کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با عذرخواهی از شیخ عبدالله مازندرانی به دلیل انتشار یک مراسله شخصی آغاز می‌شود و دلایل این اقدام را اهمیت موقعیت، لزوم تبیین برخی مسائل، رفع شبهات عمومی و آگاه‌سازی مسئولین بیان می‌کند. در ادامه، به دشواری ظاهری تحریم کالاهای روسی اشاره می‌کند اما با ذکر نمونه‌هایی از ملت‌های دیگر (چین، هند، عثمانی) که با همین روش به اهداف خود رسیده‌اند، آن را سهل و مؤثر می‌داند. منافع اقتصادی و سیاسی تحریم کالاهای روسی، از جمله بیداری حس ملی، ایجاد اشتغال و کاهش قدرت سیاسی روسیه در ایران، تشریح می‌شود. همچنین، به این نکته اشاره می‌کند که روسیه به محصولات ایران نیاز دارد، در حالی که ایران می‌تواند جایگزین‌های داخلی و خارجی برای کالاهای روسی بیابد. در بخش دیگری، به نقش روسیه در ایجاد تفرقه و آشوب در ایران، از جمله اختلافات میان گروه‌های مختلف و صدور تلگراف‌های بحث‌برانگیز از سوی علمای نجف، می‌پردازد. نویسنده تأکید می‌کند که این اقدامات روسیه با هدف تضعیف روحانیت و تصرف ایران صورت می‌گیرد و از علمای نجف می‌خواهد که در صدور احکام دقت بیشتری به خرج دهند تا مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد. در پایان، بر لزوم حفظ نفوذ روحانیت به عنوان تنها سد در برابر تجاوزات خارجی تأکید می‌کند و از ملت ایران و دولت عثمانی می‌خواهد که به شایعات دشمنان توجه نکنند و از روحانیت حمایت کنند.

متن کامل گزارش

پس از هیجده سال، مقتضیات سیاسی ما را مجبور داشته که بر خلاف دأب [۱] و دیدن خود عمل نموده، به نشر یک مراسله شخصی که هماره بر خلاف مسلک‌مان بوده ابتدار [۲] نماییم. علت این ترک مسلک چند امر است: اول، اهمیت موقع؛ دوم، لزوم به تبیان بعضی مواد که بدون نشر این مراسله مجمل می‌ماند؛ سوم، رفع برخی شبهات عوام؛ چهارم، متنبه ساختن مصادر امور به بعضی نکات مهمه. از این رو از حضرات آیات‌الله فی الارضین، بندگان آقای آقا شیخ عبدالله مازندرانی متع الله المسلمین بطول بقائه از دو طریق معذرت می‌خواهیم: یکی، آن که به نشر مراسله شخصیه حضرت‌شان مبادرت نرفته؛ دیگر، آن که با آن ارادت قلبی و تبعیت مطلقه که از بندگانشان داریم، ناچار به رفع برخی شبهات و کشف بعضی معضلات سیاسی گردیده‌ایم. چون حسن توجه حضرت مستطاب عالی را نسبت به این پیر خادم اسلامیت یقین داریم، مقتضی است که هرگاه سهو و خطایی در این بیانات ملحوظ آید، به قلم تربیت متذکر نمایند. جای شبهه نیست که به نظر سطحی، قبل از اقدام به ترک استعمال اَمتعه [۳] روس دشوار و تا درجه‌ای مُورث زیان بعضی اشخاص تصور می‌شود. ولی دشواری این امر تا جایی است که اقدام نشده و همین که شروع شد، سهل‌ترین مواد دفاعیه دیده خواهد آمد. دلیلی هم محسوس‌تر از این نمی‌شود که از ده سال به این طرف، مشاهده می‌کنیم هر ملت ضعیفی در مدافعه متجاوزین همین آلت را به دست گرفته، خصم قوی پنجه خود را مخذول ساخته است. چند سال قبل همین اقدام را چینیان در برابر آمریکا نمودند و