کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با تأکید بر لزوم روابط دوستانه ایران با همه کشورها، به ویژه همسایگان، آغاز میشود. سپس به تاریخچه تضعیف ایران توسط همسایگان (روس و انگلیس) در یکصد سال اخیر و از دست رفتن بخشهایی از خاک ایران اشاره میکند. در ادامه، به بیداری ایرانیان و تمایل آنها به قدرتهای ثالث (آلمان و عثمانی) برای رهایی از فشار روس و انگلیس میپردازد. متن پیشنهاد میکند که روس و انگلیس برای جلب اعتماد ایرانیان باید نیروهای خود را از ایران خارج کرده و از دخالت در امور داخلی و فشار بر ایران دست بردارند و در عوض، در تأمین مالی و توسعه ایران همکاری کنند. در پایان، به اهمیت فداکاری ایرانیان برای استقلال و پیامدهای احتمالی مقاومت آنها برای همسایگان اشاره کرده و تأکید میکند که اتحاد آلمان و عثمانی در ایران قویتر از اتحاد روس و انگلیس خواهد بود.
متن کامل گزارش
این مسئله قابلالانکار نیست که دولت ایران باید با جمیع دول و ملل در آشتی باشد و ابواب داد و ستد خویش را به روی عالمیان باز گذارد. با دول همجوار، خاصه روس و انگلیس که روابط سیاسی و تجارتی و تعلقات سرحدی دارند و دو دولت عظیمالشأن همسایه ایرانند، بیش از سائرین باید مربوط و متحد باشند؛ چه طبیعی است که من جمیع الجهات، روابط همسایگان نسبت به مردمان دور و دراز بیش است، و ایرانیان این نکته را به خوبی دانستهاند که در دوستی و روابط با همسایگان طبعاً ناچارند و بلا شبهه اگر ترک مودت و دوستی گفته شود هماره مایه زحمت و مزید مناقشات و گرفتاریشان تواند گردید.
چون این اصل طبیعی را بالاصاله ملاحظه کنیم و از طرف دیگر نفرت اهالی ایران و توجهشان را به دولت ثالثی که هزاران فرسنگ دور از آنها است بنماییم، بلاشبهه تصدیق خواهیم نمود که این منافرت بدون علت تولید نشده و علت آن نیز جز زیادتی یک طرف و زیانرسانی به طرف دیگر تصور نمیشود. و نظر بر این که از صد سال به این طرف دولت ایران را به واسطه ضعفی که عارض شده قدرت اجحاف و زیادتی بر همسایگان باقی نمانده بلکه بالعکس از زمان فتحعلی شاه قاجار تاکنون همه روزه ایران محل تکاپوی همسایگان واقع گردیده، یکی قفقاز و ترکستان را میبرد - دیگری بلوچستان و افغانستان را مجزا مینماید تا آن که کار به جایی کشید سرحد ایران که از طرفی سند و پنجاب به سیستان و خلیج فارس ممتد بود و از طرف دیگر که قفقاز و داغستان بود به انزلی و خراسان خاتمه یافت، و در این دوره اخیر همسایگان به اندازهای از ضعف ایران فائده برگرفتند که بدون مانع و بلا جهت قشون به داخله ایران سوق داده به کنایه و اشاره بلکه به صراحت، دعوی قیمومیت ایران را مینمایند.
این دوره نورانی که نسیم آزادی از غرب به شرق وزیده و اسباب بیداری شرقیان گردیده، ایرانیان ذیحس و مدرک که شرف تاریخشان انکارپذیر نیست و هزاران سال در مقابل هر سختی، و در برابر هر شدت، حفظ استقلال خویش را نمودهاند بیش از ملل سائره شرق پی به حقوق خود برده، چشم گشاده ملاحظه میکنند که دو همسایه مهربانشان به عوض مراعات همجواری، محو ابدی آنان را خواستگار شدهاند. چون در خود از روی عدم وقوف قوة مدافعه با دو همسایه ندیده، مانند غریق متشبث به هر حشیش میگردیدند.
