کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با خوشامدگویی به حضار و تلاوت آیاتی از سوره احزاب آغاز می‌شود که بر تقوا، عدم اطاعت از کافران و منافقان، پیروی از وحی الهی و توکل بر خدا تأکید دارد. در ادامه، به «بیداری اسلامی» به عنوان یک تحول بزرگ در میان ملت‌های منطقه اشاره می‌شود که ریشه‌های تاریخی و تمدنی دارد و محصول تراکم معرفت‌ها و تجربه‌های ۱۵۰ سال اخیر است. تحولات دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی و انقلاب اسلامی ایران به عنوان تجربیات درس‌آموز مطرح می‌شوند. سپس، سه محور اصلی بحث شامل هویت قیام‌ها، خطرات و آسیب‌ها، و پیشنهادهایی برای پیشگیری از آسیب‌ها معرفی می‌گردد. در بخش اول، بر حضور واقعی و عمومی مردم در میدان مبارزه و جهاد تأکید می‌شود و این حضور مردمی به عنوان عامل اصلی پایداری انقلاب‌ها و عدم انحراف آنها معرفی می‌گردد. به عنوان مثال، قیام مردم مصر در میدان تحریر و دیگر کشورهای منطقه ذکر می‌شود. اصول این انقلاب‌ها شامل احیای عزت ملی، برافراشتن پرچم اسلام، ایستادگی در برابر سلطه آمریکا و اروپا، و مبارزه با رژیم صهیونیستی برشمرده می‌شود. مردمی بودن این انقلاب‌ها مهمترین عنصر هویت آنها دانسته شده و دخالت قدرت‌های خارجی مانند ناتو در لیبی مورد نقد قرار می‌گیرد. در بخش دوم، به آسیب‌ها و خطرات پیش روی انقلاب‌ها پرداخته می‌شود که به دو دسته داخلی (مانند احساس پایان کار پس از سقوط دیکتاتور، مرعوب شدن از دشمن، اعتماد به دشمن، غرور و ایجاد اختلاف) و خارجی (مانند روی کار آوردن عناصر وابسته به غرب، ارائه بدیل‌های انحرافی، نفوذ در میان انقلابیون، و در نهایت هرج و مرج، تروریسم، جنگ داخلی، حصر اقتصادی و هجوم تبلیغاتی) تقسیم می‌شوند. اسناد لانه جاسوسی در ایران به عنوان شاهدی بر برنامه‌ریزی آمریکا برای بازگرداندن استبداد ذکر می‌شود. در بخش سوم، توصیه‌هایی بر اساس تجربه ایران و مطالعه دیگر کشورها ارائه می‌شود. این توصیه‌ها شامل توکل به خداوند، اعتماد به نصرت الهی، به کارگیری خرد و شجاعت، بازخوانی دائمی اصول انقلاب (استقلال، آزادی، عدالت‌خواهی، نفی استبداد و استعمار، نفی تبعیض و صهیونیسم)، عدم اعتماد به قدرت‌های غربی، پرهیز از اختلافات مذهبی و قومی، و نظام‌سازی بر پایه مردمسالاری اسلامی است. همچنین بر لزوم پرهیز از تحجر و افراط‌گرایی مذهبی و اعتماد به نسل جوان تأکید می‌شود. سخنرانی با تأکید بر اینکه بیداری اسلامی یک واقعیت مشهود است و نیاز به شکل‌دهی و به سرانجام رساندن دارد، و با تکرار آیات ابتدایی سوره احزاب به عنوان دستورالعملی جامع، به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. الحمد للّه رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطیبین و صحبة المنتجبین. قال اللّه العزیز الحکیم: بسم الله الرّحمن الرّحیم. یَا أَیّهَا النَّبِی اتّق اللهَ وَ لا تُطِع الکَافِرینَ وَ المُنَافِقِینَ إِنَّ اللهَ کَانَ عَلِیماَ حَکِیماَ. وَ اتَّبِع مَا یُوحَی إِلَیکَ مِن رَبِّکَ إِنَّ اللهَ کَانَ بِمَا تَعمَلَونَ خَبیراً. وَ تَوَکَّل عَلَی اللهِ وَ کَفَی بِاللهِ وَکِیلاً. به حضار گرامی و میهمانان عزیز خوشامد می‌گویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده، «بیداری اسلامی» است؛ یعنی حالت برانگیختگی و آگاهی‌ای در امت اسلامی که اکنون به تحولی بزرگ در میان ملت‌های این منطقه انجامیده و قیام‌ها و انقلاب‌هایی را پدید آورده که هرگز در محاسبه شیاطین مسلط منطقه‌ای و بین‌المللی نمی‌گنجید؛ خیزش‌های عظیمی که حصارهای استبداد و استکبار را ویران و قوای نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است. شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانه‌های تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفت‌ها و تجربه‌ها است. در صد و پنجاه سال اخیر حضور شخصیت‌های فکری و جهادی بزرگ جریان‌ساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهای دیگری از آسیا و آفریقا، پیش‌زمینه‌های وضع کنونی دنیای اسلامند. همچنان که تحولات دهه‌های پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این کشورها که به رژیم‌های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌های مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرت‌های استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربه‌های درس‌آموزی‌اند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشه عمومی و عمیق کنونی دنیای اسلام دارند. ماجرای انقلاب کبیر اسلامی در ایران که در آن به تعبیر امام خمینی عظیم، «خون بر شمشیر پیروز شد» و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش‌رونده جمهوری اسلامی و تأثیر آن در بیداری اسلامی امروز، نیز خود داستان مفصل و درخور بحث و تحقیقی است که یقیناً فصل مشبعی در تحلیل و تاریخ‌نگاری وضعیت کنونی دنیای اسلام را به خود اختصاص خواهد داد. حاصل، آن که حقایق رو به افزایش کنونی در دنیای اسلام، حوادث بریده از ریشه‌های تاریخی و زمینه‌های اجتماعی و فکری نیستند تا دشمنان یا سطحی‌نگران بتوانند آن را موجی گذرا و حادثه‌ای در سطح بینگارند و با تحلیل‌های انحرافی و غرض‌آلود، مشعل امید را در دل ملت‌ها خاموش سازند. در این گفتار، برادرانه می‌خواهم بر روی سه نقطه اساسی درنگ کنم: ۱. نگاهی اجمالی به هویت این قیام‌ها و انقلاب‌ها. ۲. خطرات و آسیب‌های بزرگی که بر سر راه آن قرار دارد. ۳. پیشنهادهایی در علاج‌جویی و پیشگیری از آسیب‌ها و خطرها. ۱. در موضوع اول، مهمترین عنصر در این انقلاب‌ها، حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و صحنه مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمان‌شان؛ بلکه علاوه بر آن، با جسم و تن‌شان. فاصله عمیقی است میان چنین حضوری با قیامی که به وسیله یک جمع نظامی یا حتی یک گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بی‌تفاوت مردم یا حتی مورد رضایت آنان انجام می‌گیرد. در حوادث دهه پنجاه و شصت در تعدادی از کشورهای آفریقا و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهای گوناگون مردم و جوانان از همه جای کشورها، که دستجات کودتاگر یا هسته‌های کوچک و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل کردند و آنگاه که خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزه‌ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض کردند، انقلاب‌ها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن کشورها تسلط یافت. این به کلی متفاوت است با تحولی که بر دوش توده مردم است و آنهایند که جسم و جان خود را به میدان می‌آورند و با مجاهدت و فداکاری، دشمن را از صحنه بیرون می‌رانند. در اینجا این مردمند که شعارها را می‌سازند، هدف‌ها را معین می‌کنند، دشمن را شناسایی و معرفی و تعقیب می‌کنند، آینده مطلوب را - اگر چه به اجمال - ترسیم می‌کنند و در نتیجه اجازه انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازشکار و آلوده -و به طریق اولی به عوامل نفوذی دشمن- نمی‌دهند. در حرکت مردمی ممکن است کار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولی از سطحی‌گری و ناپایداری به دور است؛ کلمه طیبه‌ای است مصداق کلام خداوند که فرمود: ألَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاَ کَلِمَةً طَیبَةً کَشَجَرَةِ طَیبَةٍ أَصلُهَا ثَابتٌ وَ فَرعُهَا فِی السَّمَاءِ.