کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به تجربیات گذشته و وضعیت کنونی ایران، به نقد سیاست‌های دولت‌های خارجی، به ویژه انگلستان و روسیه، می‌پردازد. در ابتدا، به عدم صداقت و قابل اعتماد نبودن سیاست‌های این کشورها اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که اعتماد به آن‌ها، ایران را دچار خطرات بزرگی کرده است. سپس، به وعده‌های دروغین روس‌ها برای خروج از ایران و عدم وفای به عهد آن‌ها می‌پردازد و نقش انگلستان در تأیید این وعده‌ها را نیز زیر سؤال می‌برد. در ادامه، بر لزوم حفظ استقلال ایران از طریق مقاومت داخلی تأکید می‌کند و مفهوم «نزاکت سیاسی» را در برابر قدرت‌های بزرگ، به معنای تسلیم شدن در برابر تجاوزات آن‌ها تفسیر می‌کند. همچنین، ادعاهای نوع‌پرستی و تمدن‌خواهی اروپاییان را بی‌اساس دانسته و آن را صرفاً لفاظی برای فریب ملت‌های شرقی می‌داند. در بخش پایانی، هشت راهکار عملی برای مقابله با تجاوزات خارجی ارائه می‌دهد که شامل اتحاد ملی، تحریم کالاهای روسی، حفظ حقوق ملی توسط دولت، اعتراضات سیاسی و ملی، اقدامات دیپلماتیک، اتحاد روحانیون با مسلمانان جهان، همکاری با انقلابیون روس و در نهایت، صدور حکم دفاع از سوی روحانیون و مقاومت مسلحانه مردمی است. در پایان، بر این نکته تأکید می‌شود که ایران خواهان جنگ نیست، بلکه تنها به دنبال حفظ استقلال، آزادی و حقوق خود است و برای رسیدن به این اهداف، از هیچ فداکاری دریغ نخواهد کرد.

متن کامل گزارش

بعد از خرابی بصره و تجربیات ایام گذشته، اینک چند نکته دارد بر ایرانیان غفلت‌زده آشکار می‌گردد: اول، به خوبی معلوم نمودند که در سیاست، اعتماد نشاید و در پلتیک[۱] اعتبار به احدی نباید کرد. یکی از ایرانیان می‌نویسد: «مضار اعتمادات چهار ساله ایرانیان به دوست‌نمایان، کمتر از ضرر روسیان به ایران تصور نمی‌شود؛ چه، اگر ایرانیان به اعتماد و اعتبار انگلیسان نبود، تا این درجه سکوت و صموت[۲] اختیار ننموده، نمی‌گذاردند که روسیان تا این پایه تجاوز نموده، در داخله مملکت‌شان به دخالت‌های علنی پردازند و قوای آنان را رفته رفته مضمحل سازند. بلی، اعتماد، ایرانیان را به این خطرات عظیم دچار نموده». دوم، دانستند که مواعید عرقوبی[۳] ارباب پلتیک و وعده‌های نیش غولی سیاسیون بالاختیار به موقع ایفا نباید؛ چنانچه یک و نیم سال است دولت روس به اسم حفظ رعایا و امنیت، قشون در ایران وارد نموده و به مواعید و اعلانات رسمی و غیررسمی، بدون هیچ شرط اخراج قشون خود را ایقان داده و ایرانیان کم‌تجربه را به غفلت انداخته، تا کم‌کم از این سر تا آن سر مملکت‌شان را در تحت نفوذ مسلحه خویش درآورده. لطف اینجا است که نه تنها روسیان این مواعید را به ما دادند، بلکه مکرر وزارت خارجه انگلیس در پارلمان انگلستان هم ایفای[۵] دولت روس را به مواعید خود ایقان داده، حالا که نظر می‌کنیم می‌بینیم پل‌مان آن طرف آب، و از آن همه مواعید رسمی و غیررسمی اثری نه. بالاتر از همه، نمایندگان روس با کمال جدیت ساعی‌اند که بهانه برای قیام دائمی قشون خود و ازدیاد آن در ایران