کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
این مقاله با تأکید بر ضرورت استخدام مستشاران خارجی برای پیشرفت مشروطیت و حفظ استقلال ایران آغاز میشود. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای وقت در اداره امور مملکت بدون کمک متخصصان خارجی اشاره شده و بیان میشود که عدم پیشرفت و حتی عقبگرد کشور در یک سال اخیر، گواه این مدعاست. مقاله به این نکته میپردازد که بدون مستشاران خارجی، روابط وزارتخانهها نامعلوم و ادارات دچار هرج و مرج خواهند بود و این وضعیت به تضعیف استقلال و افزایش دخالت بیگانگان منجر میشود. در پایان، مقاله از مجلس و ملت میخواهد که وزرا را به استخدام مستشاران عالم و بیطرف مجبور کنند تا از پشیمانیهای آتی جلوگیری شود و ایران از وضعیت هرج و مرج و ضعف کنونی رهایی یابد.
متن کامل گزارش
باز هم میگوییم ایران مستشار خارجه ضرورت دارد
دو سال در دوره مشروطیت اولیه و یک سال در این دوره بارها نوشتیم که پیشرفت امور مشروطیت بلکه بقای استقلال ایران منوط به استخدام مستشارهای خارجی است.
در دوره اول به سر سخت وزرا این کلام داخل نمیشد، عقول خودشان را در انتظام مملکت کافی تصور مینمودند. طولی نکشید که این غلط فهمی یا آغلوطه [۱] کاری را خودشان بلکه جمیع دنیا دانستند که فقط پارک و درشکه و کثرت املاک و ثروت و ازدیاد خَدَم و حَشَم [۲]، کافی از ترتیبات علمی و انتظامات یک مملکت نتواند بود. به ابرام ما و سایر ارباب قلم و پیشامدهای خرابی مملکت و درازی مهلت برای انام امور، رفته رفته درجه توحش وزرا را از این سخن کم کرد تا بحمد الله در این دوره، وزرای ما در پروگرام [۳] خودشان که به مجلس مقدس تقدیم نمودند، مسئله استخدام مستشارهای خارجه را هم ضمیمه نمود[ند]، ما را بس امیدوار ساختند، ولی بدبختانه اینک ۱۳ ماه میگذرد که کابینه موجوده به روی کار است و با این که عقیده خودشان هم در لزوم استخدام مستشارهای خارجی بوده، تاکنون اقدامی برای انجام این امر مهم - که اساس جمیع ترقیات، بلکه استقلال ایران شناخته میشود - نفرمودهاند. به چه علت و چرا تسامح [۴] در این امر شده از موضوع بحث ما خارج است. عدم پیشرفت کارها بلکه همه روزه تا اندازهای عقب رفتن، البته بیش از پیش به وزاری محترم ما ثابت نمود که آن ذوات محترمه از عهده اصلاحات یک مملکت به اصول علمی و فنی بدون مستشارهای خارجی برنمیآیند.
ما بدون رودرواستی - چنانچه بارها گفته، باز هم میگوییم که - اصلاحات مملکتی و انتظامات علمی ایران فوق عقل و تصور وزرای ماست. بدون معلم یعنی مستشارهای خارجی، محال است ایرانیان بتوانند عَراده [۵] مشروطیت سلطنت خودرا بگردانند. بلی، اگر مستشارهای خارجی داشتیم، اقلاً روابط وزارتخانههای ما با یکدیگر معلوم میگردید. اگر مستشارهای خارجی داشتیم، رؤسای ادارات ما برعلیه یکدیگر در هر حکومت و ایالت، آن افتضاحات را بار نمیآوردند. ادارات یک مملکت مانند چرخهای یک ساعت، تمام به هم پیوسته و مربوط است و ممکن نیست بدون استاد، یعنی ارباب فن، بتوانیم چرخهای وزارتخانهها و ادارات خود را به بکدیگر پیوند دهیم و مانند سایر ملل مترقی، بدون عایق و مانعی به کار اندازیم.
خرابکاریهای این یک ساله اخیر که کمکم همان شکل دوره محمدعلی را پیدا کرده، بر ما ثابت و مبرهن ساخته که بدون معلمین، یعنی مستشارهای خارجی، نمیتوانیم این کشتی طوفان خورده خود را از گرداب بلا نجات دهیم.
