کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

مقاله با مقایسه سیاست روسیه در منچوری و ایران آغاز می‌شود و به تشریح سابقه دروغ‌گویی و خلف وعده روس‌ها در پیشبرد مقاصد سیاسی می‌پردازد. سپس به نقش روسیه در تحریک محمدعلی شاه علیه مجلس، ایجاد ناآرامی‌ها، خسارات جانی و مالی، و محاصره تبریز اشاره می‌کند. در ادامه، نویسنده با رد تصور دوستی روسیه با ایران، به حضور نظامی این کشور در شمال ایران و عدم خروج خودخواسته آن اشاره می‌کند. مقاله به سیاست تدریجی قدرت‌های بزرگ برای به بردگی کشیدن ملت‌ها می‌پردازد و ایرانیان را به خروج خودجوش نیروهای خارجی از کشور فرامی‌خواند. در بخش بعدی، نویسنده به سیاست‌های انگلستان در جنوب ایران و عدم امکان اتکا به حمایت این کشور برای اخراج روس‌ها اشاره می‌کند و این حمایت‌ها را «جنگ زرگری» می‌ناماند. در پایان، مقاله دو عامل اصلی خواری ایرانیان را اطمینان بی‌جا به دوستان و ترس از دشمنان معرفی می‌کند و با اشاره به دیدگاه تحقیرآمیز روس‌ها نسبت به ایرانیان و علمایشان، از مردم می‌خواهد که با غیرت و فعالیت، استقلال و شرف خود را حفظ کنند و از تجربه چین در تحریم کالاهای خارجی برای مقابله با متجاوزین الگو بگیرند.

متن کامل گزارش

مسلک روس در ایران همان مسلک اوست در منچوری دیپلمات‌های دنیا عموماً و روسیان بالخاصه بزرگترین مسلک خود را در پیشرفت مقاصد سیاسی، دروغگویی و خلف عهد و انصاف‌کُشی قرار داده‌اند. واقفان رموز می‌دانند که پس از جنگ ژاپن و چین، روس‌ها چه شعبده‌بازی در منچوریا اختیار نموده و چه وعده‌های دروغ داده و چه خدعه و حیله‌ها انگیخته و به چه بهانه‌ها قشون خویش را در منچوریا وارد کرده و چطور مانند میکروب طاعونی از این شهر به شهرهای دیگر سرایت کرده تا رفته رفته قشون وی در تمام منچوریا منتشر و کوریا را هم ضمیمه آن قرار داد. چه خلف عهدها که دولت روس نموده و چه اعلانات دروغین که در اخراج قشون خود رسمی و غیر رسمی نداد، و چه گربه‌رقصانی‌ها برای انقلابات منچوریا فراهم نکرد تا وقتی که رسماً الکس‌اوف را فرمانفرما اعلان نمود. این اعلان، اسباب بیداری ژاپن شد و شد آنچه شد که بر احدی پوشیده نیست و مسلکی که روس در منچوریا اختیار کرده، در هر نقطه که مطمح نظر گرفته، داشته و تاریخ هم بر آن شهادت می‌دهد. امروز همان مسلک را دولت روس در ممالک شمالی ایران اختیار نموده است و بالاتفاق سیاسیون عالم می‌گویند که روس به خودی خود از ایران بیرون نخواهد رفت مگر آن که او را بیرون نمایند. آیا روس‌ها سبب انقلابات سه ساله ایران نبودند؟ آیا روس‌ها محمدعلی را به مخالفت مجلس وادار نکردند؟ آیا روسیان اسباب قتل صد هزار نفوس بی‌گناه و صد میلیون خسارت مالی ایرانیان نگردیدند؟ آیا روس‌ها مایه خرابی پُست و راه جلفا و محاصره تبریز به ذریعه [۲] رحیم خان شوم نشدند؟ آیا به بهانه‌های خنک، روسیان قشون به تبریز گسیل نداشتند؟ آیا بدون هیچ عذر، لشکر به قزوین نفرستادند؟ آیا آنها رحیم خان را وادار به شرارت و جنگ اردبیل نکردند؟ آیا بر خلاف عهدنامه علنی، در پناه دادن رحیم خان سلوک نکردند؟ و صد آیاهای دیگر که گنجایش ذکر آنها نیست. آیا در این حال می‌توان تصور کرد که روس‌ها دوست ایران باشند؟ آیا می‌توان تصور نمود که روس‌ها از روی تمدن و انصاف، عدم ضرورت را دیده قشون خود را بیرون برند؟ هیهات از این خیال خام! مگر روس به ضرورت، قشون فرستاده بود که پس از رفع ضرورت ببرد؟ هیچ تصور نمی‌کند که قشون روس مانند روغن عفن در شرق و غرب ممالک شمالی ایران نشر نموده و می‌نماید. قشون روس در قبه‌الاسلام خراسان و استرآباد و سایر بلاد مازندران چه کار دارد؟ چه اهداف سیاست نظامی روسیه در ایران ۲۲۵ ضرورت، او را پیش آمده بود؟ چنان تصور نکند که از قشون روس عده قابلی در ایران موجود نیست. دولت روس که بدون مانع ده نفر قشون بر خلاف قانون وارد شهری از شهرهای ما نمود، صد و هزار و ده هزار هم تواند گسیل داشت. مسلک عموم سیاسیون این است که خردخرد [۱] اجرای مقاصد خویش را بدهند و کم‌کم حرارت درونی مردم را بدون آسیب زائل نمایند و رفته رفته طوق عبودیت را بر گردن اهالی یک مملکت بگذارند که مبادا سنگین نموده، از زیر بار بدر روند و یا اسباب زحمت آنان گردند. غرض این است ایرانیان بدانند "مسلک روس در ایران همان مسلک اوست در منچور". بر این مَثُل، یک اشکالی هم پیش می‌آید و آن این است: "چنانچه روس را از منچوری بیرون کردند از ایران هم باید بیرون کنند". هیچ شبهه نیست که اوضاع سیاسی و اقتصادی دنیا روس را اجازه تجاوزات به وسط آسیا نمی‌دهد و اگر ایرانیان به خودی خود روس را از وطن مقدس اسلامی خارج ننمایند دیگران با پس گردنی - چنان که از منچوریا بیرون کردند - از ایرانش هم بیرون خواهند کرد. ولی برای ایران سودمند نتواند بود، یعنی همان ذلت و زیردستی را که از روس‌ها داشته از دیگری خواهد داشت. پس شرف سیادت و آزادی ایران در آن است که به خودی خود، قشون خارجه را از وطن اسلامی بیرون نماید. ما بیست سال کامل است که در دامان انگلیسان تشنه از مشرب و مسلک و مقاصد سیاسی و اقتصادی آنان در وسط آسیا بهتر از آن کله‌های بی‌مغز هواداران انگلیس در ایران واقفیم، انگلیس‌ها از هر جهت در معاملات سیاسی و اقتصادی ایران در نفع‌اند. اگر روس‌ها ایران را به حال خود گذارند، مسلک صد ساله خود را در وسط آسیا تعقیب نموده است. از طرف دیگر اگر روس در شمال تصرفی حاصل نماید او هم در جنوب معاوضه بالفعل می‌نماید؛ چنانچه می‌بینیم که انگلیس‌ها از بندر گواتر [۳] که اول بندر ایران است تا شیراز را تحت اثرات قشونی خود نهاده است. همان قسم که کیف ماشاء روس در شمال دخالت می‌کند، انگلیس در جنوب می‌نماید، و هنوز آن انقلاب عظیمی که در جنوب مد نظر دارند باقی است؛ چه جنرال قونسل و امیرالبحر دولت انگلیس در خلیج به تازگی برای اخذ مشورت و دستورالعمل شفاهی کلکته به حضور فرمانفرمایی هند، لارد