به دست آرند. و در پیشرفت این مقصود از ارتکاب هیچگونه شنایع[۶] باز نیامده، گویا هیچ وعده اخراج قشون خود را نکرده‌اند. سوم، دانستند فقط استقلال ایران در سایه استقامت ایرانیان قائم تواند ماند و آنچه دعوی همراهی و مدعی نوع‌خواهی در حق ایشان دیگران نموده، مبنی بر این بود که آنها را در خواب غفلت انداخته بلکه از این نمد کلاهی هم برای خود حاصل نمایند؛ چنانچه اقدامات همسایگان دیگر در سرحدات ایران در این موقع نازک که ایرانیان از هر سو گرفتار فشارهای گوناگون داخلی و خارجی‌اند، این نکته را آشکار می‌دارد. چهارم، فهمیدند که معنی نزاکت سیاسی برای یک دولت و ملت ضعیف در مقابل همسایگان قوی عبارت از آن است که در برابر هرگونه تجاوزات غیرمشروع آنان سر تسلیم خم نموده صدا بیرون نیاورند، و اگر به زبان هم باشد دعوی حقی در مقابل آنان کنند، خارج از نزاکت رفتار نموده و بیرون از دوستی حرکت کرده‌اند! چنانچه یادداشتی که دولتین انگلیس و روس در مسئله اعطای امتیازات به خارجه که دولت ایران پیشنهاد[۱] نموده، به صراحت اظهار داشته‌اند: «هرگاه دولت ایران جواب این یادداشت را ندهد و یا مخالف مرضی[۲] دولتین جواب گوید، دولتین روس و انگلیس رفتار دولت ایران را نسبت به خود دوستانه نخواهند دانست". معنی این عبارت، با کمال سادگی و بی‌ساختگی این است که اگر ایرانیان مدعی استقلال حقوق آزادی شوند و بخواهند مانند دول مستقله آزاد، امتیازی به خارجه دهند ما دوستانه تصور ننموده، آنها را در فشار خواهیم آورد. یعنی دوستی ما عبارت از ترک گفتن استقلال و انداختن طوق عبودیت ما به گردن است. پنجم، معلوم نمودند که دعوی نوع‌پرستی و تمدن‌خواهی غالب اروپاییان - که تکیه کلام سیاسیون اروپاست نسبت به شرقیان - تمام بی‌اصل [بوده] و اگر برای غفلت مردمان تازه بیدار شده نباشد، قطعاً برای خوشنامی خود و یک گونه لفاظی است؛ چرا، که دو سال و اندی است که یک حزبی در غالب ممالک اروپا خاصه در انگلستان با کمال شدت و سختی و جدیت در حمایت حقوق استقلالیه و ضد دسائس و تجاوزارت روس بحث می‌نماید. آیا هیچ به حال ایرانیان مفید واقع گردیده؟ آیا دولت روس از تجاوزات خویش چشم پوشیده است؟ آیا این همه هیاهوها در پارلمان و جراید انگلستان و غیره، وزارت خارجه انگلیس را از اتحاد و همراهی و تأیید روسیان بازداشته است؟ هرگز، هرگز؛ چه، جز قلیل از آنها که در جنب دیگران هیچ اهمیتی ندارند، قصدی جز لفاظی نداشته‌اند و این لفاظی هم یعنی پلتیک بوده است تا سایر شکارانی که قصد نخجیر[۳]ش را دارند، قبل از وقت نرمیده، یک دفعه وحشی نشوند. ششم، ظاهر شد که علائم دوستی یک دولت ضعیف در مقابل همسایگان قوی، سر تسلیم در خواهشات آنها خم نمودن و هرگونه امتیازی که بخواهند به آنها دادن است. دلیل این، همانا خواهشی است که دولت روس به اسم ابراز علائم دوستی ایران در اخراج قشون خود، من باب کار کردن در معادن مس قراچه‌داغ و امتیاز اوتوموبیل‌رانی بین رشت و طهران نموده است؛ و حال آن که قبول هر یک از این خواهشات، به اندازه‌ای مضار اقتصادی و سیاسی برای ایران دارد که هرگاه تن در