کلکته
خارج از ایران
کنشهای انجامشده در این شهر (44)
مخالفت مذهب و علمای شیعه با استبداد و مستبدان
درخواست کمک فوری برای مجاهدان و مردم محاصرهشده تبریز
انتقاد شدید از سکوت و بیتفاوتی علمای مخالف مشروطیت نسبت به مظالم نیروهای دولتی و تأیید آنها
تفاهم سیاسی روسیه و انگلستان راجع به ایران و عدم امید به کمک آنها در بازگرداندن مجدد مشروطیت
دلایل مشروع نبودن سلطنت محمدعلی شاه و بیلیاقتی سلسله قاجاریه
هدف مشروطهخواهان: بازگشت استبداد
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از «مشروعهبازی» و مخالفت با «مشروطه» چیست. در ادامه، به تشریح تفاوتهای بنیادین سلطنت مستبده (شخصی) و سلطنت مشروطه (نوعی) میپردازد. سلطنت مستبده را نظامی معرفی میکند که پادشاه در آن حاکم مطلق است و میتواند بدون هیچ محدودیتی در امور داخلی و خارجی تصرف کند، در حالی که در سلطنت مشروطه، حدود اختیارات پادشاه و ملت بر اساس قانون اساسی مشخص شده و پادشاه نمیتواند بدون رعایت قانون و تأیید مجلس، اقدام به تصرف در امور مملکت کند. سپس، نویسنده تأکید میکند که استبداد و مشروطیت ذاتاً ارتباطی به دیانت ندارند و مشروعهخواهان درباری و روسیان درباری با هدف ابطال مشروطیت و بازگرداندن حقوق استبدادی شاه، لفظ «مشروعه» را به «مشروطه» چسباندهاند تا مفهوم خارجی آن را از بین ببرند. نویسنده بیان میکند که مفهوم خارجی مشروطیت عین شریعت است و قانون اساسی ایران نیز با تأیید علمای نجف اشرف، هیچگونه مغایرتی با احکام شرعی ندارد. در پایان، از ملت میخواهد که فریب این خدعهها را نخورند و حقوق مشروع خود را از دست ندهند و به مستبدین اجازه ندهند با تغییر قانون انتخابات، دوباره استبداد را از طریق وکلای خود به کشور بازگردانند.
بیثمر بودن تأسیس دارالشورای کبرای مملكتی توسط محمدعلی شاه و پیروزی قریبالوقوع مشروطهخواهان
پس از ناامیدی شاه و درباریان از لغو مشروطیت، مجلسی به نام «قونسل آف استیت» یا شورای مُلکی با پنجاه نفر از منتخبین شاه در دربار تشکیل شد. هدف از این اقدام، اغفال ملت و نسبت دادن خرابکاریهای دربار به این مجلس بود. این مجلس، مانند «دارالشورای کبرا»ی ناصرالدین شاه، بینتیجه خواهد بود. تا زمانی که اختیارات طبقات حاکم محدود نشود، امکان آبادی کشور و رفاه ملت وجود ندارد و این مجلس نیز دوامی نخواهد داشت. دولت تلاش میکند با این حیل، رضایت ملت را به خارجیها بقبولاند تا شاید رسمیت مشروطیت را باطل کنند. اما این تلاش موفق نخواهد شد، زیرا بازگشت امنیت در ایران از اقتدار شاه و این مجلس خارج است و ملت هرگز حقوق خود را رها نخواهد کرد. همچنین، قدرت و آمادگی آذربایجان برای مقابله با دربار، مانع از موفقیت این دسیسه خواهد شد. مهمتر از همه، احکام و فتاوای مراجع مشروطهخواه است که نه کهنه میشود و نه قابل نسخ است و ملت از روی عقاید مذهبی پیرو این احکام الهی هستند. استبداد پس از دو سال مشروطیت، محال است دوباره در ایران حاکم شود. تاریخ انگلستان و تجربه چارلز اول نیز نشان میدهد که اداره کشور بدون پارلمان به زیان منجر میشود. با توجه به تقدیر الهی، آنچه تاکنون رخ داده، به قوت مشروطیت ایران افزوده و آنچه در آینده نیز پیش آید، بهتر خواهد بود. حتی اگر قدرتهای خارجی نیز مانع مشروطیت شوند، جز خذلان نتیجهای نخواهند گرفت. شواهد نشان میدهد که مجلس «قونسل آف استیت» نیز دوامی نخواهد داشت و دیر یا زود مجلس ملی دوباره افتتاح خواهد شد. روسها دشمن آزادی و ترقی ایران هستند و انگلیسیها نیز مایلند این مجلس را تقویت کنند تا مناقشات داخلی ایران را دفع کنند، اما این تلاشها نیز بینتیجه خواهد بود. بیکفایتی شاه و مستبدین بر همگان آشکار شده و اعضای این مجلس نیز بیکفایتی خود را نشان خواهند داد. رفتن سفیر عثمانی از تهران نیز از نکات سیاسی مهم است و نشان میدهد که اگر روسها به آذربایجان قشون بفرستند، عثمانی نیز چنین خواهد کرد. ایرانیان باید منافع خود را بشناسند و از همراهی با بیگانگان دست بردارند و روابط خود را با عثمانی و آلمان افزایش دهند، بدون اینکه روابط با روس و انگلیس را قطع کنند.
تلاش مشروطهخواهان در جهت عزل محمدعلی شاه از سلطنت
این نامه با تأیید نگرانیها درباره آینده وطن آغاز میشود و بر این نکته تأکید دارد که تنها راه نجات کشور، تشکیل پارلمان از طریق قدرت ملی است. در ادامه، نویسنده به صراحت بیان میکند که صلح با محمدعلی شاه بیفایده خواهد بود و تمام تلاشها باید بر خلع او از سلطنت متمرکز شود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای تقویت جبهه تبریز، مهاجران را به آنجا بفرستد و در کنفرانس پترزبورگ نیز اقدامات لازم را انجام دهد، چرا که قبلاً به اسلامبول و مراکز دیگر نیز اطلاعرسانی شده است.
بی اعتمادی محمدعلی شاه به مردم ایران
محمدعلی شاه در تلاش است تا مردم تبریز را در اروپا یاغی و فتنهانگیز معرفی کند، در حالی که تبریزیان حقوقطلبی خود را به اثبات رساندهاند. ادعای شاه مبنی بر اغتشاش یک ساله تبریز و وجود پارلمان در آن زمان، با واقعیت مطابقت ندارد و اغتشاشات اولیه نیز توسط دستیاران خود شاه (شاهسونها) ایجاد شده بود. نویسنده با اشاره به سابقه طولانی شاهپرستی و وفاداری مردم آذربایجان به سلاطین قاجار، این ادعا را رد میکند و به نقل قولی از حاجی میرزا آقاسی اشاره میکند که در صورت یاغی شدن آذربایجان، شاه باید از سلطنت کنارهگیری کند. در ادامه، نویسنده غداری و بدعهدی محمدعلی شاه را علت اصلی مخالفت مردم میداند و با طعنه به حامیان شاه (مانند سید یزدی و شیخ نوری)، بیان میکند که هر کس حقوق خود را مطالبه کند، از نظر شاه یاغی است. در پایان، به محمدعلی شاه اطمینان داده میشود که این بیانات به نفع او نخواهد بود و مردم ایران تا زمانی که غالب هستند، یاغی قلمداد نخواهند شد.
