مراد از آزادی
متن با اشاره به مباحث روزنامهها و مجالس درباره آزادی بیان، قلم، تن و مذهب آغاز میشود و نویسنده خواستار توضیح دقیق این مفاهیم برای عموم مردم است. در ادامه، به نقد برداشتهای افراطی از آزادی میپردازد و بیان میکند که آزادی مطلق، منجر به بینظمی، توهین به مقدسات و علما، و حتی مخالفت با حاکمیت میشود که با قوانین شرع و نظم مملکت در تضاد است. با استناد به آیات قرآن درباره ادب در مواجهه با فرعون و حدیث امیرالمومنین (ع) درباره ادب به عنوان سر عقل، بر لزوم رعایت ادب در قبال سلاطین و علما تأکید میکند. در بخش پایانی، به نقش مجلس شورای ملی در اجرای قوانین شرعیه و نشر عدالت اشاره کرده و تأکید میکند که آزادی واقعی در گرو امر به معروف و نهی از منکر است که سالهاست در ایران متروک مانده است. در نهایت، مشکلات و گرفتاریهای مردم ایران را نتیجه عدم ممانعت از ظلم و خیانت حکام و عمال خائن میداند که منجر به تضعیف دولت و ملت شده است.
علل استبداد پذیری ایرانیان
متن با اشاره به رنجهای ناشی از استبداد آغاز میشود و نویسنده از اینکه اکنون میتواند آزادانه از عدالت سخن بگوید، ابراز خرسندی میکند. در ادامه، به نقد مفهوم «آزادی دادن» میپردازد و آن را به معنای توبه از گناهان گذشته ملت در برابر استبدادگران تعبیر میکند. سه تقصیر اصلی ملت در پذیرش استبداد را برمیشمارد: اول، واگذاری آزادی به خودخواهان و حمایت بیدریغ از آنان؛ دوم، بیتوجهی به ارباب کمال و هنرمندان و همراهی با بیهنران که منجر به محو هنر و پذیرش بندگی شد؛ و سوم، ترجیح نفع شخصی بر نفع عمومی. در پایان، با تأکید بر شعار «رنج خود و راحت یاران طلب»، از مردم و سپس از امراء میخواهد که نفع عمومی را بر نفع شخصی مقدم بدارند تا رفاه و نظم در کشور برقرار شود و شرف در خدمت به ملت حاصل گردد.
تبیین حقوق شهروندی و هشدار به مستبدان
متن با تبیین علت ذلت دولت و خرابی مملکت آغاز میشود که آن را ناشی از عدم آگاهی مردم به حقوق انسانی خود یا عدم توانایی مطالبه آن و بیتوجهی حاکمان به حقوق رعیت میداند. در ادامه، بر لزوم آگاهی مردم به حقوق خود به عنوان شهروندان یک وطن عزیز و مسئولیتپذیری در قبال آن تأکید میکند و از مردم میخواهد که سلطان را نیز فردی عادی بدانند که حقوق متقابل با رعیت دارد، نه مالکالرقاب. سپس، با خطاب به مستبدان، از آنها میخواهد که از ظلم و خیانت دست بردارند و با ملت همراهی کنند، چرا که مردم بیدار شدهاند و ظلم را نخواهند پذیرفت. در پایان، با خطاب به شاه، او را از گوش دادن به حرفهای خائنان برحذر میدارد و با استناد به آیات قرآن و وقایع تاریخی، عواقب حمایت از وزرای خائن را گوشزد میکند و از او میخواهد که به جای قرض گرفتن از اجانب و حیف و میل ثروت ملی توسط خائنان، به فکر استقلال و عزت کشور باشد.
معنای مشروطه و حدود آزادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطه صرفاً یک نام است یا معنای عمیقتری دارد. سپس به تعریف مشروطیت به عنوان تحدید حدود دولت، تعیین حقوق افراد و اجرای قانون مساوات میپردازد و وضعیت موجود را که در آن حقوق مردم محفوظ نیست و مدعیان حق مورد اتهام قرار میگیرند، نقد میکند. در ادامه، مشروطه را معادل مسلمانی و رعایت حقوق دیگران میداند و بر لزوم تبعیت از حقوق معین شده توسط شارع مقدس تأکید میکند. در بخش بعدی، نویسنده به تبیین «تکلیف امروزه ما» میپردازد و با تمثیل نماز، آزادی را مشروط به عدم اضرار به غیر و رعایت قانون میداند. در پایان، تفاوت آزادی در دوران استبداد (محدود به قوانین ظالمانه) و مشروطه (محدود به قانون شریف و عدالت) را بیان میکند و تأکید دارد که مستبدین که به آزادی مطلق عادت کردهاند، در برابر قانون مقاومت میکنند، اما باید به هر طریق ممکن آنها را تابع قانون کرد.
تفاوتهای آزادی در انگلستان و در هندوستان مستعمره آن کشور
این متن به مقایسه مفهوم و مصادیق آزادی در انگلستان و هندوستان تحت استعمار بریتانیا میپردازد. در ابتدا، نویسنده تفاوتهای اساسی بین حکومت خودی در انگلستان و حکومت بیگانه در هند را برمیشمرد. سپس، به تفاوت در وضعیت شهروندان، نقش مردم در قانونگذاری، محدودیتهای حکومت، ترس حکومت از مردم، و توزیع مناصب عالیه اشاره میکند. در ادامه، به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی مردم دو منطقه، از جمله یکپارچگی مذهبی و زبانی در انگلستان در مقابل تنوع در هند، و سطح آگاهی و دانش عمومی مردم میپردازد. در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که آزادی در انگلستان برای صاحبان دانش است، در حالی که در هند، به دلیل جهل و عدم درک صحیح از آزادی، به اشرار و جاهلان فرصت سوءاستفاده میدهد و هرگونه اعتراض به ظلم را بغاوت و سرکشی مینامند.
دلایل آزادیخواهی مردم ایران
متن با طرح پرسشهایی درباره چرایی جنبشهای آزادیخواهانه در نقاط مختلف ایران آغاز میشود و به نقش روحانیون در این حرکتها اشاره میکند. سپس، آزادی را در مفهوم وسیعتر آن، یعنی رهایی از استبداد و بیقانونی، تعریف میکند و وضعیت مردم ایران را در یک «محبس بیقانون» توصیف میکند که در آن جان، مال و ناموس افراد در معرض تهدید حاکمان ظالم و افراد سودجو قرار دارد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که حتی پس از مرگ نیز، ورثه از دستاندازی حکومت و برخی عالِمنمایان در امان نیستند. در پایان، متن به تغییر نگرش مردم پس از وزیدن «نسیم آزادی» و تجربه عدالت در مواردی مانند محاکمه آصفالدوله اشاره میکند و تأکید دارد که مردم ایران دیگر حاضر به تحمل ظلم و استبداد نیستند و به دنبال تحقق کامل مشروطه و عدالت هستند.
تعقیب یکی از آزادیخواهان و استعمارستیزان هندی در ایران توسط مأموران انگلستان
این نامه با ابراز تأسف از وضعیت روزنامه «حیات» آغاز میشود و به فعالیتهای آزادیخواهان هندی علیه سیاستهای استعماری انگلستان میپردازد. در ادامه، به تلاشهای این گروهها برای بیداری مردم هند و ایران اشاره میکند و سرکوب روزنامهنگاران و فعالان هندی توسط انگلیسیها را شرح میدهد. سپس، به ماجرای یکی از این آزادیخواهان به نام «صوفی» میپردازد که پس از فرار از هند به ایران آمده و در بوشهر و شیراز تحت تعقیب مأموران انگلیسی قرار میگیرد. نامه با اشاره به پناه بردن صوفی به خانه یک مجتهد و فشار حکومت محلی برای تسلیم او به کنسول انگلیس، به فرار مجدد او و نامعلوم بودن سرنوشتش پایان مییابد.
ممانعت از دستگیری دو نفر از آزادیخواهان هندوستان توسط کنسولگری انگلستان در شیراز
نامهای به وزیر امور خارجه درباره سفر دو آزادیخواه هندی به ایران و تلاش کنسولگری انگلیس در شیراز برای دستگیری آنها. این اقدام کنسولگری مخالف قوانین بینالمللی دانسته شده و از وزیر امور خارجه درخواست شده است که با ارسال تلگراف به نایبالایاله و کارگزاران، از دستگیری این افراد جلوگیری کند تا از تعرض کنسولگری مصون بمانند.
وجوب احقاق حقوق سیاسی توسط عراقیها با قوه قهریه، در صورت عدم قبول آن توسط انگلیسیها
متن با تأکید بر وجوب احقاق حقوق سیاسی مردم عراق آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم رعایت صلح و امنیت در اقدامات اولیه تأکید شده است. در پایان، به این نکته اشاره میشود که در صورت عدم پذیرش مطالبات مردم توسط دولت انگلیس، استفاده از سلاح و مبارزه با دشمن مجاز خواهد بود.
شماری از خیانتها و جنایتهای دولت انگلیس در جنوب کشور
این بیانیه با طرح پرسشهایی خطاب به اقشار مختلف جامعه، به تشریح اقدامات تجاوزکارانه و استعماری دولت انگلیس در جنوب ایران میپردازد. در ابتدا، تصرف غاصبانه بخشهای مهم جنوب، استقرار دوازده هزار نیروی هندی، ورود کشتیهای جنگی و تجهیزات نظامی به بنادر، و تصرف جزایر خلیج فارس توسط انگلیس مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس، همدستی انگلیس با حکام خائن محلی، سرکوب آزادیخواهان و استقلالطلبان، جلوگیری از فعالیت احزاب سیاسی و محروم کردن مردم از حق انتخاب وکیل پارلمان، از دیگر خیانتهای این دولت برشمرده میشود. در ادامه، به جمعآوری طلا و نقره مردم در ازای اسکناسهای بیاعتبار و جلوگیری از فعالیت مأموران سیاسی دولتهای دیگر در جنوب ایران اشاره میشود. بیانیه با انتقاد از احتکار آذوقه در سال قحطی و سانسور مراسلات پستی، به این نتیجه میرسد که دولت و ملت ایران باید در مقابل این تعدیات متحد شده و با اجازه ورود قشون ترک و آلمان، در برابر دولت انگلیس ایستادگی کنند تا استقلال ایران، به ویژه جنوب، حفظ شود. در پایان، از شنیدهها مبنی بر جایگزینی نیروهای انگلیسی به جای روسها در اصفهان ابراز نگرانی میشود.
لزوم اتحاد میان شاه، دکتر مصدق و آیتالله کاشانی برای حفظ دستاوردهای نهضت ملی و آزادی و استقلال کشور
متن با استناد به آیه «وَ اعتَصِمُوا بِحَبل اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» آغاز میشود. نگارنده با مشاهده فقر و بدبختی جامعه و وضعیت بیماران، و با نگرانی از اختلافات میان سران نهضت ملی، به دیدار شاه، دکتر مصدق و آیتالله کاشانی رفته است. او بیان میکند که اتحاد اولیه که منجر به پیشرفتهای چشمگیر و عقبنشینی دشمن شده بود، اکنون به دلیل مسائل کوچک از بین رفته است. هشدار داده میشود که ادامه این تفرقه، تمام زحمات را به هدر داده و استقلال و آزادی کشور را به خطر میاندازد. راه حل، درخواست از همه افراد، احزاب و نمایندگان برای کنار گذاشتن طرفداریهای شخصی و استدعای اتحاد اولیه از شاه، آیتالله کاشانی و دکتر مصدق است. از شاه خواسته میشود که به مصدق و کاشانی نظر مرحمت داشته باشد، از مصدق انتظار میرود که منویات شاهانه و نظریات کاشانی را دنبال کند، و از کاشانی نیز پشتیبانی از سلطنت و افکار مصدق را وجهه همت خود قرار دهد. تاکید میشود که مسائل کوچک و شخصی باید کنار گذاشته شوند تا شکست قطعی و پشیمانی رخ ندهد. در پایان، از روزنامهنگاران و اطرافیان این بزرگان خواسته میشود که در جهت اتحاد تلاش کنند و در غیر این صورت، به کشور و آیندگان خیانت کردهاند. متن با آیه «وَ أَطِیعُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنَازَعُوا فَتَفشَلَوا وَ تَذهَبَ رِیحُکُم وَ اصبِرُوا إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرینَ» و سلام و صلوات پایان مییابد.
رأی مثبت به جمهوری اسلامی ایران در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
متن با خطاب به ملت ایران آغاز میشود و به اهمیت رأی هر فرد در همهپرسی پیش رو برای تعیین سرنوشت کشور اشاره دارد. پس از نابودی رژیم استبدادی، بر لزوم برپایی نظامی جدید تأکید میشود که آزادیهای فردی و اجتماعی را در چارچوب قوانین اسلام تضمین کند. در ادامه، با وجود آزادی کامل مردم در ابراز عقیده، حکومت جمهوری اسلامی به عنوان نظامی معرفی میشود که قادر به تأمین آزادی، رفاه، وحدت ملی و رعایت حقوق اقلیتهاست. در پایان، نویسنده اعلام میکند که شخصاً به «جمهوری اسلامی» رأی خواهد داد و از ملت ایران میخواهد که در این برهه حساس تاریخی، آگاهی و رشد اجتماعی، سیاسی و اسلامی خود را به جهانیان نشان دهند و برای ترقی و سعادت مردم در پیروی از تعالیم اسلام دعا میکند.