دهد، در آتیه به حفظ استقلال خود مشکل است نائل آید. و در چنین موقع نازک اگر ایرانیان در ابراز علائم دوستی به خواهشات روس رفتار نمایند، در حقیقت بدون گرفتن قرضه، غالب شرایط استقلال ویران‌کنی را که دولتین در ضمن شروط استقراض می‌خواستند به ایرانیان بقبولانند، مبتلا خواهند شد؛ چه، علاوه بر این که مانند آن امیتازاتی که در شمال به روسیان داده شود، در جنوب انگلیسان هم حاصل خواهند نمود. و نیز همین که دولت حریص روس دانست که به اینگونه فشارهای غیرقانونی موقتی می‌تواند از ایرانیان حقوق قانونی دائمی حاصل کند بر فرض هم که قشون خود را خارج نماید - فردا به یک بهانه دیگر مجدداً به ایران تاخته، همین که اخراجشان را بخواهیم باز هم ابراز علائم دوستی، یعنی خواهش بعض حقوق، خواهند نمود. و این سلسله تا بقای یک وجب خاک و یک ذره حقوق استقلالیه کشیده خواهد شد و به تدریج هر یک از همسایگان در منطقه نفوذ خود از روی تقسیمات جغرافیایی، معاهده اتحادیه دارای حقوق استملاکی گردیده، یک مرتبه اعلان الحاق جنوب و شمال مملکت ما را خواهند داد؛ چنانچه دولت متمدنه جدید ژاپون با امپراطوری کوریا نمود. در این حال ما را چه باید کرد؟ پیشامد کنونی با صدای بلند و علائم بینه سیاسی به ایرانیان می‌فهماند [که] اگر حب استقلال دارید، اگر از عبودیت و بندگی اغیار روگردانید، اگر حب دیانت دارید، اگر عصمت می‌شناسید، اگر می‌خواهید در ملل حیه عالم به شمار آیید، باید مواد ذیل را یابنده شوید: ۱. جمیع طبقات ایران، بدون ملاحظه مذهب و جنس و تباین مسلک، از هر طبقه و صنف، در این موقع نازک که استقلال وطنشان در مخاطره است، باید و لو موقتاً باشد، از نزاع‌های خانگی و اختلافات فروعی و تباینات مذهبی و مسلکی چشم پوشیده، دست اتحاد به یکدیگر داده، در حفظ استقلال وطن، مسلک خود را یک قرار دهند؛ چه، آنچه بر سر ایرانیان آورده، همانا اختلافات بی‌معنی و پارتی‌بازی‌های بی‌مسلک است. اگر امروزه ایرانیان در راه استقلال وطن محبوب خود دست اتحاد به یکدیگر دهند، با این شکستگی و بی‌اسبابی، هیچ قوه قویه و هیچ دولت مقتدری بر آنان چیره نتواند شد و مانند ترانسوالیان[۳] بر فرض شکست هم شاهد فتح را در آغوش کشیده و محبوبه استقلال و آزادی را به اغیار نخواهند سپرد و نام بلند تاریخی در جمیع ملل و دول حاصل خواهند کرد. ۲. ایرانیان را است که در اخراج قشون بیگانه از وطن محبوب خود، تنها به فشار دولت اکتفا ننموده، با هیجان مقدس حریت‌خواهانه حقوق‌طلبانه، با ملاحظات اطراف کار، عالمانه بدواً به ترک استعمال امتعه روس بپردازند که امروزه در جمیع ملل حیه، اولین مدافعه حقوق، همانا ترک استعمال امتعه دولت و ملت متجاوز است. و هرگاه ایرانیان در این مسئله اهم اتفاق نموده و مداومت نمایند، نه تنها سایر متجاوزین به حقوق آنها مرعوب شده، پیش پای خود می‌نشینند بلکه همان ارباب فابریک و تجار روسیه چنان به صدا آمده و جلوگیری از اجحافات دولت خود خواهند نمود که اثراتش زاید بر یک اردوی قوی باشد. و نیز نقصان این امر، یعنی ترک استعمال امتعه روس، به همان اندازه که روسیه را خسارت