منتو رسیده، مجدداً به خلیج فارس معاونت نمودند، برای اقدامات سیاسی بهانه هجوم رحیم خان به اردبیل یا گذراندن افغانان اسلحه از خلیج فارس فرق نمی‌کند. غرض این است که ایرانیان از این خیال خام بگذرند که انگلیسان آنها را در اخراج قشون روس تأیید نمایند. عقل هم چیز شریفی است. این که قرب یک سال است قشون روس وارد آذربایجان شده، جراید انگلیس خیلی هیاهو کردند و اعضای انصاف‌جوی نوع‌خواه پارلمان انگستان هم بسیار داد و بیداد نمودند. وزارت خارجه انگلیس هم خیلی به نعل و میخ زد. درست غور نماییم که چه نتیجه داده؟ از یک طرف از این سر تا آن سر شمال را قشون روس احاطه کرد، هر چه بیشتر فریاد زدند قشون روس منتشرتر شد. از طرف دیگر هم قشون انگلیس از شیراز تا گواتر را تحت رسوخ و نفوذ عسکری خود آورده است. از این پیشامدها به خوبی ظاهر می‌شود که این هیاهوها در عوالم سیاست حکم جنگ زرگری را دارد. خیلی مشابه است این حمایت‌های سیاسی و قول هواداران پلتیک انگلیس به قول طبیبی که مریض تحت مداوایش بدرود زندگی گفت، همین که اعتراض به وی شد جواب داد که: اگر علاج من نبود می‌دیدید چه می‌شد. همین که در پیشامدهای سه ساله ایران باریک شویم خواهیم دید که دولتین متعاهدتین دوست و دشمن‌نمای ما تمام سیرشان در خط تقسیمات جغرافیایی ایران بوده است؛ نهایت یکی به ملامت، دیگری به خشونت؛ یکی به دوستی، دیگری به دشمنی؛ یکی به اطمینان دادن، دیگری به مأیوس ساختن. مکرر نوشته‌ایم که اقوال سیاسیون را میزان اعتبار و اعتماد قرار دادن، بزرگترین خطاهای سیاس است، باید ملاحظه افعال آنان را کرد تا چه اندازه موافق با اقوالشان دارد. همین استقراض استقلال ویران کن ثابت نمود خط سیر دولتین متعاهدتین را. ایرانی‌ها را دو چیز به این خواری و مذلت کشانیده: اول، اطمینان به دوستان؛ دوم، رعب از دشمنان. یعنی به مجردی که یک نفر اظهار دوستی به ایشان نمود، از ساده‌لوحی چنان تصور می‌نماید که او هستی خود را به روی آنان خواهد گذارد و عوض آنان دو دسته شمشیر گرفته با دشمنانتان خواهد جنگید. و این خوش اعتقادی از آن رو است که تاریخ انقلابات پلتیکی و درجه دوستی و همراهی‌های سیاسیون را نخوانده و اگر خوانده غور نفرموده‌اند. ما ایرانیان متوقعیم به مجردی که یک اخبارنگار یا یک نفر انصاف‌جوی در مجلسی نبذی [۴] از حمایت نوع و آزادیخواهی نوشت یا گفت و یا بی‌قاعدگی‌های فلان دولت را شرح داد، فوری تمام آن ملت و دولت حاضر خواهند گردید که هستی خود را فدای ما نمایند. این اطمینان که از چهارسال به این طرف، شش بند ما را فرا گرفته، مضراتش از مرعوبیت‌های بیجای چند قرن کمتر نمی‌باشد. پس، ما را است اگر وطن می‌خواهیم، شرف می‌خواهیم، دیانت داریم، اهل ناموسیم، این اطمینان‌های غلط و مرعوبیت‌های بیجا را از خود دور نموده، مانند سایر ملل با دانش استقلال‌جو به حفظ سیادت و شرف و دیانت و ناموس خود افتاده، فعالیت به خرج دهیم. بزرگترین پیشرفت مقاصد سیاسیون