[۱] وقتی پیکر دلاور ملت پرافتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیده شد، یقین حاصل شد که این انقلاب پیروز خواهد شد.[۲] حقیقتی را باید گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی در ایران که زلزله عظیمی را در حکومت‌های دنیاطلبان شرق و غرب پدید آورد و ملت‌های مسلمان را در جوش و خروشی بی‌سابقه انداخت، غالباً انتظار می‌رفت که مصر پیش از همه جا بپا خیزد. سابقه جهاد و روشنفکری و تربیت شخصیت‌های بزرگ مجاهد و متفکر در مصر، این توقع را برمی‌انگیخت؛ اما از مصر صدای واضحی شنیده نمی‌شد. در دل، خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس زمزمه می‌شد: اَراکَ عَصِیَّ الدَّمع شیُمتُک الصبر اَما لِلهوی نهیٌ علیک و لا امرٌ[۳] وقتی ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهای مصر دیده شد، پاسخ شنیده شد. ملت مصر با همان زبان دل می‌گفت: بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعةٌ ولکنَّ مِثلی لایُذاعُ لهُ سِرّ[۴] این سرّ مقدس؛ یعنی انگیزه و عزم قیام، بتدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شکل گرفت و در لحظه مناسب تاریخی، عریان در صحنه‌ای پرشکوه به میدان آمد. تونس و یمن و لیبی و بحرین هم دقیقاً محکوم به همین حکمند. وَ مِنهُم مَن ینتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبدِیلاً.[۵] در چنین انقلاب‌هایی، اصول و ارزش‌ها و هدف‌ها، نه در مانیفست‌های پیش‌ساخته گروه‌ها و حزب‌ها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردم حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهای آنان اعلام و تثبیت می‌شود. با این محاسبه به روشنی می‌توان تشخیص داد که اصول انقلاب‌های کنونی منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجه اول اینها است: [یک] :احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطه سیاسی آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است. [دو]: برافراشتن پرچم اسلام که عقیده عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفایی‌ای که جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد. [سه]: ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه آمریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده‌اند. [چهار]: مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست که استعمار چون خنجری در پهلوی کشورهای منطقه فروبرده و وسیله‌ای برای ادامه سلطه اهریمنی خود ساخته و ملتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است. [پنج]: بی‌شک این حقیقت که انقلاب‌های منطقه متکی به این اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند آمریکا و غرب و صهیونیسم نیست و آنها همه تلاش خود را به کار می‌برند تا آن را انکار کنند، ولی واقعیت با انکار آن دگرگون نمی‌شود. [شش]: مردمی بودن این انقلاب‌ها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرت‌های خارجی که با آخرین توانایی‌ها و شگردهای خود سعی می‌کردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامی از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدی برای آنها باقی نگذاشت، حق ندارند خود را در پیروزی این انقلاب‌ها سهیم بدانند. در جایی مانند لیبی هم، ورود و دخالت آمریکا و ناتو نمی‌تواند حقیقت را مشوب کند. در لیبی، ناتو ضایعه‌های بی‌جبران آفریده است. اگر دخالت نظامی ناتو و آمریکا نبود، ممکن بود مردم اندکی دیرتر پیروز شوند؛ ولی در عوض، این همه زیرساخت نابود نمی‌شد؛ این همه نفوس