کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با انتقاد از استفاده رادیو برای مقاصد شخصی و تخریب افراد صالح آغاز می‌شود. سپس به سابقه نهضت ملی ایران و نقش دکتر مصدق در آن اشاره می‌کند، اما عملکرد ۲۸ ماهه او را ناکارآمد و بدون دستاورد مفید می‌داند. در ادامه، مصدق را به تلاش برای تحکیم دیکتاتوری، انحلال مجلس از طریق رفراندوم غیرقانونی و سوءاستفاده از قدرت متهم می‌کند. همچنین، به وزرا و مأمورین دولتی هشدار می‌دهد که در صورت همکاری با اقدامات خلاف قانون، مسئول خواهند بود. در پایان، از ملت ایران می‌خواهد که از استقلال، وحدت ملی، آزادی و مشروطیت دفاع کنند و اجازه ندهند اقدامات مصدق به زوال این اصول منجر شود و تأکید می‌کند که هدف او تنها خیر ملت و مملکت است.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم چون رادیو که بودجه آن از مال این ملت فقیر است و باید صرف تبلیغات و مطالب و مباحث مفید به حال این ملت بشود، فقط برای مقاصد شخصی و اقرار [۱] منافی مصالح ملت و مملکت و اشتباه‌کاری و بی‌آبرو نمودن مردم آبرومند و متهم داشتن اشخاص صالح و میهن‌پرستی که می‌توانند سد راه دیکتاتوری آقای دکتر محمد مصدق‌السلطنه بشوند به کار می‌رود و ممکن نیست بدان وسیله عقاید خود را به سمع هموطنان عزیز برسانم، بدینوسیله به اطلاع ایشان می‌رسانم. ملت غیور ایران فراموش نمی‌کند که از ده سال به این طرف یک نهضتی در ایران پیدا شده و هر روز قوی‌تر و محکم‌تر گردیده تا توانست دولت‌های دست‌نشانده امثال هژیر و رزم‌آرا را از بین ببرد و نفوذ اجانب را نابود یا لااقل ضعیف و نفت را ملی سازد و آقای دکتر مصدق از این نهضت استفاده کرده و هماهنگی با آن نشان داد تا به وسیله آن، حریف‌های خود را از عرصه حکومت دور، خود بر مسند صدرات نشست. اکنون ۲۸ ماه است که ایشان زمامدار است و در تمام این مدت یک قدم مفید به حال شما که بتواند آن اسم را ببرد برنداشته (مگر موضوع ملی شدن نفت که با قیام عمومی و فداکاری ملت رشید ایران بوده است). هر روز وعده‌های بزرگ می‌دهد و فردا عذر می‌آورد که من می‌خواستم این کارها را بکنم ولی عمال اجنبی کارشکنی کردند و به ادعای او عامل اجنبی هرکس است که از او مؤاخذه کند یا بپرسد که آن مواعیدی که شما در این مدت داده‌اید کجا است، یا چرا یک قدم اصلاحی بر نمی‌دارید، یا چرا اعمالی را که به دیگران ایراد می‌گرفتی خودتان مرتکب می‌شوید. با این ترتیب، یعنی با هو و جنجال و ادعا و تهمت و افترا، تمام قوه‌های موجوده در مملکت را از بین برد و ساعت به ساعت راه را برای تحکیم دیکتاتوری و حکومت فردی و خودسری هموارتر ساخت تا بر تمام قوای مملکت مسلط گردید و اکنون به اتکای چند تانک و ارابه جنگی و افواج نظامی و پلیس و ژاندارمری که در دست دارد می‌خواهد رفراندوم و مجلس را منحل کند. آقای دکتر مصدق، مجلسی را که خودش انتخاب کرده و بیش از صد بار گفته که صدی هشتاد آن ملی است، قبول ندارد و برای فرار از استیضاح و راه ندادن به ناظر بانک که از طرف مجلس انتخاب شده، تا به حال اسکناس‌های زیادی که منتشر ساخته و ظاهراً در حدود چهارصد و پنجاه میلیون تومان است مجلس را با وادار ساختن نوکران خود به استعفا، تعطیل