کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سند با تأکید بر اهمیت اتخاذ یک مسلک سیاسی مستقیم و صحیح برای حفظ استقلال کشور آغاز می‌شود و بی‌مسلکی را عامل اصلی ضعف و اضمحلال ایران در گذشته، به‌ویژه در دوران وزرای استبدادی و پادشاهان عیاش، معرفی می‌کند. در ادامه، به بی‌توجهی وکلای مجلس سابق به مسئله تعیین مسلک و پاسخ‌های کلیشه‌ای وزرا اشاره شده و با ذکر مثال‌هایی از پطر کبیر، بیسمارک و سیاست تجارت آزاد انگلیس، لزوم داشتن یک راهبرد مشخص برای پیشرفت و حفظ منافع ملی تبیین می‌شود. سپس، سند به کابینه کنونی توصیه می‌کند که اگرچه قادر به تعیین مسلک بلندمدت نیست، اما باید یک مسلک موقتی برای جزئیات امور اتخاذ کند و از اعتماد به حمایت‌های دروغین سفرای خارجی پرهیز نماید. در پایان، سند پیشنهاد می‌کند که سیاست ایران باید به سمت اتحاد با یکی از دول همجوار (روس و انگلیس یا عثمانی و آلمان) متمایل شود و این امر را وظیفه کابینه می‌داند. همچنین، به نقش اغتشاشات داخلی در جلوگیری از تعیین مسلک و تلاش قدرت‌های خارجی برای تحمیل وام به ایران اشاره شده و ورود ناصرالملک به عرصه سیاست را مایه امیدواری برای تعیین مسلک صحیح می‌داند. سند با تأکید بر لزوم رفع اغتشاشات داخلی برای تعیین مسلک و اهمیت دقت کابینه در این برهه حساس، به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

بزرگترین حافظ استقلال یک مملکت، اختیار نمودن مسلک مستقیم و اعظم وظایف کابینه است. اگرچه به ظاهر این مسئله بسی آسان می‌نماید ولی مشکل‌ترین مسائل سیاسی، اختیار نمودن یک مسلک صحیح است. ایران را دچار ضعف و اضمحلال ننمود، مگر بی‌مسلکی: ایرانیان را به خاک سیاه ننشانیده مگر بی‌مسلکی. هرگاه به ادوار استبدادیه - خاصه از بعد امیرکبیر میرزا تقی خان فراهانی - نظر دقیق شود، خواهیم دید که وزرای ما مسلک خود را منحصر در حفظ مقام خویش قرار داده بودند و سازش با هر [۱] که نفوذ و رسوخ در دربار ایران بیش داشت -اعم بر این که نافع به حال دولت باشد یا مضر - مسلک خود قرار داده و چون پرده برداشته می‌شد، می‌دیدیم که صدور [۲] ما حفظ مقام منیع خود را مسلک وزارت خویش شناخته‌اند، و حال آن که همین که درست بنگریم چون سفرا تابع مسلک دولت خود بوده‌اند، در حین زوال و بدبختی، به قدر ذره‌ای فایده به حال آنها عاید نگردید. پادشاهان عیاش که به قانون استبداد، بالاصاله حافظ استقلال ایران بوده، مسلکی جز گذراندن وقت خود به عشرت اختیار ننموده و هر آن چیز که محل تعیش‌شان بود از جلو برمی‌داشتند: چنانچه ترکستان و سرپیچی تراکمه مخل تعیش ناصرالدین شاه بود، به روس‌اش واگذار نمود؛ حقوق شاهنشاهی افغانستان و غیره مانع از آرامی خیال بود به انگلیس‌اش سپرد. هیچ جای شبهه نیست که قرب سه قرن کامل، ایران دارای هیچ مسلک مستقیم نبوده که بتوان بر آن مسلک بحث نمود و نواقص آن را ظاهر داشت. این مسئلة اهم، یعنی تعیین مسلک را، وکلای دورة سابق مجلس به قدری سرسری گرفته بودند که هر کابینه که تبدیل می‌شد، اول سؤالی که علنی از آن می‌نمودند این بود که مسلک خود را بیان کنید و حال آن که هیچ تعیین مسلک مستقیمی برای دولت نشده بود. وزراء هم جواب مهمل مسکنی داشتند که عبارت باشد از پایبندی به قوانین مشروطیت، ترقیات ایران و امثال آن، ولی کسی نمی‌پرسید برای اتخاذ این مسلک چه راهی پیش گرفته‌اید. اختیار نمودن این مسلک مستقیم، امری کوچک نیست. هر دولتی که مسلکی اتخاذ نموده نتیجه یک عمر سلاطین عالیقدر و وزرای دانشمند بوده است؛ مثلاً، پطر کبیر برای ترقیات دولت روس مسلکی گذارده که تاکنون روسیان پیروی از آن می‌نمایند با