کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به آشوب‌های گذشته و تلاش‌های نگارنده برای اصلاح امور آغاز می‌شود. سپس، به حاکم جدید آذربایجان (مخبرالسلطنه هدایت) یادآوری می‌شود که جانشین خانواده‌ای با سابقه طولانی در حفظ دولت و ملت است و اکنون که دوره سلطنت تجدید شده، باید در جهت ترقی ملت و دولت گام بردارد. نگارنده با تأکید بر عبرت‌آموزی از وقایع گذشته (مانند لشکرکشی به تبریز و شکست دولت)، از حاکم می‌خواهد که با پذیرش این اظهارات، حقوق بشر را حفظ کرده، در ترقی ملت اسلام بکوشد و شوکت دولت را افزایش دهد. در پایان، به نقش مراجع عتبات عالیات در مشروطه اشاره شده و بر لزوم تبعیت از ایشان و تلاش برای پیشرفت و توسعه تأکید می‌شود.

متن کامل گزارش

عرض می‌شود، در این مدت متمادی که آشوب در تمام ذرات عالم بود[۱]، داعی عرض حال نکرده و تصدیعی نداده و خود را دخیل در امورات محاربه نکرده و تا دست و قلم یارایی داشت در اصلاح امور کوشیده و از دولتخواهی و ملت‌پرستی - که هر دو را وجود واحدی می‌دانم - کوتاهی نکرده‌ام و شهد الله خود را چندین دفعه هدف تیر مرگ کرده[ام]. ایامی که حضرت اقدس والا شاهزاده عین‌الدوله در باغ صاحب‌دیوان بودند، در بحبوحه جنگ رفته مذاکرات کردم که ذکر آنها طولانی است ...[۲] مقصود این است در این مدت نخواسته‌ام با جنابعالی فتح باب مذاکره کرده، چیزی عرض نمایم و تصور هم نمی‌کردم که افتتاح این باب خواهد شد. اما مجاری امور، داعی را مجبور به عرض این نامه نمود ... جنابعالی[۳] جانشین شخصی هستید که سیصد سال است خانواده محترم در عین عزت و کامرانی و نام نیک به سر برده و سر حد دولت را حفظ و حراست کرده، هنوز خدمات لایقه مرحوم اقبال‌السلطنه مبرور از خاطره‌ها نرفته است. در عرض سه سال آنچه شد گذشت. حالا که دوره سلطنت تجدید گردید و روزگار پای به مرحله دیگر گذاشت و امیدواری تمام است که به همت اولیای دولت و عقلای ملت پای بر پله نردبان همت بگذارید و ترنج دولت و افتخار را از قبه عرض برین بربایید، و برای امثال جنابعالی که از معارف رجال بزرگ ایران و به قدمت خانواده و خدمت معروف هستید، واجب‌تر است که در این موارد از طرفداری ملت مضایقه نفرموده، سعی بلیغ در اجراء ترقیات ملت بفرمایید. داعی، جنابعالی را با مَحامِد و اوصاف شنیده و از تربیت‌شدگان عصر می‌دانم. هر کس در این میدان قدمی پیش گذاشت گوی سعادت را او برد. بعد از این مقدمات باید دل به ترقی دولت و ملت گذاشت. اگر برخی پاره‌ای معذرت‌ها پیش آرند، باید دانست از گذشته حرف زدن روا نیست و لزومی ندارد، و بنده از جانب محکمه عدل و دیوان مظالم حرف نمی‌زنم. مقصودم فقط از آینده گفتن است. در دنیا بهتر از این وقایع، امر عبرت‌انگیز واقع نمی‌شود که دولت تمامی قوای خود را جمع کرد و به روی تبریز سوق عسکر نمود، اما چون مشیت‌الله بر هَوان و خِذلان ملت تعلق نگرفته بود، عاقبت کار آن شد که همه دیدند و شنیدند. حضرت ایالت باید در این چند روزه وارد بشوند، مرد عاقل و کامل و پولتیک‌دان و حق‌شناس هستند و مخصوصاً حقوق خانوادگان قدیم را منظور نظر خواهند داشت ... وزراء فَخام حالیه نیز مردمان صاحب خانواده و عاقل و کاردیده می‌باشند و وجود جنابعالی برای ملت لازم‌تر است تا وجود سایر اشخاص. اگر این اظهارات بنده را به سمع رضایت بپذیرید، ضمانت می‌کنم که در دنیا و آخرت سعادتمند خواهید بود؛ زیرا غرض بنده جز حفظ حقوق بشر و حصن دماء بندگان خدا و سعی در ترقی ملت اسلام و کوشش در افزودن شوکت دولت امر دیگری نیست و مشروطه غیر از این امور، امور دیگر نمی‌گوید. حضرات آیات‌الله حجج‌الاسلام[۴] عتبات عالیات که این همه پافشاری در این امر کردند، بر هر مُسلِمی لازم است که تبعیت ایشان را کرده، از اوامر و نواهی[۵] ایشان عدول و تخلف نکنند[۶]. و گواه است که مرا جز سعی در ترقی دولت اسلام نیست... ... و البته هر کس ترقیات محیرالعقول دول خارجه را که در سایه اتحاد و علوم کسب کرده است ببیند و قدرت بر تأسیس مکاتب و تقویت همنوع خود داشته باشد و معاذ الله قدم بازپس گذارد، ظلمی است که بر خود و بر تمام مَعشَر[۷] بشر و همجنسان خود کرده است. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، سه سال پس از مشروطیت و به ویژه دوره سیزده ماهه استبداد صغیر است. [۲] همه جا سه نقطه در اصل. [۳] احتمالا منظور، مخبرالسلطنه هدایت والی جدید آذربایجان است. [۴] منظور، مراجع مشروطه‌خواه نجف اشرف است. [۵] در اصل: نواحی [۶] در اصل: نکند [۷] گروه، جماعت

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مخبرالسلطنه هدایت
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)