و برای انحلال آن رفراندوم می‌کند. این مجلس وقتی به دکتر مصدق اختیارات غیرقانونی می‌دهد ملی و وقتی او را استیضاح می‌کند، عامل اجنبی است! رفراندوم مال ممالکی است که رژیم حکومت آن معلوم نیست و مشروطیت و قانون اساسی ندارد و یک بار رفراندوم می‌کنند که رژیم آن تعیین [شود، اما] حکومت مشروطه دارای قانون است، هیچ راهی برای فرار از استیضاح و دست زدن به رفراندوم نیست. در مملکت مشروطه مطابق قانون اساسی برای نخست وزیر حدود و ثغوری معین شده، هرکس برخلاف این قوانین قدمی بردارد، اقدام برخلاف مشروطیت و قانون اساسی نموده و از لحاظ خیانت به کشور قابل تعقیب و مستحق شدیدترین مجازات است. این نکته را برای این تذکر می‌دهم که وزراء و مأمورین لشکری و کشوری عموماَ و وزیر دارایی از لحاظ پرداخت بیت‌المال برای مصرف رفراندوم خلافِ قانون مخصوصاً متوجه باشند که در صورت انجام دستورهای خلاف قانون در مورد رفراندوم و تضییع حقوق ملت ایران، شریک و سهیم هستند و از تعقیب مصون نخواهند بود. و آقای دکتر مصدق خوب می‌داند که اگر با آزادی و به طور طبیعی به آراء ملت مراجعه کند، ۹۷ درصد مردم علیه او رأی می‌دهند ولی چون تمام قوای کشور را در دست دارد و یک قانون من‌درآوردی امنیت اجتماعی و یک حکومت نظامی دائم مثل شمشیر بُران بالای سر مردم نگه داشته و یک عده اوباش و رجّاله و چاقوکش توی کوچه‌ها راه می‌اندازد که در حمایت تانک و ارابه جنگی و سرنیزه نظامی به مخالفین او هتاکی کنند، رفراندوم می‌کند؛ آن هم با ترتیبی که موافق از مخالف معلوم و تام و تمام مشخصات رأی دهنده معین باشد. با این ترتیب نتیجه رفراندوم معلوم است. هرکس چنین رفراندوم بکند نتیجه به کام او خواهد بود؛ چه، کسی با این وضع رفراندوم کند نتیجه مقصوده را نمی‌گیرد و باز اگر مخالف از موافق معلوم نبود و رأی مخفی بود، مردم با آزادی می‌توانستند رأی بدهند و نتیجه عاید او نمی‌شد. ایشان اگر راست می‌گویند و می‌خواهند رفراندوم کنند و به عمل غیرقانونی دست زند، وسایل ارعاب و تخفیفی [۱] که در دست دارد به زمین گذارد و خود استعفا بدهد و بعد رفراندوم کند تا بداند که در میان مردم چقدر موافق دارد. ملت غیورایران! ما و دکتر مصدق همه می‌رویم، این مقام‌های سه پنجی زودگذر است، ولی مملکت و ملت ایران باید بمانند. اجازه ندهید که دکتر مصدق برای حکومت چند روزه خود راهی باز کند که همیشه قانون اساسی و مشروطیت و حتی استقلال و وحدت ملی شما در خطر باشد، زیرا همین عملی که دکتر مصدق می‌کند اگر نافذ و شرف پیدا کرد و شما قبول نمایید، هر نخست‌وزیری بعد از او حق خواهد داشت به مجلس که حکومت بر همه مقامات و قوا دارد اعتنا نکند و اگر خود را از مجلس در فشار دید رفراندوم کند و مجلس را منحل سازد و با این ترتیب به جای این که اختیارِ ماندن و رفتن دولت در دست مجلس باشد، بقاء و عدم مجلس دست دولت خواهد بود. و از آن بدتر، اجانبی که به بعضی از استان‌ها یا شهرستان‌های شما چشم دوخته‌اند در فرصت مناسبی به سر آنها استیلا یابند و یک عده از خائنین را که در هر مملکت زیر نفوذ آنها پیدا می‌شوند وادار به رفراندوم می‌نمایند و بدان وسیله آن استان‌ها و شهرستان‌ها را از ایران جدا می‌سازد. هموطنان