درخواست کمک انسانی و مالی به سید عبدالحسین لاری
این مقاله با ستایش از اقدامات سید عبدالحسین لاری و مجاهدین لارستان در مبارزه با استبداد، از علمای ایران به دلیل عمل به تکالیف شرعی خود در برابر مستبدین قدردانی میکند. در ادامه، با اشاره به هشدارهای روزنامه حبلالمتین درباره لزوم آمادگی علمای اسلام برای جهاد، از اهالی بنادر و تجار میپرسد که آیا از سید لاری حمایت خواهند کرد یا منتظر خواهند ماند تا در شمار مستبدین قرار گیرند. مقاله تأکید میکند که بیطرفی در این شرایط بیفایده است و در صورت پیروزی استبداد، بیطرفان نیز آسیب خواهند دید، اما در صورت پیروزی مشروطهخواهان، با آنها بر اساس احکام اسلامی رفتار خواهد شد. در پایان، از کسانی که نمیتوانند کمک جانی کنند، درخواست کمک مالی میکند و هشدار میدهد که به زودی مجبور به بیان صریحتر مواضع خود خواهد شد.
چشمپوشی ملت ایران از حمایت انگلستان و روسیه از مبارزات آنان در راه استقرار مجدد مشروطیت
این مقاله با اشاره به معاهده ۱۹۰۷ روسیه و انگلستان و تقسیم ایران، به تحلیل اقدامات این دو دولت در قبال مشروطیت میپردازد. ابتدا به نقش روسیه در سرکوب مشروطه و حمایت از محمدعلی شاه اشاره میکند و سپس سکوت انگلستان را در این وقایع، نوعی حمایت از شاه تلقی میکند. در ادامه، نویسنده به طرح پیشنهاد برگزاری کنفرانسی با حضور نمایندگان ایران، روسیه و انگلستان برای حل و فصل اوضاع ایران میپردازد و با برشمردن پنج ضرر عمده این کنفرانس برای استقلال و حقوق ملی ایران، بر لزوم رد قاطع آن توسط ملت تأکید میکند. در پایان، مقاله به ملت ایران توصیه میکند که به هیچ وجه به حمایت دولتهای خارجی دل نبندند و با هوشیاری و قدرت قلب، خود برای احقاق حقوق ملیشان قیام کنند، زیرا هیچ دولتی نمیتواند به زور در امور داخلی ایران دخالت کند و هرگونه کنفرانس با تحریک روسیه، به ضرر آزادی ایران خواهد بود.
درخواست عدم مداخله انگلستان و روسیه در امور ایران
درخواست از دولتهای روسیه و انگلستان برای عدم مداخله در امور داخلی ایران و واگذاری ملت و دولت به یکدیگر. تأکید بر اینکه عدم مداخله این دو دولت، مانع از مداخله سایر دولتها نیز خواهد شد. اشاره به اینکه ملت ایران از اغفال این دو دولت آگاه شده و به دولتهای آلمان، اتریش و عثمانی روی آورده است. در پایان، بیان میشود که با عدم مداخله دولتین، ایرانیان قادر خواهند بود دشمنان داخلی خود را از میان برداشته و مشروطیت را به نحو احسن اداره کنند.
عدم قبول پیشنهادات انگلستان و روسیه و عدم امکان مداخله نظامی آنها در امور ایران
متن با تأکید بر لزوم شناخت جایگاه و عظمت ملت ایران آغاز میشود و بیان میکند که هیبت کنونی ایرانیان، استقلال کشور را حفظ خواهد کرد. سپس به عدم حق دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران اشاره میکند و تأکید دارد که هیچ دولتی نمیتواند به زور در ایران مداخله کند، زیرا همسایگان ایران خود درگیر مشکلات داخلی هستند. در ادامه، به تلاشهای سیاسی همسایگان برای دخالت از طریق فریب و وعده اصلاحات اشاره شده و از ملت خواسته میشود که هیچ یک از پیشنهادات اصلاحی روسیه و انگلستان را نپذیرند و به شاه که تسلیم محض است، اعتماد نکنند. متن بر لزوم اعتراض جدی به این دو دولت و عدم پذیرش هرگونه دخالت یا اصلاحات از سوی آنها تأکید میکند. در پایان، بزرگترین وظیفه ایرانیان را تسریع در تشکیل پارلمان میداند و بیان میکند که با تشکیل پارلمان، طرحهای اصلاحی بیگانگان بیاثر خواهد شد. همچنین، با اشاره به اینکه زمان دفاع گذشته و نوبت حمله است، از عدم ترس از روسیه و انگلستان سخن میگوید و تأکید میکند که آنها تنها در صورتی میتوانند مداخله کنند که ملت خودشان اجازه دهند و نباید به وعدههای شاه برای مشروطه امید بست. متن با این جمله به پایان میرسد که امروز زمان عمل است نه گفتار.
بی توجهی به آشتی خواهی محمدعلی شاه و تشویق مشروطه خواهان به فتح سریع تر تهران و بهانه ندادن به روسیه و انگلستان جهت مداخله در امور کشور
متن با اشاره به شکست محمدعلی شاه در تبریز و قیام عمومی در ایران آغاز میشود و خطر مداخله خارجی را به دلیل هرج و مرج داخلی و تلاش مستبدین برای جلب بیگانگان گوشزد میکند. سپس دو هدف اصلی قیام ملت را اثبات دروغگویی شاه مبنی بر عدم تمایل مردم به مشروطه و بازپسگیری حقوق غصبشده ملت با قدرت ملی بیان میکند. در ادامه، نویسنده بر لزوم پایان دادن فوری به غائله استبداد با حمله سرداران ملی به تهران و ریشهکن کردن استبداد تأکید میکند و فرصت کنونی را بینظیر میداند. متن به فریبکاری درباریان و محمدعلی شاه در پیشنهاد صلح اشاره کرده و آن را ترفندی برای جلوگیری از پیشروی مشروطهخواهان و جلب مداخله خارجی میداند. نویسنده با برشمردن دلایل عدم صداقت شاه در صلحخواهی، از احرار و دانشمندان میخواهد که فریب این دسیسهها را نخورند و به یاد بیاورند که صلح واقعی تنها پس از تشکیل مجلس در تهران و توسط وکلای ملت امکانپذیر است. در پایان، بر اهمیت انتخاب وکلای لایق و وطنپرست برای مجلس آینده تأکید شده و از انجمنهای ملی خواسته میشود تا فهرستی از افراد شایسته را برای آگاهی مردم منتشر کنند.