رأی مثبت به جمهوری اسلامی در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
در پاسخ به استفتایی از مردم قم، آیتالله روحانی رأی دادن به «جمهوری اسلامی» را صلاح دین و دنیای ملت ایران و تنها راه حفظ استقلال، جلوگیری از تجزیه کشور و تأمین حقوق و آزادیهای انسانی میداند. او از ملت ایران میخواهد که با حفظ وحدت کلمه، همگی به «جمهوری اسلامی» بدون کم و زیاد رأی دهند.
محکومیت کشتار مردم تهران توسط رژیم شاه و درخواست عدم برگزاری هرگونه تظاهرات از سوی مردم
این بیانیه با ابراز تأثر و اندوه عمیق از فاجعه کشتار مردم تهران در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و حوادث مشابه در مشهد و سایر شهرها آغاز میشود. در ادامه، این حوادث خونین را محکوم کرده و آن را نتیجه عدم توجه به خواستههای مشروع ملت ایران و روحانیت میداند. در پایان، ضمن اعلام همدردی با بازماندگان، از عموم مسلمانان و حوزههای علمیه درخواست همکاری در عزاداری را دارد و اکیداً توصیه میکند که از هرگونه تظاهرات و عملی که منجر به درگیری و سوءاستفاده مأموران شود، خودداری کنند تا از حوادث خونین بیشتر جلوگیری شود.
هوشیاری مردم مسلمان ایران نسبت به دروغپردازیها و فریبکاریهای رژیم شاه
متن با اشاره به اطلاعیه سرلشکر پاکروان، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور، در مورد افشای خیانت روحانیت آغاز میشود. در ادامه، این اطلاعیه را تلاشی مذبوحانه و پروندهسازی از سوی هیئت حاکمه برای فریب مردم میداند و تأکید میکند که مردم بیدار شدهاند و ماهیت دستگاه حاکمه را شناختهاند. سپس به هیئت حاکمه توصیه میشود که با عقل و حیا به وضعیت خود بنگرند و از عقلا مشورت بگیرند. در بخش بعدی، با مقایسه عملکرد رژیم با یزید بن معاویه، تلاشهای حکومت برای توجیه اقدامات غیرقانونی و سرکوب مخالفان را بینتیجه میخواند. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر هیئت حاکمه اشتباهات خود را میپذیرفت و حل مشکلات را به مراجع تقلید واگذار میکرد، محبوبیت کسب میکرد، اما به جای آن به قانونشکنی و ستیزه با ملت ادامه میدهد. سپس، با رد اتهامات مطرح شده در اطلاعیه پاکروان مبنی بر ارتباط روحانیت با یک عرب مرموز و دریافت پول، این اتهامات را ساختگی و بخشی از پروندهسازیهای دولت میداند. در پایان، با تأکید بر اینکه روحانیت بر قلوب مردم حکومت میکند و مردم فرامین آن را فرامین خدا میدانند، هشدار میدهد که با تجاوز به حریم قرآن و اسلام و سرکوب علما و مردم، نمیتوان کاری از پیش برد و مسلمانان تا پای جان برای تحقق خواستههای شرعی و قانونی خود ایستادگی خواهند کرد. متن با ابراز تأثر از شهادت مردم در فاجعه ۱۲ و ۱۳ محرم و طلب صبر برای خانوادههای داغدار به پایان میرسد.
اظهار حمایت و همدردی با مراجع دستگیر شده و تلاش در جهت رهایی ایشان
این نامه با ابراز تأثر شدید از بازداشت مراجع، علما، مبلغین و اساتید دانشگاه در ایام عزاداری حسینی به جرم امر به معروف و نهی از منکر آغاز میشود. نویسنده این اقدام را تأسی به سیدالشهداء دانسته و از عدم عبرتگیری مسئولین از واقعه کربلا انتقاد میکند. در ادامه، به جلوهگر شدن عظمت دین و آشکار شدن فقدان آزادی و وجود اختناق در کشور اشاره شده است. نویسنده ضمن اعلام پشتیبانی و هماهنگی با دستگیرشدگان، تأکید میکند که آنچه آنان گفتهاند، بیانگر دیدگاه همه روحانیون و ائمه اطهار است. در پایان، نویسنده عزم خود را برای تلاش در جهت آزادی دستگیرشدگان و عدم سکوت تا رفع گرفتاری آنان اعلام کرده و از مسلمانان میخواهد که به وظیفه یاری و پشتیبانی خود عمل کنند. همچنین، با اشاره به آیه قرآن، از ستمکاران انتقاد شده و برای دستگیرشدگان آرزوی رهایی و نصرت الهی میشود.

انقلاب اسلامی ایران: تداوم ندای پیامبران
مقاله با تأکید بر تفاوت نهضت مردمی ایران با سایر حرکتهای مشابه جهانی آغاز میشود و آن را چشماندازی جدید برای تمدن بشری معرفی میکند. در ادامه، به اصالت و والایی اهداف و اخلاقیات این نهضت اشاره شده و غیبت نیروهای چپ و راست بینالمللی و محلی از صحنه آن، به رغم منافع موجود، مورد تأکید قرار میگیرد. سپس، به آگاهی ملت ایران از ماهیت سرکوبگرانه رژیم و تلاش آن برای جلب رضایت قدرتهای بزرگ اشاره میشود و مقاومت قهرمانانه مردم بدون سلاح ستایش میگردد. مقاله در ادامه، فراگیر بودن انقلاب را با حضور اقشار مختلف جامعه و مشارکت بازار، مدارس و مساجد نشان میدهد و سیستم اطلاعرسانی خاص مخالفان رژیم را تشریح میکند. در بخش پایانی، خاستگاه جنبش را اهداف انسانی و اخلاق انقلابی معرفی کرده و آن را تداعیکننده ندای پیامبران میداند. در نهایت، چهار نکته اساسی شامل لزوم بررسی و حمایت از این تجربه انسانی، ناکامی رژیم شاه با وجود امکانات فراوان، در معرض خطر بودن ارزشهای اخلاقی در ایران و ناتوانی رژیم در تضمین امنیت منطقهای در برابر جنبشهای مردمی، مطرح میشود و به قتلعامهای جاری در ایران و لزوم آگاهیبخشی جهانی در مورد آنها هشدار داده میشود.

محکومیت دولت عَلَم در تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی و اعلام همراهی و حمایت از مواضع مراجع
متن با توصیف وضعیت ایران به عنوان گورستانی از آزادی و حاکمیت دیکتاتوری آغاز میشود. در ادامه، به تلاش برای خاموش کردن تنها نور امیدبخش، یعنی مرجعیت دینی، اشاره شده و از روحانیت و جوانان مسلمان برای دفاع از حریم پیامبر (ص) و آزادی مردم دعوت میشود. سپس، با یادآوری جنبش مشروطه و فداکاریهای ملت برای استقرار قانون اساسی، دولت وقت به دلیل وضع خودسرانه قانون و احیای استبداد عینالدوله مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، بر عدم بازگشت به دیکتاتوری و تبدیل دموکراسی به استبداد تأکید میشود.
آینده انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با تعریف انقلاب و تمایز آن از کودتا آغاز میشود و انقلاب را طغیان مردمی علیه نظم موجود برای رسیدن به آرمانهای مطلوب معرفی میکند. در ادامه، به نقش مکاتب در ایجاد انقلاب میپردازد و اسلام را به دلیل دارا بودن عناصر تعرض و تهاجم (مانند جهاد و امر به معروف و نهی از منکر) مکتبی انقلابی میداند. سپس سه ریشه اصلی برای انقلابها را برمیشمارد: محرومیت مادی (انقلابهای طبقاتی)، مسائل انسانی مانند آزادی (انقلابهای آزادیخواهانه) و مکتب و ایدئولوژی (انقلابهای پیامبرانه). در پایان، انقلاب اسلامی ایران را یک انقلاب ایدئولوژیک معرفی میکند که همه عوامل آن، از جمله مبارزه با بیعدالتی، استبداد و استعمار، رنگ اسلامی به خود گرفته و بر مبنای تعالیم اسلام و سیره ائمه (ع) شکل گرفته است. سخنرانی با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق ابعاد انقلاب برای حفظ و هدایت آن و دعای خیر برای مسلمین به پایان میرسد.