مقضی‌المرام [۵] گردیدند. شرذمه [۶] از هندی‌ها با آن احتیاج و ذُلّ [۷] عبودیتی که نزد انگلیسان دارند، از چند سال به این طرف ترک استعمال امتعه انگلستان را نموده، و دیروز عثمانیان همین سلوک را با اطریش کرده به مرام خویش نائل آمدند، و امروز هم در برابر حق‌تلفی‌های [۱] یونان همین روش را اختیار کرده‌اند. اگر این مدافعه سهل نبود، اقوام دیگر که محتاج‌تر از ما به امتعه خارجه هستند، به این سرعت اقدام نمی‌نمودند. زیان متصورة آن فقط برای چند نفر انگشت‌شمار است که امتعه روسیه را پیش‌خر کرده و یا موجود دارند: اول [۲]، رفع این زیان در منتهای سهولت، ممکن و در حکم تحریم هم مراعات آن دشوار نیست. دوم، در منافع نوعیه ناچاریم از مضار شخصی صرفنظر نماییم. سوم، باید مضار و منافع این عمل را به عیار آورده و طرف رجحان را از دست نداد. امروزه به اتفاق جمهور دانایان، منافع اقتصادی و سیاسی ایران در ترک معامله با روسیان به اندازه‌ای است که از شرح و بیان خارج است. علاوه بر منافع اقتصادی آن، از همه بالاتر این که حیات استقلالیه ایران منوط است به بیداری حس ملی، و بهترین اسباب هیجان حس ملت همین نکته است. از برکت این اقدام، هزاران نفوس ایران به کار و صنعت خواهند افتاد. از ابراز چنین حس ملی، سایر متجاوزین هم حساب خود را خواهد نمود. چون در این موضوع خیلی نوشته و تشریحات لازمه داده‌ایم، در این مقام به همین اکتفا نموده، می‌گوییم امروز یگانه ناجی ایران همانا ترک استعمال امتعه روس است. و به مقام منیع و ریاست روحانی است با آن اطلاعات کافیه و احاطه‌ای که بر سیاسیات اسلام و ایران داریم اطمینان می‌دهیم نافع‌ترین امور برای ایران و اسلام - اعم بر سیاسی و اقتصادی و صنعتی - همانا ترک معامله با روس است؛ علاوه بر این که سالی صد ملیون نفع ایران و ضرر روس می‌شود، ملت روسیه را در جلو تجاوزات دولت خود به ایران به صدا آورده، مجبور می‌سازد که ناچار دست از تجاوزارت خود بردارد. این نکته را هم باید دانست که روسیه از ما آنچه می‌گیرد مأکولات [۳] و ناگزیر از جلب آن است و ما از امتعه او مستغنی هستیم، یعنی ما نِعم‌البَدل [۴] مال روسیه را در داخل و خارج می‌توانیم به دست آریم، و روس‌ها بئس‌البَدَل [۵] مال ما را هم نمی‌توانند تهیه نمایند، و برفرض هم که بتوانند، باید چندین برابر امتعه ایران قیمت بدهند، و رعایای روسیه تحمل این گرانی را نتوانند نمود، و در معنی تولید یک گونه قحطی برای روسیان تواند کرد. علاوه بر این، ایرانیان در این موضوع اقتصادی معاون و مؤید خیلی پیدا توانند نمود، بر خلاف روسیان؛ چه، رقابت اقتصادی بین جمع ملل و دول موجود است. این نکته را هم نباید از یاد برد [۶] که روسیان تا وقتی ابراز بیداری حس در ایرانیان نبینند، دست از سر ایران برنخواهند داشت؛ و بزرگترین فایده که از این اقدام برای ایران حسی می‌باشد، این است که هر قدر ضرر تجارت روس در ایران کم شود، از قوت سیاسی او هم کاسته خواهد گردید. ما تسلیم داریم [۲] که این مسئله، سیاسی و قومی است، ولی نظر به