بهانه ندادن به دولتهای خارجی برای وارد کردن نیروهای نظامی به کشور به عناوین گوناگون
متن با اشاره به اقدامات روسیه برای مرعوب ساختن ملت ایران و حمایت از استبداد آغاز میشود. سپس دو راهکار برای مقابله با این اقدامات پیشنهاد میکند: مقاومت مسلحانه مانند ستارخان در تبریز و اعتراض جدی از سوی ایرانیان داخل و خارج کشور، به ویژه روحانیون. در ادامه، به وضعیت جنگ بین مستبدین و مشروطهخواهان در خراسان اشاره میکند و از نادانی مردم بوشهر و اقدامات انگلستان در آنجا انتقاد میکند که بهانهای برای دخالت روسیه در خراسان و سایر مناطق شده است. نویسنده سکوت ملت را عامل بدتر شدن اوضاع میداند و معتقد است دولتیان به دنبال دخالت خارجی هستند. راه حل را در تصرف تهران و دایر کردن مجلس میداند و هشدار میدهد که تعلل در این امر پشیمانی به بار خواهد آورد. در پایان، به خطر ورود نیروهای نظامی خارجی به ایران اشاره میکند و بیان میدارد که ورود هر تعداد قزاق روس، بهانهای برای ورود نیروهای بیشتر از سوی سایر کشورها خواهد شد و به همکاری آلمان، اتریش و عثمانی در مسائل ایران اشاره میکند.
توجه دادن دولت ایران به رقابتهای روسیه و عثمانی در کشور
متن با اشاره به مناقشه مرزی ایران و عثمانی آغاز میشود و سپس به اهمیت حفظ هویت اسلامی پیش از هویت ملی میپردازد. در ادامه، نگرانی خود را از احتمال تصرف مناطق تخلیه شده توسط عثمانی توسط روسیه ابراز میکند. این اقدام را موجب قطع روابط اتحادیه اسلامی و دشواری در حفظ آذربایجان در آینده میداند و هشدار میدهد که این وضعیت برای عثمانی و به تبع آن برای ایران زیانبار خواهد بود.
شرط مصالحه کامل دولت و ملت
متن با اشاره به لزوم پایان دادن به مناقشات دولت و ملت آغاز میشود و علت اصلی خونریزیها و خسارات وارده به ملت را تجاوز به قانون اساسی میداند. در ادامه، بر اهمیت حفظ قانون اساسی اولیه تأکید میشود که به مثابه خونبهای جانفشانیهای مردم است. سپس، به نقش عوامل خارجی در انهدام پارلمان و تلاش برای کسب امتیازات ویرانکننده برای ایران اشاره شده و هشدار داده میشود که تبدیل قانون اساسی منجر به تشکیل پارلمانی ضعیفتر از دومای روسیه خواهد شد و احکام پیشین مراجع در مورد مشروطیت و قانون اساسی را باطل میکند. در پایان، ابراز تأسف میشود که مستبدین هنوز به عواقب وخیم اقدامات خود پی نبردهاند و امید میرود که رجال خیرخواه با جلوگیری از دخالت اجانب، حقوق ملت را بازگردانند.
مواضع انقلابیون در برابر پیشنهادات محمدعلی شاه
متن با اشاره به فرمان محمدعلی شاه و الفاظ شیرین آن آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان نسبت به این فرمان به دلیل سابقه بدعهدیهای گذشته و تناقض فرامین پیشین اشاره میکند. سپس، نویسنده به بررسی دلایل صدور این فرمان میپردازد و نقش فشار دولتین روس و انگلیس و همچنین قیامهای مردمی را تحلیل میکند. در ادامه، بر لزوم عدم اتکا به صرف فرمان و وزرای مشروطهخواه تأکید شده و قوای قهریه ملی به عنوان تنها ضامن بقای سعادت ملت معرفی میشود. در پایان، متن به اهمیت حفظ رؤسای ملی و عدم پایان یافتن انقلاب با صدور این فرمان اشاره کرده و بر لزوم تشکیل مرکزی از دانایان باسیاست برای پیشبرد اهداف ملی و دقت در قانون انتخابات جدید تأکید میکند.
تجاوز روسیه به ایران و وظیفه دولت و ملت در مقابله با آنها
متن با اشاره به پیشبینیهای قبلی درباره تحرکات روسیه در ایران آغاز میشود و به طرح نقشههای روسیه برای نفوذ در خراسان و آذربایجان میپردازد. در ادامه، نویسنده به غیرتمندان خراسان هشدار میدهد که نباید بهانه به دست بیگانگان دهند و بر لزوم آشتی دولت و ملت برای مقابله با اجانب تأکید میکند. سپس، به علمای اعلام و عموم مسلمین گوشزد میشود که روسها به دنبال بهانهجویی برای مداخله هستند و این امر نتیجه مرعوبیت ایرانیان است. در بخش بعدی، استقلال ایران و حفظ مشروطیت را منوط به خروج قوای روس از کشور و توجه صمیمانه شاه به این مسئله میداند. در پایان، وظیفه فوری ملت و دولت را اخراج قوای بیگانه از خاک ایران و عدم پذیرش هیچ عذر و بهانهای از دربار میشمارد و از علمای نجف اشرف میخواهد که تا خروج کامل روسها از پای ننشینند، چرا که در غیر این صورت نه مشروطه و نه استقلال برای ایران باقی نخواهد ماند.
اخطار به روسیه برای خروج نیروهای نظامی خود از آذربایجان و حمایت از ستارخان در برابر تهدیدات روسی
این مقاله با لحنی صریح و هشدارآمیز، به نمایندگان دولت روسیه توصیه میکند که با درک شرایط سیاسی کنونی جهان، از مداخلات غیرقانونی در ایران دست بردارند. تأکید میشود که منافع مشروع روسیه در ایران تنها از طریق مهربانی و صداقت با ایرانیان قابل حصول است، نه با تهدید و خشونت. مقاله به پیامدهای منفی اقتصادی و نظامی ادامه سیاستهای خصمانه روسیه اشاره میکند و از قدرت ملت بیدار شده ایران در تحریم کالاهای روسی سخن میگوید. در ادامه، به نفرت عمومی ناشی از اقدامات خشونتآمیز ژنرال روس در تبریز و اهمیت ستارخان به عنوان نماد استقلال و آزادی ایران اشاره میشود. مقاله، تحصن ستارخان در کنسولگری عثمانی را نشانهای از وطنپرستی و فداکاری او برای جلوگیری از بهانهجویی روسها میداند و از ایرانیان میخواهد که خدمات این قهرمان ملی را فراموش نکنند. در پایان، مقاله به دولت روسیه هشدار میدهد که اگر نیروهای خود را از آذربایجان خارج نکند و ژنرال خود را از اقدامات تحریکآمیز باز ندارد، با مشکلات داخلی و خارجی عظیمی مواجه خواهد شد و مسئولیت هرگونه آشوب و برهمخوردگی در کشور بر عهده روسیه خواهد بود.