درست اگر دقت نماییم، در این یک ساله مشروطیت به واسطه نداشتن علم به اندازهای عقب رفتهایم که نزدیک است رشته استقلال ما از هم گسیخته، خود را دچار [۱] اسارت و عبودیت ابدی اجانب سازیم. اگر ما مستشار عالِم در وزارتخانههای خود داشتیم، نه آن همه اختلافات استقلالشکنانه بین وزرا پیش میآمد و نه اینقدرها بدنام در سازش به خارجه میشدند. هرگاه مستشارهای خارجی داشتیم، همسایگان ما نمیتوانستند از بیعلمی ما تا این اندازه فایده گرفته، بر اجحافات [۲] و بیقانونیها [ی] خود لباس قانونی بپوشانند.
ما میپرسیم که در این یک ساله، کدامیک از وزارتخانههای ما شکل اداری گرفته؟ آیا وزرای ما طالب نبودند که به وزارتخانههای خود شکل اداری بدهند؟ هرگز، هرگز. شک نیست که وزاری ما خیرخواه وطن و ترقیجوی استقلال سلطنتاند، ولی علم اداره (که در میوهجات ایران یافت نمیشود) نداشته، از این رو تاکنون تمام کارها به طریق شُربالیهودی [۳] گذشته و روز به روز بر پریشانی مملکت افزوده، از استقلال سلطنت میکاهد.
ما با یک صدای رسا، با یک اطلاع موثق کافی، جمیع طبقات ابنای وطن محبوب خود را از روحانیین و اعیان و تجار و کسبه آگاهی میدهیم که تا وقتی که مستشارهای خارجی برای وزارتخانههای خود جلب ننمایند، همه روزه بر پریشانی مملکت افزوده و از استقلال سلطنتشان کاسته خواهد شد. عجب این است که وکلای مجلس مقدس ملی تاکنون چگونه در این موضوع اَهَم [۴]، از وزرا بازخواست ننموده و سخت نگرفته تا اقلاً به وزارتخانههای خودشان شکل اداری داده باشند؟
درست است که وزرا، مسئول صحت عمل خود میباشند و مجلس نباید در جزئیات عملیات آنان دخالت نماید، ولی باید دانست که مسئله مستشار برای پیشرفت مقاصد مشروطیت و تشکیل اداری، اساس صحت عمل شناخته شده و این مسئله را جزیی نمیتوان گفت.
ثانیا، کابینه موجوده در پروگرامی که خود به مجلس پیشنهاد نمودند، جلب مستشارهای خارجه را نیز متضمن بود. هیچ جهت ندارد که در انجام این اقدام حیاتبخش تا این درجه وزرا تَعلل [۱] نمایند و مجلس مقدس ساکت و صامت [۲] مانَد.
سوم، پریشانی مملکت و خرابیهای ادارت دولت ثابت نمود که وزرای محترم ما به شخصه از عهده اداره نمودن وزارتخانههای خود برنمیآیند، و تا وقتی که مستشارهای خارجی جلب نشود، ایران دارای وزارتخانه نخواهد بود، و تا زمانی که وزارتخانه نداشته باشیم، ادارات صحیح باانتظام نخواهیم داشت، و مملکتی که دارای ادارات صحیحه نباشد ملزوم به هرج و مرج خواهد بود. چنانچه هرج و مرج کنونی ایران، هیئت وزرا را در عالمیان چرکین نموده است و ما این دوام ضعف دولت و تصرفات اجانب را از عدم تشکیل وزارتخانههای صحیح میدانیم و اگر رفع هرج و مرج از ایران نشود، وداع استقلال ایران قطعی [۴] است.
هرگاه ما مستشارهای خارجی داشتیم، یعنی وزارتخانه میداشتیم، روسیان نمیتوانستند بگویند که اطمینان به امنیت ایران نمیتوان کرد. هرگاه ما مستشارهای خارجی را جلب نموده بودیم، یعنی وزارتخانههای خود را مرتب میکردیم، با این زرخیزی مملکت و قلّت مصارف دولت و ازدیاد دخل و کمی قرض، برای چهارصد هزار لیرا [۳] تا این درجه افتضاح بار نمیآوردیم و بیاعتباری خود را بر عالمیان مسجل نمیداشتیم.
یکی از جراید انگلستان در آن ایام نوشت: "آخر اسم مشروطیت که قلب ماهیت نمیکند و علم و تجربه فوری نمیآموزاند. بیشتر این رجالی که امروزه به روی کار هستند، همان اشخاصی هستند که دست یغما به قروض اولیه دولت دراز کرده بودند. آخر به چه اعتماد و به چه اعتبار [و] به کدام اداره و وزارتخانه میتوان پول دست این قبیل رجال داد؟" بلی، هرگاه ما مستشارهای خارجی داشتیم اولاً، همسایگان ملت را بیوقوف [۵] و مملکت را بیصاحب فرض نکرده، تا این پایه بر ما نمیتاختند؛ و بر فرض هم اگر دست تجاوز خود را کوتاه نمیکردند، همان مستشارهای خارجی برای جواب دادن آنها کافی بودند.