این که هزاران عایق در جلو راه‌شان می‌آید و صدها نوبت دچار خسارات عظیمیه شده‌اند ولی انحراف از آن مسلک نمی‌نمایند. واقفان رموز می‌دانند که دولت روس از پیروی مسلک پطر از حضیض به چه ارجی رسیده است. پرنس بسمارک، مسلکی برای آلمان قرار داده که منجمله رقابت با انگلیس و عدم اتحاد با اوست و علی ای نحو کان، حمایت حکمداران اسلام است و جداً آنان پیروی از آن نموده و منافعی که حاصل کرده مشهود است. انگلیس مسلک آزادی تجارت پیشه کرده و این که یک صد سال متجاوز است که او را تعقیب می‌نماید و در سایه همین تعقیب، امروزه به هر حیث که ملاحظه شود اول دولت روی زمین گردیده است. ما امروز از کابینه کنونی خواستگار تعیین یک مسلک امتدادی [۳] نتوانیم بود، زیرا نه وقت آن رسیده و نه این کابینه از عهده تعیین چنان مسلکی بیرون توان آمد، ولی تعیین مسلک موقتی [۴] در جزئیات امور از وظایف کابینه شناخته می‌شود. مهلک‌ترین امور برای ایران، بی‌مسلکی و شعار نمودن اصول وزرای قدیم است. امروز موقع آن نیست که وزرای ما اوقات عزیز را در حفظ مقام خود صرف نمایند. امروز نمی‌توانند وزرا اعتماد به دوستی و حمایت فلان سفیر فرمایند. چنانچه ذکر کردیم چون دول دیگر دارای مسلک و سفرایشان تابع آنهایند، دوستی و دشمنی آنان نفع و زیانی به حال وزیری از وزرای ما نتواند بخشید. بالاصاله، با آن همه دوستی امپراطور آلمان با سلطان عبدالحمید مخلوع [۵] وقتی که دید حمایت وی از او مورث انحراف از مسلک اوست، فوری ورق را برگردانده، حمایت خود را به احرار عثمانی علنی ساخت. آن همه پشتگرمی‌ها که محمدعلی را به روس بود و آن درجه حمایت که مأمورین و نمایندگان روس از محمدعلی داشتند، همین که دیدند کار رنگ دیگر پیدا می‌نماید، فوری طرفداری محمدعلی را ترک کرده به ظاهر بیطرفی اختیار نمودند. همین قسم‌اند دولت انگلیس و سایر دول که داری یک مسلک مستقیم هستند. گویا همینقدر کافی باشد برای تنبه مصادر امور. وزاری امروز باید به هیچوجه اعتماد به مواعید غرقوبی [۶] سفرای خارجه و اطمینان به حمایت آنان ننمایند. امروز چبزی که کابینه وزرا را لازم می‌باشد این است که فقط مسلکی بی‌زیان برای حفظ استقلال ایران و جلوگیری از دخالت‌های همسایگان اتخاذ نمایند. این مسلک هم باید با مراعات نامة نزاکت بین‌المللی اختیار شود نه یک پهلو اوفتاده برانند. واضح‌تر بگویم: امروز اقتضای سیاست ایران مَیَلان [۷] اتحاد ائتلافی یا اتفاقی با یکی دو تا از دول همجوار است. اول، روس و انگلیس که خود را ذیحق جلوه می‌دهند؛ دوم، عثمانی و آلمان. تصفیة رحجان میلان این اتحاد با کابینة وزرا و اختیار نمودن طریق این اتحاد هم با آنهاست. این مسئله ولو هر قدر سرّی باشد، رموزدانان طرف مقابل ملتفت شده، کوشان خواهند بود در مانع‌تراشی برای طرف مقابل، و همین قِسم در انداختن عایق جلو ما کوتاهی نخواهند کرد. قبل از وقت، کابینه وزرا باید اسباب رفع موانع را آماده نموده و تهیه مدافعات پلتیکی بنمایند. دانایان رموز می‌دانند که اغتشاشات کنونی ایران، اعم از جنوب و شمال، و یک کلاغ چهل کلاغ و اشتهارات کاذبه‌ای که در اخبارات اروپا می‌اندازند، همه مبنی بر همین نکته است که اولا، دولت ایران فرصت نیابد برای تعیین مسلک موقتی خود که شاید در این ضمن مجبور به اتحاد آنان هم بگردد. از سه سال و نیم به این طرف، دولتین روس و انگلیس مصمم شده‌اند که به هر وسیله ممکن شود یک قرضة توأمی با شرایط دلبخواه به حلق ایران بریزند تا به این وسیله ایران را مجبور به اتحاد خودسازند، یعنی ابواب مرابطه اتحادیه ایران را اعم از ائتلاف و اتفاق با دول دیگر بدان وسیله ببندند. این است به قدری که