مقصر بودن مشروطهخواهان و طرفداران دربار و دولت در ایجاد نزاع طرفین و انتخاب نمایندگان شایسته و آگاه در مجلس آینده
فرمان جدید محمدعلی شاه مایه امیدواری ملت است، اما این فرمان تنها حقوق اولیه ملت را بازگردانده است. باید بررسی شود که چگونه این حقوق از ملت سلب شد و چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار آن لازم است. بخشی از قصور متوجه ملت است که وکلای نالایق را انتخاب کردند که نه حقوق ملت و نه حقوق دولت را میشناختند و باعث سقوط کشور به وضعیت فعلی شدند. با وجود خدمات معدود وکلای با دانش، اکثریت نالایق بودند. اکنون که موکلین و داوطلبان وکالت به اهمیت جایگاه خود پی بردهاند، وظیفه انجمنهای ولایتی و ایالتی است که وکلای کاردان، وطنخواه و آگاه به حقوق ملی را انتخاب کنند. وظیفه وکلا نیز این است که با دقت مراقب امور باشند تا از تکرار بدبختیهای گذشته جلوگیری شود. وکالت در این دوره بسیار مهمتر از دوره اول است و باید شالوده را با انتخاب وکلای صحیح و با دانش در انجمنهای ایالتی و ولایتی محکم کرد. این انجمنها باید مراقب اقدامات دولتیان باشند و هرگونه تخلف را سد کنند. همچنین باید افراد لایق را برای وکالت به ملت معرفی کنند تا حقوق ملی حفظ شود.
عواقب ناگوار دعوت و حضور نیروهای روسیه در کشور
متن با توصیف ملت ایران به عنوان ملتی بیصاحب و بختبرگشته آغاز میشود و بیتفاوتی جهانیان نسبت به ظلم روا شده بر ایرانیان را با واکنشهای احتمالی به ستم بر اقلیتهای دیگر مقایسه میکند. در ادامه، به حادثه تبریز اشاره دارد که در آن یک سرباز روسی مورد حمله قرار گرفته و در پی آن، ژنرال روسی از مردم تبریز خسارت طلب میکند و دویست نفر از آزادیخواهان ایرانی به دست روسها کشته میشوند. نویسنده این وقایع را نتیجه دعوت از نیروهای بیگانه توسط دربار وطنفروش میداند و به مشروطهبازانی که شاه را پدر مهربان میخواندند، کنایه میزند، به ویژه سید محمدکاظم یزدی. در پایان، نویسنده یادآور میشود که از پنج ماه قبل، بارها به رؤسا در مورد توطئههای روسها در خراسان و بهانهجوییهای آنان برای سرکوب ملت ایران هشدار داده است، در حالی که مردم به دستور مراجع تقلید از درگیری با خارجیها اجتناب کردهاند، اما روسها بدون دلیل به آنها شلیک کرده و دویست نفر را به قتل رساندهاند.
تبانی و توافق پنهان و آشکار انگلستان و روسیه در امور ایران
این مقاله به نقد اظهارات سر ادوارد گری، وزیر خارجه انگلستان، میپردازد که در آن عدم مداخله در امور داخلی ایران را فراموش کرده و اقدامات مسلحانه روسیه در ایران را توجیه میکند. نویسنده بیان میکند که این اظهارات نشاندهنده تبانی و همکاری پنهان و آشکار دولتهای روسیه و انگلستان در امور ایران است و این همکاری وضعیت کشور و ملت را به وخامت کشانده است. در ادامه، نویسنده از سر ادوارد گری سؤال میکند که آیا این نوع مداخله با مفهوم عدم مداخله سازگار است و آیا در طول انقلاب سیاسی ایران، حقوق خارجیها یا جان و مال اتباع بیگانه به اندازهای به خطر افتاده که چنین تصرفاتی را توجیه کند. در پایان، هشدار داده میشود که اگر این دو دولت رویه خود را تغییر ندهند، ممکن است اوضاعی در ایران پیش آید که امنیت خارجیها نیز به خطر افتد و مسئولیت آن بر عهده مسلک ناپسند این دو دولت خواهد بود.
وظایف اصلی مجلس شورای ملی در دوره دوم
متن با اشاره به عدم پیشرفت دوره اول مشروطیت به دلیل عدم اجرای قوانین داخلی مجلس، به اهمیت نظم و انضباط در پارلمان میپردازد. سپس، وظایف اصلی مجلس دوم را در راستای جلوگیری از هرج و مرج دوره قبل، شامل تعیین جایگاه وکلا، برنامه روزانه مجلس، جایگاه تماشاگران و وقایعنگاران، و نحوه انتشار نطقها و لوایح، تشریح میکند. همچنین، بر لزوم حضور نمایندگان آیاتالله برای نظارت شرعی و عدم دخالت سایر علما در امور شرعی مجلس تأکید دارد. در ادامه، به ضرورت تشکیل مجلس سنا و پرهیز وکلا از افراط و تفریط اشاره کرده و با انتقاد از عملکرد برخی وکلای دوره اول که به دنبال منافع شخصی بودند، آنان را عامل به توپ بستن مجلس و بیاعتباری مشروطیت در نگاه خارجیها معرفی میکند. در پایان، به وظیفه مجلس در تعلیم و تربیت شاه جوان، شامل آموزشهای دینی، جغرافیای ایران، فنون سیاسی و دیپلماسی، و سفرهای داخلی و خارجی برای آشنایی با پیشرفتهای تمدن، میپردازد و بر لزوم دوری شاه از مشاوران بداندیش تأکید میکند.
ابعاد وسیع فتوای جهاد مراجع بر ضد اشغالگران روس
متن با اشاره به آیه قرآن، افراط ایرانیان در صلحخواهی و تسلط بیگانگان بر کشور را نقد میکند. سپس به ماهیت تجاوزکارانه روسیه و بیاعتمادی به وعدههای دیپلماتیک آن میپردازد و اقدامات وحشیانه روسها در تبریز و خراسان را دلیلی بر عدم امکان برقراری امنیت در حضور قوای خارجی میداند. در ادامه، ضعفهای داخلی و خارجی روسیه را برمیشمارد و بر اتحاد ملت ایران و مسلمانان جهان در برابر تجاوز تأکید میکند. متن به نقش قوای روحانیت در تهییج مسلمانان و احتمال جهاد دفاعی اشاره دارد و عواقب وخیم آن برای متجاوزین را گوشزد میکند. در پایان، با بیان اینکه ایرانیان و مسلمانان طالب جنگ نیستند اما سکوت را به معنای اضمحلال ابدی میدانند، اعلام میکند که در صورت ادامه تجاوز، چارهای جز دفاع از حقوق ملی باقی نخواهد ماند.