بی‌گناه از زنان و کودکان کشته نمی‌شدند و آنگاه دشمنانی که خود سال‌ها همراه و همدست قذافی بوده‌اند، مدعی حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگ‌زده، نمی‌شدند. [هفت]: مردم و نخبگان مردمی و کسانی که از مردم برآمده‌اند، خود صاحبان این انقلاب‌ها و متعهد به حراست از آن و ترسیم کننده مسیر آینده و رو به تکامل آن می‌باشند و خواهند بود، ان شاء الله. ۲. در موضوع آسیب‌ها و خطرها. نخست باید تأکید کرد که خطر هست، ولی راه مصونیت از آن نیز هست. توجه به خطر نباید ملت‌ها را بترساند. بگذارید دشمنان‌تان از شما بترسند و بدانید که: إِنّ کَیدَ الشّیطَانِ کَانَ ضَعِیفاً.[۶] خداوند درباره گروهی از مجاهدان صدر اسلام می‌فرماید الّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَد جَمَعُوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزَادَهُم إِیمَانًا وَ قَالَوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکِیلُ. فَانقَلَبُوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضل لَم یَمسَسهُم سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضوَانَ اللهِ وَ اللهُ ذُو فَضل عَظِیم.[۷] خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد. با این خطرها پس از پیروزی انقلاب اسلامی روبرو شده و آنها را شناخته و تجربه شده است و به خواست خدا و رهبری امام خمینی و بصیرت و فداکاری مردم، از بیشتر آنها به سلامت گذشته شده است. البته توطئه‌ها از سوی دشمن و عزم راسخ از سوی ملت همچنان ادامه دارد. این آسیب‌ها به دو قِسم تقسیم می‌شوند: آنها که در درون ریشه دارد و از ضعف‌ها بر می‌خیزد، و آنها که دشمن به طور مستقیم آن را برنامه‌ریزی می‌کند. دسته اول، چیزهایی از این قبیل است: احساس و گمان اینکه با سقوط حاکم وابسته و فاسد و دیکتاتور، کار تمام شد. راحتی خیالِ ناشی از احساس پیروزی و به دنبال آن کم شدن انگیزه‌ها و سست شدن عزم‌ها، نخستین خطر است. و آنگاه این خطر مهیب‌تر می‌شود که اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند. ماجرای جنگ احد و غنیمت‌جویی مدافعان تنگه که به شکست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوی خداوند متعال سرزنش شدند، یک نمونه نمادین است که هرگز نباید از یادها برد. مرعوب شدن از هیمنه ظاهری مستکبران و احساس ترس از آمریکا و دیگر قدرت‌های مداخله‌گر، آسیب دیگری از این دسته است که باید از آن پرهیز کرد. نخبگان شجاع و جوان‌ها باید این ترس را از دلها بیرون کنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‌ها و حمایت‌های آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگری است که به طور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از کید او که در مواردی در پس ظاهر دوستی و کمک پنهان می‌شود، باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روی دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جن و انس، باید همه ذخائر الهی در وجود خود را به کار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبهه مبارزه، نیز آفتی بزرگ است که با همه توان باید از آن گریخت. آسیب‌های دسته دوم را غالباً ملت‌های این منطقه در حوادث گوناگون آزموده‌اند. نخستین آسیب، بر روی کار آوردن عناصری است که خود را متعهد به آمریکا و غرب می‌دانند. غرب می‌کوشد پس از سقوطِ ناگزیر مهره‌های وابسته، اصل سیستم و اهرم‌های اصلی قدرت را حفظ کند و سر دیگری را بر روی این بدن بگذارد و بدین وسیله سلطه خود را همچنان ادامه دهد. این به معنای هدر رفتن همه تلاش‌ها و مجاهدت‌ها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیاری مردم