در ایران این عقیده است که از ایرانیان در قلوب آنها راسخ آمده است و آن "به پفی مشتعل بودن و به تفی خاموش شدن است". جراید روسیه در هیجان اولیه ایران در ورود قشون روس به قزوین به این عبارات خشن تصریح نمودند: "ما درجه وطن‌شناسی ایرانیان را دانسته‌ایم که یک شاهی نفع عاجل خویش را بر کرورها نفع آجل وطن ترجیح می‌دهند. این هیاهوها فقط از چند کله‌های خالی است. همین که تجار ایران چند منات خسارت خود را احساس کردند، به جای ترک استعمال امتعه ما، قشون روس را استقبال خواهند نمود. همین قسم است هیجان ملاهای ایشان که صد سال است با اینها اهداف سیاست نظامی روسیه در ایران ۲۲۷ سابقه داریم و خوبشان می‌شناسیم که گذشته از اختلاف اقوال که بر علیه یکدیگر دارند، حلیت و حرمت هر امر بسته به منافع شخصی آنها است. همان اشخاصی که دیروز مجلس را حلال کردند، فرداش حرام نمودند. احکام اینگونه مردم تا کجا اثرات تواند بخشید؟ ما می‌دانیم تهدیدی که در حرکت خودشان به ما می‌نمایند بیشتر خنده‌دار است، چه ما از راحت‌طلبی این طبقه به خوبی اطلاع داریم که طاقت بر ترک راحت ندارند و مانند کشیشان ما نیستند که دو طریق ترویج دیانت و اظهار حق حدت گرمای افریقا و سورت [۵] سرمای سایبریا را به هیچ نشمارند و هزاران جان عزیز خویش را فدای مقصود خود می‌نمایند. وقتی ملاهای ایران دارای این صفات و استقامت شدند، آن وقت به حرکات خود، ما را تهدید توانند نمود". غرض از شرح این مقاله در این موقع بیان عقیده متجاوزین در حق ماست. ولی عقیده ما بر خلاف آن است و امید داریم ایرانیان غیور از این هیجان امروزی تا به مقصود نائل نگردند ترک نگویند. ما مسلم [۶] داریم که برخی وطن‌فروشان هستند که برای منافع شخصی از منافع نوعی و وطن می‌گذرند، ولی چاره آنان آسان است؛ یعنی همان قسم که چیناویان [۷] می‌نمایند. در چین رسم است همین که به ترک استعمال امتعه یک مملکتی مصمم گردیدند و اعلان دادند هر یک از افراد آنان که تخلف از قرارداد نمود، خاک وطن را از لوث وجودش پاک می‌نمایند. خصوصاً چون آغاز این هیجان از تبریز شده، اطمینان کامل در انجام آن داریم. البته غیرتمندان و قائدین ملت ایران این نکته را فراموش نخواهند فرمود. بچه نازادن به از شش ماهه افکندن جنین. ایرانیان را است که از واقعه تبت و چین، میزان سیاست دولتین متعاهدتین را بسنجند و بدانند که دولت روس و انگلیس امروز جنگ‌کن نیستند، ورنه در مسئله تبت که خیلی اهمیت سیاسی، دارد این قسم آرام نمی‌گرفتند و تسلیم محض نمی‌شدند. علت این سکوت دو امر بود: اول، مستعدی دولت چین؛ دوم، خوف دولتین که زیر این پرده زنگاری دست آلمان باشد. و عیناً این دو اسباب هم برای ایران موجود تواند شد. **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل: خورد خورد [۲] وسیله [۳] در اصل: کوارتر [۴] چیز اندکی [۵] تیزی [۶] در اصل: تسلیم [۷] چینی‌ها

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)