دعوت انقلابیون و مشروطهخواهان به رعایت نظم و آرامش
متن با تأکید بر اهمیت موقعشناسی در امور فردی و اجتماعی آغاز میشود و آن را به مهارت پزشکان و سیاستمداران تشبیه میکند. سپس به این نکته میپردازد که دوره هیجان ملی و قیامها که برای تحقق انقلاب مشروطه لازم بود، به پایان رسیده است. در ادامه، هرگونه اقدام به ناامنی و اغتشاش را در شرایط فعلی به منزله مسموم کردن وطن و فراهم آوردن بهانه برای دخالت بیگانگان میداند. متن هشدار میدهد که عدم اتحاد و حفظ امنیت، استقلال ایران را به خطر میاندازد و به تجزیه کشور منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به فتوای علمای نجف، تأکید میکند که هدف اصلی انقلاب محقق شده و هرگونه اقدام بعدی که منجر به اغتشاش شود، مفسدهانگیز و حرام است.
اقدامات اساسی علیه مشروطه خواهان
متن با انتقاد از اقدام انگلستان در اعزام قشون به شیراز آغاز میشود و آن را موجب جسارت روسیه و لکه دار شدن محبوبیت انگلستان در ایران میداند. سپس به مسئله استقراض مالی ایران میپردازد و سه شرط اساسی را برای آن مطرح میکند: برقراری امنیت پایدار، ساماندهی ادارات و وزارتخانهها، و تشکیل بانک ملی. تأکید میشود که بدون تحقق این سه شرط، نباید به استقراض دولتی روی آورد و در صورت لزوم، استقراض شخصی یا بینالمللی با حفظ استقلال ایران ارجح است. در ادامه، متن به خطر استقراض توأمان از روسیه و انگلستان اشاره کرده و آن را مسمومکننده استقلال ایران میداند. در پایان، به اهمیت احداث راهآهن برای ایران اشاره شده و توصیه میشود که ایرانیان در این زمینه کمتر سخن بگویند و بیشتر عمل کنند و قبل از هر اقدامی، موانع را شناسایی و برطرف سازند تا از یأس و دلسردی ملت جلوگیری شود.
نتایج ویرانگر دودستگی نمایندگان مجلس شورا و رعایت سیاست اعتدال
متن با اشاره به انتخاب وکلای مجلس و تشکیل قریبالوقوع آن آغاز میشود و بر اهمیت حفظ مشروطیت و استقلال کشور تأکید میکند. سپس به آسیبپذیری ملت ایران در برابر شیادان داخلی و خارجی به دلیل عدم آگاهی و اخلاق اشاره میکند و دودستگی وکلای مجلس اول را عامل اصلی خرابیها و قدرت گرفتن محمدعلی شاه میداند. در ادامه، با رد تقلید کورکورانه از پارلمانهای اروپایی، بر لزوم اتحاد و اعتدال در میان وکلا تأکید میکند و اختلاف و تشکیل احزاب مختلف را مضرترین عامل برای ایران میداند. در پایان، به ملت و قوه مجریه هشدار میدهد که دشمنان داخلی و خارجی همچنان در کمین هستند و تنها راه نجات کشور، اتحاد و پرهیز از تفرقه است.
لزوم توجه دولت به جنوب کشور و مجازات عوامل ستمگر ضدملی
متن با تأکید بر لزوم برخورد قاطع با مسببین اغتشاش و اختلال در کشور آغاز میشود و این افراد را دشمن ایران و ایرانیان معرفی میکند. در ادامه، به اهمیت توجه دولت مرکزی به امور بنادر جنوبی کشور و لزوم برقراری نظم و ترتیب در این مناطق اشاره دارد. نویسنده با انتقاد از عدم تحقق اصلاحات و حتی انتخاب وکیل برای دارالشوری در جنوب، به وجود افراد فرصتطلب و متقلب در جامعه اشاره میکند که به سرعت تغییر موضع میدهند. در پایان، با تهدید مفسدین به مجازات و افشای اعمالشان، تأکید میشود که دوران کنونی با گذشته متفاوت است و هر کس قصد اخلال داشته باشد، با عواقب سختی روبرو خواهد شد.
تسریع در تشکیل مجدد مجلس شورا و سامان بخشیدن به امور و ایستادگی قاطع مجلس و دولت در برابر زیادهخواهیهای روسیه و انگلستان
متن با اشاره به اغتشاشات و ناامنیهای داخلی، ریشه این مشکلات را در عدم اتحاد و ضعف وزارتخانهها میداند. سپس به نقش همسایگان خارجی و مستبدین داخلی در دامن زدن به این ناآرامیها اشاره میکند. در ادامه، بر لزوم افتتاح سریع مجلس ملی و اتحاد وکلا و کابینه برای رفع انقلابات تأکید میشود. نویسنده همچنین به توطئههای خارجی و داخلی برای تضعیف حکومت جدید و سوءاستفاده از وضعیت موجود اشاره کرده و خطر بازگشت استبداد را گوشزد میکند. در پایان، با تأکید بر اهمیت اتحاد رجال دولت و ملت و انتخاب افراد شایسته برای مسئولیتها، از عواقب وخیم عدم رفع سریع اغتشاشات و لزوم عبرتگیری از تاریخ سخن میگوید.
لزوم راهبرد سیاسی برای حفظ استقلال کشور
سند با تأکید بر اهمیت اتخاذ یک مسلک سیاسی مستقیم و صحیح برای حفظ استقلال کشور آغاز میشود و بیمسلکی را عامل اصلی ضعف و اضمحلال ایران در گذشته، بهویژه در دوران وزرای استبدادی و پادشاهان عیاش، معرفی میکند. در ادامه، به بیتوجهی وکلای مجلس سابق به مسئله تعیین مسلک و پاسخهای کلیشهای وزرا اشاره شده و با ذکر مثالهایی از پطر کبیر، بیسمارک و سیاست تجارت آزاد انگلیس، لزوم داشتن یک راهبرد مشخص برای پیشرفت و حفظ منافع ملی تبیین میشود. سپس، سند به کابینه کنونی توصیه میکند که اگرچه قادر به تعیین مسلک بلندمدت نیست، اما باید یک مسلک موقتی برای جزئیات امور اتخاذ کند و از اعتماد به حمایتهای دروغین سفرای خارجی پرهیز نماید. در پایان، سند پیشنهاد میکند که سیاست ایران باید به سمت اتحاد با یکی از دول همجوار (روس و انگلیس یا عثمانی و آلمان) متمایل شود و این امر را وظیفه کابینه میداند. همچنین، به نقش اغتشاشات داخلی در جلوگیری از تعیین مسلک و تلاش قدرتهای خارجی برای تحمیل وام به ایران اشاره شده و ورود ناصرالملک به عرصه سیاست را مایه امیدواری برای تعیین مسلک صحیح میداند. سند با تأکید بر لزوم رفع اغتشاشات داخلی برای تعیین مسلک و اهمیت دقت کابینه در این برهه حساس، به پایان میرسد.
اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و سوقالجیشی خلیج فارس
این مقاله با تأکید بر اهمیت استراتژیک، اقتصادی و سیاسی خلیج فارس آغاز میشود و به سابقه بیتوجهی دولت ایران به این منطقه اشاره میکند. در ادامه، وضعیت جغرافیایی، جمعیتی و تجاری سواحل خلیج فارس را تشریح کرده و به رقابتهای تجاری قدرتهای جهانی در این منطقه میپردازد. سپس، مزیتهای خلیج فارس برای توسعه صنعتی و لزوم ایجاد کارخانجات در آنجا را بیان میکند. در بخش بعدی، به اهمیت سیاسی خلیج فارس از دیدگاه سیاستمداران خارجی اشاره کرده و وضعیت بحرانی فعلی سواحل ایران را ناشی از بیتوجهی و جهالت اهالی و سوءمدیریت حکام محلی میداند. در پایان، راهکارهایی از جمله تشکیل ایالت بحری با مرکزیت بندرعباس، ایجاد اداره بحریه، اصلاح نظام مالیاتی و توسعه مدارس و معارف در منطقه را برای بهبود وضعیت سواحل خلیج فارس پیشنهاد میکند و بر ضرورت اقدامات فوری دولت جدید تأکید میورزد.
اتحاد ملی برای بیرون راندن متجاوزان انگلیس و روس از کشور
مقاله با اشاره به افزایش نفوذ مأموران روس و انگلیس در ایران و دخالت مستقیم آنها در امور داخلی کشور آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به مقایسه وضعیت کنونی با دوره استبداد میپردازد و بیان میکند که چگونه این دخالتها استقلال ایران را تهدید میکند. سپس با بررسی تاریخ تصرفات روس در قفقاز و انگلیس در هند، نشان میدهد که اقدامات فعلی آنها در ایران مشابه و حتی شدیدتر از گذشته است. مقاله به این نکته اشاره میکند که سیاستهای ظاهراً متضاد روس و انگلیس در ایران (حمایت یکی از استبداد و دیگری از مشروطیت) در واقع یک «جنگ زرگری» و در راستای منافع مشترک آنها برای تضعیف ایران است. در بخش بعدی، نویسنده به بیتفاوتی و غفلت ایرانیان در برابر این نفوذ اشاره کرده و آن را با هوشیاری حاکمان افغانستان در جلوگیری از نفوذ بیگانگان مقایسه میکند. در پایان، مقاله بر لزوم اتحاد ملی، بیداری حس وطنخواهی و دیانتمداری در میان مردم، علما و وعاظ تأکید میکند و هرگونه اقدام مخل امنیت و استقلال کشور را واجبالقتل میداند. همچنین، از روحانیون و مسئولین میخواهد که با تشکیل یک قوه قاهره نظامی، امنیت و استقلال کشور را تضمین کنند.
موقعیت سیاسی و تجاری ایران با دولتهای قدرتمند اروپایی
این مقاله به بررسی مناسبات اقتصادی و سیاسی ایران با دولتهای اروپایی، به ویژه روسیه و انگلیس، میپردازد. در ابتدا، وضعیت تجارت ایران با این کشورها را تشریح میکند و نشان میدهد که تجارت با انگلیس زیانبار و با روسیه تقریباً برابر است. سپس، به مناسبات سیاسی ایران با عثمانی، انگلیس و روسیه اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه رقابت صدساله روسیه و انگلیس به تضعیف ایران منجر شده است. در ادامه، علت اتحاد روسیه و انگلیس را جلوگیری از نفوذ آلمان در ایران میداند و تأکید میکند که این اتحاد به معنای پایان رقابت آنها در ایران نیست، بلکه شکل آن تغییر کرده است. مقاله با ذکر شواهدی از ادامه رقابت پنهان این دو قدرت در امور داخلی ایران، به ویژه در جریان مشروطه و پس از آن، به این نتیجه میرسد که ایران همچنان میدان رقابت آنهاست. در پایان، راهکار خروج ایران از این وضعیت را در دو نکته اصلی میداند: تعلیم ملی برای تقویت حس وطنپرستی و ایجاد یک نیروی دفاعی قوی، و همچنین ایجاد رقابت بینالمللی برای این دو قدرت در ایران توسط دانایان ملت.
لزوم آموزش نظامی همگانی و ایجاد ارتش جدید مرکب از ایلات و عشایر و طوایف و ارجاع خدمات دولتی به افراد ذیصلاح
متن با استناد به آیه «أُفَوِّضُ اَمری إِلَی الله» آغاز میشود و به تحلیل وضعیت سیاسی ایران در مواجهه با احتمالات وخیم داخلی و خارجی میپردازد. نویسنده معتقد است که دولت ایران برای مقابله با این تهدیدات، نیازمند یک نیروی قوی و منسجم است که دستیابی به آن در شرایط فعلی مالی و سیاسی، زمانبر خواهد بود. دو تهدید اصلی شامل ملوکالطوایفی بر اساس تقسیمات جغرافیایی معاهده دولتین و احتمال تغییر سلطنت از خاندانی به خاندان دیگر، به دلیل نفوذ روزافزون یک طایفه در امور لشکری و کشوری، مطرح میشود. نویسنده تأکید میکند که این احتمالات، استقلال ایران را نابود خواهد کرد و رؤسای کنونی کشور فاقد حس وطنخواهی کافی برای چشمپوشی از منافع شخصی و مقابله با سازشهای سیاسی خارجی هستند. در ادامه، راهکارهایی برای دفع این احتمالات ارائه میشود: برای دفع احتمال اول، اجرای قوانین مشق اجباری و اصلاح افراد ملت، تشکیل قشون امروزی از ایلات و عشایر با رعایت توازن قوا و نظارت بر ارتباطات رؤسا با اجانب پیشنهاد میشود. برای دفع احتمال دوم، جلوگیری از نفوذ بیش از حد یک طایفه در امور لشکری و کشوری و واگذاری خدمات دولتی بر اساس علم، لیاقت و قابلیت، نه بر اساس طایفهگرایی، توصیه میشود. این امر مستلزم جذب مستشاران عالم و بیغرض و حفظ موازنه رقابتی بین طوایف است تا از خیالات دور و دراز جلوگیری شود.