محکومیت رژیم آدمکش شاه، اعلام عزای عمومی و رد هرگونه سازش با آن
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به سرنوشت ستمکاران اشاره دارد. سپس به وضعیت دردناک ملت ایران در سالهای اخیر میپردازد و تجاوز حکومت جبار به ارزشهای مادی و معنوی مردم را تشریح میکند. در ادامه، به نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای استعماری، تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای غربی، وضع قوانین ضد اسلامی، سلب آزادیهای فردی و اجتماعی، دیکتاتوری و خفقان، پر شدن زندانها از مبارزان مسلمان و کشتار و خونریزی گسترده در شهرهای مختلف ایران اشاره میکند. در بخش بعدی، به اعلام حکومت نظامی در یازده شهر و حمام خون ۱۷ شهریور در تهران اشاره شده و از ملت ایران پرسیده میشود که آیا میتوانند این جنایات را فراموش کرده و با این حکومت سازش کنند. در پایان، چهلمین روز این عزیزان را عزای عمومی اعلام کرده و ضمن تسلیت به خانوادههای داغدیده و ملت ایران، پیروزی مسلمین و نابودی دشمنان داخلی و خارجی را از خداوند متعال مسئلت میکند و با آیهای دیگر از قرآن کریم به پایان میرسد.
تداوم مبارزه برای رفع ظلم و فساد و جلوگیری از چپاول بیتالمال و تأمین آزادی و کوتاه کردن دست بیگانگان و عمال اسرائیل از کشور
متن با ستایش از فداکاری و احساسات پاک مردم ایران در حمایت از اسلام و روحانیت آغاز میشود و این فداکاریها را نشانهای از پیوند ناگسستنی مردم با دین و روحانیت میداند. در ادامه، بر تداوم مبارزه روحانیت برای حمایت از اسلام و قرآن، اجرای احکام الهی، بسط عدالت اجتماعی، رفع خفقان و ظلم، جلوگیری از چپاول بیتالمال، تأمین آزادی در چارچوب مقررات اسلامی، قطع نفوذ بیگانگان و عمال اسرائیل و اصلاح امور اقتصادی تأکید میشود. در پایان، ادعای روزنامه اطلاعات مبنی بر سازش روحانیت تکذیب شده و بر ادامه مبارزه تا تحقق خواستههای روحانیت و ملت مسلمان با اتکا به وعده نصرت الهی تأکید میگردد.
محکومیت تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین فرمایشی و تقاضای لغو آن
این بیانیه با اشاره به تبعید آیتالله خمینی به دلیل دفاع از دین، استقلال و حقوق ملت، به تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین فرمایشی میپردازد. این لایحه به مستشاران آمریکایی مصونیت قضایی میدهد و به آنها اجازه هرگونه جنایت و تجاوز را میدهد. بیانیه، این اقدام را سند بردگی ملت ایران دانسته و به نقد عملکرد مجلسین در تصویب وامهای سنگین خارجی و عدم مقاومت در برابر دولت میپردازد. در ادامه، وضعیت اقتصادی نامناسب کشور و فقر مردم را نتیجه سیاستهای حاکمیت معرفی میکند و خفقان و سرکوب روحانیت را برای جلوگیری از آگاهی مردم از این خیانتها میداند. در پایان، ضمن دعوت به توسل به خداوند و امام زمان، از مردم میخواهد با حفظ آرامش و نظم، برای لغو این لوایح استعماری تلاش کنند.
انتقاد از ناکارآمدی دولت دکتر مصدق
متن با انتقاد از استفاده رادیو برای مقاصد شخصی و تخریب افراد صالح آغاز میشود. سپس به سابقه نهضت ملی ایران و نقش دکتر مصدق در آن اشاره میکند، اما عملکرد ۲۸ ماهه او را ناکارآمد و بدون دستاورد مفید میداند. در ادامه، مصدق را به تلاش برای تحکیم دیکتاتوری، انحلال مجلس از طریق رفراندوم غیرقانونی و سوءاستفاده از قدرت متهم میکند. همچنین، به وزرا و مأمورین دولتی هشدار میدهد که در صورت همکاری با اقدامات خلاف قانون، مسئول خواهند بود. در پایان، از ملت ایران میخواهد که از استقلال، وحدت ملی، آزادی و مشروطیت دفاع کنند و اجازه ندهند اقدامات مصدق به زوال این اصول منجر شود و تأکید میکند که هدف او تنها خیر ملت و مملکت است.

درخواست از شورای امنیت سازمان ملل جهت تأمین آزادی انتخابات مسلمانان کشمیر برای تعیین سرنوشت سیاسی خود
این درخواستها با اشاره به اهداف تأسیس شورای امنیت سازمان ملل، وضعیت نامساعد و فشار طاقتفرسای مسلمانان کشمیر را مطرح میکنند. نویسندگان خواستار آزادی ملت کشمیر برای تعیین سرنوشت سیاسی خود و رهایی از مظالم هستند. تأکید میشود که عالم اسلام با بیصبری منتظر نتیجه این درخواستها است و این تقاضا، خواسته همه مسلمین جهان است. در پایان، از شورای امنیت خواسته میشود تا با رعایت عدالت و حقوق، مسلمانان کشمیر را از تعدیات ظالمانه حفظ کرده و به آنها اجازه زندگی در آسایش و آزادی رأیدهی را بدهد.


معنا و مفهوم جمهوری اسلامی ایران
این مصاحبه به تبیین مفهوم «جمهوری اسلامی» میپردازد. در ابتدا، به ابهاماتی که در مورد تعارض جمهوری اسلامی با دموکراسی مطرح میشود، پاسخ داده و توضیح میدهد که «جمهوری» به شکل حکومت (انتخاب مردم برای مدت موقت) و «اسلامی» به محتوای آن (اداره بر اساس اصول اسلامی) اشاره دارد. سپس، به نقد دیدگاههایی میپردازد که حاکمیت ملی را منافی با پذیرش اسلام میدانند و تأکید میکند که ملت ایران در انقلاب مشروطه نیز اسلام را به عنوان قانون اساسی پذیرفته بود. در ادامه، به مسئله تحولات زمان و ثابت بودن قوانین اسلامی میپردازد و با ذکر مثالهایی از فقه و قرآن، نشان میدهد که چگونه اصول کلی اسلام با تغییر مصادیق، قابلیت انطباق با شرایط جدید را دارد. در بخش بعدی، به مقایسه دموکراسی و سوسیالیسم با دیدگاه اسلامی میپردازد و ناسازگاریهای ذاتی آنها را بیان میکند. همچنین، به نقد اومانیسم و تلاش برای ایجاد معنویت منهای مذهب میپردازد و بر نیاز بشریت به «تعبیری روحانی از جهان، آزادی روحانی فرد و اصول اساسی جهانی» تأکید میکند. در ادامه، به چرایی حذف کلمه «دموکراتیک» از عنوان «جمهوری اسلامی» میپردازد و تفاوت آزادی در اسلام با دموکراسی غربی را تشریح میکند. در پایان، به تحلیل انقلاب ایران و ویژگیهای منحصر به فرد آن میپردازد و ریشههای آن را در استبداد، استعمار، تحریف فرهنگی و جریحهدار شدن عواطف اسلامی میداند. همچنین، نقش رهبری امام خمینی در بازگرداندن هویت اسلامی به مردم و حفظ دستاوردهای انقلاب را با تأکید بر ایمان ملت به نیروی خویش و بازگشت به ارزشهای اصیل اسلامی، تبیین میکند.

تقبیح اقدامات ضد انسانی و ضد اسلامی ساواک
این نامه با شرح بازداشت شش ماهه نویسندگان در قزلقلعه و تضییقات اعمال شده بر آنان آغاز میشود. به بازرسی غیرقانونی منزل، ضبط کتب و وجوه شرعیه، اهانت و شکنجه در مراحل بازجویی اشاره شده و از آسیبهای جسمی وارده به فرزند حسینعلی منتظری و حمله مأموران به منزل عبدالرحیم ربانی شیرازی که منجر به سقط جنین و بیماری خانوادهاش شد، سخن به میان میآید. در ادامه، به سابقه تلاش برای اصلاح حوزه علمیه قم و سوءاستفاده ساواک از این جلسات برای پروندهسازی علیه منتقدان دولت و تبعید امام خمینی پرداخته میشود. سپس، به پیشنهاد ساواک برای تبعید داوطلبانه از قم اشاره شده که به دلیل مغایرت با موازین دینی، قانون اساسی و حقوق بشر رد میشود. در پایان، دولت به از بین بردن آزادی قلم و بیان، جلوگیری از امر به معروف و نهی از منکر روحانیت، تضعیف روح دینی و اخلاق اسلامی در جامعه، ترویج فساد و تصویب قوانین ضد اسلامی متهم شده و نسبت به خطر جدی برای اساس دین و مذهب در کشور هشدار داده میشود. نامه با ابراز تأسف از وضعیت موجود و تأکید بر تحمل سختیها برای حفظ اسلام و کشور، خواستار تشکیل محکمهای صالح برای رسیدگی به اقدامات غیرقانونی دولت میشود.

رد اتهامات و دروغپردازیهای دولت و تقبیح اقدامات ضد مردمی آن و اعلام حمایت از مراجع دستگیر شده
این بیانیه با اشاره به تذکرات علمای شیعه به دولت و واکنش خشونتآمیز حکومت، به دستگیری آیتالله خمینی و سایر علما و وعاظ و کشتار مردم بیدفاع در شهرهای مختلف اعتراض میکند. سپس به رد اتهامات و دروغپردازیهای دستگاه تبلیغاتی دولت میپردازد و تأکید میکند که آیتالله خمینی تنها نیست و اعتراضات او مورد تأیید علمای شیعه است. همچنین هرگونه ارتباط علما با دولتهای خارجی را تکذیب کرده و نفوذ دولت غاصب اسرائیل در ایران را محکوم میکند. بیانیه به نارضایتی از کشتار مردم و تحریف اعتراضات علما توسط دولت اشاره دارد و تأکید میکند که علما با آزادی و ترقی مخالف نیستند، بلکه خواستار اجرای قوانین مملکتی، رعایت عدالت و قانون اساسی هستند. در پایان، خواستار محاکمه قانونی یا انتشار آزادانه افکار علما از طریق رسانهها میشود و پیروزی اسلام و استقلال ایران را آرزو میکند.

ماهیت انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با اشاره به آیه «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم» آغاز میشود و بر این نکته تأکید میکند که پس از پیروزی بر دشمن بیرونی، خطر اصلی از درون جامعه را تهدید میکند. سپس به بررسی تاریخ اسلام و انحراف انقلاب پیامبر از مسیر اصلی خود به سمت قومگرایی و نژادپرستی میپردازد. در ادامه، ماهیت انقلابها را از سه منظر اقتصادی، آزادیخواهانه و ایدئولوژیک تحلیل میکند و با ذکر مثالهایی از تاریخ اسلام و انقلاب فرانسه، نشان میدهد که انقلاب اسلامی ایران ماهیتی جامع از هر سه عامل دارد. در بخش پایانی، بر اهمیت حفظ هویت اسلامی انقلاب، تداوم مسیر عدالتخواهی و آزادیهای معقول، و مقابله با مکاتب التقاطی تأکید میکند. همچنین، نقش رهبری امام خمینی در بسیج عمومی مردم و پیشبرد انقلاب بر اساس مفاهیم اسلامی را برجسته میسازد و به لزوم استقلال فکری و فرهنگی برای تضمین آینده انقلاب اشاره میکند.

