوید که باید بلدیه فلان طور باشد، شما باید سنگ کوچه‌ها را به سینه خود و بر سرگوینده بزنید که این شخص می‌گوید نباید این کوچه‌ها تعمیر بشود و می‌گوید باید در میان این گل و لای فرو رفت و در نیامد، و اوحامی گل و لای‌ها و قازورات[۷] کوچه‌ها است و نمی‌خواهد پاک شود. عجبا! ثم عجبا! **پاورقی‌ها:** [۱] نیکوکاری [۲] کذا فی الاصل, احتمالا: ملکه [۳] منظوره خود نگارنده این سطور است. [۴] واژه فرانسوی پرونده [۵] در اصل: می‌نمایانند [۶] سه نقطه در اصل [۷] کثافات

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)