عزیز! ۲۸ ماه است که آقای دکتر مصدق با هو و جنجال و عوامفریبی مردم را مشغول کرده و هر روز برای این که مردم به حساب گذشته او نرسند و به زمامداری ادامه دهد، حساب نو باز می‌کند و هر روز بهانه می‌گیرد و وعده نزدیکی می‌دهد و اگر کسی اظهار کوچک‌ترین نظری در تقاضاهای نامتناهی او کرد می‌گوید قضیه نفت حل می‌شود، ولی چون فلانی، فلان حرف را زده نشده. از روزی که آمده و زمام امور را در دست گرفته تا امروز به نظر بیاورید که چه وعده‌هایی داده و چطور هر روز حرف خود را عوض کرده و گناه را به گردن کسی انداخته و هر دفعه که تقاضایی داشته گفته اگر این تقاضای مرا انجام دهید در فلان مدت بسیار کوتاه کار را تمام می‌کنم و بعد از آن که تقاضایش انجام شده و نتوانسته کاری کند، حرف خود را عوض کرده و بهانه دیگر گرفته است. بوزی که خواست نخست وزیر بشود گفت من در یک هفته کار نفت را تمام می‌کنم و می‌روم و الان بیش از دو سال از حکومت او گذشته و هنوز اندر خم یک کوچه است. روزی که اختیارات را [از مجلس شورای ملی] خواست، آقای دکتر شایگان در مجلس گفت: شما این اختیارات را بدهید تا ۲۴ ساعت کار نفت تمام و دنیا به کام ما خواهد شد و بعد خودش عین این مطلب را در رادیو گفت و الان ۸ ماه از آن تاریخ می‌گذرد و تازه می‌خواهد مجلس را منحل کند و یکباره از هر نوع نظارت بر اعمال خود آسوده شود و مملکت را تا آنجا که می‌خواهد ببرد و کسی نباشد که به او اعتراض کند. آقای دکتر مصدق در این مدت کاری برای مملکت نکرده ولی برای ادامه حکومت خود به خرابکاری‌های زیادی دست زده است و از آن جمله نشر محرمانه مقادیر زیادی اسکناس است که گفتیم تقریباً در حدود چهارصد و پنجاه میلیون تومان است و فقط خرج اعمال بی‌رویه شد و یک دینار از آنها هم به مصرف کارهای تولیدی و ایجاد کار برای بیکاران و فرهنگ و بهداشت و عمران و آبادی مملکت نرسیده و همین امر موجب ترقی سرسام‌آور نرخ ارز و بالارفتن هزینه زندگی تا این درجه شده که تحملش از قوه هر کسی خارج شده است و مخصوصاً طبقه سوم و مردم زحمتکش را در یک فقر و بدبختی فلاکت و بیچارگی انداخته که نظیرش را تاریخ برای هیچ ملتی نشان نمی‌دهد. به علاوه طبق اطلاعات حاصله، آن جناب پشتوانه‌های موجوده در افریقای جنوبی را به امریکا حمل و در آنجا به گرو گذاشته و باز یک قِران از پول آن به مصارف و اعمال مفید به حال مملکت نرسیده و چون آقای مکی به سمت ناظر بانک ملی انتخاب شده و او متوجه گشته است که عنقریب پرده از روی خلافکاری‌هایش برداشته و رسوا می‌شود اقدام به تعطیلی مجلس کرده است. اعمال خلاف دولت چه در مورد نفت، به خصوص ۵۹ درصد تخفیف قیمت نفت خام و قبول غرامت و قطع منافع ایران از ۱۳ شرکت فرعی و چه در مورد اقتصادیات از قبیل تثبیت ارز به بهای گزاف و زیان مردم و اقدامات خلاف مصلحت او در سیاست خارجی و داخلی به اندازه‌ای شدید شده است که آقای دکتر مصدق به خوبی می‌داند هرچه زودتر باید حساب خطاکاری‌های خود را به ملت ایران بدهد و چون جوابی برای این اقدامات ناصواب و خلاف قانون ندارد و جرأت حضور در مجلس را در خود نمی‌بیند، چون غریق لَجه [۱] بی‌پایانی به هر عمل خلاف قانون متشبث شده، از جواب استیضاحات که حقاً قانون اساسی