کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با انتقاد از وضعیت اسفبار حکمآبادیهای محبوس توسط نیروهای خارجی آغاز میشود و به عدم پاسخگویی دولت در قبال این وضعیت اشاره دارد. سپس به تلگراف سپهدار به سردار و سالار برای عزیمت به تهران و نظرات موافق و مخالف درباره آنها میپردازد. در پایان، بر لزوم چارهاندیشی برای ساماندهی امور و جلوگیری از سوءتفاهمها تأکید میکند و با ذکر رباعی از میرزا محمدتقی حجتالاسلام، به ضرورت تأمل در این مسائل اشاره دارد.
متن کامل گزارش
مهمانهای عزیز[۱] سر کار خود هستند! حکمآبادیهای بیچاره در باغ شمال محبوسند. در حق حاجی محمود سؤال و جواب کردم، گفتند: پانصد تومان گرو بدهند [تا] مرخص نمایند. گفتم: خلاف قانون است. نهایت، ضامن یعنی کفیل داده میشود نه پول. آنها هم قبول نکردند.
چند روز قبل در خصوص آنها تلگرافی به حضرت فرمانفرما کردم. جواب آمد که قرار شد دوستانه با سفارت صحبت بشود! نفهمیدم معنی دوستانه چیست؟! اگر مملکت مشروطه و قانونی است، موافق کدام قانون، چند نفر (فرضاً گرفتیم مقصر بودهاند) در حبس قشون خارجه باید بمانند؟ خواهند فرمود: «اوهو» چه میگویید؟ قانون دم توپ است و سر نیزه! در این صورت نمیدانم چه جواب بگویم؟
در حق سردار[۲] و سالار[۳] از جانب حضرت اشرف آقای سپهدار تلگراف شده که عازم طهران بشوند. زحمات ایشان معلوم است، وضع کار نیز معین است، و اطاله نمیکنم. جمعی، هواخواه ایشان هستند که آنها احیاءِ مملکت کرده، حفظ همه چیز نمودند. برخی مطلقاً بر ضد آنها هستند و قومی نیز با وجود اقرار بر خدمات ایشان، میگویند کسان ایشان مداخله در امورات میکنند و امورات مختل میشود و ...
در هر حال باید چاره کار را کرد و این محظورات را نیز ملاحظه نمود. سردار یا سالار اگر عزیمت طهران نمایند، باید خرجی راه برای آنها معین کرد و کاری معین شود که مشغول کار بشوند و مردم ناباب ناجور از دور آنها پراکنده شوند. شغلی که مناسب حال آنها باشد، چه خواهد بود؟ خوب به خاطرم آمد این رباعی مرحوم میرزا محمدتقی آقای حجتالاسلام که شعر دویمش وصف حال است:
غالی به عبث علی پرستی نکند زور می از اندازه برون، حوصله تنگ
در کیش نصیر چیرهدستی نکند میخواره چرا سیاه مستی نکند
در این باب باید تأمل بسزا کرد که هم امورات منظم شود، هم پارهای اشخاص پارهای توهمات نکنند و نگویند: این دو نفر میرقلیچ مشروطه هستند. رفتن آنها (یا بردن آنها) مقدمه فتح باب است.
**پاورقیها:**
[۱] کنایه از اشغالگران روس در آذربایجان است.
[۲] ستارخان
[۳] باقرخان
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1288
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
کنشگران و ذینفعان
حاکم زمان: احمد شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