این که هنوز ملت ایرانیه دارای حس سیاسی و ملی نشده‌اند، لازم گردیده که سلسله‌جنبان این حس سیاسی ملت هم، مقام منیع ریاست روحانی اسلام بشود. لهذا با کمال ادب عرض می‌نماییم که ابداً برای صدور حرمت استعمال امتعه روس جای تأمل باقی نمانده و هر ساعتی که تأخیر شود، بر جسارت و اقتدار روسیان در داخله ایران خواهد افزود و مرعوبیت [۳] و بی‌حسی که قاتل استقلال است در ایرانیان زیاد خواهد گردید. مقام منیع ریاست روحانی اسلام می‌داند که این پیرخادم اسلامیت احاطه بر سیاسیات ایران و اسلام بیش از دیگران دارد و البته تجربه هم فرموده‌اند که از پنج سال به این طرف آنچه در معاملات ایران قبل از وقت عرض کرده‌ام واقع شده، و جز خیر ایران و اسلام هم منظوری ندارد، و این که یک سال متجاوز است در این موضوع سراً و علناً عقاید خود را عرض کرده، گمان ندارم بیش از این لازم به تحقیقات خارجی باشد، و هرگز هم تصور نمی‌کنم که ایرانیان با آن همه بی‌حسی و برودت [۴] زمهریری [۵]، تأمل در ابراز حرارت و قبول این حکم نمایند؛ چه، به اندازه‌ای ملت در ترک استعمال امتعه روس مستعد گردیده که اگر چندی دیگر بدین منوال بگذرد - یعنی از مقام منیع ریاست روحانی اسلام هم حکم تحریمی صادر نشود - ملت صبر نکرده، خود به خود ترک استعمال امتعه روس خواهند نمود. اصرار ما از این که این مسئله سیاسی را لباس تشرع [۶] پوشانیم، بیشتر برای سرعت نفوذش در ملت می‌باشد، و نیز ممکن است به واسطه این حکم، مشکلاتی برای روس در مسلمانان داخله آن تولید شود، ورنه این امر طبیعی و ایرانیان مجبور به تعمیل [۷] آن هستند. نهایت، امروز نه فردا، و گمان نداریم که تحقیقات مقام منیع ریاست روحانی را هم نتیجه‌ای جز آنچه ما عرض نموده‌ایم حاصل شده باشد؛ لذا استدعا می‌نماییم که این موضوع اَهَمّ را که روح استقلال ایران شناخته می‌شود بیش از این در بوته تعویق نگذارند که تأخیرش مزید مضار مسلمانان است. مِن باب واقعات طهران و دسته‌بندی‌های بی‌مسلک و تلگراف مقام منیع ریاست روحانی اسلام، تمام واقعات و دسته‌بندی‌های طهران یا بالأصاله از طرف روس بود و یا روسیان به هر وسیله که بوده رنگی بر آب زده، دسته‌ای را برانگیخته، مِن غیر شعور [۱] به رقص آورده، بدون این که معلوم گردد مایه آن انقلابات [۲] و دسته‌بندی‌ها کیست. مکرر در این موضوع اشاره نموده‌ایم روس‌ها در ترکستان میان شیعه و سنی جنگ می‌اندازند تا ائتلاف بین ایران و عثمانی واقع نگردد. بسا هست در مقاصد پلتیکی [۳] برای پی کم کردن، دست خود را تبدیل به دست‌های دیگر می‌دهند. خمیرمایه اختلافات طهران که سرایت به نقاط دیگر هم نموده بود، تمام روسیان بودند. بین ستارخان و باقرخان را بهم نزد مگر روس. آتش فتنه بین سپهدار و سردار اسعد نیفروخت مگر روس. دولت را به خلع سلاح مجاهدین زیر چندین پرده، روس محرک آمد و مجاهدین را به ترک سلاح نگفتن روس وادار کرد، قاتل آقا حجت‌الاسلام شهید بهبهانی روسیان بودند. علت این اقدامات مانند آفتاب روشن است. دلیل و بَیّنه نمی‌خواهد، اندکی عقیده خود