دستاوردهای انقلاب و افشای دروغپردازیها و فریبکاریهای گروهکهای ضدانقلاب
سخنرانی با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به دستاوردهای انقلاب اسلامی، به ویژه خودآگاهی ملت در شناخت آرمانها و انتخاب شعارها، میپردازد. به نقش مردم در شکلگیری شعارهایی مانند «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» اشاره میکند و تفاوت انقلاب اصیل با انقلاب وارداتی را در همین خودجوشی و آگاهی مردم میداند. سپس به نقش رهبری و روحانیت در بیداری اسلامی و گسترش حماسه انقلاب میپردازد و تأکید میکند که بدون آمادگی مردم، تلاش رهبران به ثمر نمیرسد. در ادامه، به راهپیماییهای میلیونی مردم و خنثی شدن تبلیغات دشمنان اشاره میکند و با ذکر خاطرهای از تهدیدات سیاستمداران آمریکایی، عشق به شهادت در مکتب اسلام را عامل مقاومت مردم معرفی میکند. سخنرانی به مشارکت آگاهانه مردم در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و اهمیت سن ۱۶ سال برای رأیدهندگان میپردازد. در بخش پایانی، به انتقاد از گروههای سیاسی که به ملت جسارت میکنند و رأی مردم را زیر سؤال میبرند، میپردازد و با استناد به آیات قرآن و نهجالبلاغه، بر اهمیت عدالت، آزادی و حقوق متقابل در اسلام تأکید میکند. در پایان، از مردم میخواهد در برابر دروغپردازیها و فتنهانگیزیها صبور باشند، مگر آنکه خطر جدی باشد، و برای هدایت و موفقیت مسلمانان دعا میکند.

جنبش محرومان لبنان و ابعاد آن و سفارش به مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل
سخنرانی با ابراز افتخار از حضور در جمع دانشجویان حقوق آغاز میشود و به اهمیت حق و عدالت در جنبش محرومان اشاره میکند. سپس به نقد وضعیت موجود در لبنان میپردازد که در آن حرف زدن و تحلیل جای عمل را گرفته و گذشته پرافتخار مانع از تلاش برای آینده شده است. در ادامه، ابعاد جنبش محرومان را در سه بخش عمق (ایمان به خدا و انسان)، عرض (فراگیر بودن جنبش و حمایت اقشار مختلف) و طول (هدف نهایی رفع محرومیت و دفاع از وطن) تبیین میکند. در بخش پایانی، با ذکر دو نمونه عملی از موفقیتهای کوچک، بر اهمیت عملگرایی و مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل در جنوب لبنان تأکید میکند و از دانشجویان میخواهد جبههای برای حمایت از جنوب تشکیل دهند.

علل بروز انقلاب اسلامی: عدم رضایت و نفرت مردم از رژیم پهلوی در از بین بردن استقلال سیاسی و اقتصادی کشور، عزم روحانیت در واژگونی رژیم استبدادی و تشکیل حکومت اسلامی در ایران
متن با اشاره به مبارزه ملت ایران برای حاکمیت ملی و نظاره جهانیان، جنبش روحانیت شیعه و مردم را ناشی از عدم رضایت از حکومت فردی و استبدادی رژیم پهلوی از سال ۱۳۰۴ میداند. در ادامه، به تجاوزات و جنایات حکومت علیه حقوق فردی و جمعی، هتک حرمت مقدسات مذهبی، شکنجه آزادیخواهان و تلاش برای محو هویت ملی و مذهبی ایرانیان با الهام از عوامل بیگانه اشاره میکند. سپس، ضربات مهلک اقتصادی ناشی از تصمیمات فردی زمامداران مستبد را تشریح کرده و بیان میکند که با وجود درآمدهای نفتی، ایران به جای ثروتمندترین ملت، ناچار به گرفتن وام است. سیاست دروازههای باز، نابودی کشاورزی، عدم توسعه روستاها و مشکلات بهداشتی را از دیگر معضلات برمیشمارد. همچنین، به تلاش حکومت برای تأسیس نیروگاههای اتمی در مناطق زلزلهخیز و دفن زبالههای اتمی غرب در ایران انتقاد میکند. در بخش پایانی، با استناد به مبارزات تاریخی روحانیت شیعه (مانند تحریم تنباکو، مشروطه و ملی شدن نفت)، بر رهبری روحانیت در مبارزه کنونی علیه استبداد تأکید کرده و هدف نهایی را واژگونی حکومت فردی و تشکیل حکومتی مستقل، شکوفا و منطبق بر موازین شرع مقدس اسلام با شورای زعمای مسلمین میداند که ضامن آزادیهای فردی و عدالت اجتماعی باشد. در انتها، نویسنده به عنوان پاسدار دین اسلام، توجه جهانیان را به روشهای ظالمانه رژیم ایران در قبال مخالفان (کشتار، شکنجه، تبعید و زندان) جلب کرده و از وجدانهای بیدار بشری برای رهایی ملت ایران استمداد میطلبد.
نامه به گورباچف، رهبر اتحاد شوروی، و پیشبینی شکست کامل مارکسیسم و دعوت او به بازگشت به دین و پذیرش اسلام
نامهای به میخائیل گورباچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، نوشته شده است. در این نامه، ضمن ستایش از جسارت گورباچف در بازنگری مکتب کمونیسم، به او توصیه میشود که در سیاست «خدازدایی» و «دینزدایی» تجدیدنظر کند. مشکل اصلی شوروی، عدم اعتقاد واقعی به خدا دانسته شده و پیشبینی میشود که کمونیسم به زودی در موزههای تاریخ جای خواهد گرفت. سپس، به تفاوت جهانبینی مادی و الهی پرداخته شده و با استناد به آیات قرآن و مثالهای فلسفی، بر وجود عالم غیب و نیاز انسان به کمال مطلق و زندگی ابدی تأکید میشود. در ادامه، از گورباچف خواسته میشود که درباره اسلام تحقیق کند و اسلام را راه نجات ملتها معرفی میکند. در پایان، با اشاره به آزادی نسبی مراسم مذهبی در شوروی، مذهب واقعی را عامل استواری ایران در برابر ابرقدرتها و خواهان عدالت و آزادی میداند و مذهب «آمریکایی» را مذهبی مخدر و جدا از سیاست معرفی میکند. در نهایت، جمهوری اسلامی ایران را پایگاهی قدرتمند برای پر کردن خلأ اعتقادی نظام شوروی میداند و بر حسن همجواری تأکید میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب جهاد علیه رژیم بعثی عراق تا آزدی آن کشور و استقرار نظام اسلامی در آن
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر آغاز میشود و سپس ملت عراق را خطاب قرار میدهد. در ادامه، به رنجها و ستمهایی که رژیم بعثی بر مردم عراق روا داشته، اشاره میکند و اقدامات وحشیانه این رژیم، از جمله زندانی کردن، شکنجه و اعدام دهها هزار نفر از مؤمنان و دانشمندان دینی را محکوم میکند. در بخش بعدی، شهادت دانشمندان و جوانان را مایه پایداری ملت میداند و آمادگی خود را برای شهادت اعلام میکند. در پایان، بر هر مسلمان عراقی در داخل و خارج از کشور، جهاد و دفاع برای نابودی رژیم حاکم، آزادی عراق و برپایی نظام اسلامی را واجب میشمارد.

بهرهبرداری استکبار جهانی از اختلافات مذهبی مسلمانان، تلاش امریکا در جهت تفرقهافکنی و ناکامی وحدت اسلامی و تحریف انقلاب اسلامی ایران، لزوم وحدت مسلمانان در مقابله با استکبار
سخنرانی با اشاره به فقدان وحدت اسلامی و تقسیم امت به دو جناح شیعه و سنی آغاز میشود که مانع رشد کشورهای اسلامی شده و حکام ستمگر را در غارت داراییها یاری میدهد. در ادامه، به نقش حکام در دامن زدن به اختلافات مذهبی برای پنهان کردن چهره واقعی کفر و غفلت از مسائل عدالت و آزادی پرداخته میشود. سپس، دلایل ناکامی وحدت اسلامی علیرغم شعارهای طولانیمدت، از جمله تلقی استعمار از وحدت به عنوان تهدید و تلاش آمریکا برای جلوگیری از آن، بررسی میگردد. در بخش بعدی، بر لزوم اتخاذ روش قرآنی و تمرکز بر مشترکات برای دستیابی به وحدت سیاسی تأکید شده و نمونههایی از وحدت در مبارزه با اسرائیل و حمایت از مردم افغانستان ذکر میشود. سخنرانی به توطئههای استعمار برای تضعیف جنبشهای اسلامی و معرفی انقلاب ایران به عنوان انقلابی شیعی اشاره کرده و از مسلمانان میخواهد که وحدت اسلامی را تبلور آزادی و اسلامیت زندگی بدانند. در پایان، با طرح این پرسش که در صورت حضور پیامبر (ص) چه میکردیم، از مسلمانان میخواهد که از غرق شدن در تاریخ بپرهیزند و با تجدیدنظر در آگاهی و اخلاص خود، در برابر کفر جهانی متحد شوند و اسلام را در همه عرصهها حاکم گردانند.
اعلام غیرقانونی بودن دولت، مجلس و سلطنت پهلوی و مجرم بودن سران رژیم شاه، تشکیل دولت انقلاب و درخواست پیوستن سران ارتش به مردم
سخنرانی با ابراز همدردی با خانوادههای داغدار انقلاب آغاز میشود و به بررسی ریشههای مصیبتهای ملت میپردازد. در ادامه، سلطنت پهلوی از ابتدا غیرقانونی اعلام میشود، زیرا مجلس مؤسسان با زور سرنیزه تشکیل شده و حق تعیین سرنوشت نسلهای آینده توسط نسلهای گذشته نفی میگردد. سپس، دولت و مجلسهای ناشی از این سلطنت نیز غیرقانونی شمرده میشوند و مسئولان آنها مجرم شناخته میشوند. در بخش بعدی، به خیانتهای محمدرضا پهلوی در حوزههای اقتصادی (اصلاحات ارضی و وابستگی به خارج)، فرهنگی (عقبماندگی دانشگاهها و ترویج فحشا) و سیاسی (وابستگی به آمریکا و پایگاههای نظامی) اشاره میشود. در پایان، بر لزوم ادامه نهضت تا سرنگونی کامل رژیم تأکید شده و از ارتش خواسته میشود که به ملت بپیوندد و مستقل باشد. همچنین از بخشهایی از ارتش که به مردم پیوستهاند، تشکر میشود و هدف از این اقدامات، تشکیل دولت و مجلس بر اساس آرای مردم و حفظ یک نظام قدرتمند ملی عنوان میگردد.
.jpeg&w=3840&q=75)
محکوم کردن اختناق، سرکوب و ممنوعیت شعائر مذهبی، ودستگیری و حبس مسلمانان بیگناه عراق
متن با ستایش ملت عراق و ابراز همدردی با رنجهای آنان آغاز میشود و بر پیوند عمیق مرجعیت با مردم تأکید میکند. در ادامه، به مسئولان کشور هشدار داده میشود که سرکوب و محروم کردن مردم از حقوق انسانی و آزادیهای اجتماعی، به ویژه در انجام شعائر دینی، پایدار نخواهد بود. به اقدامات سرکوبگرانه حکومت، از جمله حذف اذان و نماز جمعه از رادیو، محاصره مراسم عزاداری امام حسین (ع)، پر کردن مساجد از نیروهای امنیتی و اجبار مردم به عضویت در حزب حاکم، اشاره شده و این اقدامات محکوم میشوند. در بخش پایانی، خواستار آزادی شعائر دینی و حسینی، پخش مجدد اذان و نماز جمعه از رادیو، توقف ثبتنامهای اجباری در حزب بعث، آزادی زندانیان و پایان دادن به بازداشتهای غیرقانونی میشود. در نهایت، بر لزوم مشارکت جدی مردم در اداره امور شهرها از طریق انتخابات آزاد محلی تأکید شده و اعلام میشود که این خواستهها، خواستههای یک امت است و برای تحقق آنها، مردم به مقاومت فراخوانده میشوند.