این امر پوشیده نیست که ایرانیان به واسطه ضعف که نتیجه جهالتشان است، یکصد ساله خود را دشمنی و نفرت نسبت به همدیگر در هرگونه معامله و مراوده اروپاییان مغبون گردیدند، طرفی نبسته و از این روی میتوان گفت طبعاً مایل به معامله با جنس اروپایی نمیباشند، یعنی به اختیار دست توسل و وداد به آنان نداده و نخواهند داد.
پس امروزه اگر رجحان طبیعی و مَیّلان قلبیشان به طرف آنان دیده میشود، محض نجات و رهایی از فشار دو همسایه خود، یعنی روس و انگلیس است. هرگاه دولتین روس و انگلیس برحسب معاهدهای که بین خود نمودهاند، آزادی ایران را توقیر [۳] مینمودند و مراعات حقوق همسایگی و ملاحظة دوستی چندین صد سالة ایرانیان را میکردند و به همان حقوقی که در ایران داشته قناعت کرده در این موقع انقلاب و شداید، فشار بر ایران نیاورده به امور داخلهشان دخالت غیر مشروع ننموده و آنها را به حال خود میگذاردند، هیچگاه پیرامون اتحاد ثالثی نگردیده بلکه اگر دولت ثالثی مانند آلمان میخواست دم از اتحاد با ایران زند با هزاران نفرت رو از وی میگردانیدند. ولی حال که فشار این دو همسایه را دیده دو دسته به دامان آلمان و عثمانی چسبیده علاج افسد را به فاسد یا فاسد را به افسد میجویند.
هرگاه دولتین روس و انگلیس خواستار محبت و مودت ایرانیان باشند بدواً باید قشون خویش را از ایران کشیده، ایرانیان را به دوستی خود اعتماد بخشند و از طرف دیگر تهدیدات پلتیکی [۴] را تبدیل به خواهشات دوستانه نموده، در موقع لزوم در تأیید مالی به ایران با شرایط سهله دریغ ندارند و انقلاب ایرانیان را از حصول تأییدات مالی در بازار صرافان اروپا مانع نیابند، در آن صورت نه آلمان در ایران پیشقدمی خواهد نمود و نه ایرانیان مایل به دوستی ثالثی خواهند گردید. امروزه خیر روس و انگلیس در اتحاد صمیمی بیغل و غش با ایرانیان است. امروزه تکلیف نفهمی به ایرانیان نمیتوان نمود؛ چه فرد فرد اهالی ایران آنچه باید از مقاصد همسایگان و حفظ حقوق و منافع خویش بفهمند فهمیدهاند و تا جایی که امکان داشته باشند دوباره ریش خود را به دست همسایه نخواهند داد، یعنی اختیار راهآهن به ایشان نخواهند داد. پس خیر دولتین در این است که خود ایرانیان را تأیید در ساختن راهآهن نموده، سپس دوستانه بخواهند که امتیاز به آلمان یا دیگری ندهند ورنه اگر به همان مسلک دیرینه - که فشار به دربار بود - بخواهند هم حقوق از ایرانیان حاصل کنند و هم استقلال آنها را بر باد دهند و هم مانع از دوستی و الفتشان با دولت ثالثی باشند، محال و ممتنع است که مقضیالمرام [۵] و کامروا گردند؛ چه حرکات نمایندگان این دو همسایه در ایران ایرانیان را به قسمی از جامه خود بیرون برده که نفع و ضرر خویش را نسنجیده متمسک به هر رشته و متوسل به هر وسیله - ولو مضر به حال ایشان باشد - در نجات خود از فشار دو همسایه خواهند گردید و چون در هر مقابله رعب و جبن [۶] طبعاً زائل میگردد، یقین بدانند که رعب و جبن صد ساله ایرانیان از همسایگان نیز در اولین مقابله مرتفع خواهد گردید. چنانچه هر ذیمدرکی تصدیق تواند نمود که انقلابات سه ساله ایران خیلی از مرعوبیت ایرانیان کاسته و همه روزه نیز میکاهد، فقط جزیی رعبی از همسایگان در دربار ایران باقی مانده که او نیز عنقریب زایل خواهد گردید.