را تعالی [۴] داده که با کمال ادب عرضه می‌داریم: صدور آن تلگراف موجِش [۵] از مقام منیع ریاست روحانی اسلام همانا روس بوده است، یعنی رنگش را در طهران چنان ریخت که مقام منیع ریاست روحانی اسلام را مجبور به صدور چنین تلگرافی نماید. این خادم اسلامیت با این که حرفیاً تلگراف مذکور را مصدق و بر طبق احکام خداوندی می‌دانم، ولی بر حسب سیاست کنونی ایران، اشاعتش را در عوام نپسندیدم و به همین سبب بود که نشر آن تلگراف را خلاف سیاست مقتضیه ایران دانسته در حبل‌المتین درج ننمودیم؛ چنانچه روسیان به دسایس ساعی گردیدند، بلکه به وسیله آن تلگراف جوی‌های خون بین بختیاری و مجاهدین گیلان و غیره ساری نمایند؛ چنانچه به وسیله آن تلگراف شمشیر مخالفت بین سپهدار و سردار اسعد آختند شاید در آن، انقلاب ایران را به قبضه خود در آورند و به ذریعه [۶] این تلگراف، ملت را بر مخالفت مجلس برانگیزند، از ادای مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم باز دارند و اگر دو روز دیگر جلوگیری از دسایس روس نشده بود، مجلس موجوده زیر و زبر می‌گردید و با این وضع کنونی که چهار طرفمان را لشکر بیگانه احاطه نموده و دشمنان داخلی هم از هر سو در اِنتهاض فرصت نشسته [۷] بودند، محال بود که مجدداً به سود مشروطیت بلکه به بازگشت سلطنت مسبتده هم متقید گردیم؛ چه، در چنین موقع برای پیشرفت مقاصد خودشان، روسیان سالیان دراز رشته جنگ خانگی را کشانیده، همه روزه برای ازدیاد قیام قشون خود، بهانه موجود نموده تا یک مرتبه استقلال ایران را معدوم سازند. نه این که العیاذ بالله کسی خیال کند که مقام منیع ریاست روحانی اسلام را ذره‌ای از این تصورات در صدور چنین تلگرافی ملحوظ [۸] بوده، بلکه اسباب چنین فراهم بود که اگر عقلای باسیاست پیش‌بندی نکرده بودند، ممکن بود روسیان این اثرات را بر آن تلگراف مترتب دارند و به قدری کار بالا می‌گرفت که جلوگیری آن از مقام منیع ریاست روحانی اسلام هم ممکن نبود، و صدور چنین تلگراف موحِش استقلال‌کش که از آتش رَمیه مِن غَیر رام [۱] بود، سیاسیون عثمانی را هم یک دفعه مشوش داشت؛ چنانچه یکی از رجال سیاسی بزرگ اسلامبول در مراسله هفدهم شعبان چنین می‌نویسد: "تلگراف آقایان نجف، اسلام را بی‌معین و نوع علما را لکه‌دار ساخت؛ زیرا دولت روس با دویست هزار قشون جَرّار [۲] هم در عوالم اسلامی نمی‌توانست مقاصد خود را اینگونه از پیش ببرد". این تلگراف، سر تا پا مقاصد روسیان را در ایران تأیید می‌نماید. اگر آقایان سهو کرده‌اند، سبحان الله! و اگر از روی عمد بوده، نعوذ بالله! تمام سیاسیون عثمانی از عنوان این تلگراف غرقه حیرت و سر تا پا متوجه و بنای پاییدن خودشان را گذارده‌اند. جریده المفتاح عثمانی می‌نویسد: "آقایان نجف تمام هم خودشان را در این امر صرف می‌نمایند که احکام کتبی یا تلگرافیشان مملو از الفاظ ذومعانی [۳] مبهم باشد که هر قِسم زمانه پیش آمده، بدان طریقش تأویل نمایند. شاهد این مقال، تلگرافی است که بر خلاف مجلس و مشروطیت ایران صادر نموده‌اند. جراید روسیه آن