دستاوردهای انقلاب اسلامی: استقلال و آزادی، تلاش در جهت اجرای عدالت اقتصادی در جامعه
سخنرانی با تأکید بر اسلامی بودن انقلاب و نقش محوری مستضعفین در پیروزی آن آغاز میشود. در ادامه، دستاوردهای عمومی انقلاب مانند استقلال و آزادی سیاسی و انتخابات، به عنوان ارمغانهایی برای همه اقشار جامعه، به ویژه مستضعفین، تشریح میگردد. سپس، به دستاوردهای خاص محرومین پرداخته شده و ضمن اعتراف به عدم تحقق کامل اهداف دولت در خدمت به مستضعفین به دلیل مشکلات موجود، بر لزوم حرکت دولت در مسیر خدمت به این قشر و تنظیم سیاستهای اقتصادی و مالی بر این اساس تأکید میشود. در پایان، با رد مباحث انحرافی پیرامون مالکیت خصوصی و سقف ثروت در اسلام، بر ضرورت تنظیم سیستم مالی کشور بر اساس قسط و توزیع عادلانه ثروت تأکید شده و با استناد به فتوای امام خمینی در مورد حرمت مال حاصل از قرض ربوی، فقه غنی اسلام را پشتوانه قوی برای تدوین قوانین در جهت رفع فقر و محرومیت معرفی میکند.

محکومیت ترور شیخ راغب حرب و تجلیل از شخصیت جهادی، انقلابی، مردمی و استعمارستیز او
این متن با تجلیل از شخصیت شیخ راغب حرب آغاز میشود و او را مجاهدی معرفی میکند که زندگیاش را وقف اسلام و مبارزه با افکار کفرآلود کرده بود. در ادامه، به شیوههای مبارزاتی خردمندانه او در برابر اشغالگران و استعمارگران اشاره میکند که شامل تحریم کالاهای دشمن و مقاومت در برابر برنامههای آنان بود. سپس، به ترور شیخ راغب حرب توسط دشمن اشاره میکند که به گمان خود قصد توقف جنبش آزادیخواهی را داشت، اما شهادت او پیامی از عظمت خداوند و مقاومت امت بود. در پایان، نویسنده از دست دادن شیخ راغب حرب را بخش مهمی از زندگی خود میداند و بر ادامه راه مبارزه و عدم تسلیم در برابر زورگویی دشمن تأکید میکند.
دعوت مردم به شرکت در همهپرسی جمهوری اسلامی و دادن رأی مثبت به آن
متن با خطاب به ملت مسلمان ایران آغاز میشود و روز دهم فروردین را روز سرنوشت و بهرهگیری از خون شهدا معرفی میکند. در ادامه، به مبارزات و فداکاریهای ملت در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی اشاره شده و از مردم خواسته میشود تا با شرکت در همهپرسی و رأی دادن به جمهوری اسلامی، رشد دینی و سیاسی خود را به جهانیان نشان دهند. جمهوری اسلامی به عنوان ثمره مبارزات و تنها ضامن عدالت، آزادی و استقلال کشور معرفی میشود و بر لزوم هوشیاری در برابر توطئههای استعمار تأکید میگردد. در پایان، نگارنده اعلام میکند که بر اساس وظیفه الهی خود به جمهوری اسلامی رأی خواهد داد و ابراز امیدواری میکند که دیگران نیز چنین کنند.

افشا و محکومیت سرکوب و ایجاد تنگنا و محدودیتهای فراوان برای طلاب حوزه علمیه قم
متن با خطاب به ملت مسلمان ایران و مردم آزاده جهان آغاز میشود و به تشریح اقدامات سرکوبگرانه هیأت حاکمه از دوم فروردین ماه سال جاری میپردازد. در ادامه، به وقایع مدرسه فیضیه قم، دستگیری طلاب و سلب معافیت تحصیلی آنان، بازداشت آیتالله خمینی و سایر علما و گویندگان، و کشتار مردم در شهرهای مختلف اشاره میکند. سپس، به تلاش حکومت برای اغفال افکار عمومی از طریق انتخابات و بازگرداندن اجباری مراجع مهاجرتکرده به تهران میپردازد. در بخش بعدی، متن به اقدامات حکومت علیه روحانیت و حوزه علمیه قم، از جمله اخراج طلاب از مدارس و آواره کردن آنان، اشاره میکند. در پایان، طلاب حوزه علمیه قم شکایت خود را به خداوند و ولی عصر (عج) تقدیم کرده و از مسلمانان استمداد میجویند. متن با تأکید بر عدم تأثیر اقدامات قانونی مراجع بر حکومتی که به هیچ اصلی پایبند نیست، به آرامش و سکوت طلاب به احترام مراجع اشاره میکند و با استناد به آیات قرآن، به پیروزی نهایی حق و عدالت و خشم ملت مسلمان ایران تأکید میورزد و در نهایت، حملات به حوزه علمیه را بخشی از نقشهای وسیعتر برای سرکوب تمام حوزههای علمیه میداند و اعلام خطر میکند.
دفاعیه: رد اتهامات جعلی دستگاههای امنیتی و قضایی رژیم سعودی و بیان مواضع عقیدتی و مطالبات سیاسی و حقوقی خود
این دفاعیه با نقد رویکرد دستگاه قضایی سعودی در جرمانگاری فضایل انسانی و امر به معروف و نهی از منکر آغاز میشود. سپس، اتهام قیام علیه مسلمانان را رد کرده و تفاوت میان قیام مسلحانه و تظاهرات مسالمتآمیز برای مطالبه حقوق را تبیین میکند. در ادامه، به شرح شکنجههای جسمی و روحی خود در زندان و نحوه اخذ اعترافات تحت فشار میپردازد و بر عدم مشروعیت اعترافات اجباری تأکید میکند. بخش بعدی به محکومیت حاکمیت سیاسی و ساختار قضایی آل سعود، عدم تأیید رژیم به دلیل ستم و قتل، و نامشروع بودن نظام سلطنتی موروثی میپردازد. همچنین، عدم پایبندی به قوانین خلاف شرع و رد اتهام عدم اطاعت از ولی امر مسلمین را مطرح کرده و خواستار محاکمه بر اساس شریعت میشود. در پایان، بر لزوم تغییر رفتار حکومت با منتقدان، فساد ناشی از قدرت حاکم، درخواست آزادی زندانیان شیعه و سنی، نقد وهابیت و فتنهانگیزی مذهبی آل سعود، عدم سکوت در برابر ستم و حمایت آمریکا از رژیمهای وابسته عربی تأکید میکند و به انتقاد از حکومتهای استبدادی عربی و رژیمهای خلیج فارس میپردازد.
چالشهای فراروی بشریت امروز: اهمیت ایمان به خدا و ارزشهای اخلاقی، فقدان عدالت اجتماعی، محاصره اقتصادی، آوارگی ملل مسلمان منطقه (به ویژه فلسطین)، نقش رهبران دینی در وادار کردن قدرتهای بزرگ به کنار گذاردن زبان زور و جنگ و توسعهطلبی و نیز تقویت همبستگی انسانی و همزیستی پیروان همه ادیان
این بیانیه گزارشی از دیدار آیتالله سید علی سیستانی با پاپ فرانسیس است. در این دیدار، درباره چالشهای بشریت امروز و نقش ایمان به خدا و ارزشهای اخلاقی در غلبه بر آنها گفتگو شد. آیتالله سیستانی به رنج مردم از ظلم، فقر، آزار دینی و فکری، سرکوب آزادیها، فقدان عدالت اجتماعی، جنگها، محاصره اقتصادی و آوارگی، به ویژه در فلسطین، اشاره کردند. ایشان بر نقش رهبران دینی در تشویق قدرتهای بزرگ به کنار گذاشتن زبان جنگ و توسعهطلبی و تقویت همبستگی انسانی و همزیستی مسالمتآمیز بین پیروان ادیان تأکید کردند. همچنین، به جایگاه عراق و اهتمام خود به امنیت و حقوق شهروندان مسیحی و نقش مرجعیت در محافظت از مظلومان اشاره نمودند. در پایان، برای پاپ و بشریت دعای خیر کرده و از سفر پاپ به نجف اشرف قدردانی شد.

دعوت از مردم عراق برای افشای جنایات صدام حسین و تلاش در جهت سرنگونی وی و ایجاد حکومت مردمی در آن کشور
متن با حمد و ثنای الهی و سلام بر اهل بیت آغاز میشود. سپس با لحنی حماسی، مردم مظلوم عراق را خطاب قرار میدهد و به سابقه مبارزاتی و دینی آنان اشاره میکند. در ادامه، به تجاوز صدام حسین به کویت و جنایات او علیه مردم عراق، به ویژه شیعیان، میپردازد و او را سگی هار و طرد شده از سوی مستکبران توصیف میکند. متن این وضعیت را فرصتی طلایی برای مردم عراق میداند تا جنایات صدام را افشا کرده و انتقام خونهای ریخته شده را بگیرند. در پایان، سه وظیفه اصلی برای مردم عراق در جهت نابودی رژیم صدام برمیشمرد: از بین بردن موانع درونی، افشای تبلیغاتی جنایات رژیم و تأکید بر رهایی از طریق تمسک به اسلام، و تلاش برای جلوگیری از ظهور طاغوتی دیگر و اقامه حکومت الهی در عراق.