هنوز عقیده غالب از اروپاییان در حق ایرانیان این است: مشروطه ایران بازی و یک گونه نیرنگ است، ور نه در مدت یک سال که این هیئت وزرا به روی کارند، چرا نباید قدمی به طرف اصلاحات برداشته باشند؟ بر فرض که وزرای ایران دارای نیات خالصه باشند، آیا نیت خالص، کافی از علم و تجربه هم تواند بود؟ آیا در این یک سال، اقدامی که دلالت به اصلاح امور نماید کردهاند؟ آیا یک قدم از تجاوزات خارجه جلوگیری شده است؟ آیا اعتباری به مالیه مملکت دادهاند؟ آیا ترتیبی برای اصلاح قشونی به روی کار آوردهاند؟
عجبا! پیمودن راه ترکستان ما را به کعبه امید تواند رسانید؟ هر ملت که قدم به جاده ترقی نهاده و هر دولت که تغییر در وضع اساسی خود داده، اول قدمی که به جانب اصلاحات برداشته همانا جلب مستشارهای عالِم و ارباب فن بوده. این است تاریخ ژاپون. این است پیشامد عثمانی. وزراءِ ایران را در این یک سال اخیر چه چیز مانع بوده است که مستشارهای عالِم را برای وزارتخانههای خود جلب ننمودهاند؟ آیا عذر این که مالیه دولت اجازه به جلب مستشارهای عالِم نمیدهد مسموع است؟ خیر، به دو جهت: اولاً، این که ما میبینیم آن اندازه که امروزه در وزارتخانههای ایران مصارف بیجا میشود، مطابق است با چندین برابر مواجب مستشارهای خارجی. ثانیاً، هرگاه مستشارهای خارجی طلب کرده بودیم طبعاً آن همه مصارف فضول [۱] وزارتخانهها ترک میگردید و گویا علاوه [بر] مواجب آنها یک مبلغ بزرگی هم صرفه دولت میشد. واضحتر بگوییم همسایگان تا وقتی که ادارات و وزارتخانههای ما را منظم نبینند، نه ترک تجاوز خواهند گفت نه اعتماد به ما خواهند کرد، و نه بهانهجوییشان کم خواهد گردید، و ادارات و وزارتخانههای ما هم محال است بدون مستشارهای خارجی مرتب و منظم گردد. گویا معاونین و اعضای وزارتخانههای ما به خودی خود مشکل است به جلب مستشارهای خارجی تن در دهند، چرا؟ به جهات عدیده که ذکرش در اینجا مناسب نیست.
قدری بیپردهتر بگوییم
اوضاع سیاسی دنیا به آواز بلند فریاد میزند که اگر ایرانیان بالاختیار از دول بیطرف برای اصلاح امور و تشکیل ادارات و وزارتخانههای خود جلب مستشار ننمایند، عَمّاًقریب [۲] چنان گربه در ایران به رقص آید که بالاجبار از دو همسایه جلب مستشار، بلکه حاکم و فرمانفرما و آقا بنمایند، وایران را به صورت مصر بلکه بدتر از آن درآورند. کجا رواست که ملت ساکت نشسته و وکلای مجلس مقدس آرام گرفته، این مهلت غنیمت و این اختیار ذیقیمت را از دست بدهند؟
امروز موقع آن گذشته است که امیدوار به اعضای وزارتخانهها باشیم که بالاختیار جلب مستشار خارجی بنمایند، یا به شخصه از عهده انتظامات علمی مملکت برآیند.
گویا آن ذوات [۳] چنان تصور میفرمایند که جلب مستشار خارجی، همانا ترک اختیارات مطلقه آنها در وزارتخانههای خودشان است و ما نمیتوانیم تسلیم نماییم که وزرا به واسطه فشار همسایگان تاکنون بدین امر اقدام ننمودهاند؛ چه، فشار همسایگان هیچ ربطی به مسئله جلب مستشارهای خارجی نداشته و ندارد.
یک از دانایان باسیاست چنین مینویسد: آسایش ایران و نجات آنان از چنگال همسایگان، منوط به جلب مستشارهای خارجی است از دول بیطرف، تا همان مستشارها بر حسب وظایف خود از روی قوانین بینالمللی، اِجحافات و زیادتیهای همسایگان را جلوگیری نمایند.