تلگراف را تأیید آسمانی برای روس می‌گویند، آن تلگراف را دلیل قرار داده نوشتند: چون انقلاب طهران از صدور این تلگراف حتمی است، باید روسیه قشون خود را به طهران ببرد و دخالت در امور حکومت ایران را حتمی قرار دهد. و صافأصاف [۴] نوشتند: رؤسای مذهب شیعه اصول مشروطیت را مخالف با قواعد مذهب گفته. با هزاران افترائات دیگر. اخبار ولز [۵] که یک از جراید معتبره و طرفدار مشروطیت ایران است، بعد از درج خلاصه ترجمه تلگراف مذکور از جراید روسیه، با کمال استعجاب [۶] می‌نویسد: "خوشبخت‌ترین ملل، روسیه است که اینگونه اسباب فتح برای او فراهم می‌آید. عجب این است که بزرگترین دشمن روس، علمای ایران به شمار می‌رفت و امروزه بزرگترین مؤید روس در فتح مملکت اسلامی ایران، صدور اینگونه احکام و تلگرافات است". روزنامجات فرانسه و انگلیس هم در این موضوع بحث‌ها دارند؛ چنانچه اخبار هرالد می‌نویسد: "روس‌ها از بعد پطرکبیر در صدد تسخیر ایران بودند، ولی در این پنج ساله اخیر بدون ضرر و نقصان مقضی‌المَرام [۷] گردیده، روحانیین مذهب شیعه هیجان کرده، صد هزار نفوس را به کشتن و صد ملیون خسارت به اهل ایران وارد آورده تا وقتی که قوای یک خاندان صد و پنجاه ساله را معدوم ساخته، به شکل شورویش در آوردند. اینک همان‌ها مصمم گردیده که صد هزار نفوس دیگر را هم به کشتن داده، تسلیم روسش سازند". صد یک آنچه نقل شد درموضوع آن تلگراف ذکر نکردیم، مسلم است در صورتی که از آن تلگراف، ملل دانا و رجال باسیاست دنیا مانند عثمانی و غیره چنین استنباط کنند، ملت بی‌علم، بی‌تجربه و بی‌سیاست ایران که غالب حرکاتشان به غیر اراده است، چه استنباط خواهد نمود، خصوصاً در چنین موقع تشتت [۱] خیالات؟ مسئله میرزا ابوالقاسم امام جمعه و نایب‌الصدر زنجانی در نجف پیش آمد و شهرت دادند که برخی مخابرات بین قونسل روس در بغداد و آیت‌الله‌زاده خراسانی رد و بدل گردید، مسلم است که تا چه اندازه این پیشامدها خیالات عامه را مَشوب تواند ساخت و ابواب خوشبختی را به روسیان باز تواند داشت. ما مکرر نگاشته و در شماره هشت نیز در اقدامات روسیان در سلب نفوذ کلمه روحانیت در ایران نوشتیم، حال هم به آوازی که محوطه کره را پر نماید، می‌گوییم و به ملت محبوب خود اطمینان می‌دهیم که ساحت اقدس مقام مینع ریاست روحانی اسلام پاک و منزه از این افترائات است و تمام این افواهات مجعوله [۲] را روسیان برای پیشرفت مقاصد خود جعل می‌نمایند؛ چه، امروزه دولت روس را اگر مانع داخلی در پیش است، همانا نفوذ کلمه روحانیت می‌باشد. مسلم است بر طبق سیاست، روس‌ها در سلب نفوذ روحانی اسلام به همه قِسم حاضرند، ولو ملیون‌ها صرف نمایند. از افتراء به مقام منیع ریاست روحانی اسلام چه پروا دارند؟ این نکته را هم مقام منیع ریاست روحانی اسلام و ملت ایران بدانند که بزرگترین دستی که روسیان در داخله ما دارند، همانا دو فرقه‌اند: یکی، فرقه بابیه می‌باشند که از یک قرن به این طرف در زیر سایه حمایت روس برای چنین روزی آزادی یافته؛ و دیگر، فرقه استبدادخواه که حامیان محمدعلی هستند. فرقه بابیه به اصول مذهب موهومه خود، ضد مجلس و مشروطیت ایران‌اند؛ چنانچه در الواح مضله خود، مجلس را "مجمع‌الشیاطین" و حبل‌المتین را "حبل‌الوهین" و دوره مشروطیت را "دوره فترت" گفته، محمدعلی را به نوید فتح امیدوار ساختند تا آنچه نباید بکند کرد. امروزه در ایران حامی محمدعلی و ضد مشروطیت و دشمن مقام منیع ریاست روحانی اسلام جز این فرقه و ارتجاعیون سراغ نداریم. ظاهر است این فرقه برای پیشرفت مقاصد خود به هر وسیله که بتواند جمعی از مشروطه - خواهان حقیقی و مسلمانان پاک را هم متهم می‌سازند؛ چنانچه در این موقع انقلاب هم ساخته‌اند و در سلب نفوذ کلمه روحانیت و انداختن نفرت از آنان در قلوب ملت و نفرت آنان از اصول مشروطیت دقیقه‌ای فروگذار نمی‌نمایند. مقام ایرانیان بس نازک و تمییز غَش و ثمین [۳] و حق و باطل خیلی دشوار؛ چه، غرض حقیقی این طایفه، گل‌آلود نمودن آب است به هر قِسم که ممکن شود و به هر لباس و طریق که پیش آید حاضرند. ایرانیان خیلی باید هوشیار باشند و مقام منیع ریاست روحانی اسلام هم در مراسلات تلگرافی و کتبی خیلی باید مداقّه [۱] فرماید که تر و خشک و باگناه و بی‌گناه با هم نسوزند، و مقتضیات وقت و مقام نازک ایران و خیرخواهان حقیقی اسلام را ملاحظه فرموده، از صدرو احکامی که در عوام اخوان‌الشیاطین بتواند سوء تفهیم پیدا نمایند دست باز دارند. غرض، تمام این فتنه و فسادها، تمام این سوءٍ تفهیم‌ها، تمام این انقلابات، تمام این اختلافات را منبع و منشأ، بالاصاله روسیان‌اند، و همه برای اضمحلال اسلام و تصرف ایران است. با این که این مسئله مابه‌الاتفاق جمیع سیاسیون است، عجب داریم از جراید اسلامی که باید عارف به مواقف عصر و واقف به مقتضیات وقت باشند، چطور از این نکته اَهَمٌ صرفنظر نموده آتش بیار روس و انگشترگردان این و آن می‌گردند و اشاعاتی می‌دهند که اثراتش بر جسم مقدس اسلام از شمشیر بُرّان دشمنان بالاتر است! درست باید غور [۳] نمود که خدای ناخواسته اگر نفوذ کلمه روحانیت در ایران زائل گردد، کدام نفوذ در مقابله خصم خونخوار داریم و با کدام قدرت در جلو روسیان خواهیم ایستاد؟ ایرانیان اعم بر بی‌دیانت و با دیانت باید بدانند در مشرق زمین تا صد سال دیگر هم باید در سایه مذهب، وسایل سیاست و قومیت را از پیش برد. چون حس ملیت نداریم اگر ما غیر از این راهی اختیار نماییم، اقلا باید دویست سال طوق عبودیت اجانب را به گردان انداخته و زیر فشار خارجه مانده، مال داده، جان داده، ناموس داده، شرف داده، دیانت داده، آداب و اخلاق و مراسم و عادات قومی داده، یا الله حس ملتی‌مان بیدار گردد. پس، اگر ما شرف دوست، وطن‌خواه، استقلال‌پسند، دیانت شمار، ناموس پرست هستیم، هماره باید با جمیع قوای خود مدافعه از ساحت مقدس مقام منیع ریاست روحانی اسلام بنماییم و افترائاتی که بر آن ساحت مقدس دشمنان می‌زنند، با تمام قوای خود رد کنیم نه رمیه من غیر رام آتش بیار دیگران گردیم. نامه مقدسّ حبل‌المتین که بلند کننده بیرق مشروطیت اسلامی و علمدار اتحاد اسلام است، از