درخواست آزادیهای سیاسی و مذهبی و اجرای عدالت اجتماعی، اقتصادی، اداری و قضایی از رژیم آلسعود برای جامعه شیعه عربستان
این بیانیه با سپاس از خداوند و درود بر پیامبر و خاندانش آغاز میشود و با شش مقدمه، از جمله تأکید بر صراحت در بیان حقیقت بدون تقیه، اهمیت شنیدن دیدگاهها، تلخی اولیه حقیقت و شیرینی آن در درازمدت، لزوم قرائت بیطرفانه متون، امید به ظرفیتپذیری برای حقیقت و ماهیت «رافضی» (ستمناپذیر) اما مسالمتآمیز اندیشه شیعه، به تبیین مبانی خود میپردازد. سپس با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر اهمیت کرامت انسانی، تقوا، عدالت و قسط در حکومت تأکید میکند و این دو اصل (عدالت حاکم و قسط میان مردم) را ستونهای اصلی دوام حکومت میداند. در ادامه، شش درخواست کلی شامل عدالت و آزادی اعتقادی، شغلی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و کیفری را مطرح میکند. در بخش پایانی، ۲۵ درخواست تفصیلی برای جامعه شیعه عربستان ارائه میدهد که شامل به رسمیت شناختن مذهب شیعه، آزادی مذهبی، اصلاح برنامههای درسی، بازسازی بقیع، تأسیس مراکز دینی، استقلال دادگاههای شیعی، تشکیل مجلس فقها، آزادی ساخت اماکن مذهبی، سهمیه در رسانهها و مناصب حکومتی، ایجاد شهر دانشگاهی در قطیف، بازگرداندن کارمندان اخراجی، آزادی زندانیان سیاسی، حل معضل بیکاری، عدم برخورد امنیتی با مسائل، نگاه یکسان حکومت به مذاهب و تشکیل نهاد ملی برای رسیدگی به شکایات مردم است. بیانیه با دعای خیر و طلب یاری برای کلمه توحید به پایان میرسد.
محکومیت عربستان سعودی به سبب اعدام روحانی انقلابی شیعه (شیخ نمر)، انتقاد شدید از فقدان دموکراسی در آن کشور
دبیرکل مجلس علمای هند، ریاست دورهای عربستان بر شورای حقوق بشر سازمان ملل را مضحک خوانده و خواستار اخراج این کشور از شورا شد. در ادامه، به فقدان دموکراسی و سرکوب مخالفان در عربستان اشاره شده و اعدام شیخ نمر و یک روحانی سنی مخالف را نمونههایی از این سرکوبها دانست. در پایان، به ناتوانی دولت هند در اعمال فشار بر عربستان به دلیل وابستگی نفتی اشاره شده است.
مقاومت، تنها راه پیروزی مردم بحرین؛ انتقاد شدید از سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم (رهبر مذهبی شیعیان آن کشور)
این بیانیه با خطاب قرار دادن مردم بحرین، مقاومت را تنها راه رسیدن به اهداف اسلامی و پیروزی در برابر دشمنان دین و کیان شیعه معرفی میکند. در ادامه، به حکام بحرین توصیه میشود که مردم این کشور تنها خواهان دموکراسی، آزادی و پیادهسازی احکام الهی هستند و اعمال فشار با اهداف الهی سازگاری ندارد. همچنین، سلب تابعیت از شیخ عیسی قاسم مورد انتقاد قرار گرفته و این اقدام مغایر با اصول کشورداری دانسته میشود. در پایان، با اشاره به وجوب خمس در مذهب اهلبیت (ع) و نقش آن در حمایت از فقرا و حوزههای علمیه، نسبت به تعدی به احکام مذاهب هشدار داده میشود.
جایگاه و مواضع سیاسی شیعیان نیجریه نسبت به تکثر قومی و مذهبی و سیاستهای دولت آن کشور
مصاحبهای با حجتالاسلام ابراهیم یعقوب زکزاکی، رهبر نهضت اسلامی نیجریه، به معرفی خود و سوابق تحصیلی و فعالیتهای اسلامیاش میپردازد. او ساختار نهضت خود را غیررسمی اما سازمانیافته توصیف میکند که هدف آن اشاعه آگاهی درباره اسلام است. زکزاکی به اتهامات مربوط به ارتباط با کشورهای خارجی و تأمین مالی پاسخ میدهد و تأکید میکند که فعالیتهایشان در چارچوب تواناییهای مالی خودشان است. او تجربه دستگیریهای مکرر خود را بیان میکند و معتقد است که حبس نمیتواند اراده او را از بین ببرد. در ادامه، به قدرت و نفوذ نهضت اسلامی در نیجریه اشاره میکند که از دانشگاه آغاز شده و به روستاها و شهرها گسترش یافته است. او دین اسلام را امری اجتماعی میداند و راهکار خود را برای حل مشکلات جامعه، وجود رهبران خداترس و پرهیز از فساد میداند. زکزاکی اتهامات نظامیگرا و خشونتآمیز بودن جنبش خود را رد میکند و آن را تبلیغات دولت میداند. او حق اعتراض مسالمتآمیز را از حقوق مردم میداند و به عدم نیاز به اجازه پلیس برای گردهماییهای مذهبی اشاره میکند. در پایان، آینده سیاسی نیجریه را به بیداری مردم و به دست گرفتن سرنوشت خودشان وابسته میداند و تفاوتهای قومی و مذهبی را یک برکت الهی میشمارد.