اقتصادی وارد تواند آورد، ایرانیان را مقید تواند گردید. ولی این هیجان مقدس چنانچه گفتیم باید عالمانه باشد و راهش این است که اولا، به آنچه خود دارند قناعت کرده و هر چه نیز که ندارند و ممکن است از خود ایران تهیه شود به تدارک آن پرداخته و آن چیزهایی را که حصولش در خود ایران ممکن نیست و ناچار به استعمال آن هستیم، به وسایل مقتضیه از دول سایره و ملل متحده دیگر جلب نموده تا خللی در ارکان تعیش[۲] ملت وارد نیامده و کم‌کم مجبور به ترک گرو نگردند. و نیز مجرایی برای اخراج مال‌التجاره خود که شاید طرف مقابل هم قصاص نماید پیدا کرده که به صادرات مملکتی نیز چندان نقصان وارد نیاید. اگرچه آغاز این هیجان مقدس و گرو تا درجه‌ای بی‌خسارت نخواهد بود، ولی مآلا برای تجارت و صناعت ایران دارای منافع عظیمه تواند گردید که منجمله ترقی صنایع داخلی و حصول مجاری مختلفه دیگر برای دررو مال‌التجاره ایران بالطبع پیدا خواهد شد و پس از رفع این غائله، آن صنایع جدیده و مجاری حاصله نیز بر ترقی صنایع و صادرات ایران طبعاً تواند افزود؛ برای این که هنوز حس ملی ایرانیان کاملاً بیدار نشده، این مسئله سیاسی را ناچار باید لباس مذهبی هم پوشانده، حکم موقتی ترک استعمال امتعه روس بلکه عموماً معاملات با روسیان را از مقام منیع ریاست روحانی اسلام صادر نموده، سایر حجج اسلامیه ایران هم یک‌صدا با مقام منیع ریاست روحانی اسلام شده، ملت ایران را متنبه کرده، شرعاً، سیاستاً، عقلاً، حکمتاً از استعمال امتعه روس باز دارند و هر کس از روس‌پرستان ایرانی که تعلل و تسامح از این حکم شرعی ملی نماید، او را از ملیت و دیانت خارج دانسته، در غم و شادیش شرکت ننموده در حمام و مساجد مسلمین‌اش راه نداده و ترک همه گونه مراوده با او گویند. باز هم اگر متنبه نگردید، به وسایل مقتضیه لوث وجودش را از صفحه ایران پاک و چنین لکه‌های ننگین را از عذار[۵] ایرانیان بزدایند. ۳. بدانند که حفظ نزاکت و دوستی سیاسی با دول همجوار، فقط از وظایف دولت است و هر ملتی که در این وظیفه دولت، خود را شامل سازد جز ندامت سودی نبرد؛ چنانچه نزاکت‌شناسی ایرانیان و ترک هیجان مقدس بر علیه متجاوزین در این دو ساله اخیر، کار را به این درجه سخت نموده است. ایرانیان همان قسمی که باید در حفظ حقوق ملی، ترک نزاکت شعاری نموده، دولت خود را هم به ترک نزاکت مجبور ننمایند و ضمناً هم به تکالیف دولت قبل از حصول مقصود در ترک استعمال امتعه روس تن در ندهند. دولت هم باید ملت را به بی‌حسی وانداشته، و لو به ظاهر در این عمل مخصوص، با ملت شرکت ننماید، از تأییدات سری ملت نیز باز نیاید و به اقوال پلتیکانه[۱] همسایگان اقناع نشده و از تشرهای تو تهی آنان مرعوب نگردیده، یعنی مقام منیع وزارت چند روزه خود را بر حفظ حقوق ملیه ترجیح نداده، در جواب اجنبیان، متمسک به همه قسم پایبندی به قوانین حقوقی بشود و حسن ظن ملت را از خود مرتفع نسازند و از یک ناملایمی قهر نکرده، از وزارت استعفا نگوید. مختصراً باید در نظر همسایگان، ملت و دولت یک‌دل و یک‌جهت جلوه نموده، افتراق بینشان - جز بر طبق افتراقات وظایفی