کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز می‌شود که بر مغفرت الهی، صبر، یاری بر کافران و پرهیز از اطاعت از کفار تأکید دارد. در ادامه، به اهمیت شناخت آفت‌های درونی و بیرونی مبارزه ملت ایران اشاره می‌شود و تأکید می‌گردد که عدم شناخت این آفت‌ها، ملت را در دام توطئه‌ها می‌اندازد. آینده نهضت اسلامی روشن و پیروزی مستضعفین و تشکیل نظام اسلامی است که الگویی برای تمام محرومان جهان خواهد بود. در بخش بعدی، به عمق توطئه‌های قدرت‌های جهانخوار علیه نهضت اسلامی پرداخته می‌شود و تلاش استعمارگران برای از بین بردن اصالت اسلام و معرفی نهضت اسلامی به عنوان ارتجاعی نقد می‌گردد. همچنین، به دروغ بودن ادعای اصلاحات توسط رژیم پهلوی اشاره شده و تأکید می‌شود که ملت ایران برای احقاق حقوق غارت‌شده خود قیام کرده است. در ادامه، بی‌ثمر بودن دولت نظامی و عدم وابستگی انقلاب ایران به شرق و غرب مورد تأکید قرار می‌گیرد و به تهمت‌های وابستگی و به خطر افتادن استقلال ایران پاسخ داده می‌شود. در پایان، سه آفت درونی مبارزه (سستی، اختلاف و نافرمانی از رهبری) بر اساس آیات قرآن تشریح شده و از مردم خواسته می‌شود که از این آفت‌ها دوری کنند. سخنرانی با تأکید بر عدم سازش و نامگذاری استادیوم تختی به نام «پهلوان غلامرضا تختی» به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

رَبَّنَا اغفِر لَنا ذُنوبَنا وَ اِسرافَنا فِی اَمرنا وَ ثَبِّت اَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَی القَوم الکفِرینَ. [۱] رَبَّناِ اَفرغ عَلَینا صَبراً وَ ثَبِّت اَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَی القَومِ الکفِرینَ. [۲] رَبَّنَا اغفِر لَنا وَ لاِخوانِنَا الّذینَ سَبَقونا بِالایمانِ وَ لاتَجعَل فی قُلوبِنا غِلَا لِلَّذینَ ءامَنوا رَبَّناِ اِنَّکَ رَئُوفٌ رَحیم. [۳] قال الله الحکیم فی کتابه: یَا ایُّهَا الّذینَ ءامَنوا اِن تُطیعُوا الَذینَ کَفَروا یَرُدّوکُم عَلی اَعقابِکُم فَتَنقَلِبوا خاسِرینَ بَل اللهُ مَولکُم وَ هُوَ خَیرُ النّاصِرینَ سَنُلقُی فِی قُلوب الّذینَ کَفَرُوا الرُعبَ بمآ اَشرَکوا باللهِ مالَم یُنَزِّل به سُلطاناً وَ مَأویهُمُ النّارُ وَ بِئسَ مَثوَی الظالِمینَ وَلَقَد صَدَقَکُمُ اللهُ وَعدَهُ، اِذ تَحُسّونَهُم بِاِذنِه حَتّی اِذا فَشِلتُم وَ تَنازَعتُم فِی الاَمر وَ عَصَیتُم مِن بَعدِ مآ اَرَیکُم ما تُحِبّونَ مِنکُم مَن یُریدُ الدّنیا وَ مِنکُم مَن یُریدُ الأخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُم عَنهُم لِیَبتَلِیَکُم وَ لَقَد عَفا عَنکُم وَ اللهُ ذوفَضل عَلَی المُؤمِنِینَ. [۴] در موقعیت بسیار حساس و خطیری که امروز ملت مسلمان ما در آن قرار گرفته است، بیش از همه چیز نیاز است به اینکه همه مردم و قشرهای مبارز، وضع و موقعیت داخلی و بین‌المللی و جهانی خود، و نیز آفت‌ها و زیان‌هایی را که ممکن است مبارزه یا یکی از عناصر اصلی آن را تهدید کند و همه معارضه‌ها و معارض‌ها و دشمنی‌ها و دشمن‌ها را دقیقاً بشناسد. اگر آفت‌های مبارزه به روشنی و وضوح برای مردم روشن و مشخص نشود، راه مقابله با آنها هم مشخص نخواهد شد. و اگر مردم، زمان و محیط پیرامون خود و عواملی که آنها و مبارزه آنها را احاطه کرده است به درستی نشناسند، به آسانی در دام توطئه‌ها و فریب‌ها خواهند افتاد. این حدیثِ بسیار مکرر و بسیار آموزنده ناظر به همین مطلب است که: اَلعالِمُ بزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللّوابس: آن کسی که به زمان آشنا باشد، آن جامعه‌ای که زمان خود و وضع و موقع خود را بشناسد، غافلگیر نمی‌شود؛ مورد شبیخون شبهه‌ها قرار نمی‌گیرد؛ از قبل، پیش‌بینی می‌کند که چه ممکن است پیش بیاید و در صورت پیشامدِ آنها چه کاری باید انجام دهد. مبارزه ملت ایران در این روزها و مخصوصاً در این روزهای اخیر به مرحله حساس و بسیار جدّی خود رسیده است. آفت‌های این مبارزه را می‌توانیم به آفت‌های درونی و آفت‌های بیرونی تقسیم کنیم. منظورمان از آفت‌های درونی، آن عیب‌ها و اشکالاتی است که میان خود مردم ممکن است به وجود بیاید - که شرحی درباره آنها عرض خواهم کرد - و پیش آمدن این آفت‌ها، نهضت آنها و مبارزه آنها را تهدید به سستی کند. مقصودمان از آفت‌های بیرونی عبارت است از هر تدبیر و توطئه‌ای که دشمن ملت و پشتیبانانِ آن ممکن است برای متوقف کردن این مبارزه طراحی کنند؛ همه اینها را باید شناخت. ملت ما امروز پس از سالها مبارزه، خوشبختانه حالت خودآگاهی قابل توجهی یافته است. جوانان ما، میان‌سال‌های ما، مردان کارکرده و مبارزه‌کرده ما همه به طور اجمال و گاهی به طور تفصیل می‌دانند که در چه موقعیت و وضعی قرار گرفته‌اند و چه ممکن است پیش بیاید. با این حال، لازم است طرحی کلی از وضعی که ملت ایران با آن روبرو است، در محضری بدین عمومیت و با جمعیتی با این آگاهی و با این اشتیاق و در موقعیت و لحظه‌ای چنین حساس مطرح بشود. اجازه بدهید اول به یک مطلب اشاره بکنم و آن را مبدأ بحث‌های بعدی قرار بدهم. یکی از آفت‌هایی که در درون جمعیت ممکن است موجب اختلال در پیشرفت