کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تبیین علت ذلت دولت و خرابی مملکت آغاز می‌شود که آن را ناشی از عدم آگاهی مردم به حقوق انسانی خود یا عدم توانایی مطالبه آن و بی‌توجهی حاکمان به حقوق رعیت می‌داند. در ادامه، بر لزوم آگاهی مردم به حقوق خود به عنوان شهروندان یک وطن عزیز و مسئولیت‌پذیری در قبال آن تأکید می‌کند و از مردم می‌خواهد که سلطان را نیز فردی عادی بدانند که حقوق متقابل با رعیت دارد، نه مالک‌الرقاب. سپس، با خطاب به مستبدان، از آنها می‌خواهد که از ظلم و خیانت دست بردارند و با ملت همراهی کنند، چرا که مردم بیدار شده‌اند و ظلم را نخواهند پذیرفت. در پایان، با خطاب به شاه، او را از گوش دادن به حرف‌های خائنان برحذر می‌دارد و با استناد به آیات قرآن و وقایع تاریخی، عواقب حمایت از وزرای خائن را گوشزد می‌کند و از او می‌خواهد که به جای قرض گرفتن از اجانب و حیف و میل ثروت ملی توسط خائنان، به فکر استقلال و عزت کشور باشد.

متن کامل گزارش

سبب ذلت دولت و خرابی مملکت آن است که مردم، عالم به حقوق انسانیت خود نیستند؛ بر فرض عالم بودن، قدرت بر مطالبه حقوق خود ندارند. شخص دولت هم ملاحظه حقوق رعیت را نمی‌نماید یا ایشان را دارای حقی نمی‌داند. **طریقه علم به حقوق** اولاً، مردم باید خود را دارای حقوقی در این خاک بدانند و این خاک را وطن عزیز خود بشمارند و خودشان را مسئول این خاک پاک بدانند؛ ثانیاً، باید مردم شخص سلطان را هم مثل خودشان یکی از افراد انسان در اعضاء و جوارح، علی‌السَّویه خیال‌کنند و شخص سلطان را بر فرض تصدیق بر مقدمات، دارای حقوقی بر خودشان بدانند و خودشان را هم دارای حقوقی بر شخص سلطان بشمارند؛ نه اینکه سلطان را مالک‌الرقاب و خود را عبد رِق[۱] او بدانند که به هر چه اراده او تعلق بگیرد تمکین صرف نمایند و قادر بر مطالبه حقیقت و بطلان مطلب نباشند. ای مردم! اگر شما هم مثل اهل مصر در زمان خلافت عثمان، عالم به حقوق خودتان می‌شدید البته مثل آنها رفع ظلم از خودتان می‌کردید و ریشه خبیثه استبداد را قطع می‌نمودید و دو مرتبه دچار و گرفتار ظلم ظالمین نمی‌شدید. خیال نکنید شما مظلوم هستید. قَسَم به ذات حضرت حق، شما ظالم حقوق خود و دیگران هستید؛ چرا که شما به دست خود، حقوقتان را از دست داده‌اید و خودتان را پایمال سُمّ ستور مستبدان نموده‌اید. **خطاب به مستبدین** ای شاخ‌های ظلم و استبداد که سیاهی ظلم استبدادتان ایران را تیره کرده و چشم تمام ایرانیان را خیره نموده! هرچه تاکنون خیانت به ملت و دولت کردید بس است، دیگر مصلحت شما نیست که مثل اعمال سابقه‌تان عمل کنید چرا که در این زمان بحمدالله مردم از خواب غفلت بیدار شده‌اند، دیگر قبول ظلم شما را نخواهند کرد و زیر بار ظلم نخواهند رفت (شیر زن‌های ایرانی، رفع ظلم شما را خواهند کرد تا چه رسد به مردهای ایشان). خوب است شما هم درصدد تلافی کارهای سابقتان برآئید و با ملت همراهی کنید تا شوکت و اقتدارتان زیادتر از پیش شود و مردم هم با کمال میل غاشیه[۱] عزتتان را به دوش بکشند. این مطلب را هم یقیناً بدانید اگر دست از اعمال قبیحه سابقتان برندارید، صرفه‌ای نخواهید برد [و] عن‌قریب به شمشیر مشروطیت، عالم از لوث وجودتان پاک خواهد شد. دیگر محض حفظ خون خود از افعال قبیحه‌تان دست بردارید و به وساوس شیطانیه خود، قلب آینه صفت اعلیحضرت پدر تاجدار ما را مکدر نکنید. شاهنشاها! محض حقوق وطن‌پرستی و خیانت نکردن به همنوع خود، لابد باید به چند کلمه مصدع اوقات شریف شد شاید ادای حقوق خود را کرده باشم. من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پندگیر و خواه ملال اعلیحضرتا! به حقوق انسانیت قَسّم است که امروزه گوش به حرف‌های مهمل خائنان دولت دادن، ایران و ایرانیان به باد دادن است. شهریارا! به مفاد آیه شریفه «وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ اَهْوائَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جائَکَ مِنَ‌الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ»[۲] هر آنچه ناصح مشفق بگویدت، بپذیر. بر خاطر مبارکت پوشیده نیست که مملکتی به باد نرفت مگر به واسطه وزرای خائن. تاجداری بی تخت و تاج نشد مگر به جهت امناء خائن. ان شاء اللّه تاریخ ژول سزار روم از نظر مبارکت گذشته و کشته شدن شاهنشاه شهید از نظر شریف محو نشده. لابد بعد از تعمق در سرگذشت و داستان سلاطین سابقه، درک خواهد شد که سوء خاتمت هر پادشاهی برای حمایت پیشکاران خائن بوده. شخص مقدس سلطان، خود را با بی‌گناهی و تنزٌه ذات، گرفتار کیفر و نَکال[۳] کارگزاران خائن نموده. شاهنشاها! اشخاصی که پنجاه سال ایران را چاپیده‌اند آیا نمی‌توانند قرض دولت را بدهند؟ اگر این خائنان، امناء دولت باشند نباید به ذلت و قرض‌کردن از اجانب راضی بشوند، نباید در زمان معزولی و منصوبی، خود را به وسایلی به فرنگستان برسانند و پول ایران را به عوض کارخانجات، عروسک مقوایی و سگ و خوک کاغذی بخرند و قرض دولت را ندهند. آخر تا کی باید ما را ذلیل روس و انگلیس کنند؟ تا کی باید یوسف وطن را به ثمن بخس بفروشند و پولش را مخارج پارک و کالسکه و مبل اطاق خود نمایند؟ آری، برعکس نهند نام زنگی کافور. اگر به اقبال مشروطیت، جریده‌نویسی در ایران موقوف نشد و از زیر بار تحمیل قانون جدید جناب... که موافق با قوانین و میل مستبدین است خلاص شدیم، به همت مولی ثابت خواهیم کرد که قَسم خوردن زیر ناودان طلا نتیجه‌اش این نیست و وطن نفروختن بهتر از صحن بقیع ساختن است [...] **پاورقی‌ها:** [۱] بندگی [۲] بقره، ۱۲۰: اگر از آن پس که خدا تو را آگاه کرده است از خواست‌های آنها پیروی کنی، هیچ یاور و مددکاری از جانب او نخواهی داشت. [۳] عقوبت

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حکومت, عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)