اهداف سیاست نظامی روسیه در ایران
مقاله با مقایسه سیاست روسیه در منچوری و ایران آغاز میشود و به تشریح سابقه دروغگویی و خلف وعده روسها در پیشبرد مقاصد سیاسی میپردازد. سپس به نقش روسیه در تحریک محمدعلی شاه علیه مجلس، ایجاد ناآرامیها، خسارات جانی و مالی، و محاصره تبریز اشاره میکند. در ادامه، نویسنده با رد تصور دوستی روسیه با ایران، به حضور نظامی این کشور در شمال ایران و عدم خروج خودخواسته آن اشاره میکند. مقاله به سیاست تدریجی قدرتهای بزرگ برای به بردگی کشیدن ملتها میپردازد و ایرانیان را به خروج خودجوش نیروهای خارجی از کشور فرامیخواند. در بخش بعدی، نویسنده به سیاستهای انگلستان در جنوب ایران و عدم امکان اتکا به حمایت این کشور برای اخراج روسها اشاره میکند و این حمایتها را «جنگ زرگری» میناماند. در پایان، مقاله دو عامل اصلی خواری ایرانیان را اطمینان بیجا به دوستان و ترس از دشمنان معرفی میکند و با اشاره به دیدگاه تحقیرآمیز روسها نسبت به ایرانیان و علمایشان، از مردم میخواهد که با غیرت و فعالیت، استقلال و شرف خود را حفظ کنند و از تجربه چین در تحریم کالاهای خارجی برای مقابله با متجاوزین الگو بگیرند.
ناتوانی دولت و مجلس در ایجاد آرامش در کشور
متن با اشاره به پیشرفت تدریجی همسایگان ایران (روس و انگلیس) در امور سیاسی و نظامی کشور آغاز میشود و به عنوان نمونه به حضور قشون روس در قزوین و قشون انگلیس در شیراز اشاره میکند. سپس به ماجرای اخراج سردار ملی و سالار ملی از آذربایجان به درخواست روسها میپردازد و این اقدام را نشانهای از ضعف دولت و مجلس در برابر فشارهای خارجی میداند. در ادامه، نویسنده به نقشه تقسیم ایران توسط روس و انگلیس اشاره کرده و رقابت این دو دولت با آلمان را بهانهای برای پیشروی بیشتر در ایران تلقی میکند. بخش بعدی به ناتوانی دولت جدید در برقراری امنیت در کشور، به ویژه در مناطق جنوبی، میپردازد و این وضعیت را بدتر از دوره استبداد صغیر میداند. نویسنده از وزرا و وکلای مجلس به دلیل عدم توجه به وضعیت بحرانی جنوب و بیحاکم ماندن برخی مناطق مهم مانند بلوچستان و فارس انتقاد میکند و خواستار اقدام فوری برای برقراری امنیت و مقابله با نهاجمات خارجی میشود. در پایان، متن با تأکید بر مسئولیت وزرا و وکلا در حفظ استقلال و امنیت کشور، از آنها میخواهد که از سکوت و تجاهل در برابر اقدامات محمدعلی شاه درس بگیرند و به جای بحثهای بیحاصل، امنیت مملکت را از وزرا بخواهند.
رد دخالتهای روسیه و انگلستان و عدم استقراض خارجی از آن دو کشور و عدم اتکا به قدرتهای خارجی
متن با اشاره به تلگرافی از پترسبرگ آغاز میشود که از بقای سردار و سپهدار در حکومت خبر میدهد. سپس به تلاش فرقه احرار برای دادن امتیازات به بیگانگان و ورود دولت ثالث به ایران اشاره میکند. نویسنده بیان میکند که سردار و سپهدار با مقاصد روس و انگلیس همراه هستند و این دو دولت نیز در عزل و نصب وزرا دخالت میکنند. این دخالتها به استقلال ایران ضربه میزند و حتی در پارلمان انگلیس نیز مورد پرسش قرار میگیرد. نویسنده به یادداشتی اشاره میکند که دولتین روس و انگلیس به وزرا پیشنهاد دادهاند و هدف آن را پایبند کردن ایران به معاهدات خود و استقراض مجدد میداند. در ادامه، نویسنده از ملت و وکلای شورای ملی میخواهد که از استقراض مجدد با روس و انگلیس خودداری کرده و دخالت این دو دولت در امور داخلی را رد کنند. همچنین، به این نکته اشاره میشود که حمایت روس و انگلیس از سردار و سپهدار، به محبوبیت آنها در میان مردم آسیب میزند. نویسنده تأکید میکند که مقام سردار و سپهدار بالاتر از وزارت است و نباید به زور بیگانگان در این سمت باقی بمانند. در بخش دیگری، به بیاثر بودن حمایت خارجی در مقابل نفرت داخلی اشاره شده و از سردار و سپهدار خواسته میشود که از این بدنامی تاریخی دوری کنند. نویسنده بیان میکند که ایران طرف معاهده روس و انگلیس نیست و این معاهده از نظر قانونی برای ایران الزامآور نیست. همچنین، به تلاشهای دولتین برای پایبند کردن ایران به این معاهده از طریق استقراض اشاره میکند. در پایان، نویسنده از ایرانیان میخواهد که با هوشیاری در برابر تهدیدات سیاسی و فشارهای بیگانگان مقاومت کنند و به یاد داشته باشند که روس و انگلیس به اتحاد و دوستی ایرانیان محتاجترند.
تلاش در جهت حفظ استقلال کشور و عدم اتکا به قدرتهای خارجی
متن با تأکید بر لزوم روابط دوستانه ایران با همه کشورها، به ویژه همسایگان، آغاز میشود. سپس به تاریخچه تضعیف ایران توسط همسایگان (روس و انگلیس) در یکصد سال اخیر و از دست رفتن بخشهایی از خاک ایران اشاره میکند. در ادامه، به بیداری ایرانیان و تمایل آنها به قدرتهای ثالث (آلمان و عثمانی) برای رهایی از فشار روس و انگلیس میپردازد. متن پیشنهاد میکند که روس و انگلیس برای جلب اعتماد ایرانیان باید نیروهای خود را از ایران خارج کرده و از دخالت در امور داخلی و فشار بر ایران دست بردارند و در عوض، در تأمین مالی و توسعه ایران همکاری کنند. در پایان، به اهمیت فداکاری ایرانیان برای استقلال و پیامدهای احتمالی مقاومت آنها برای همسایگان اشاره کرده و تأکید میکند که اتحاد آلمان و عثمانی در ایران قویتر از اتحاد روس و انگلیس خواهد بود.
استفاده از مستشاران دولتهای بیطرف اروپایی برای برنامهریزی و انتظام امور اداری کشور
این مقاله با تأکید بر ضرورت استخدام مستشاران خارجی برای پیشرفت مشروطیت و حفظ استقلال ایران آغاز میشود. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای وقت در اداره امور مملکت بدون کمک متخصصان خارجی اشاره شده و بیان میشود که عدم پیشرفت و حتی عقبگرد کشور در یک سال اخیر، گواه این مدعاست. مقاله به این نکته میپردازد که بدون مستشاران خارجی، روابط وزارتخانهها نامعلوم و ادارات دچار هرج و مرج خواهند بود و این وضعیت به تضعیف استقلال و افزایش دخالت بیگانگان منجر میشود. در پایان، مقاله از مجلس و ملت میخواهد که وزرا را به استخدام مستشاران عالم و بیطرف مجبور کنند تا از پشیمانیهای آتی جلوگیری شود و ایران از وضعیت هرج و مرج و ضعف کنونی رهایی یابد.