مبارزه شود، حالت زودباوری ساده‌لوحانه است. این بسیار اشتباه است اگر ما تصور کنیم که مبارزه ملت ایران بدون دشواری‌ها، بدون سختی‌ها، بدون اقداماتی که بتواند نقش قاطع ملت را در سرنوشت آینده او تأمین کند، به نتایج نهایی خود برسد. درست است که هر قدمی که برمی‌دارید و هر اقدامی که می‌کنید دشمن را یک سنگر به عقب می‌نشانید؛ حتی کارهایی که از نظر مردم یا لااقل از نظر بعضی از مردم مؤثر به نظر نمی‌رسد و خیلی‌ها در حقانیت آن عمل یا در مؤثر بودن آن شک و تردید می‌کنند، بسیاری از همین گونه فعالیت‌ها چون به صورت دسته‌جمعی و از سوی همه ملت انجام می‌گیرد، مانند پتک کوبنده‌ا بر پیکره لرزان این حکومت جبّار و این رژیم طاغوتی فرود می‌آید و آن را که متزلزل است، متزلزل‌تر می‌سازد؛ درست است که هر اعتصابی که کردید، هر تعطیلی که کردید، هر راه‌پیمایی و تظاهراتی که انجام دادید، مشتی بود که بر فرق دشمن فرود آمد؛ درست است که هر قطره خون که از رگهای فرزندان عزیز این ملت بر زمین ریخت، هر شهید و کشته‌ای پرچم سفیدی برای پیروزی آینده در فضای ایران برافراشت؛ درست است که هرگونه اقدامی که تحت نظم و با رهبری منظم تا کنون انجام گرفته است، دشمن را مرحله به مرحله و گام به گام به عقب رانده است - این پیروزی‌هایی که در مراحل گوناگون مبارزه به دست آمد و باز هم بی‌گمان به دست خواهد آمد، مورد تردید و انکار نیست - اما لازم است ملت به درستی بداند که مبارزه، راه دشواری خواهد داشت. آن مقداری که پیموده‌ایم باید برای ما تمرینی باشد برای مجاهدت‌های آینده ما؛ باید همه ما و افراد برکنارمانده را که یقیناً بسی کم‌اند، بیشتر و بیشتر بسیج کند. چرا این مطلب را می‌گوییم؟ آیا آینده مبارزه از نظر ما مبهم است؟ ابدا! طبق درسی که از قرآن و تجربه تاریخ و بخصوص از تاریخ معاصر خود آموخته‌ایم، این را به درستی و بدون هیچ تردیدی می‌دانیم که هر آنگاه که ملتی برای خاطر حقی قیام و اقدام مجدانه‌ای بکند، دشمن هر که باشد و به هر سلاحی مجهز باشد، ناگزیر از عقب‌نشینی است. هیچ قدرتی در این جهان وجود ندارد که در مقابل عزم و اقدام و تصمیم ملتی که به جان آمده، حق خود را شناخته و برای احقاق حقوقِ ازدست‌رفته خود می‌جنبد و قیام می‌کند، بتواند مقابله کند و به زانو درنیاید. این قدرت‌نمایی‌ها بی‌گمان بسیار پوچ‌تر از این هستند که ما را از آینده این جنبش انقلابی واقعی مأیوس یا در آن مردد کنند. آینده نهضت برای ما روشن است؛ آینده نهضت عبارت است از پیروزی مردمی که برای احقاق حق خود بپا خاسته‌اند. آینده نهضت، امامت مستضعفین است؛ آینده نهضت، پیروزی خط نبوت‌ها و وارثان نبوت‌ها است؛ آینده نهضت، سرنگونی باطل و سرنگونی رژیم طاغوتی است؛ آینده نهضت، تشکیل نظام اسلامی است که به مقتضای آیه قرآن: کُنتُم خَیرَ اَمَّةٍ اَخرجَت لِلنّاس، [۱] برای تمام توده‌های محروم در سراسر عالم سرمشق خواهد شد و آنها را به پیروی از خود تشویق خواهد کرد. آینده نهضتِ ما این است؛ آینده نهضت ما ایجاد انقلابی اسلامی است که از آمریکای لاتین تا آفریقا و آسیای شرقی و جنوب شرقی، همه توده‌های محروم را به خود جذب کند، تجربه‌ای عینی را در مقابل آنها بگذارد و به آنها بباوراند که تنها نسخه شفابخش و درمان‌بخش محرومیت و ناکامی انسان، در اسلام و قرآن است. آینده نهضت، به همین اندازه به نظر ما روشن، غیر قابل تردید و بی‌ابهام و کاملاً روشن است که در چه راهی قدم برمی‌داریم و به کجا خواهیم رسید. اما به همین دلیل که آینده آنچنان درخشنده است، به همان دلیل که آینده این نهضت به معنای نفی بیدادگری و بیدادکِشی است، به همان دلیل که آینده این نهضت به معنای امامت مستضعفین روی زمین است، باید هوشیارانه با این نهضت روبرو شد؛ باید هوشیارانه توطئه‌های دشمن را سنجید و حدس زد و با آنها روبرو گشت؛ باید برای آینده، توطئه‌های فراوان را پیش‌بینی کرد و ملت، خود را برای آن توطئه‌ها و مقابله با آنها آماده و مجهز کند. به همین دلیل است که ما فکر می‌کنیم این نهضت باید راه طولانی‌ای را بپیماید، باید آفت‌های خودمان را بشناسیم، واقع‌بین باشیم، آنچه در میان ما هست و باید نباشد بدانیم چیست، آنها را برطرف کنیم و مجدانه در راه این جنبش قدم به پیش بگذاریم. اولین مطلبی که باید مورد توجه قرار گیرد، عمق دشمنی‌های دشمنان بزرگ، قدرتمندان بزرگ، قدرت‌های جهانخوار و عمق توطئه‌هایی است که علیه این نهضت هم‌اکنون و در همین روزها و همیشه در سراسر جهان بوده و هست و خواهد بود، تا وقتی که ما این توطئه‌ها و توطئه‌گرها را ان شاء الله نابود کنیم. این توطئه‌ها خیلی عمیق است و چرا عمیق است؟ می‌پرسم چرا این توطئه‌ها عمیق نباشد؟ چرا ابرقدرت‌ها از شرق و غرب دست به دست هم ندهند برای سرکوب جنبشی که به زیان هر ابرقدرتی در جهان انجام خواهد یافت؟ استعمارگران از روزی که به این کشور و کشورهای دیگری که تحت استعمار آنها بود وارد شدند، از لحظات اول همت گماشتند تا هر اصالتی و هر بنیاد عمیقی را در میان جوامعی که تحت استثمار و استعمار آنها داخل خواهد شد، ویران کنند و منهدم سازند که از جمله این اصالت‌ها اسلام بود. نمی‌گویم مذهب؛ می‌گویم اسلام و تأکید و توصیه می‌کنم که همه جا نهضتِ خود را «نهضتِ اسلامی» بنامید، نه به طور مطلق نهضت مذهبی. آن کسانی که ذهنشان انباشته از خاطرات مذهب مسیحیت یا مذاهب دیگر در شرق و غرب عالم است، نباید اسلام را در کنار آن مذاهب بگذارند. اسلام، آن آئین مترقی و انقلابی؛ آن آئین پیشرو؛ و آن آئینی است که می‌تواند توده‌ها را بسیج و هدایت کند و مشکلات را به آنها بشناساند و راه حل مشکلات را هم به آنها تعلیم بدهد؛ چنین آئینی است؛ آن را فقط به عنوان یک مذهب ندانند؛ اسلام یعنی یک ایدئولوژی راه‌برنده و راهنمایی‌کننده و کمک‌کننده برای به ثمر رساندن انقلاب امت. سعی کردند اسلام را در داخل اجتماعات ما منهدم کنند و از بین ببرند. معلوم است که با اسلام به طور رویاروی، مقابل و مواجه نمی‌شدند؛ سعی می‌کردند مفهوم اسلام را از بین ببرند، هرچند پوسته‌های آن را با تشریفاتِ هرچه بیشتر در میان مردم نگاه بدارند. امروز نگاه می‌کنید می‌بینید فلان سیاستمدار غربی-چه انگلیسی، چه آلمانی، چه آمریکایی و چه آن کسی که در حقیقت بلندگوی آنها است، اگرچه ایرانی-فریاد می‌زند [تا] نهضت مسلمانان ایران را نهضتی ارتجاعی معرفی کند؛ نهضتی که می‌خواهد به ماقبل اصلاحات برگردد! اینها می‌خواهند همان برداشتی را که مردم اروپا و مردم سراسر جهان از مذهب داشته‌اند، با اسلام هم تطبیق بدهند؛ نعل واژگونه می‌زنند. آنها می‌دانند که چه چیزی در خطر است؛ کما اینکه ما هم خوب می‌دانیم! و آن مفسر انگلیسی چه خوب نوشت که اگر نهضت مسلمانان ایران به ثمر برسد، باید گفت یا می‌توان گفت که همه مردم بریتانیا به طور محسوسی فقیر خواهند شد؛ بله، دعوا سر این است؛ دعوا سر اصلاحات و ماقبل اصلاحات نیست. آنها خیلی خوب می‌دانند که ملت ایران برای چه می‌جنگد، برای چه مبارزه می‌کند و برای چیست که اعلام آمادگی می‌کند که تا آخرین نَفس و تا آخرین نفر به این مبارزه ادامه خواهد داد. خیلی خوب می‌دانند که مقصود چیست، اما برای رد گم کردن، برای منحرف کردن اذهان، صحبت از ارتجاعی بودن این نهضت پیش می‌آورند و می‌گویند نهضت ایران، نهضت مسلمانان و مذهبی‌های ایران، مخالف با اصلاحات است! کدام اصلاحات؟ در ایران کدام اصلاحات انجام گرفته است؟ چرا شرم نمی‌کنید؟ افسوس که نباید تکرار کرد دانسته‌های شما را. درباره وضع کشاورزی چه نقطه منفی‌ای هست که دیگر همه ملت ایران ندانند؟ درباره وضع صنعت چه نقطه تاریک و خیانت‌آمیزی هست که مردم ما ندانند؟ چرا این جنایتکاران این قدر حقایق را کتمان می‌کنند؟ اصلاحی در ایران انجام نگرفته است. وَ اِذَا قِیلَ لَهُم لَا تُفسِدُوا فِی الأَرض قَالَوا اِنَّمَا نَحنُ مُصلِحُونَ اَلْا اِنّهُم هُمُ المُفسِدُونَ؛ وقتی ما به این رژیم و سردمدارانش خطاب می‌کنیم و می‌گوییم این قدر تباهی و فساد نکنید، این‌قدر حَرث و نسل را نابود نکنید، این انرژی‌های پنهان را - چه انرژی‌های انسانی و چه طبیعی- این قدر به فساد و تباهی مکشانید، وقتی ما بر روی مهره‌های اصلی این رژیم به عنوان مجرمین درجه یک و جنایتکارترین مردم جهان انگشت می‌گذاریم و آنها را فسادانگیز می‌خوانیم، آنها در جواب ما می‌گویند: اِنّما نَحنُ مُصلِحون: ما اصلاحات کردیم! قرآن مشت محکمی بر دهان این یاوه‌گویان می‌کوبد، می‌گوید: اَلاِ اِنَّهُم هُمُ المُفسِدون: فسادانگیز خودِ آنها هستند. دقیقاً فسادانگیزتر از آنها کسی نیست. کدام اصلاحات؟ ملت اسلام با رهبری حضرت آیت‌الله العظمی الامام خمینی، در صدها بیانیه و اعلامیه و سخنرانی، هدف‌های انسانی این جنبش را بیان کرده‌اند؛ گفته‌اند ما چه می‌خواهیم، گفته‌اند ما دنبال چه می‌گردیم؛ داد ملت را به گوش افرادی که می‌خواستند بشنوند رسانده‌اند، همچنان که فرمودند امروز مسئله ایران در دنیا مطرح و میان افراد صاحب‌نظر، مورد سخن است. امروز همه دنیا متوجه مسائل ایران‌اند؛ کیست که نداند ما برای چه قیام کرده‌ایم، برای چه تلاش و کوشش می‌کنیم؟ ملت ایران برای این قیام کرده است که می‌گوید شما با این مردم سالیان دراز است که بازی کرده‌اید، میلیون‌ها انسان را به هیچ انگاشته‌اید، از تمام ذخایر انسانی و طبیعی آنها فقط به سود خود و به اربابانتان استفاده کرده‌اید؛ ملت این را می‌گوید. ملت از غارت دست‌رنجش می‌نالد، از غارت منابع طبیعی‌اش می‌نالد، از غارت آزادی و شرف و کرامت و حیثیت انسانی‌اش می‌نالد. البته امروز دیگر نمی‌نالد؛ روز نالیدن گذشت. امروز ناله‌ها به غریو خشم تبدیل شده است؛ ملت جلو آمده‌اند، دارند اقدام می‌کنند؛ جبّاران قلدر این را باور کنند و اگر باور نکنند، به زودی مجبور خواهند شد که باور کنند. و این مرحله آخر مبارزه‌ی ملت نیست. دولت نظامی بر سر کار آوردید، [۲] مردم را به‌جای چماق و چوب که آن نیز تزویر دیگری بود، با گلوله توپ روبرو کردید؛ آیا مردم نیز همواره با مُشت به شما حمله خواهند کرد؟ آیا مردم همیشه به همین شکل با شما روبرو خواهند شد؟ زهی خیال باطل! ملت راه خود را پیدا کرده است، هدف خود را می‌شناسد و می‌داند به کجا می‌رود. سردمداران قدرتهای بزرگ به همین خاطر است که به شدت نگران و دستپاچه‌اند. صحبت اصلاحات نیست؛ می‌دانند که ملت اگر قدرت را در دست گرفت، با منافع آنان و با تغذیه حیاتی که از موجودی این ملت می‌شوند، چه خواهد کرد. و این را هم اضافه کنم: ابرقدرت‌ها می‌دانند که ملت ما به هیچ جناح و بلوکی وابسته نیست؛ آنها کسان دیگری بودند و شعار دیگری بود و گذشت و مُرد و تمام شد، و اینک روز دیگری است و سخن دیگری است و شعار دیگری. امروز اسلام است که میدان‌دار و صحنه‌ساز است. لاشَرقِیَّةَ وَلاغَربِیَّةَ: نه به سوی شرق و نه به سوی غرب؛ ابرقدرت‌ها این را خوب می‌دانند. آن کسانی که سنگ ایدئولوژی‌های انقلابی را تا دیروز به سینه می‌زدند و توده‌های محروم را به سوی خود دعوت می‌کردند، امروز آب به آسیاب جبّارترین دشمن مردم ایران می‌ریزند؛ امروز آنها هم دارند [به دشمن] کمک می‌کنند؛ امروز آنها هم از تهدید منافعشان در ایران به شدت بیمناکند. به همین دلیل است که ما وقتی خودمان را در صحنه مبارزه و انقلاب ایران مدّ نظر قرار می‌دهیم، می‌بینیم که نه از شرق و نه از غرب، هیچ سایه‌ای بر سر ما گسترده نیست. سایه خدا بر سر ما گسترده است و همچنان که رهبر ما فرمودند: دست خدا بالاتر از دست ابرقدرت‌ها است؛ یَدُ اللهِ فَوقَ اَیدیهم. باز بگویند وابستگی؛ باز مردم را از تهدید استقلال ایران و از اینکه استقلال ایران به خطر افتاده است بترسانند. در هر نطقی، در هر سخنی، در هر مصاحبه‌ای، در هر اظهار نظری که یکی از این مزدورها یا ارباب‌هایشان می‌کنند، حتی در سخنرانی آقایان پفیوز به‌اصطلاح نماینده مجلس -که از همه نفرت‌انگیزتر آنها هستند- در همه این نطق‌ها و مصاحبه‌ها، مرتب تکیه می‌شود که استقلال مملکت با این هرج و مرج در خطر است. کدام استقلال مملکت در خطر است؟ مملکت، استقلالی ندارد. این همه وابستگی را بر این ملت تحمیل کردید، باز می‌گویید استقلال؟ کدام استقلال؟ این هرج و مرج نیست که این مردم دارند؛ این یک انقلاب است، این یک جنبش انقلابی است؛ این را باور کنید. و البته باور کردید و گفتید؛ گفتید: ما هم آهنگ و صدای انقلاب شما را شنیدیم؛ [۱] باید [هم] می‌شنفتید! خیلی گوشتان سنگین بود که تا حالا نشنفته بودید. انقلاب است، نه هرج و مرج؛ جنبش و قیام است، نه آشوب؛ آشوب نیست. مردمی قیام کرده‌اند، مردمی حقشان را می‌گویند، حقشان را می‌خواهند؛ اسم این، آشوب نیست، اسم این هرج و مرج نیست. هرج و مرج را تا کنون شما در این مملکت به وجود آورده بودید؛ این اختناقی که شما به وجود آورده بودید [هرج و مرج] است. هنوز هم با همه این نشانه‌ها و بشارت‌های جنبش انقلابی خلق مسلمانِ ایران درس نمی‌گیرید؛ هنوز در زندان‌های شما شکنجه است؛ هنوز کارهای غیر انسانی به شدت انجام می‌گیرد؛ بکنید. طبق خبر مسلّم، چند نفر از برادران مسلمان ما که در زندان شهربانی مشهد زندانی بوده‌اند، از طرف مقامات شهربانی به تیمارستان تحویل داده شده‌اند. چرا؟ ای بی‌شرم‌ها! چرا جوان‌های ما را به تیمارستان بردید؟ در زندان اینها را شکنجه کردید، نتوانستید تسلیم‌شان کنید، اینها را زدید، فکّ اینها را شکستید، استخوان اینها را خُرد کردید، حالا اینها را به تیمارستان بردید؟ هنوز هم بیدار نشده‌اند؛ هنوز هم آنچنان که باید و شاید شامّه‌شان نتوانسته است این نسیم عطرآمیز انقلاب ایران را به آنها برساند که درست لمس کنند. انقلاب ایران به هیچ قطب و قدرتی وابستگی ندارد. انقلاب ایران یک انقلاب مستقل است؛ الهام گرفته از هیچ ایدئولوژی خارجی و بیگانه نیست؛ الهام یافته از ایدئولوژی اصیل اسلام است؛ فقط اسلام است که این مردم را به حرکت درمی‌آورد و راهنمایی می‌کند. بسیاری از این قشرهای عظیم مردم از وضع، چندان ناراحت هم نیستند؛ انگیزه‌های مسئولیت اسلامی است که آنها را حرکت داده و می‌دهد. اسلام راهنما است، اسلام انگیزه است، اسلام روشن‌کننده و تبیین‌کننده آینده است و در آینده، اسلام آن مکتبی است که نظام را شکل خواهد داد و تدوین خواهد کرد و این مردم را اداره خواهد کرد. از لحاظ ایدئولوژی به هیچ قسمتی، به هیچ بلوکی وابسته نیستیم؛ این را صریحاً اعلام می‌کنیم و با هر کسی که در این واقعیت شک کند جداً روبرو هستیم و روبرو می‌شویم. آن کسانی که سعی می‌کنند با تعبیرات تحقیرآمیز یا با اَعمال مخالف و غرض‌آلود، این حقیقت را انکار کنند، اینها به جنبش مسلّماً سودی نمی‌رسانند؛ سودی داشته باشند، برای دشمنان این جنبش است. این از لحاظ ایدئولوژی. و اما از لحاظ سیاست، به هیچ‌یک از ابرقدرت‌ها نه وابسته‌ایم و نه وابسته خواهیم شد. ما استمداد می‌کنیم از نیروی لایزال انسان؛ استمداد می‌کنیم از قوانین الهی و سنّت‌های خدا در تاریخ و استمداد می‌کنیم از خَلق‌های محرومی که ندای ما را خواهند شنید و به ما کمک خواهند کرد؛ ما استمداد می‌کنیم از کمک خدا. لَقَد نَصَرَکُمُ اللَّهُ فِی مَواطِنَ کَثِیرَةِ: [۱] ای بندگان خدا و ای مسلمانان! خدا در طول تاریختان و در زمان خودتان، در گونه‌گونه جای، شما را یاری داده است و خواهد داد. اینکه مدام گفته می‌شود «استقلال مملکت به خطر می‌افتد»، جزو حرف‌هایی است که جز در محفل‌های عامیانه مزدوران قابل قبول و قابل طرح نیست؛ استقلال مملکت به خطر