ایرانیان موجوده نه تنها علم و لیاقت آن را ندارند که حقوق قانونی خود را بفهمند و جلوگیری از مداخلتهای همسایگان نمایند، بلکه آن جنبه جرئت و جلادت ادنی [۱] اروپایی حتی در وزارءِ آنها یافت نمیشود که از برکت آن جرئت، جلوگیری از زیادتیهای همسایگان بنمایند. گویا همسایگان در پیشرفت مقاصد خود امروز در ایران هیچ مانع نمیبینند، هیچ ثبوتی برای این مدعا بهتر از برخی جلوگیریهای مسیو نوز بلجیکی از همسایگان نیست، با این که نوکر یکی از وزرا و رئیس یک اداره بیش نبود، از روی علم و جسارت، وظیفه خود را انجام میداد و جلو همسایگان را قانوناً میگرفت و حال آن که جز قانوندانی و جرئت طبیعی، قوتی دیگر در مسیو نوز نبوده. حالا هم باید دانست تا ما مستشار خارجی نگذاریم، نه انتظامات داخلی خود را از روی علم و صحت توانیم داد ونه دارای حکومت اداری و شوروی [۲] خواهیم گردید و نه همسایگان از فشار به ما و مداخلتهای در وطن ما باز خواهند آمد." از دیگری تصور میکند مانع قوی وزراءِ امروزه ایران در جلب مستشارهای خارجی همانا همسایگان میباشند، یعنی همسایگان ما به هیچوجه مایل نیستند که ما جلب مستشارهای خارجی نموده و انتظامی در کارهای خود بدهیم. وزراءِ ما نیز که بقا و دوام مسند را بر استقلال مملکت ترجیح میدهند، همین که مَیَلان [۳] سفرای دولتین را دیده، این مسئله اَهَمّ را تعقیب نمینمایند. سومی میگوید: وزارءِ حالیه ساعیاند که هماره ملک و ملت را به وجود خویش محتاج دارند، و این امر منافی است با جلب مستشارهای خارجی؛ چه، اگر مستشارهای خارجی جلب شود و چرخ ادارات و وزارتخانهها از روی صحت به گردش آید، آن شدت احتیاجی که امروزه به وجود وزرا داریم، کمتر خواهد گردید، و امروز که وازرتخانه ما عبارت از کیف یک وزیر است، همین که اندکی ته ترازو زمین زنند ناچاریم که همه گونه خواهشاتشان را قبول نماییم. به عبارت سادهتر امروز، وزارت کردن در ایران مشکل است، ولی همین که به ذریعه [۴] مستشارهای خارجی، دارای وزارتخانه شویم وزارت سهل خواهد شد.
امروز به واسطه اشکالی که از نداشتن وزارتخانه داریم، عدد رجالی که قابل وزارت باشند انگشت شمار گردیده، ولی همین که مستشارهای خارجی داشته و وزارتخانه مرتب داشته باشیم، عده رجالی که قابل وزارت باشند خیلی پیدا خواهیم نمود. همین نکات است که جمعی را به شبهه انداخته که وزاریمحترم، مایل به جلب مستشارهای خارجی نمیباشند و این عذری هم که در پرده ظاهر میدارند که اگر مستشارهای خارجی از برخی دول بگیریم همسایگان ناراضی خواهند شد، سخنی است بیمأخذ؛ چه، امروزه ایران اگر از دول بیطرف مستشار خارجی جلب نماید، همسایگان ما را هیچ بهانه نخواهد بود.
پس، یگانه وظیفه ملت و مجلس مقدس این است که جدیت نموده، وزرا را مجبور به جلب مستشارهای عالِم نمایند و هیچ عذر و بهانه را از ایشان نپذیرند، ور نه بیاید روزی که نادِم [۱] بشویم در حالتی که ندامت را سودی نباشد.
**پاورقیها:**
[۱] سخن نادرست، که با آن کسی را گمراه سازند.
[۲] خدم و حشم (جمع خادم و حاشم): خدمتکاران و خدمتکاران خاص.
[۳] واژه انگلیسی برنامه
[۴] مدارا کردن، آسان گرفتن
[۵] از آلات جنگی شبیه منجنیق. عراده گرداندن: اداره کردن امور
[۱] در اصل: دوچار
[۲] ستم کردنها
[۳] شربالیهودی: کنایه از نهایت آشفتگی و بینظمی
[۴] مهمتر
[۵] اولا پیش از این نیامده است.
[۶] در اصل: پیش
[۱] کوتاهی، بهانهتراشی
[۲] خاموش، بیصدا
[۳] از واحدهای پول عثمانی
[۴] حتمی
[۵] بیوقوف: ناآگاه
[۱] زاید بر نیاز
[۲] به زودی
[۳] منظور، مسئولان مملکتی است.
[۱] پستترین، کمترین
[۲] شورایی
[۳] تمایل
[۴] توسط، وسیله
[۱] پشیمان
اطلاعات تکمیلی
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: نمایندگان مجلس شورای ملی, عامه مردم
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)