چیزی که خیلی اهمیت دارد و میتوان سبب عمده و علت بزرگ استقلال ایرانش گفت همان توجه ایرانیان به فداکاری و جاننثاری در راه استقلال وطن است. امروزه هر ایرانی را عقیده این است که شجره آزادی جز به آبیاری خون جوانان شجاع ملی ثمر ندهد و درخت استبداد ایران جز به فداکاری اولاد آن به مال و جان تناور و برومند نگردد. مسلم است همین که این عقیده در قلوب یک ملتی راسخ گردید، سختیها را نرم و دشواریها را آسان پنداشته از هیچ مدافعه و مقابله در راه حفظ مادر عزیز وطن دریغ نخواهند داشت و چون پیمانه صبر و شکیباییشان پر شود ناچار برای حفظ حقوق خودشان با همسایگان دست به گریبان خواهند شد، آن وقت است که ولوله در وسط آسیا بلکه در تمام آسیا اوفتد؛ چه، هر یک از همسایگانشان در داخله خود، یعنی ممالک سرحدی ایران، مالاً دچار سختیهای عظیماند و همین که ایرانیان که نقطة نظر مسلمانان عالم واقع شدهاند، از خود گذشته به پای حقوق طلبی ایستادند، از هر طرف همه گونه مشکلات برای همسایگان خود طبعاً تولید توانند نمود. این است که یکهتاز میدان دانشوری لارد ... [۲] در مجلس سنا (هوس آف لارد) علانیه بیان کرد که شدت فشار روس و سکوت انگلیسان به ایران ایرانیان را متوجه به هندوستان ساخته است، این فرمایش (لارد ...) [۳] خیلی متین و دقیق است و فرضاً اگر امروز سرایت نکند و اثر نبخشد، فردا سرایت کرده اثرات خود را تواند بخشید.
ایرانیان از مقتضیات سیاست امروزه دنیا بیاطلاع نیستند و به خوبی دانستهاند که قبضه یک کف از خاک ایران در اروپا جاری تواند گردید و به خوبی مطلعاند که هرگاه در داخله ایران شروع به مدافعة خارجی شد جنگ سی ساله در وسط آسیا قائم خواهد گردید، و نیز ملتفتاند که زمانه سختی و ناگواری برای هر یک از همسایگانشان هم در پیش است. فرضاً اگر صباحی چند به ناچاری تسلیم شده و به لاعلاجی در جواب همسایگان خود سکوت نمودند دیری، نخواهد گذشت که در موقع سختی، همسایگان به مرکب مقصود سوار خواهند گردید و راه چاره برای خود خواهند جست، چنانچه امروزه آلمان را کشان کشان به ایران کشانیده در مقابل همسایگانش گذاردهاند.
مقاصد آلمان نیز در وسط آسیا بر هیچ ذیحسی پوشیده نیست و ایرانیان به خوبی پی به منافع آلمان برده، میدانند که به مناسبت راهآهن بغداد و اتصالش به راهآهن آسیای صغیر، آلمان آن کمتوجهی که در مسئله مراکو [۱] نمود در ایران نتواند نمود. به قول جرائد منصف انگلستان، آلمان دو نقشه در پیش دارد: یکی جنگ با دولت انگلیس، و دیگر صلح با اوست. و صلح او نیز منحصر به تسلیم انگلیسان منافع او را در وسط آسیا به مناسبت راهآهن بغداد میباشد.