نمی‌افتد. آن کسانی که درروزنامه‌ها مقاله می‌نویسند و به عنوان یک چهره به گمان خود موجه -که البته به هیچوجه هم موجه نیستند - به مردم اخطار می‌کنند که نگذارید موجودیت ایران به خطر بیفتد و اگر موجودیت ایران به خطر بیفتد، انقلابی هم نیست، دشمن و دوستی هم نیست و کسی نیست؛ خواهش می‌کنیم برای مردم دلسوزی نکنند، مردم دلسوزی آنها را دیگر امروز نمی‌پذیرند، آنها را شناخته‌اند، خیانت‌های آنها را هم به چشم دیده‌اند. هر کس می‌خواهد برای مردم و به سود مردم عملی انجام بدهد، با همه قوا و نیرویش به جنبش مردم بپیوندد؛ فقط او دوست مردم است و بس. نصیحت کردن و حرف زدن و به گمانِ خود از تجربه‌های سیاسی خود سود جستن، امروز هیچ نقشی برای مردم ندارد. نخیر، ایران در خطر نیست؛ ایران را شما به حد خطر رساندید، بلکه ایران را شما ساقط کردید، ملت ایران را ده‌ها سال به عقب راندید. خدای متعال در آیه قرآن این تجربه‌ها را به ما آموخته بود. ما این تجربه‌ها را نمی‌دانستیم و از آنها درس نمی‌گرفتیم؛ [اما] امروز مجبوریم قرآن را بفهمیم و از آنها درس بگیریم. یا ایُّهَا الّذینَ ءامَنوا اِن تُطیعُوا الَّذینَ کَفَروا یَرُدّوکُم عَلی اَعقابِکُم فَتَنقَلِبُوا خاسِرینَ بَل اللهُ مَولیکُم وَهُوَ خَیرُ النّاصِرینَ. قرآن خطاب می‌کند به همه مسلمانان در همه جای جهان و در همه جای زمان، می‌گوید: ای کسانی که به ایدئولوژی انقلابی اسلام پیوسته‌اید! ای کسانی که به جنبش اسلامی ایمان آورده‌اید! بدانید اگر اطاعت بکنید از کافران، کافرنعمتان، آن کسانی که این همه نعمت الهی را، سی میلیون جمعیت را کفران کردند، آن کسانی که این همه انرژی را پوشاندند و ضایع کردند، یَرُدّوکَم عَلی اَعقابِکُم؛ شما را به عقب و عقب‌تر برخواهند گرداند. فَتَنقَلِبوا خاسِرینَ؛ آن وقت است که زیان‌کاره واقعی همین شما هستید و بس؛ آن وقت است که مزه زیان را حس خواهید کرد و خواهید چشید. ما این را سالها بود نمی‌فهمیدیم و نمی‌دانستیم. ملت ایران ده‌ها سال است از کسانی اطاعت می‌کند که کافرند و مشرکند؛ هم کافر به خدا هستند، هم مشرک، و خود را شریک خدا قلمداد می‌کنند؛ آن کسانی که جایگزین مَسند الوهیت شدند، آن کسانی که مردم را به راهی که خود خواستند کشاندند، آن کسانی که مردم را از ترقی و تکاملی که مقدر آنان بود بازداشتند؛ سالیان درازی است که ما از اینها اطاعت می‌کنیم. اما خدایا! دیگر امروز توبه کرده‌ایم، اطاعت نخواهیم کرد. ملتِ اسلام این را می‌گوید، مصمم است که از دشمنان خدا اطاعت نکند. بعد می‌گوید: بَل اللهُ مَولیکُم وَ هُوَ خَیرُ النُّصِرینَ: خدا سرپرست شما است و خدا هم‌پیمان شما است و او بهترین یاری‌کنندگان است. خدا شما را یاری کند خوب است، خدا با شما باشد خوب است؛ سنت‌های خدا در این صورت به شما کمک خواهند کرد و شما را در راهِ پیروزی به پیش خواهند برد. این یکی از تهمت‌های رایجی بود که به ما می‌زدند و می‌گفتند «اینها با ایران و با موجودیت ایران مخالفند»؛ نه، ما می‌خواهیم ایران را حفظ کنیم، ما می‌خواهیم امت اسلامی را در ایران به وجود بیاوریم. کنار بنشینید، اگر زنده ماندید، خواهید دید که ایران با چه شکوهی در جهان و صحنه سیاست و صنعت در میان مردم دنیا و ملل دنیا جلوه‌گری خواهد کرد. این شما بودید که ایران را عقب نگه داشتید؛ این شما بودید که اجازه ندادید و نگذاشتید میلیون‌ها انسان به راه خود که راه ترقی و تکامل است ادامه بدهند؛ شما آنها را پاشکسته کردید؛ لعنت بر شما! دشمنان خارجی، ابرقدرت‌های بزرگ، این‌چنین نسبت به مسائل ایران حساس‌اند؛ به دلیل همین منطقی است که گفتم و گفته‌ایم و بارها و بارها گفته‌ایم و خواهیم گفت. به دلیل همین وابستگی نداشتن است که امروز قدرت‌های بزرگ از شرق و از غرب با ما - یعنی با انسان‌های ایران، با مردم و ملت ایران - مخالفت می‌کنند و جلادان این امت را می‌ستایند، برای همین خاطر است. به این آسانی و به این زودی هم آنها از این کار دست نخواهند کشید. این مهم‌ترین مسئله‌ای است که ما را از برونِ امت و جمع خودمان تهدید می‌کند. اینها در صددند که این جنبش را متوقف کنند؛ قدرت‌های خارجی مصمم‌اند که این نیروهای منسجم را متلاشی کنند؛ آنها می‌خواهند نگذارند فریاد ما و خواسته ما و آنچه به عنوان یک حق مطرح کرده‌ایم، به گوش مردم عالَم برسد و مورد قبول آنها قرار گیرد؛ می‌خواهند این کارها را بکنند، اما آیا موفق خواهند شد؟ ما اینجا باید دچار زودباوری نشویم، ساده‌لوحانه در مسئله قضاوت نکنیم، دچار ناامیدی هم نشویم. به هیچ وجه دشمنان شما موفق نخواهند شد این جنبش را درهم بکوبند. ممکن است سرانی را بگیرند، ممکن است سرانی را بکشند، ممکن است در میان مردم باز هم قتل‌عام به راه بیندازند، اما به طور یقین-یقینی که هیچ کسی امروز در میان ما در آن تردیدی ندارد- هر اقدام تند و سهمگینی که از طرف دشمن انجام بگیرد، یک گام آنها را به سقوط نهایی نزدیک‌تر خواهد کرد؛ هر اقدامی که بکنند تلاش مذبوحانه‌ای است که جان آنها را بیشتر خواهد گرفت. و چه‌کار می‌توانند بکنند بیش از آنچه کرده‌اند؟ دیروز پس از اعلان استقرار دولت نظامی-غیرقانونی‌ترین کاری که ممکن بود انجام بگیرد و ناموفق‌ترین کاری که ممکن بود انجام بگیرد- طبق گزارش خبرگزاری‌های خارجی، به مجرد اطلاع، مردم تهران از خانه‌ها بیرون ریختند و عملاً با حضورِ خود این سخن را که «این دولت نظامی را به هیچ خواهند گرفت»، ثابت کردند. بی‌گمان نیروهای ارتش مسلمان، این برادران ما و این فرزندان ما، این کسانی که از داخل خانواده‌های ما و از آغوش گرم ما به درون پادگان‌ها رفته‌اند یا بُرده شده‌اند، در مقابل برادران خود نخواهند ایستاد؛ در این نیز تردیدی نیست. بی‌گمان برادران ملت که جزء لاینفک از آحاد ملت‌اند، به آغوش ملت بازخواهند گشت. تجربه حکومت‌ها و دولت‌های نظامی در دنیا مگر چقدر موفق بود؟ دولت‌های نظامی در آسیای جنوب شرقی و در [کرانه] دریای مدیترانه و در جاهای دیگر چه‌کار توانستند بکنند که اینجا بتوانند بکنند؟ اگر زیر پای این دولت نظامی محکم و مستحکم می‌بود، دیگر لازم نبود دست خواهش و تمنّا به روی فرد فردِ ملتِ ایران دراز کنند برای حفظ تنها کشور شیعه! آیا واقعاً شما می‌خواهید تنها کشور شیعه را حفظ کنید؟ اولا، بگویید ببینیم مگر ایران کشور شیعه است؟ مردمی شیعه در ایران زندگی می‌کنند که اکثریت قاطع این مردمند؛ اما اینها نمی‌توانند شیعه زندگی کنند، اینها نمی‌توانند مسلمان زندگی کنند. مگر شما اجازه داده‌اید مردم، شیعه و مسلمان بمانند؟ یک عده مردمی هستند با اعتقاد شیعی، اما با عمل غیر شیعی؛ با اعتقاد اسلام، اما با روابط و ضوابط غیر اسلامی. کدام یک از تقسیم‌بندی‌های اجتماعی شما و روابط اجتماعی و اقتصادی شما اسلامی است؟ مردم در میان همین روابط است که دارند زندگی می‌کنند. مملکت شیعی کجا است؟ این مملکتی که برادران شیعه و سنّی در کنار هم در این مملکت زندگی می‌کنند، این مملکت اسلامی-بهتر بگویم: این مملکت مسلمان یا مسلمان‌نام -به هیچ وجه حکومت شیعی و حکومت اسلامی ندارد. امروز ملت ایران در صدد است حکومت اسلامی را که حق آنها است، به وجود بیاورند. ما تلاش نمی‌کنیم برای اینکه تنها کشور شیعه به قول شما از بین برود؛ ما تلاش می‌کنیم تا کشور شیعه و کشور اسلامی به وجود بیاید. اینجا به مناسبت نام شیعه و سنّی، بهتر از این محضر عام جای دیگری پیدا نمی‌شود که من این پیام را به برادران اهل‌سنّت بدهم. برادران سنّی ما در بلوچستان، در خراسان، در کردستان و در تمام اقطار این مملکت بدانند انقلاب ملت مسلمان ایران یک انقلاب اسلامی است. انقلاب ایران، جنبش انقلابی مردم مسلمان شیعه‌مذهب و رهبران مذهبی، به هیچوجه به معنای نفی برادران اهل‌سنّت نیست. در منطقه ترکمنستان و در منطقه ترکمن‌صحرا و بلوچستان و کردستان، مزدورها و عوامل موذی و رذل رژیم مبادا بتوانند در عناصر ساده‌لوحی از برادران اهل‌سنّت نفوذ کنند؛ مبادا موجب آن بشوند که برادران، در مقابل هم بایستند. من اینجا لازم می‌دانم بار دیگر از بعضی از رهبران مذهبی اهل‌سنّت و نیز از برادران سنّی- چه در کردستان و چه در گنبد قابوس و چه در بلوچستان- که در این نهضت با برادران شیعه هم‌صدا شده‌اند و به قدر سهم خود فعالیت کرده‌اند، از طرف جامعه روحانیت شیعه تشکر کنم. پیام ما را به علمای بزرگ اهل‌سنت برسانید، بگویید «برادران! به صفوف فشرده برادران روحانی اهل تشیع بپیوندید، نیروهایتان را خرج کنید در این راه، قرآن و اسلام را زنده کنید؛ موجب آن نشوید که دشمن از تفرقه و تشتّتِ برادران سود ببرد؛ حرف‌های دیکته‌شده دستگاه را تکرار نکنید که می‌گویند «ممکن است روس‌ها بر ایران مسلط شوند یا کمونیسم مسلط شود»؛ اسلام مسلط خواهد شد، اگر شما تلاش کنید؛ اسلام به حکومت خواهد رسید، اگر شما قدم جدّی در این راه بردارید.» برادرانِ بلوچ ما بلوچستان را از نظر دور ندارند. مبادا سنّی و شیعه در مقابل هم بایستند! رژیم سعی می‌کند از هر گونه توطئه‌ای که از دست او برآید، از هر گونه کار و اقدام موذیانه‌ای که بتواند انجام بدهد، خودداری نکند؛ باید خیلی هوشیار باشیم. ملت مسلمان ما در صدد است که قرآن را به میان این ملت بازگرداند. سالها است قرآن را از ما گرفته‌اند؛ آهنگ قرآن از مأذنه‌ها نمیتواند ما را دلخوش کند و ساده‌لوحانه بپنداریم که مسلمان و دارای قرآنیم؛ قرآن را از ما ربوده‌اند و برده‌اند. از قرآن و اسلام هیچ چیز که از اصول زندگی ما باشد، در میان ما نیست؛ این نکته‌ای است که همه باید بدانیم؛ برادران در همه اقطارِ ایران و از هر مذهب و قشری باید این را بشناسند و بدانند. درباره معارضه‌های دشمن خارجی بهتر این است که بیشتر از این توضیح ندهم. سخن گفتنی در زمینه توطئه‌هایی که ما و جنبش ما را تهدید می‌کند زیاد است؛ آنچه تا حالا گفته‌ام، خلاصه کنم. دشمنان خارجی با همه نیرو و قدرت در صددند این جنبش را منهدم کنند و از بین ببرند. آنها منافع حیاتی خودشان را از غفلت و بی‌خبری و از خواب‌آلودگی ما تأمین‌شده دارند. ما اگر ملتی وابسته باشیم، آنها غنی‌اند؛ ما اگر فقیر بمانیم و فقیرتر بشویم، جیب‌های آنها پُر می‌شود؛ ما اگر به دشمن‌هایی وابسته باشیم برای مسائل سیاسی، به سود آنها است. آنها حاضر نیستند به‌آسانی از این همه منافع حیاتی و اساسی چشم بپوشند؛ بنابراین، مقابله و معارضه خواهند کرد، توطئه درست می‌کنند و ما باید به‌هوش باشیم. و اما آفت‌های درونی خود ما؛ این مهم‌تر است. ما اگر نتوانیم آفت‌های درون‌جمعی خود و اشکالاتی را که در میان خود ما است برطرف بکنیم -که این اشکالات ابتدائاً از سوی دستگاه‌های دشمن بیرونی هم نیست، اما از آنها سود می‌بَرد -باز شکست و نابودی، ما را تهدید خواهد کرد. آیه‌ای که تلاوت کردم، به یک واقعیت تاریخی در گذشته اشاره می‌کند. اگر تاریخ گذشته را ما یا هر گوینده اسلامی بیان می‌کند، به معنای داستان‌سرایی نیست؛ گذشته برای ما تجربه است، برای آینده و حال ما درس است. خدای متعال در این آیه قرآن که مربوط به جنگ حُنَین است، واقعیت شگفت‌آوری را بیان می‌کند؛ این چند جمله را من تفسیر کنم. وَ لقَد صَدَقَکَمُ اللهُ وَعدَه، اِذ تَحُسّونَهُم بِاِذنِهِ: خدای متعال وعده خود را راست کرد و به عمل و تحقق درآورد. کِی؟ آن وقتی که شما دشمنان را در تنگنا و فشار قرار دادید. خواهش می‌کنم از برادران و خواهران که توجه بیشتری مبذول کنید. البته توجه دارید؛ مقصودم این است که این مطلب در مغزها و ذهن‌ها بنشیند. امروز ما نیاز مبرمی داریم که این حقایق قرآنی را هرچه بیشتر و بیشتر بدانیم و بخوانیم. می‌گوید خدای متعال وعده‌ای را که به شما داده بود جامه عمل پوشانید. این وعده چه بود؟ وعده پیروزی بر دشمن. پیروزی، مرحله‌مرحله است؛ پیروزی مطلق یکباره به دست نمی‌آید. در یک میدانِ جنگ وقتی شما یک سنگر جلو آمدید و دشمن یک سنگر عقب نشست، به همین نسبت شما پیروز شده‌اید. نگویید چرا پیروز نشدیم؛ پیروز شده‌اید، به قدر یک سنگر؛ چرا؟ چون تلاش کرده‌اید، به قدر یک سنگر. وقتی به قدر همه سنگرها تلاش کردید و کار و مبارزه را ادامه دادید، نسبت به همه سنگرها پیروز خواهید شد و همه را از دست دشمن خواهید گرفت. خدا می‌گوید این وعده را ما راست کردیم و جامه عمل پوشانیدیم؛ شما در جنگ حُنَین بر دشمن‌تان پیروز شدید. جمعیتِ زیادِ دشمن با تجهیزاتِ فراوان و جمعیتِ کم پیغمبر با تجهیزاتِ اندک، در عین حال این جمعیتِ کم بر آن جمعیتِ انبوه فائق آمد. اینها چه داشتند که آنها نداشتند؟ ایمان، عشق، روشن بودن آینده؛ آنها نه ایمان داشتند، نه عشق داشتند و نه آینده روشنی؛ فقط از موجودی خود و آنچه در دست آنها بود دفاع می‌کردند و بس. وضع کنونی شما عیناً همین‌جور است. من باید از زبان قرآن به شما و به همه ملت ایران خطاب کنم و بگویم: وَ لَقَد صَدَقَکُمُ اللهُ وَعدَه، اِذ تَحُسّونَهُم بِاِذنِهِ؛ وعده پیروزی خدا جامه عمل پوشیده است. شما نه یک سنگر، [بلکه] سنگرها به جلو رفته‌اید. شما تا چندی پیش و تا چند سال پیش کِی می‌توانستید حتی آنچه می‌اندیشیدید، بیان کنید؟ کِی ملت ایران می‌توانست اینگونه آگاهانه و مصمم در صف واحدی قرار بگیرد و با صدای بلند، فریاد خود را علیه این رژیم جبّار و طاغوتی اعلام بکند؟ شما کِی می‌توانستید زندانیانی را که در کُنج سیاه‌چال‌های زندان سال‌ها را گذرانده بودند و باز می‌باید سال‌های دیگر را بگذرانند، در کنار خود ببینید؟ اینها همه پیروزی‌هایی است که شما با کوشش‌تان، با تلاش‌تان، با مبارزه‌تان به دست آورده‌اید. سخنی است قدیمی و رایج که «حق دادنی نیست، گرفتنی است»؛ شما حق خود را تا این اندازه گرفته‌اید. کِی دشمنان خلق حاضر بودند اعتراف کنند که غیر از آنچه آنها نام آن را انقلاب می‌گذارند، انقلابی وجود دارد؟ کِی حاضر بودند جز از موضع قدرتمندی و فرماندهی با مردم حرف بزنند؟ رهبران مذهبی و همه کسانی که پیشرو جمعیت و پیشرو توده‌های مردم، در راه مبارزه باید حرکت می‌کردند، کِی می‌توانستند آزادانه آنچه می‌خواهند، بگویند و بکنند؟ اینها پیروزی‌های شما مردم است که به دست آورده‌اید و این پیروزی‌ها گوارای مردمی که شایسته آن هستند [باد]. پس اینجا این جمله قرآن با شما تطبیق می‌کند: وَ لَقَد صَدَقَکُمُ اللهُ وَعدَه، اِذ تَحُسّونَهُم باِذنِه: به اذن پروردگار، شما دشمن را در تنگنا و در فشار قرار دادید. البته آنها تعدادی نداشتند، لکن تجهیزات زیادی داشتند. آنها پول داشتند، سلاح داشتند، زبان بین‌المللی‌فهم داشتند، دوستان نفت‌خوار داشتند، مهره‌های جنایت‌کار قدیمی داشتند و تمام ابزار تبلیغ در اختیار آنها بود؛ اما شما در مقابل، ایمان داشتید، عشق داشتید، آگاهی داشتید، نارضایی داشتید. آنها از آینده مشخصی دفاع نمی‌کردند، آینده‌ای ندارند، از وضع موجودِ خودشان دارند دفاع می‌کنند، اما شما دارید به سوی آینده موعود و منوّری به پیش می‌روید. انسانِ تشنه وقتی می‌داند که چشمه گوارایی در آن سوی این قله هست، سینه‌خیز هم که شده این قله را خواهد پیمود. شما دارید به‌طرف آن چشمه می‌روید، سینه‌خیز هم که شده خواهید رفت؛ اما آنها دارند از وضع موجودِ خودشان دفاع می‌کنند، سعی دارند همین قدرت پوشالی که در دستشان هست، از دست آنها نرود. بنابراین، شما به این دلایل تا اینجا بر آنها پیروز شده‌اید، تا اینجا توانسته‌اید به تعبیر قرآن: تَحُسّونَهُم باِذنِه؛ آنها را در تنگنا و فشار قرار بدهید. خب، این یک مرحله پیروزمندانه. اما بعد: حَتّی اِذا فَشِلتُم