برای نمایندگان معین نموده طفره [۱] می‌رود، برای مشوب کردن اذهان و افکار عمومی دست به تبلیغات غیرواقعی زده و به عنوان این که از طرف نمایندگان به من توهین شده و یا به نام این که برای کشتنم توطئه چیده‌اند از حضور در مجلس خودداری می‌کنم. هموطنان عزیز! خوب توجه فرمایید! دولت آقای دکتر مصدق از طرف مجلس شورای ملی که خودش مجری انتخابات آن بوده استیضاح شده که چرا به اعمال غیرانسانی و دیکتاتوری و شکنجه کردن محبوسین اقدام نموده است. حال این دولت که برخلاف شرع مقدس اسلام و برخلاف اعلامیه و موازین حقوق بشر و منشور سازمان ملل متحد به آزار و شکنجه زندانی پرداخته می‌خواهد برای گریز از مجازات، مجلس را تعطیل و نمایندگان ملت را از بازخواست محروم دارد. عجب این است که دکتر مصدق خودش مجلس را منحل و مشروطیت را تعطیل می‌کند و پشت رادیو می‌رود و نمایندگان اقلیت را مسببین تعطیل مشروطیت معرفی می‌نماید. واقعاً چقدر بی‌انصافی و بی‌وجدانی و بی‌خبری از خدا می‌خواهد که عده‌ای از نمایندگان که برای حفظ قانون اساسی و حکومت قانون خود را به مخاطره می‌اندازند، دستگاه دولتی دسته‌های منتسب به آن و روزنامه‌های طرفدار دولت، آنها را جنایتکار معرفی کنند و پشت سنگر [ملی کردن صنعت] نفت هر تهمت و جنایتی را به آنها روا بدارند. طرفداری از آزادی و قانون اساسی و جلوگیری از ظلم و جور دولت چه ربطی به قضیه نفت دارد؟ این شیوه آقای دکتر مصدق و اعوان اوست که کار خود را با هو و جنجال و تهمت و افترا پیش ببرند و هرکس را که دیدند ممکن است در مقابل ایشان مقاومتی داشته باشد او را لجن بزنند و به خیانت و بستگی به اجنبی متهم سازند. ولی تاریخ قضاوت خواهد کرد و شما هموطنان عزیز می‌بینید که تا امروز چه کسی به نفع اجنبی قدم برداشته و آنچه تا امروز کرده مستقیماً به مصلحت اجنبی و زیان مملکت بوده است. شما ملت غیور ایران موظفید که از استقلال مملکت و وحدت ملی و آزادی و مشروطیت دفاع کنید و اجازه ندهید با عوامفریبی و هو و جنجال راهی باز کنند که مآلش به زوال مشروطیت و آزادی و زیان استقلال مملکت و وحدت ملی شما باشد. یک ملت ضعیف هر چه بنیان مشروطیت و حکومت ملی و طریق مشورت و شرکتش در حکومت قوی‌تر باشد، پایه استقلال و خودمختاری و وحدت ملی و تمامیت کشورش قوی‌تر است؛ و هر چه حکومت فردی به آن غالب‌تر باشد، بنای آن استقلال و وحدتش ضعیف‌تر است؛ زیرا هیچ دولت نیرومند خارجی از ملتی نمی‌تواند چیزهایی به زیان کشورش بگیرد ولی از یک فرد به آسانی می‌گیرد. هموطنان! من بارها برای قطع ید اجنبی و اصلاح امور این ملت تبعید شدم و به تمام مقدسات خدا جز خیر این ملت و مملکت آرزویی ندارم. من آنچه فریضه دین و وطنم بود با شما در میان نهادم و حالا خود می‌دانید. اگر توجه نکنید نادم می‌شوید در حالی که ندامت سودی ندارد. خداوند شاهد است صلاح دین و دنیای این ملت را گفتم و در نزد اولیای حق مسئولیتی ندارم. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. سید ابوالقاسم کاشانی **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل چنین است. [۲] تخفیف: سبک شمردن [۳] میانه دریا [۴] در اصل: تفره

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)