ابراز نفرت و انزجار از سرکوب خونین تظاهرات مسالمتآمیز مردم قم و برملا شدن چهره دروغین آزادیخواهی و دموکراتیک رژیم شاه
این بیانیه با اشاره به فاجعه خونین قم در ۲۹ محرم ۱۳۹۸ (۱۹ دی ۱۳۵۶) که در پی توهین روزنامه اطلاعات به مقدسات اسلامی و آیتالله خمینی رخ داد، آغاز میشود. در ادامه، به تعطیلی دروس حوزه علمیه و بازار قم در اعتراض به این توهین و تجمع مسالمتآمیز طلاب و مردم در منازل مراجع اشاره میکند. سپس، حمله کماندوها و مأموران مسلح به این جمعیت آرام، کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از مردم، از جمله یک کودک سیزده ساله، و جمعآوری اجساد توسط پلیس را تشریح میکند. در بخش بعدی، با طرح پرسشهایی انتقادی، تناقض میان ادعاهای رژیم شاه درباره آزادی و دموکراسی با سرکوب خشونتآمیز مردم را به چالش میکشد. در پایان، ضمن تسلیت به امام زمان (عج)، روحانیت و عموم مسلمین، انزجار شدید خود را از این اعمال وحشیانه ابراز داشته و برای موفقیت ملتهای مسلمان در دفاع از حریم اسلام دعا میکند.
درسهای عاشورا: مقاومت، ایثار، جهاد و آزادگی در برابر آمریکا، اسرائیل و ارتجاع منطقه
سخنرانی با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و اهل بیت آغاز میشود و به فاجعه عاشورا به عنوان مصیبتی عظیم در تاریخ اسلام اشاره میکند. سپس به این نکته میپردازد که کربلا نتیجه انحرافات اولیه در امت اسلامی بوده و نه یک حادثه تصادفی. در ادامه، به برخورد امام علی (ع) با معاویه و عدم پذیرش حکومت او بر شام، به عنوان الگویی از عدم دلبستگی به قدرت و پایبندی به اصول اشاره میکند و این رویکرد را با عملکرد حاکمان معاصر که برای حفظ قدرت با دشمنان اسلام سازش میکنند، مقایسه میکند. سخنرانی به ریشههای انحراف مردم عراق از امام علی (ع) و امام حسین (ع) و پیامدهای کوتاهی در برابر حق میپردازد و تأکید میکند که کربلا فراتر از ابعاد عاطفی، سرشار از درسها و عبرتها برای زمان حال است. در بخش بعدی، به ضعف بصیرت و کوتهفکری در میان اعراب اشاره میکند که باعث میشود تا حوادث را به چشم نبینند، ایمان نیاورند و به جای عمل به قرآن، از دشمنان بترسند. سخنران با استناد به آیات قرآن، آمریکا و اسرائیل را ضعیف و فاقد قدرت واقعی معرفی میکند و به پیامدهای منفی حضور آمریکا در یمن و فسادآفرینی آنها میپردازد. در پایان، بر لزوم بازگشت به قرآن و تاریخ برای کسب بصیرت و شناخت دشمن تأکید میکند و از رهبران میخواهد که در برابر دشمنان اسلام موضع قاطع بگیرند و مردم را برای جهاد آماده کنند، نه اینکه ضعف خود را به ملتها تحمیل کنند. سخنرانی با دعا برای پیروزی مسلمانان و لعن یزید و معاویه و پیروانشان به پایان میرسد.
محکومیت امارات و عربستان در سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز مردم انقلابی بحرین و سکوت کشورهای غربی در برابر آن
سخنرانی با انتقاد از مواضع غرب، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در قبال اعتراضات مردم بحرین آغاز میشود. در ادامه، اعتراضات مردم بحرین را مسالمتآمیز و بدون اسلحه توصیف میکند و از مدعیان دموکراسی و حقوق بشر میخواهد که سرکوب این قیام را محکوم کنند. سپس، ادعای حقوق بشر غرب را در واقع حقوق خود آنها میداند و دموکراسی واقعی را در حرکتهای مردمی علیه دیکتاتورها در کشورهای مختلف منطقه میبیند. در پایان، با محکوم کردن مواضع عربستان و امارات، رفتار عربستان را با وجود آسیبپذیری داخلی و عدم برگزاری انتخابات، غیرمنطقی میخواند و پیمان دفاعی را برای مقابله با هجوم بیگانگان میداند، نه سرکوب مردم.
محکومیت لغو تابعیت رهبر مذهبی بحرین توسط حکام آلسعود
این نامه با خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، اقدام دولت بحرین در لغو تابعیت شیخ عیسی قاسم، رهبر دینی اکثریت مردم بحرین را محکوم میکند. در ادامه، این عمل را دیکتاتوری و مخالف حقوق و کرامت انسانی دانسته و از دبیرکل سازمان ملل میخواهد که در این مسئله مداخله کرده و مانع از ظلم و تعدی مستبدین بر ملتها شود.
انتقاد شدید از اختناق، حبس، شکنجه و اعدام روحانیون و انقلابیون و درخواست از هویدا (نخست وزیر) برای بازگرداندن امام خمینی از تبعید
نامه با اشاره به تبعید آیتالله خمینی و محرومیت مردم و حوزه علمیه قم از رهبری ایشان آغاز میشود. در ادامه، به وضعیت نامناسب مسلمانان و عدم توانایی مرجع دینی در بیان احکام الهی و دفاع از آزادی ملت و استقلال کشور به دلیل اعتراض به کاپیتولاسیون اشاره شده و این لایحه به شدت مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس با یادآوری وقایع تاریخی مانند تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و مبارزات سید جمالالدین اسدآبادی، وضعیت کنونی ایران را با آن دوران مقایسه کرده و آیتالله خمینی را متمثل هر دو شخصیت معرفی میکند. نامه به شدت از اختناق، حبس، شکنجه، تبعید و اعدام آزادیخواهان و روحانیون انتقاد کرده و از هویدا، نخستوزیر وقت، میخواهد که به این وضعیت اسفناک پایان داده و با بازگرداندن آیتالله خمینی به قم و توقف سرکوب، شکاف میان مردم و دولت را از بین ببرد. در پایان، با استناد به آیه قرآن، بر بیثباتی حکومتهای ظالم تأکید شده و امیدواری به پذیرش تذکرات مشفقانه ابراز میشود.
پیروزی قطعی مردم مظلوم بحرین، انتقاد شدید از سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم (رهبر مذهبی شیعیان آن کشور)
سخنرانی با انتقاد از سلب تابعیت آیتالله شیخ عیسی قاسم توسط آلخلیفه آغاز میشود. در ادامه، به سابقه تاریخی شیعیان بحرین و ریشههای غیربحرینی آلخلیفه اشاره شده و اقدامات آنها در اعطای تابعیت به بیگانگان محکوم میشود. سپس، با استناد به آیات قرآن، به پیروزی نهایی مظلومان و سقوط ظالمان وعده داده شده و مردم بحرین به مقاومت و حقطلبی تشویق میشوند. در پایان، از آلخلیفه خواسته میشود که به قانون عمل کرده و از سلب حقوق طبیعی شهروندان خودداری کند.
کشور بحرین؛ زندان بزرگ رژیم آلخلیفه، محرومیت ملت از همه حقوق انسانی و مطالبات سیاسی
سیاست حاکم بر بحرین، نفسهای مردم را بریده و فرهنگ اسلامی را به رسمیت نمیشناسد و با نهادهای دینی مبارزه میکند. آزادی بیان ممنوع شده و مطالبات سیاسی مردم جرم تلقی میشود. این وضعیت، بحرین را به زندانی بزرگ تبدیل کرده که مملو از زندانهای کوچکتر است. این زندانها، مقبره آزادی هزاران نفرند که خواستار اصلاح سیاست حاکم، بازگرداندن حقوق و شنیده شدن صدای مردم برای تعیین سرنوشت خود هستند. زندانیان بحرین، نماد مقاومت در راه دین، آزادی و حقوق ملت هستند و کلمه حق هرگز شکست نمیخورد.
راه حل بحران سیاسی بحرین: توافق حکومت و مخالفان برای تدوین قانون اساسی جدید و تضمین حقوق شهروندان، آزادی زندانیان سیاسی و انجام اصلاحات
متن با اشاره به تداوم جنبش اعتراضی مردم بحرین به دلیل افزایش سرکوب و دیکتاتوری، تنها راه خروج از بحران را توافق حکومت با مخالفان برای تدوین قانون اساسی جدید و ایجاد نهادهای مبتنی بر آن جهت تضمین حقوق شهروندان و به رسمیت شناختن جایگاه حاکمیتی آنها میداند. در ادامه، بحران سیاسی و حقوقی وخیم در بحرین را خطرناک توصیف کرده و پر شدن زندانها از مردم را اقدامی بیفایده و حتی مضر برای اهداف حکومت میشمارد. در پایان، وضعیت زندانها را عامل تشدید اعتراضات و خشم مردم دانسته و تأکید میکند که حکومت با این رویکرد، روز به روز از مردم خود دورتر شده و در انزوا و تضعیف داخلی و خارجی قرار میگیرد و به جای سازندگی، درگیر دغدغههای امنیتی با مردمش شده است.
انتقاد شدید از دموکراسی دروغین در نیجریه و بازداشت غیرقانونی شیخ ابراهیم زکزاکی، تشکیل دادگاهی بینالمللی در آنباره
سخنان رهبر شیعیان غنا با اشاره به درخواستهای گسترده برای آزادی شیخ زکزاکی و تشکیل شبکه وکلای آفریقایی برای بینالمللی کردن پرونده آغاز میشود. در ادامه، وضعیت جسمانی وخیم رئیسجمهور نیجریه و ابراز همدردی معاون مسیحی او با قضیه شیخ زکزاکی مطرح میشود. سپس، انتقاد از دولت نیجریه به دلیل عدم توجیه حصر اجباری و اتهام رسمی علیه شیخ زکزاکی و تناقض آن با ادعای دموکراسی بیان میگردد. در پایان، این اقدامات به تلاشهای آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از گسترش تشیع در نیجریه و آفریقا نسبت داده میشود.
محکومیت رژیم بحرین در محروم نمودن مردم انقلابی آن کشور از حقوق اولیه شهروندی و سرکوب آزادیخواهان
متن با طرح این مسئله آغاز میشود که ملت بحرین از حقوق سیاسی خود محروم است و وظیفه جریانهای معارض را ادامه فعالیت برای اصلاح وضعیت میداند. در ادامه، به وضعیت زندانهای بحرین و صدور احکام ظالمانه، از جمله اعدام بر اساس اعترافات تحت شکنجه، اشاره میکند و تجاوزات رسمی حکومت در ابعاد مختلف را مورد انتقاد قرار میدهد. سپس، با طرح دو موضع ملت و حکومت، پیشنهاد میکند که با قضاوت دین، وجدان انسانی و قوانین عادلانه، مشخص شود کدام طرف مخل روابط و عامل بحران است. در پایان، بر ضرورت ایجاد راهحلهای صلحآمیز، تأمین منافع ملی، برقراری رابطه سیاسی عادلانه و به رسمیت شناختن حقوق ملت تأکید میکند و لغو احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی را راه حل این وضعیت میداند و تحقق این امر را برای عدالتخواهان ممکن میشمارد.
انتقاد شدید از مخالفت رژیم بحرین با نمادهای سنتی مراسم عزاداری حسینی در آن کشور
این بیانیه به اهانت مزدوران آلخلیفه به شعائر عاشورایی در بحرین و جمعآوری پرچمهای عزاداری میپردازد. این اقدامات را نقض حق قانونی آزادی انجام شعائر دینی میداند که مردم بحرین صدها سال است آزادانه آن را انجام میدهند. همچنین نسبت به پیامدهای ناگوار این اقدامات که میتواند خشم مردم را در پی داشته و بحرانهایی در کشور ایجاد کند، ابراز نگرانی میشود. در پایان، بر لزوم حمایت از مراسم عزاداری حسینی تأکید شده و عاشورا متعلق به تمام مسلمانان معرفی میشود.
محکومیت ادعای دموکراسی دروغین دولت هند در نادیده گرفتن حقوق انسانی مسلمانان کشمیر
بیانیهای در روز «جمهوری هند» صادر شده که به مظلومیت مسلمانان کشمیر و پایمال شدن حقوق انسانی آنها اشاره میکند. این بیانیه، کشتار مسلمانان و نادیده گرفتن حق انتخاب سرنوشت مردم کشمیر را لکه ننگی بر جمهوریت حکومت هند و مدعیان مردمسالاری میداند. همچنین، حکومت نارندرا مودی به اعمال فشار و محدودیت بر مسلمانان کشمیر و هندوستان متهم شده و درگیریهای مرزی بین هند و پاکستان نگرانکننده توصیف شده است.
انتقاد از کشورهای اروپایی در حمایت از توهینکنندگان به مقدسات اسلامی به بهانه دفاع از آزادی فکر و بیان
این بیانیه با انتقاد از کشورهای مدعی آزادی که به بهانه آزادی بیان، اجازه اهانت به مقدسات اسلامی را میدهند، آغاز میشود. در ادامه، مفهوم صحیح آزادی را در چارچوب قانون و احترام به حقوق دیگران تبیین میکند و با اشاره به اهانتهای اخیر در فرانسه، از رهبران این کشورها میپرسد که چگونه به اهانت به مقدسات مسلمانان که از جانشان عزیزتر است، اجازه میدهند. سپس، به نقد سیاستهای برخی کشورها میپردازد که گروههایی را به نام دین تربیت کرده و از آنها برای ایجاد آشوب استفاده میکنند و سپس اسلام را به تروریسم متهم میسازند. در پایان، به مسئولان همه کشورها نسبت به تعرض به دین و مقدسات اسلامی هشدار داده و از عقلای جهان میخواهد که به همزیستی مسالمتآمیز دعوت کنند و از آزادی برای نابودی آزادی سوءاستفاده نکنند.
تبیین و تفسیر شعار مردمی انقلاب: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود و سپس به دو نکته مقدماتی میپردازد: ابتدا از اساتید، پزشکان و کارمندان دانشگاهی که با اعتصاب غذای ۴۸ ساعته خود همبستگی ملی و انقلابی را به نمایش گذاشتند، تشکر میکند. سپس به جای خالی دکتر شریعتی اشاره کرده و او را مدیون تلاشهای فکری و کوششی میداند که در جامعه ایجاد کرده است. در ادامه، به بررسی شعار «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» میپردازد و آن را خواستههای واقعی مردم میداند. در بخش استقلال، به انواع وابستگیهای اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی ایران به قدرتهای خارجی اشاره میکند و این وابستگیها را نتیجه عملکرد سران غاصب سلطه اجتماعی میداند. در بخش آزادی، بردگی را به معنای نداشتن اختیار بر سرنوشت خود و عدم توانایی در اعتراض به ظلم تعریف میکند و آن را حق مشروع هر انسان میداند. در بخش حکومت اسلامی، به این نکته اشاره میکند که حکومت در اسلام از آن خداست و هیچ انسانی حق حکومت مطلق بر دیگری را ندارد. سپس به معیارهای حاکم اسلامی از جمله آگاهی عمیق از مکتب اسلام، تقوا و فداکاری در راه آن اشاره میکند و نقش مردم و شورای آگاهان را در تشخیص صلاحیت حاکم و نظارت بر او تبیین میکند. در پایان، جنبش اسلامی را یک جنبش انقلابی تمامعیار معرفی میکند که نه تنها نهادهای اجتماعی، بلکه نهاد انسان را نیز دگرگون میکند و از مردم میخواهد که با آرامش مجلس را ترک کنند و از تظاهرات خودسرانه بپرهیزند.
.png&w=3840&q=75)
آفات نهضت اسلامی ایران، بیثمر بودن استقرار دولت نظامی
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود که بر مغفرت الهی، صبر، یاری بر کافران و پرهیز از اطاعت از کفار تأکید دارد. در ادامه، به اهمیت شناخت آفتهای درونی و بیرونی مبارزه ملت ایران اشاره میشود و تأکید میگردد که عدم شناخت این آفتها، ملت را در دام توطئهها میاندازد. آینده نهضت اسلامی روشن و پیروزی مستضعفین و تشکیل نظام اسلامی است که الگویی برای تمام محرومان جهان خواهد بود. در بخش بعدی، به عمق توطئههای قدرتهای جهانخوار علیه نهضت اسلامی پرداخته میشود و تلاش استعمارگران برای از بین بردن اصالت اسلام و معرفی نهضت اسلامی به عنوان ارتجاعی نقد میگردد. همچنین، به دروغ بودن ادعای اصلاحات توسط رژیم پهلوی اشاره شده و تأکید میشود که ملت ایران برای احقاق حقوق غارتشده خود قیام کرده است. در ادامه، بیثمر بودن دولت نظامی و عدم وابستگی انقلاب ایران به شرق و غرب مورد تأکید قرار میگیرد و به تهمتهای وابستگی و به خطر افتادن استقلال ایران پاسخ داده میشود. در پایان، سه آفت درونی مبارزه (سستی، اختلاف و نافرمانی از رهبری) بر اساس آیات قرآن تشریح شده و از مردم خواسته میشود که از این آفتها دوری کنند. سخنرانی با تأکید بر عدم سازش و نامگذاری استادیوم تختی به نام «پهلوان غلامرضا تختی» به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
ابزارهای تکامل انسان به سوی خدا، بشارت پیروزی حتمی و قریبالوقوع انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود که بر پیروزی نهایی حق بر باطل و امید مؤمنان در برابر یأس دشمنان تأکید دارد. سپس به تبیین نیازهای اساسی انسان شامل آسایش جسمانی، امنیت، محبت، صلح، برادری و ایمان میپردازد و بیان میکند که این نیازها در طول تاریخ ثابت بودهاند و انسان همواره در مسیر تکامل گام برداشته است. در ادامه، به بررسی موانع درونی (خصلتهای منفی) و بیرونی (نظامهای غلط و حاکمان ظالم) در مسیر تکامل انسان میپردازد و نقش اسلام را در خودسازی و بتشکنی برای رفع این موانع برجسته میکند. مبارزه کنونی با رژیم حاکم را عملی دینی و اسلامی و دفاع از حقوق غصبشده مردم میداند و با استناد به وعدههای قرآنی و تجربه تاریخی، پیروزی نهایی را حتمی و قریبالوقوع میخواند. همچنین، به پیامدهای عدم مبارزه و آینده سختتر اشاره میکند و به فساد اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی رژیم پهلوی میپردازد. در بخش پایانی، به جنایات اخیر رژیم در سرکوب اعتراضات مردمی و حمله به بیمارستانها اشاره کرده و با یادآوری وقایع کربلا، مردم را به ادامه مبارزه و هوشیاری در برابر فریبهای دشمن دعوت میکند. سخنرانی با توصیههایی به جوانان برای کوتاه کردن موی سر در حمایت از سربازان فراری و به زنان مسلمان برای پرهیز از تجملگرایی و عدم خرید لوازم آرایش، به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
بیانیه «گام دوم انقلاب»، خطاب به ملت ایران: انقلاب اسلامی، وفادار و پایبند به آرمانها و شعارهای خود؛ دستاوردهای چهل سال گذشته؛ چشمانداز ورود به دومین دوره خودسازی؛ جامعهپردازی و تمدنسازی
این بیانیه به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر شده و خطاب به ملت ایران، به ویژه جوانان است. بیانیه با اشاره به ورود انقلاب به دومین مرحله خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی، به بررسی دستاوردهای چهل ساله انقلاب میپردازد. در ادامه، شعارهای جهانی و فطری انقلاب اسلامی را تبیین کرده و بر دفاع ابدی از نظریه نظام انقلابی تأکید میکند. سپس، با برشمردن برکات انقلاب اسلامی در حوزههای ثبات و امنیت، علم و فناوری، مشارکت مردمی، ارتقاء بینش سیاسی، عدالت و معنویت، به تبیین اقتدار انقلاب و تغییر چالشها در برابر مستکبران میپردازد. در بخش پایانی، توصیههایی اساسی به جوانان در هفت سرفصل شامل علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، و سبک زندگی ارائه میدهد و بر امید به آینده و نقش جوانان در تحقق اهداف انقلاب تأکید میکند.
.png&w=3840&q=75)
معنی آزادی غربی: آزادی دشنام و اهانت به مقدسات دینی و جرم بودن تردید در هولوکاست
این بیانیه با خطاب قرار دادن جوانان فرانسه، از رئیسجمهور این کشور در مورد حمایت از اهانت به پیامبر اسلام و تلقی آن به عنوان آزادی بیان، انتقاد میکند. در ادامه، این رویکرد را توهین به شعور ملت فرانسه دانسته و با طرح پرسشی دیگر، به تناقض موجود در جرمانگاری تردید در هولوکاست در مقابل آزادی اهانت به مقدسات دینی اشاره میکند.
.png&w=3840&q=75)
زمینههای دینی، سیاسی و فرهنگی بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی و آفات و خطرات فراروی آنها؛ تجربهآموزی از انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با خوشامدگویی به حضار و تلاوت آیاتی از سوره احزاب آغاز میشود که بر تقوا، عدم اطاعت از کافران و منافقان، پیروی از وحی الهی و توکل بر خدا تأکید دارد. در ادامه، به «بیداری اسلامی» به عنوان یک تحول بزرگ در میان ملتهای منطقه اشاره میشود که ریشههای تاریخی و تمدنی دارد و محصول تراکم معرفتها و تجربههای ۱۵۰ سال اخیر است. تحولات دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی و انقلاب اسلامی ایران به عنوان تجربیات درسآموز مطرح میشوند. سپس، سه محور اصلی بحث شامل هویت قیامها، خطرات و آسیبها، و پیشنهادهایی برای پیشگیری از آسیبها معرفی میگردد. در بخش اول، بر حضور واقعی و عمومی مردم در میدان مبارزه و جهاد تأکید میشود و این حضور مردمی به عنوان عامل اصلی پایداری انقلابها و عدم انحراف آنها معرفی میگردد. به عنوان مثال، قیام مردم مصر در میدان تحریر و دیگر کشورهای منطقه ذکر میشود. اصول این انقلابها شامل احیای عزت ملی، برافراشتن پرچم اسلام، ایستادگی در برابر سلطه آمریکا و اروپا، و مبارزه با رژیم صهیونیستی برشمرده میشود. مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر هویت آنها دانسته شده و دخالت قدرتهای خارجی مانند ناتو در لیبی مورد نقد قرار میگیرد. در بخش دوم، به آسیبها و خطرات پیش روی انقلابها پرداخته میشود که به دو دسته داخلی (مانند احساس پایان کار پس از سقوط دیکتاتور، مرعوب شدن از دشمن، اعتماد به دشمن، غرور و ایجاد اختلاف) و خارجی (مانند روی کار آوردن عناصر وابسته به غرب، ارائه بدیلهای انحرافی، نفوذ در میان انقلابیون، و در نهایت هرج و مرج، تروریسم، جنگ داخلی، حصر اقتصادی و هجوم تبلیغاتی) تقسیم میشوند. اسناد لانه جاسوسی در ایران به عنوان شاهدی بر برنامهریزی آمریکا برای بازگرداندن استبداد ذکر میشود. در بخش سوم، توصیههایی بر اساس تجربه ایران و مطالعه دیگر کشورها ارائه میشود. این توصیهها شامل توکل به خداوند، اعتماد به نصرت الهی، به کارگیری خرد و شجاعت، بازخوانی دائمی اصول انقلاب (استقلال، آزادی، عدالتخواهی، نفی استبداد و استعمار، نفی تبعیض و صهیونیسم)، عدم اعتماد به قدرتهای غربی، پرهیز از اختلافات مذهبی و قومی، و نظامسازی بر پایه مردمسالاری اسلامی است. همچنین بر لزوم پرهیز از تحجر و افراطگرایی مذهبی و اعتماد به نسل جوان تأکید میشود. سخنرانی با تأکید بر اینکه بیداری اسلامی یک واقعیت مشهود است و نیاز به شکلدهی و به سرانجام رساندن دارد، و با تکرار آیات ابتدایی سوره احزاب به عنوان دستورالعملی جامع، به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
رژیم سعودی منشأ فتنهانگیزی و تولید و ترویج خشونت و ترور در جهان اسلام، نشانههای فروپاشی آن رژیم
سخنرانی با تسلیت شهادت شیخ محمد خاتون و شیخ باقر النمر آغاز میشود. سپس به توصیف شخصیت ساده و مسئولیتپذیر شیخ خاتون پرداخته و او را نماد مکتب مقاومت معرفی میکند. در ادامه، به نقد رژیم سعودی میپردازد و آن را حکومتی ظالم و استعماری میداند که با حمایت انگلیس تأسیس شده و هیچگونه نقد و اعتراضی را برنمیتابد. اعدام شیخ نمر را محکوم کرده و آن را نتیجه مطالبه حقوق مردم و آزادیهای طبیعی میداند، نه اقدامات مسلحانه یا تجزیهطلبانه. تأکید میشود که این اعدام پیامی خونین از سوی عربستان است که نشان میدهد برای افکار عمومی و احساسات مسلمانان ارزشی قائل نیست و هرگونه مخالفت را با خشونت پاسخ میدهد. در پایان، رژیم سعودی را منشأ اندیشههای تکفیری و تروریسم معرفی کرده و از همگان میخواهد که با شجاعت حقیقت را درباره این رژیم بیان کنند و خون شهدا را عامل فروپاشی آلسعود میداند.