وَ تَنازَعتُم فِی الاَمر وَ عَصَیتُم مِن بَعدِ ما اَریکُم ما تُحِبّونَ مِنکُم مَن یُریدُ الدّنیا وَ مِنکُم مَن یُریدُ الأخِرَة؛ [۱] در قرآن این تجربه انقلابی در برابر ما است؛ این دانش مبارزه است و دانش مبارزه یعنی این. از اینجا به بعد آفت‌ها مطرح می‌شود، همچنان که در صحنه جنگ حُنَین همین آفت‌ها آن پیروزی زود به‌دست‌آمده را موقتاَ از دست مسلمان‌ها گرفت تا توبه کردند و برگشتند و مجدداً پیروز شدند. قرآن سه آفت را اینجا ذکر می‌کند. اول، فشل و سستی، سست شدن، تردید به خود راه دادن، انتظارِ بیجا و زیادی داشتن، آینده‌هایی که باید برای آن تلاش کرد، نزدیک‌تر از آنچه باید، دانستن و خواستن؛ نخست این مطلب - حَتّی اِذا فَشِلتُم -و دوم، وَ تَنازَعتُم فِی الأمر؛ بر سر و کله هم کوبیدید و به اختلاف و تفرقه برخاستید. راجع به مسئله اختلاف و تفرقه، این نکته بسیار لازم را عرض کنم. برادران و دوستان!ای کسانی که سخن را می‌شنوید یا این سخن بعدها به گوشتان خواهد رسید! آیا این واقعیت را نمی‌بینید که ملت ایران چگونه با آرمان واحد و با شعار واحد و با رهبری واحد دارد به سوی آن آینده روشن می‌تازد؟ نمی‌بینید که مردم چگونه همه یک سخن را می‌گویند، همه یک مطلب را می‌گویند، همه به سوی یک آینده می‌پویند؟ امروز در میانِ صفوفِ مردم ایران از این جهت هیچ اختلافی نیست؛ باید برادران کوشش کنند این اتحاد را حفظ کنند. و آن کسانی که این آرمان‌ها یا این شعارها یا این حرکت یا آن آینده را قبول ندارند، برای خاطر پیروزی ایران، برای خاطر پیروزی جنبش مردم ایران، سخن دیگر و شعار دیگری ساز نکنند و میان برادران تفرقه نیفکنند، تنازع نکنند. تنازع و تفرقه و اختلاف، بزرگ‌ترین عامل است برای منهدم کردن یک صف فشرده و یک جمعیت مصمم وآگاه؛ می‌تواند مهم‌ترین ضربه را بر آنها وارد کند؛ و لذا دشمنان خارجی بیشتر بر روی این نقطه ضعف تکیه کنند. هیچ تردیدی نداریم که عناصر مزدور برخلاف عناصر دلسوز - ولو از جهت ایدئولوژی، مخالف [رژیم] - امروز از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا شعارهای غیر اسلامی و شعارهایی که مردم آنها را نمی‌خواهند و نمی‌پسندند و برای آنها جاذبه‌ای ندارد، در میان مردم طرح کنند. هر کسی این شعارها را طرح کند مزدور است. ممکن است کسانی باشند که از لحاظ ایدئولوژی، این شعارهای موجود و آینده‌ای را که ملت ایران پذیرفته است قبول نداشته باشند، اما در صورتی که مغرض نباشند، به خوبی می‌دانند که امروز در این صف فشرده یکدست هیچ شکافی نباید پدید بیاید؛ [لذا] شعارهایشان را مطرح نخواهند کرد. آنهایی که مطرح می‌کنند، مسلّماَ دلسوز نیستند، یا ناآگاهند و یا مغرض. وَ تَنازَعتُم فِی الأَمر! احساسات شخصی را برادران مسلمان باید کنار بگذارند؛ خودخواهی‌ها و خودمحوری‌ها را باید کنار بگذارند. هیچ قشری از قشرها، هیچ دسته‌ای از دسته‌ها نباید فقط به خود بیندیشد؛ همه باید به آرمان و به راه و به هدف بیندیشند. هیچ چیزی موجب نمی‌شود که خودخواهی‌های یک دسته یا یک جمع را توجیه بکند. بنده به عنوان یک روحانی، اینجا عرض می‌کنم که حتی جامعه روحانیت نمی‌گوید و نمی‌تواند بگوید که ابتکار عمل و ابتکار در همه مسائل در دست او است؛ همه مردم در این میدان و صحنه گسترده هرچه می‌توانند، بیشتر باید تلاش کنند. روحانیت اگر توانسته باشد نقش خود و موضعی را که به مقتضای شغل او به عهده او واگذار شده است به خوبی احراز و اشغال کند مباهات خواهد کرد، ادعای بیشتری هم ندارد. امروز رهبر عالیقدر ما، رهبر ملت مسلمان ایران، آن رهبری که تمام جناح‌ها و قشرها به خاطر بودنِ خصلت‌های رهبری در او، ایشان را به رهبری پذیرفته‌اند و بر این اعتراف کرده‌اند، آن رهبری که میلیون‌ها مردم ایران و میلیون‌ها مردم مسلمان در کشورهای دیگر آماده پذیرش رهبری او بوده‌اند و آن را پذیرا شده‌اند، روی روحانی بودن خود تکیه نمی‌کند. او یک مرجع روحانی است، یک امام روحانی است، یک فقیه بزرگ و عالی‌مقام است، اما امروز آنچه او را به خود مشغول کرده مصالح و آینده ملت ایران است؛ خطوط اصلی مبارزه را طراحی و مردم را بسیج و راهنمایی می‌کند. هیچ قشری از قشرها، هیچ گروهی از گروه‌ها نباید حساسیت منفی روی قشرهای دیگر داشته باشند و خودخواهانه خود را محور قرار بدهند. من از طرف روحانیون عرض می‌کنم، بهتر بگویم به عنوان یک روحانی عرض می‌کنم که روحانیون این خودمحوری و خودخواهی را ندارند؛ برادران دیگر، قشرهای دیگر، گروه‌های مبارز هم سعی کنند این خودمحوری را نداشته باشند. شما را به خدا برای مصالح ملتِ اسلام فکر کنید؛ برای خاطر خدا، راه خدا و قرآن را تعقیب کنید. امروز لحظه حساس و بحرانی برای این ملت است. اندکی بی‌توجهی، اندکی سستی، اندکی نپرداختن به اصول و اندکی انحراف می‌تواند سرنوشت این ملت را تغییر بدهد. آن کسانی که ممکن است این فاجعه از سوی آنها به وجود بیاید، سعی کنند مسئولیت عظیم

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران, جوانان, ورزشکاران, کشتی گیران, اهل سنت, علما و مراجع اهل سنت
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)