جراید روس و انگلیس در خصوص بی‌پولی و دست‌تنگی، دولت جدید و لزوم استقراض او بحث می‌نمایند، صد یک آن از رجال دولت ظاهر نمی‌شود، و در این طریق، همه گونه اسباب خرج‌تراشی - از قبیل سوقی اردو به اطراف و اعتراضات مهمله و بهانه‌های پلتیکی و ... - کوتاهی نمی‌کنند؛ چه، می‌دانند در حال اضطرار نه دولت ایران فرصت تهیه پول از دول دیگر می‌نماید و نه دول دیگر بدون اطمینان و آسایش داخله برای دادن پول به او حاضر می‌شوند و تا وقتی هم او را فراغت از امور داخله حاصل نشود مشکل است در ائتلاف و یا اتفاق دول دیگر غور نموده، مسلکی برای خود اختیار نماید. در هر حال، اولین وظیفة کابینه، تعیین مسلک موقتی است و بدون شبهه این وظیفه بسیار اهم و مشکل می‌باشد و خیلی علم و تجربه در کار دارد و تعیین چنین مسلک، وظیفة مجلس نیست. این گونه مسائل از شؤن کابینه است، بلکه ابراز و اظهارش نیز در مجالس علنی پارلمان، خارج از سیاست و نزاکت بین‌المللی می‌باشد. چیزی که خیلی مایه اطمینان و امیدواری ما در مصاب [۸] شدن کابینه در تعیین چنین مسلک می‌باشد، همانا ورود جناب ناصرالملک [۹] است، و ان شاء الله این اول نتیجه سودمندی خواهد بود که دولت ایران از علم و تجربه و سیاست این وجود محترم خواهند گرفت. تعیین مسلک برای، یک دولت خیلی علم و تجربه می‌خواهد، خیلی دوراندیشی و ذره‌بینی در کار دارد. باید دانست که تعیین مسلک برای دولتی که قرن‌ها دارای هیچ مسلکی نبوده، قبل از اطمینان از اغتشاشات داخله و حکمرانی، امنیت تامه در مملکت، حکم نقش بر آب را دارد. هرگاه بخواهند برای ایران مسلک تعیین نمایند، بدواً باید رفع این اغتشاشات جزئیه را بنمایند. مخفی نماند این آخرین تیری است که همسایگان برای مجبور ساختن ایران به اتحاد خود در ترکش داشتند. و همان ساعتی که دولت جدید غالب بر این اغتشاشات آید، استقلال خود را قائم نموده، عنوان اختیار خویش را به کف خود گرفته است. دور از حزم و استقامت سرداران ملی و مجاهدین غیور است که کوه کوه مصائب را از میان برداشته، قلع و قمع این جزئی اغتشاشات - که هیچ به شمار نیست - ننمایند. و حیات استقلال ایران بسته به رفع این جزئی اغتشاشات و تعیین مسلک موقتی دولت است، خصوصاً وقتی ملاحظه شود که در این دسامبر [۱۰]، موعد برخی امتیازات همسایه شمالی خاتمه می‌پذیرد. به هرحال موقع ایران خیلی اهم است، و کابینه وزرا خیلی باید دقت نمایند. رأی دادن ما برای اتخاذ مسلک موقتی با وجود جناب ناصرالملک - که جای دارد بسمارک ایرانش گوییم - زیره به کرمان بردن است، و به مناسبات سیاسی و اقتصادی و موانع خارجی و داخلی ایران به قِسمی که مصادر امور واقف و مطلع‌اند \[بسیار سودمند است\]، ما که هزاران فرسنگ دوریم نتوانیم فهمید. ما راست که همینقدر یادآوری بنماییم که اتخاذ یک مسلک موقتی، لازم ولی تعیین آن با مصادر امور است. مسلک روس و انگلیس در ایران و نفع و زیان آنان به دولت جدید تا درجه‌ای آشکار و معلوم است، و شاید چندان لازم به غور و فکر مصادر آموز نباشد، فقط چیزی که باید موضوع بحث ارباب حل و عقد گردد، مسلک دیگران و نفع و زیانشان به ایران است. **پاورقی‌ها:** [۱] یک کلمه ناخوانا [۲] جمع صدر: صدراعظم‌ها [۳] مسلک امتدادی: سیاست بلند مدت [۴] مسلک موقتی: سیاست کوتاه مدت [۵] پادشاه عثمانی که به سبب مخالفت با مشروطیت عثمانی، توسط مشروطه‌خواهان، از سلطنت خلع گردید. [۶] دروغین [۷] متمایل شدن [۸] راست و درست به هدف رسیده [۹] دولتمرد و سیاستمدار ایرانی تحصیل کرده و مقیم انگلستان که به نیابت سلطنت احمد شاه رسید. [۱۰] ۱ دسامبر

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)