و قانونی - ظاهر نگردد که همین افتراق، اسباب خلل کار و مورث دلیری همسایگان تواند گردید. و آنچه تاکنون سبب پیشرفت اجانب گردیده، حتی در دوره وزارت سابقه، همانا تباین افکار و مسلکی بود که همسایگان بین ملت و دولت دیده یا به ذرایع[۲] مختلفه، خودشان انداخته بودند. ۴. ملت ایران را است که در ضمن این اقدام، از تمسکات سیاسی و نمایشات ملی هم باز نیامده، از پروتست[۳] های لازمی به سفرای دول و پارلمان‌های بزرگ دنیا و جراید معتبره کوتاهی ننموده، در اظهار حقانیت و مظلومیت خویش دقیقه‌ای فروگذار ننمایند و اینگونه نمایشات ملی در عوالم سیاست با بروز فعالیت، دارای اثرات عظیمه است و همین نمایشات و پروتست‌های ملی علاوه بر این که ملل سایره را تا اندازه‌ای به همدردی آنان جذب می‌نماید، طبعاً بر علیه دولت متجاوز برمی‌انگیزاند - و لو زبانی باشد - و همین، یک مانع بزرگی برای پیشرفت مقاصد دولت متجاوز می‌گردد. ۵. از وظایف دولت است که پروتست‌های رسمی از حرکات عهدشکنانه روس نموده و دولت متحابه[۵] را با خود هم‌آواز ساخته و خساراتی که از این هیجان عظیم در تجارت و سیاست آنان وارد تواند آمد بیاگاهاند و ظاهر دارد که این هیجان ملی اگرچه اساساً در مقابل اجحافات روس است، ولی ممکن است رفته رفته در عوام لباس جنسیت پوشیده، سرایت به عموم خارجیان بنماید و رسماً دولت، ذمه‌داری خود را از این هیجان و خسارات متصوره مرتفع داشته، مدللانه[۶] به روسیان عاید دارد و سراً تشکیل رقابتی سیاسی در جلوگیری از روس - و لو به ازدیاد حقوق تجارتی و سیاسی دیگران و دادن برخی امتیازات به سایرین باشد - تشریح زیان اجحافات روس را به دولی که تعلق تجارتی و سیاستی به ایران دارند نموده، با وسایل ممکنه، عثمانیان را به حفظ حقوق مشترکه خودشان مستعد سازند و این اقدامات اعم به سری و علنی جز به ترک مرعوبیت میسر نیاید. ۶. روحانیین ایران را است که با یک عزم صمیمانه، دست اتحاد با ملل سایره اسلام داده، مسلمانان عالم را خصوصاً اسلامیان روسیه را از تضییعات[۱] حقوق اسلامی‌شان آگاهانیده، به هر وسیله که توانند آنان را با خود هم‌صدا و هم‌افکار سازند و بیرق هیجان عمومی اسلام را به دست گیرند که از روی ایقان، امروز نه فردا در این مقصود مقدس کامیاب گردیده نه تنها حقوق خویش را به این وسیله محفوظ توانند داشت، بلکه داعی بر بیداری عموم مسلمانان عالم نیز خواهند گردید. ۷. انجمن‌های سری ایران را است که به وسایل مخفیه، مواضعات[۲] لازمه را با انقلابیون روس نهاده تا هر قدر بتوانند موانع داخلی برای روسیان فراهم آورند. ۸. هرگاه به این تشبثات باز هم روسیان از اجحافات به ایران باز نیامده، قشون خود را عقب نکشیدند، باید از مصادر روحانیه ایران حکم دفاع صادر نموده، پای استقامت فشرده و گفت: لا حول و لا قوه الا بالله. این مدافعه باید از طرف ملت شود نه دولت، این مدافعه باید مانند پرنس والیان و دسته‌های کوچک کوچک بلغاریان در مقدونیا باشد، نه به اصول صف‌آرایی و جنگ رسمی. ایرانیان بدانند که متجاوزین به حقوق آنها تا وقتی فعالیتی از ایشان مشاهده نکنند و یقین