تلاش دشمنان در سلب نفوذ معنوی مراجع مشروطهخواه و لزوم احترام و حفظ شئون آنها
این نامه با ستایش از خدمات آخوند خراسانی در برقراری مشروطیت آغاز میشود و نقش بیبدیل ایشان را در این مسیر یادآور میشود. در ادامه، بر لزوم حفظ احترام و شئونات مقام روحانیت به عنوان اصلی دینی و ضامن شرف، سعادت و ترقی ایرانیان تأکید میکند. سپس، با اشاره به بازگشت مشروطیت پس از استبداد صغیر به واسطه احکام مراجع، نفوذ روحانیت را تنها راه نجات ایران از چنگال اجنبیان معرفی میکند. در پایان، به دسیسههای دشمنان اسلام و ایران برای تضعیف نفوذ مراجع مشروطهخواه اشاره کرده و با استناد به آیه قرآن، بر اتمام نور الهی تأکید میکند.
عدم اعتماد و اتکا به اظهار دوستی و همراهی انگلستان و روسیه با دولت ایران و لزوم حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی
متن با اشاره به تجربیات گذشته و وضعیت کنونی ایران، به نقد سیاستهای دولتهای خارجی، به ویژه انگلستان و روسیه، میپردازد. در ابتدا، به عدم صداقت و قابل اعتماد نبودن سیاستهای این کشورها اشاره میکند و بیان میدارد که اعتماد به آنها، ایران را دچار خطرات بزرگی کرده است. سپس، به وعدههای دروغین روسها برای خروج از ایران و عدم وفای به عهد آنها میپردازد و نقش انگلستان در تأیید این وعدهها را نیز زیر سؤال میبرد. در ادامه، بر لزوم حفظ استقلال ایران از طریق مقاومت داخلی تأکید میکند و مفهوم «نزاکت سیاسی» را در برابر قدرتهای بزرگ، به معنای تسلیم شدن در برابر تجاوزات آنها تفسیر میکند. همچنین، ادعاهای نوعپرستی و تمدنخواهی اروپاییان را بیاساس دانسته و آن را صرفاً لفاظی برای فریب ملتهای شرقی میداند. در بخش پایانی، هشت راهکار عملی برای مقابله با تجاوزات خارجی ارائه میدهد که شامل اتحاد ملی، تحریم کالاهای روسی، حفظ حقوق ملی توسط دولت، اعتراضات سیاسی و ملی، اقدامات دیپلماتیک، اتحاد روحانیون با مسلمانان جهان، همکاری با انقلابیون روس و در نهایت، صدور حکم دفاع از سوی روحانیون و مقاومت مسلحانه مردمی است. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که ایران خواهان جنگ نیست، بلکه تنها به دنبال حفظ استقلال، آزادی و حقوق خود است و برای رسیدن به این اهداف، از هیچ فداکاری دریغ نخواهد کرد.
تحریم معاملات بازرگانی ایران با روسیه به منظور اجرای نیروهای نظامی آن دولت به خروج از کشور
متن با عذرخواهی از شیخ عبدالله مازندرانی به دلیل انتشار یک مراسله شخصی آغاز میشود و دلایل این اقدام را اهمیت موقعیت، لزوم تبیین برخی مسائل، رفع شبهات عمومی و آگاهسازی مسئولین بیان میکند. در ادامه، به دشواری ظاهری تحریم کالاهای روسی اشاره میکند اما با ذکر نمونههایی از ملتهای دیگر (چین، هند، عثمانی) که با همین روش به اهداف خود رسیدهاند، آن را سهل و مؤثر میداند. منافع اقتصادی و سیاسی تحریم کالاهای روسی، از جمله بیداری حس ملی، ایجاد اشتغال و کاهش قدرت سیاسی روسیه در ایران، تشریح میشود. همچنین، به این نکته اشاره میکند که روسیه به محصولات ایران نیاز دارد، در حالی که ایران میتواند جایگزینهای داخلی و خارجی برای کالاهای روسی بیابد. در بخش دیگری، به نقش روسیه در ایجاد تفرقه و آشوب در ایران، از جمله اختلافات میان گروههای مختلف و صدور تلگرافهای بحثبرانگیز از سوی علمای نجف، میپردازد. نویسنده تأکید میکند که این اقدامات روسیه با هدف تضعیف روحانیت و تصرف ایران صورت میگیرد و از علمای نجف میخواهد که در صدور احکام دقت بیشتری به خرج دهند تا مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد. در پایان، بر لزوم حفظ نفوذ روحانیت به عنوان تنها سد در برابر تجاوزات خارجی تأکید میکند و از ملت ایران و دولت عثمانی میخواهد که به شایعات دشمنان توجه نکنند و از روحانیت حمایت کنند.
تأیید نظر آخوند خراسانی مبنی بر تهدید تحریم کالاهای روسی و در پیش گرفتن سیاست مجاهده اقتصادی
متن با اشاره به پاسخ متین و پرمغز آخوند خراسانی به دیپلمات روس آغاز میشود و این پرسش را مطرح میکند که آیا دیپلمات روس از اشتباهات خود دست خواهد کشید یا خیر. در ادامه، به دیپلمات روس هشدار داده میشود که از جسارتهای خود در برابر مقام ریاست روحانی اسلام سودی نخواهد برد، زیرا این مقام نه تنها دارای جنبه اسلامی مافوق سیاسیات است، بلکه از اوضاع سیاسی جهان نیز آگاه است. تأکید میشود که تهدیدات دیپلمات روس به جای سود، زیان به بار خواهد آورد و او از مقاصد روسیه در ایران و تاریخ اضمحلال ملل اسلامی آگاه است. همچنین، به این نکته اشاره میشود که مقام ریاست روحانی اسلام مقتضیات مجاهده اقتصادی و مدافعه حقوقی ایران را به خوبی درک کرده و میدانند که بازار کالاهای روسی در ایران به دلیل گرانی و نامرغوبی، تنها به ایران محدود شده و تحریم آن میتواند تجارت روسیه را مختل کند. در بخش دیگری، بیان میشود که مقام روحانی نمیتوانند مضرات مالی را دلیل سکوت خود در برابر اضمحلال مملکت اسلامی قرار دهند و قول دیپلمات روس مبنی بر عدم توانایی شیعیان ایران در مقاومت را رد میکنند و تصریح میشود که حکم جهاد در صورت لزوم، اختصاص به ایران نخواهد داشت و در میان همه مسلمانان عمومیت خواهد یافت. در پایان، متن با خطاب به ایرانیان غیور، آنها را به قیام به وظیفه ملی و دینی خود در حمایت از حکم مجاهده اقتصادی و عدم سستی در اجرای آن فرا میخواند و هشدار میدهد که کوتاهی در این امر، به بیحیثیتی و از دست دادن دین و دنیا منجر خواهد شد.