محکومیت استبداد محمدعلیشاه قاجار در برچیدن آزادیهای سیاسی، نفی و رد شاهپرستی
متن با اشاره به تاریخ اروپا و مسیحیت، پیشرفتهای تمدنی آنها را نتیجه اخذ اصول تمدن و سیاست از اسلام میداند. سپس به سیر قهقرایی مسلمانان و اسارت آنها در برابر طواغیت اشاره میکند و بیداری مسلمانان و پی بردن آنها به حقوق ملی و آزادی خدادادی خود را نتیجه هدایت پیشوایان روحانی میداند. در ادامه، صدور احکام علمای نجف و اسلامبول بر وجوب تحصیل مشروطه را حجتی برای برائت دین اسلام از احکام جوریه معرفی میکند. سپس به نقد شدید کسانی میپردازد که با سوءاستفاده از نام دین، به ظلم و استبداد دامن میزنند و اعمال ظالمانه خود را دینداری میخوانند. در بخش پایانی، به نفوذ شاهپرستی در مملکت و پیامدهای مخرب آن از جمله گسترش جهالت، نابودی قوای ملی، وابستگی به بیگانگان و فساد حکومتی اشاره میکند و این رذیله را عامل اصلی تفرقه، تنفر و در نهایت زوال و انقراض دولت و ملت میداند.

برملا کردن وعدههای دروغ انگلیسیها به مردم عراق و مقصر دانستن آنها، اعلام بدون قید و شرط استقلال عراق توسط انگلستان
نامه با اشاره به دریافت نامه فرماندار کل بغداد و انتشار آن در رسانهها آغاز میشود. نویسنده به تلاشهای پیشین خود برای جلوگیری از خونریزی و حفظ جان مردم اشاره میکند و بیان میدارد که راه حل این وضعیت، بازگرداندن حقوق غصب شده مردم است. سپس به اقدامات خشونتآمیز و سرکوبگرانه انگلیسیها از جمله تبعید، کشتار، زندانی کردن و اهانت به رؤسای عشایر اشاره میکند و این اقدامات را در تضاد با ادعاهای انگلستان مبنی بر ترحم، عدالت و آزادی دین و عقیده میداند. در ادامه، نویسنده به تفصیل، هر یک از این سه اصل را از دیدگاه خود تفسیر میکند و نشان میدهد که چگونه اقدامات انگلیسیها دقیقاً خلاف این اصول بوده است. در پایان، نویسنده بر لزوم اعطای استقلال کامل و بدون قید و شرط به مردم عراق تأکید میکند و نسبت به نتیجه مذاکرات مستقیم ابراز ناامیدی میکند.