مواجه شوند، می‌کوشند تا بدیل‌های انحرافی گوناگون در پیش پای نهضت و مردم بگذارند. این سناریو می‌تواند پیشنهاد مدل‌های حکومتی و قانون اساسی‌هایی باشد که کشورهای اسلامی را بار دیگر در دام وابستگی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به غرب بیفکند، و می‌تواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالی و رسانه‌ای یک جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریان‌های اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنی بازگرداندن سلطه غرب و تثبیت مدل‌های نوسازی شده غربی و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط آنها بر اوضاع است. اگر این تاکتیک نیز به نتیجه نرسد، تجربه‌ها نشان می‌دهد که آنگاه روشهایی چون هرج و مرج و تروریسم و جنگ داخلی میان پیروان ادیان یا قومیت‌ها یا قبائل و احزاب و یا حتی میان ملت‌ها و دولت‌های همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادی و تحریم و بلوکه کردن سرمایه‌های ملی و نیز هجوم همه جانبه تبلیغاتی و رسانه‌ای را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید کردن مردم و مردد و پشیمان کردن مبارزان است، که می‌دانند در این صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام کردن برخی از آنان و از سوئی خریدن کسانی از سست‌عنصران، نیز در شمار روشهای متداول قدرت‌های غربی و مدعیان تمدن و اخلاق است. در ایران اسلامی، اسناد لانه جاسوسی که به دست انقلاب افتاد، نشان داد که همه این توطئه‌ها، به دقت از سوی رژیم ایالات متحده آمریکا برای ملت ایران برنامه‌ریزی شده بود. برای آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهای انقلابی، اصلی است که همه این روش‌های کثیف را تجویز می‌کند. ۳. در آخرین بخش سخنان، توصیه‌هایی بر اساس تجربه عینی در ایران و آنچه از مطالعه دقیق دیگر کشورها به دست آمده است، در معرض دید و تشخیص و انتخاب قرار می‌گیرد. شک نیست که شرائط ملت‌ها و کشورها در همه چیز یکسان نیست، ولی بیّناتی وجود دارد که می‌تواند برای همه مفید باشد. اولین سخن، آن است که با توکل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعده‌های مؤکد نصرت الهی در قرآن و به کارگیری خرد و عزم و شجاعت، می‌توان بر همه این موانع فائق آمد و پیروزمندانه از آنها عبور کرد. البته کاری که بدان همت گماشته شده، بسی بزرگ و سرنوشت‌ساز است. پس باید زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل کرد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در خطبه‌ای فرموده است: فَانّ اللهَ لَم یَقصِم جَبّارِی دَهر قَطَ الاَ بَعدَ تَمهیل و رَخاءٍ و لَم یَجبُر عَظمَ أحَدٍ مِنَ الاَمَم الاَ بَعدَ أزَلِ و بَلاءِ و فِی دُونِ مَا استَقبَلتُم مِن عَتب و مَا استَدبَرتُم مِن خَطب مُعتَبَرٌ.[۸] توصیه مهم آن است که خود را همواره در میدان بدانید: فَإِذَا فَرَغتَ فَانصَب.[۹] همیشه خداوند را حاضر و کمک‌کار خود بدانید: وَ إِلَی رَبِّکَ فَارغَب.[۱۰] و پیروزی‌ها ما را دچار غرور و غفلت نکند: إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللهِ أَفْوَاجًا. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا.[۱۱] اینها پشتوانه‌های حقیقی یک ملت مؤمن است. توصیه دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و محکمات اسلام تطبیق داده شوند. استقلال، آزادی، عدالتخواهی، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیض‌های قومی و نژادی و مذهبی، نفی صریح صهیونیزم؛ اینها ارکان نهضت‌های امروز کشورهای اسلامی است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است. اصول را روی کاغذ بنویسید؛ اصالت‌ها را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده را دشمنان بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود. انحراف در انقلاب‌ها، از انحراف در شعارها و هدف‌ها آغاز می‌شود. هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیم‌های جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز سرزمین را میان خود تقسیم و غارت کردند، اعتماد نکنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خیانت نهفته است. راه حل خود را با بهره‌گیری از سرچشمه فیاض اسلام به دست آورید و نسخه‌های بیگانه را به خودشان پس دهید. توصیه مهم دیگر، پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله‌ای و مرزی است. تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی، کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه مذهبی را با تکفیر این و آن دامن می‌زنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله شیطان‌اند. نظام‌سازی کار بزرگ و اصلی است. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایش‌های چپ مارکسیستی، خود را بر تحمیل کند. اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبتِ خیری برای آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهائی را باید امت واحده اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایه دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد. آزادی فلسطین از چنگال درنده صهیونیست‌ها نیز هدفی بزرگ است. کشورهای بالکان و قفقاز و آسیای غربی پس از هشتاد سال از چنگال شوروی سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیست‌های ظالم نجات یابد؟ نسل امروز کشورهای اسلامی این ظرفیت را دارد که به چنین کارهای بزرگی بپردازد. نسل جوان امروز مایه افتخار نسل‌های پیشین خویش است. به قول شاعر عرب: قالوا ابوالصَّخر مِن شَیبان قُلتُ لَهُم وَ کَم اَبِ قد عَلاَ بِابن ذَری شَرَفٍ کلا لَعمَری ولکن منهُ شیبانٌ کما عَلا برسول الله عدنانٌ[۱۲] به نسل جوان اعتماد کنید، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده کنید، و از تجربه‌های مجربان و پیران، آنها را بهره‌مند سازید. دو نکته مهم در اینجا وجود دارد: اول، آن که ملت‌های انقلاب‌کرده و آزادشده، یکی از مهمترین خواسته‌های‌شان حضور و نقش قاطع مردم و آراءشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالاری اسلامی» است؛ یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده می‌شوند و ارزش‌ها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است. این خود می‌تواند در کشورهای گوناگون به اقتضای شرائط، با شیوه‌ها و شکل‌های گوناگون تحقق یابد، ولی با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسی لیبرال غربی اشتباه نشود. دموکراسی لائیک و در مواردی ضد مذهب غربی با مردمسالاری اسلامی که متعهد به ارزش‌ها و خطوط اصلی اسلامی در نظام کشور است، هیچ نسبتی ندارد. نکته دوم آن است که اسلامگرایی نباید با تحجر و قشری‌گری و تعصب‌های جاهلانه و افراطی مشتبه گردد. مرز میان این دو نیز باید پررنگ باشد. افراط‌های مذهبی که غالباً با خشونت کور همراه است، عامل عقب‌ماندگی و دور شدن از هدف‌های والای انقلاب است، و این به نوبه خود، مایه جدا شدن مردم و در نتیجه شکست انقلاب خواهد بود. خلاصه کلام: سخن از بیداری اسلامی، سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجی مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیام‌ها و انقلاب‌های بزرگی را پدید آورده و مهره‌های خطرناکی از جبهه دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است. با