کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
این نامه با ابراز تأسف از وضعیت روزنامه «حیات» آغاز میشود و به فعالیتهای آزادیخواهان هندی علیه سیاستهای استعماری انگلستان میپردازد. در ادامه، به تلاشهای این گروهها برای بیداری مردم هند و ایران اشاره میکند و سرکوب روزنامهنگاران و فعالان هندی توسط انگلیسیها را شرح میدهد. سپس، به ماجرای یکی از این آزادیخواهان به نام «صوفی» میپردازد که پس از فرار از هند به ایران آمده و در بوشهر و شیراز تحت تعقیب مأموران انگلیسی قرار میگیرد. نامه با اشاره به پناه بردن صوفی به خانه یک مجتهد و فشار حکومت محلی برای تسلیم او به کنسول انگلیس، به فرار مجدد او و نامعلوم بودن سرنوشتش پایان مییابد.
متن کامل گزارش
حضور مبارک مدیر محترم روزنامه نجف زید بقائه زحمت عرض داده میشود.
روزنامه گرامی که به نام روزنامه حیات ارسال فرموده بودید، در خدمت جناب آقا شیخ محمدحسین [۱] زیارت نمودم، اشکم جاری شد؛ چرا که حیات، مبدل به ممات شد. شرح ماجرا، آن که چند سالی است در هندوستان جماعتی از وطنپرستان [۲] آزادیخواه پیدا شده که بر ضد پُلتیک [۳] انگلیس مجلسهای سرّی و علنی تشکیل داده، نطقهای بلیغ نموده و روزنامهجات جاری کرده که مردم را بیدار نموده، از ننگ عبودیت [۴] برهانند. مأمورین انگلیس اطلاع بر حال آنها پیدا کرده، چندین مدیر [۵] جراید را به مدت دو سال و سه سال و پنج سال گرفتار قید و حبس کرده.
دو ماه قبل در اخبار طمس [۶] بود که یکی از مدیران را پانزده سال حکم حبس دادهاند، به مجرد حبس آن مدیر فوراً دیگری روزنامه را بر همان مسلک جاری میکند، مانند اولی گرفتار [میشود]. شخص دیگر فوراً به کار مدیر ثانی قیام مینماید. مقدار ترقی و احساسات هندیان به طوری که خود انگلیسیان اعتراف دارند که اگر بدین منوال پیش بروند، تا ده سال دیگر هند را آزاد خواهند کرد.
یکی از اقدامات حسنه مجامع سرّی هندوستان، آن که به مجرد رسیدن بشارت آزادی ایران، چند نفر از ایشان جمعیتی [از میان] خود انتخاب کرده به ایران برای آگاه ساختن عموم اهالی ایران از حقیقت مدنیه و سیاسیه گسیل داشتند، و این ترس و رعب [۷] بیجهتی که در قلوب ایرانیان از انگلیسیان جای گرفته خارج نمایند. عدهای به سمت تبریز و عدهای به طرف خراسان و سه نفری به طرف بنادر و فارس گسیل داشته، یکی از آنها موسوم به صوفی، قلمی دارد که در کمال قوت، جریده نمره اول و دوم از رشحات [۸] قلم آن وجود است. کتب متعدده تألیف و تصنیف و ترجمه نموده و به زبان اردو طبع و مجاناً بین مردم توزیع کرده، به واسطه هیجانی که بین مردم هند از کلمات آن شخص محترم پدیدار شده، به ناچار در نظر انگلیسیان مجرم سیاسی به قلم رفته، دو سال محکوم به حبس شده. پس از دو سال که خلاص شد روزنامهاش را به مسلک اول طبع و توزیع نموده، دوباره گرفتار حبس و قید میشود. پس از استخلاص، همان روز اول روزنامه را به عبارات واضحه که بیش از پیش مُورث [۹] هیجان بود نشر مینماید.
خلاصه، اگر بخواهم شرح حالات این فاضل غیور را عرض کنم کتابی میشود قابل خواندن و سرمشقی میشود برای محبان قومیت و وطن.
در بوشهر، قونسل انگلیس چه کوششها برای گرفتاری او نموده، هزار روپیه انعام وعده کرده بود به اشخاصی که گرفتارش نمایند. به محض فهمیدن مطلب، به مَساعی [۱۰] یکی از علمای وطنخواه از بوشهر فرار کرده، پیاده از بیراهه بیدلیل [۱۱] با شدت باران در یک شب نُه فرسخ را با رفیق خود اجیت سینگه پیموده، به توسط یک مرد باغیرتی نزد صولتالدوله قشقایی میروند.
اجیت سینگه که یکی از آزادیخواهان هند به شمار است، نزد صولتالدوله میماند و خود صوفی به شیراز آمده، در مدرسه شریعت مشغول تعلیم و تدریس شده، در ضمن جریده حیات را جاری مینماید. یک نسخه از نمره اول به دست قونسل انگلیس مقیم شیراز میآید، جدا از کارگزاری و نصیرالملک که در آن ایام نایبالحکومه بود، گرفتاری آن شخص محترم را خواستار میشود [و او] ناچار به خانه یکی از مجتهدین عظام پناهنده میشود. نایبالحکومه و کارگزار هر دو از مجتهد شیراز تسلیم او را به قونسل انگلیس خواستار شده، اظهار میدارند که قونسل انگلیس را نمیتوان دلتنگ نمود و اگر او را تسلیم قونسل نکنیم، فردا عساکر [۱۲] انگلیس یک مرتبه ایران را خاکستر خواهند نمود. از خانه مجتهد هم ناچار به فرار شده و فعلاً خبر نداریم در کجا است. بلی، این است جزای علم و دانش و حقگویی.
**پاورقیها:**
[۱] احتمالاً شیخ محمدحسین برازجانی است.
[۲] در اصل: وطنپرست
[۳] سیاست
[۴] بندگی
[۵] در اصل: مدیران
[۶] روزنامه تایمز
[۷] وحشت
[۸] تراوشها
[۹] موجب
[۱۰] کوششها
[۱۱] بیدلیل: بدون راهنما
[۱۲] جمع عسکر: لشکریان، سپاهیان
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: مدیر مجله درالنجف
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)