ننمایند که ملت تازه بیدار ایران در حفظ حقوق خود از سربازی دریغ ندارد، پیش پای خود نخواهند نشست و به حقوق خویش قناعت نخواهند کرد. ایرانیان باید صلح‌خواهی و امنیت - جویی خودشان را بر عالمیان ظاهر داشته و ناچاری خویش را از این اقدام تدافعی مدلل سازند. ایرانیان را است که هماره از دعوی حقوق و اظهار مظلومیت خویش در عوالم اروپا کوتاهی ننمایند. ایرانیان را است که با یک فعالیت صمیمی، حسیات خود را بر دنیای جدید و قدیم ثابت نمایند و یقین کنند که در یکی دو حمله مدافعانه و جنگ و گریزانه، آواز همدردی از کلیه دنیا به حمایت آنان بلند خواهد گردید و بدین وسیله روسیان را پیش پای خود خواهند نشانید. آنچه روس را به این تجاوزات وادار نموده، همان مرعوبیت ایرانیان است؛ و هرگاه ایرانیان با قوای موجوده خود -- خواه کم باشد یا زیاد - مستعد مدافعة حقوقی شوند هیچ قوتی با آنها برابری نتواند کرد. و این نکته را هم بدانند که اوضاع اندرونی روس - اعم از مالی و انتظامی و انقلابی - خیلی از ایران بدتر است و هیچگاه مقتضیات سیاسی امروزه، روس را اجازه نمی‌دهد که خویشتن را سال‌ها در ایران دچار مخاطرات عظیمه نموده، ملوک طوایفی را در خاک خود دعوت نماید. ما به صدای بلند می‌گوییم که: نه طالب جنگیم، و نه جنگ را به حال امروزه ایران مناسب می‌دانیم. ما فقط استقلال و آزادی و حفظ حقوق خود را طالبیم، خواه به صلح باشد یا به جنگ ناچاریم. ما هرگز تجاوز به حقوق دیگران را خواهشمند نیستیم. ما هیچوقت تجاوز از عهود را نمی‌پسندیم. ما از هیچ قوم و ملت نفرت نداریم و با جمیع ملل روی زمین به مساوات رفتار نموده، باب مراوده و تجارت را باز می‌خواهیم. نسبت تعصب مذهبی و جنسی به ایرانیان دادن انصاف‌کشی، و دعوی نفرت ایرانیان از اروپاییان غلط محض است. ما جز حفظ حقوق استقلالیه خویش و ترقی تمدن و تجارت مملکتِ خود هیچ چیز را طالب نیستیم و برای حصول این مقاصد از فدیه جان‌های عزیز هم دریغ نتوانیم داشت که مردن باشرف، افضل[۱] بر ننگ عبودیت است. **پاورقی‌ها:** [۱] سیاست خارجی [۲] خاموش شدن [۳] دروغین [۴] اطمینان [۵] وفا کردن [۶] امور زشت [۱] در اصل، همه جا: پیش [۲] مورد رضایت [۳] شکار [۱] اربابان فابریک: صاحبان کارخانه [۲] ثانیا و غیره ندارد. [۳] زندگی آسوده [۴] خروج، صادرات [۵] چهره [۱] سیاسی [۲] جمع ذریعه: وسایل [۳] واژه انگلیسی به معنای اعتراض [۴] پیشرفته [۵] دوست [۶] از روی دلیل [۱] ضایع کردن‌ها [۲] مناسبات، روابط [۱] برتر [۳] اشاره به نبرد آزادیبخش بوئرها در افریقای جنوبی با استعمارگران انگلیسی است که از سال ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۲ ادامه داشت. بوئرها به پیروزی‌های متعددی دست یافتند، اما سرانجام با کشتار وسیع و اسارت عده زیادی از آنان توسط نیروهای انگلیسی، شکست خوردند. بوئرها خاطرات تلخ این جنگ را فراموش نکرده‌اند و هنوز هم زندگی سیاسی افریقای جنوبی، خالی از تأثیر آن نیست. [۴] روزنامه حبل‌المتین، س ۱۸، ش ۱۲، مورخ ۷ رمضان ۱۳۲۸ ق، ص ۱-۴.

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)