این حال، صحنه همچنان سیال و نیازمند شکل دادن و به سرانجام رساندن است. آیاتی که در طلیعه سخن تلاوت شد، دستورالعمل کامل و کارسازی است برای همیشه و بویژه در این برهه حساس و سرنوشت‌ساز. خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است، ولی در واقع همگی بدان مخاطب و مکلفیم. در این آیات، تقوا با همان معنی بلند و گسترده‌اش، اولین توصیه است، و سپس سرپیچیدن از فرمانبری کافران و منافقان، و پیروی از وحی الهی، و سرانجام توکل و اعتماد به خداوند. بار دیگر این آیات را مرور کنیم: بسم الله الرّحمن الرّحیم. یا أیهَا النَّبِی اتّق اللهَ وَ لا تُطِع الکَافِرینَ وَ المُنَافِقِینَ إِنَّ اللهَ کَانَ عَلِیماً حَکِیماً. وَ اتّبع مَا یُوحَی إِلَیکَ مِن رَبِّکَ إِنَّ اللهَ کَانَ بِمَا تَعمَلَونَ خَبیراً. وَ تَوَکِّل عَلَی اللهِ وَ کَفَی بِاللهِ وَکِیلاً.[۱۳] و السلام علیکم و رحمة الله. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره ابراهیم، آیه ۲۴: آیا ندیدی خداوند چگونه مثال زده است؟ گفتار و اعتقاد پاکیزه مانند درختی پاک است که ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است. [۲] البته آیت‌الله خامنه‌ای این یقین به پیروزی انقلاب عظیم مردم مصر را مشروط به توجه و پایبندی به مواردی کرده بود که در صفحات بعدی برشمرده‌اند؛ ولی متأسفانه به سبب بی‌توجهی رهبران انقلاب به آن موارد مهم که محصول تجربه بیش از دو سده مبارزات ضد استعماری مسلمانان و شصت سال مبارزه ضد صهیونیستی اعراب، و به ویژه تجربه گرانقدر انقلاب اسلامی مردم ایران بود، آن انقلاب نیز به انحراف کشیده شد و در نیمه راه پیروزی، ناکام ماند و به اهداف خود نرسید. [۳] اشک تو در مقابل مصائب مقاوم است و خصلت تو صبوری است. آیا دلباختگی و عاشقی هیچ تأثیری بر تو ندارد و تو را امر و نهی نمی‌کند؟ [۴] (ابوفراس): آری، من واله و شیدای توام و سوز عشقی عمیق، برای چو منی، هیچ راز و سرّی باقی نمی‌گذارد. [۵] سوره احزاب، آیه ۲۳: برخی از آنها در [همین] انتظارند و هرگز پیمان خود را تغییر ندادند. [۶] سوره نساء، آیه ۷۶: قطعاً نیرنگ شیطان سست و ضعیف است. [۷] سوره آل‌عمران، آیات ۱۷۳، ۱۷۴: همان کسانی که وقتی مردم به آنها گفتند: مشرکین در برابر شما گرد آمده‌اند پس از آنان بترسید، [به جای ترس] بر ایمان‌شان افزود و گفتند: خداوند، ما را بس است و نیکو حمایتگری است. در نتیجه با نعمت و تفضل خدا بازگشتند، بدون آن که زیانی به آنها برسد، و در پی رضای خدا بودند و خدا صاحب بخشش بیکران است. [۸] نهج‌البلاغه، خطبه ۸۸: خداوند هرگز جباران را درهم نشکسته مگر پس از آن که مهلت‌های لازم و نعمت‌های فراوان بخشید. و هرگز استخوان شکسته ملتی را بازسازی نفرمود مگر پس از آزمایش‌ها و تحمل مشکلات. [۹] سوره انشراح، آیه ۷: پس هنگامی که فراغت می‌یابی به عبادت و دعا بکوش. [۱۰] سوره انشراح، آیه ۸: و به سوی پروردگارت روی آور. [۱۱] سوره نصر، آیات ۱ - ۳: آنگاه که یاری خدا و پیروزی فرارسید و دیدی که مردم گروه گروه در دین خدا داخل می‌شوند، پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و آمرزش خواه که او قطعاً توبه‌پذیر است. [۱۲] گفتند: ابوالصخر (لقب ابوهریره) از خاندان شیبان است. گفتم: نه، قَسم که شیبان از اوست. چه پدرها بوده‌اند که نامشان به خاطر شرافتِ فرزند، ارج و قرب یافت، به سان عدنان که شرافت و بزرگی خود را از رسول خدا گرفت. [۱۳] سوره احزاب، آیات ۱ - ۳.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: شرکت کنندگان اجلاس بین المللی بیداری اسلامی, عموم مسلمانان
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)