غالب سیاسیون انگلستان را عقیده این است که تسلیم شدن به نقشة صلح آلمان مضرتش کمتر است از قبول نقشة جنگ او. در این صورت هرگاه دولتین روس و انگلیس دست از فشار ایران برنداشته و به حقوق مشروعه یا غیر مشروعه در ادوار سابقه حاصل کرده و قناعت ننمایند، قطعاً ایرانیان به هر دسیسه و وسیله که باشد خویشتن را به آب و آتش انداخته - ولو به قبول مضرات عظیم باشد - خود را در دامان حفاظت آلمان خواهند انداخت. در آن صورت خواه مخواه چه در صورت قبول یا عدم قبول در موقع جنگ یا صلح زیان دولتین از ایران مسلم و بلاحرف است. دولتین باید بدانند که فشار آنان در این دو ساله به ایران، ایرانیان را به قدری منفور از ایشان ساخته که یک هیئت قوی بزرگ به هواداری پلتیک آلمان در آسیای وسطی تشکیل و روز افزون نفرت ایرانیان از دو همسایه خود بیش و طرفداران ایشان در داخله و حق در دربار - که مایه همه گونه امیدواری آنها تا امروز بوده - کم میشود. هر صاحب سیاستی تسلیم تواند کرد که نتیجه این سوءظن و نفرت ملت از آنها و رغبت و میلشان به رقیب آنها آلمان در آتیه چه نتایج وخیمه برای دولتین تولید تواند نمود.
هرگاه چند سال بدین وضع کنونی بگذرد - من فرض که آلمان به هیچ وسیله نتواند در داخله ایران به مقابله دولتین ایستادگی نماید - همین رغبت اهالی به اندازهای تجارت او را ترقی بخشد که برابری یا برتری بر دولتین حاصل نماید. مسلم است که تجارت، مقدمه سیاست است و همین که آلمان در تجارت مقابله با رقبای خود نمود طبعاً ننگ سیاست وی نیز در آسیای وسطی، به تکاپو خواهند اوفتاد؛ خصوصاً وقتی که راهآهن بغداد (که طولی نخواهد کشید) تمام شود ترقی تجارت آلمان در وسط آسیا حتمی است.
پس چیزی که بتواند از این مواد طبیعی و صنعی در وسط آسیا جلوگیری از آلمان نماید همانا اتحاد ایرانیان و همراهی آنها با منافع دو همسایه خود روس و انگلیس میباشد و اتحاد و همراهی ایرانیان به روس و انگلیس در صورتی امکان پذیرد و صورت خارجی پیدا کند که دولتین از فشار به ناحق ایران دست کشیده و به حقوق خویش قناعت ورزیده، ایرانیان را به حال خود گذارند. اگر نفعشان به ایران نمیرسد، از رساندن زیان احتراز کنند.
بر هیچ صاحب سیاستی پوشیده نیست که اتحاد آلمان با عثمانی در مسئله ایران به جهات عدیده - که یکی از آن جامعة اسلامی ایران و عثمانی باشد - از اتحاد روس و انگلیس قویتر و ذیاثرتر است. از این و بعد در مقابل اتحاد عثمانی و آلمان دولتین نمیتوانند فقط خود را دارای حقوق پلتیکی در ایران جلوه دهند؛ چه، حقوق پلتیکی عثمانی در ایران و روابط تجارتی و سیاستی، این دو همسایه اسلامی، داستانی است که در هر سر بازاری هست...
**پاورقیها:**
[۱] در اصل: و
[۲] یک کلمه ناخوانا
[۳] یک کلمه ناخوانا
[۴] سیاسی
[۵] به مقصود رسیده
[۶] ترس
[۷] زیان دیده
[۸] دوستی
[۹] احترام کردن
[۱۰] روزنامه حبلالمتین، س ۱۷، ش ۴۵، مورخ ۲۷ جمادیالاول ۱۳۲۸ ق، ص ۱-۳.
اطلاعات تکمیلی
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
کنشگران و ذینفعان
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)