اشاعات کاذبه و مفتریاتی که دشمنان اسلام به ساحت مقدس مقام منیع ریاست روحانی اسلام داده تکذیب نموده، به جمیع مسلمانان دنیا و ایران‌خواهان حقیقی رفع شبهه نموده، اطمینان می‌دهد که مقام منیع ریاست روحانی اسلامی کماکان بلکه اشد قوه در تشیید مبانی اساس مشروطیت اسلامی قائم و مستقیم‌اند و دیری نخواهد گذشت که با یک هیجان مقدس، ساحت ایران را از لوث [۵] قشون خارجه پاک خواهند فرمود. گوش به مفتریات دشمنان مدهید و سلب توجه از این ساحت قدس که سعادت دین و دنیای ما در سایه اوست ننمایید که سر تا پا نفع برای دشمنان و زیان برای خودمان خواهد بود. و نیز اولیای دولت علیّه عثمانی و امنای انجمن اتحاد ترقی را متوجه می‌سازیم که امروزه دشمنان ایران و اسلام دست در همه جا دارند و برای اتلاف حقوق مسلمانی از هیچگونه افتراء به ساحت مقدس مقام مینع ریاست روحانی اسلام باز نمی‌آیند و ثبوتی در رد آن افترائات از تکذیب صریح مقام منیع ریاست روحانی متصور نیست، و چون می‌دانیم از این و بعد هم از جعل اکاذیب و افترائات باز نخواهند آمد، لازم دانستیم بدین مختصر، جلب توجه خاطر معالی مظاهر را نموده باشیم و ممکن است که برای تحقیق و جلوگیری از جعلیاتی که مفاسدش راجع به اسلام است تحقیق فرمایند و به نگارشات و سخنان ارباب غرض، خاطر معالی مظاهر را مشوب نسازند. و همچنین ایرانیان را به نکته‌ای که حضرت آیت‌الله مازندرانی در حق جناب مستطاب مجتهد نائینی سلمه الله تعالی فرموده‌اند متوجه داشته، تأکید می‌کنیم که از مفتریات دشمنان در حق ایشان، مشوب و مشوش نگردند و خدماتی که این وجود محترم به تصدیق حضرات آیات‌الله در طریق مشروطیت واسلامیت فرموده‌اند، چشم‌پوشی ننمایند که قدردانی خدمات خدام حقیقی اسلام، بزرگترین سعادت مسلمانی به شمار است که فرموده‌اند: مَن لَم یَشکُر الناسَ لَم یَشکُر الله [۱]. **پاورقی‌ها:** [۱] عادت، شیوه [۲] ابتدار نمودن: سرعت در کار نشان دادن. احتمالاً: ابتدا، به معنی شروع کردن [۳] جمع متاع: کالاها [۴] موجب، سبب [۵] کامروا [۶] گروهی از مردم [۷] خواری، ذلت [۱] کذا فی الاصل [۲] در اصل: اولا [۳] خوراکی‌ها [۴] جانشین بهتر [۵] جانشین بدتر [۶] در اصل: بود [۱] من غیر شعور: ناآگاهانه [۲] آشوب‌ها [۳] سیاسی [۴] در اصل: تعلی [۵] ترسناک [۶] دستاویز، وسیله [۷] در انتهاض فرصت نشستن: در کمین فرصت بودن [۸] مورد نظر، در نظر گرفته شده [۱] تیر انداختن از غیر از تیرانداز. کنایه از شخص ناآشنا و ناوارد [۲] انبوه، فراوان، بیشمار [۳] چند پهلو [۴] صافأصاف: بی‌پرده [۵] در اصل: ویلز [۶] شگفتی، تعجب [۷] کامروا [۱] پراکندگی [۲] افواهات مجعوله: سخن‌های بی‌سند و بی‌پایه [۳] غش و ثمین: ناخالص و خالص [۱] دقت نظر، باریک‌بینی [۲] آگاه [۳] بررسی [۴] استحکام بخشیدن [۵] آلودگی، پلیدی [۱] هر کس شکر خدمت مردم را بجا نیاورد، شکر نعمت خدا را بجا نیاورده است. [۲] روزنامه حبل‌المتین، س ۱۸، ش ۱۴، مورخ ۲۱ رمضان ۱۳۲۸ ق، ص ۲۱-۲۴.

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)