کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
نامه با اشاره به دریافت نامه فرماندار کل بغداد و انتشار آن در رسانهها آغاز میشود. نویسنده به تلاشهای پیشین خود برای جلوگیری از خونریزی و حفظ جان مردم اشاره میکند و بیان میدارد که راه حل این وضعیت، بازگرداندن حقوق غصب شده مردم است. سپس به اقدامات خشونتآمیز و سرکوبگرانه انگلیسیها از جمله تبعید، کشتار، زندانی کردن و اهانت به رؤسای عشایر اشاره میکند و این اقدامات را در تضاد با ادعاهای انگلستان مبنی بر ترحم، عدالت و آزادی دین و عقیده میداند. در ادامه، نویسنده به تفصیل، هر یک از این سه اصل را از دیدگاه خود تفسیر میکند و نشان میدهد که چگونه اقدامات انگلیسیها دقیقاً خلاف این اصول بوده است. در پایان، نویسنده بر لزوم اعطای استقلال کامل و بدون قید و شرط به مردم عراق تأکید میکند و نسبت به نتیجه مذاکرات مستقیم ابراز ناامیدی میکند.
متن کامل گزارش
حضرت آقای فرماندار کل بغداد!
از نامهای که برای من ارسال نمودهاید و به وسیله هواپیما در مراکز زد و خورد و در روزنامه العراق انتشار دادهاید، استحضار حاصل کردم. منظور این بوده است که به مطلب، توجه خاصی نموده و جواب آن را بدهم. قبل از وصول نامه شما، مکرر پاسخ آن را دادهام؛ آنطور که باید و شاید، برای جلوگیری از خونریزی و حفظ نفوس کوشیدهام؛ در اعلامیههای خود تذکر دادهام قبل از این که از توانایی و قدرت ما خارج شود، علاج کار را بنمایند.
شکی نیست شما میدانید تدارک این مطلب به این است که حقوقی را که مردم مطالبه مینمایند و شما غصب نمودهاید، به آنها بدهید؛ \[و] برای این که از تقاضاهای مردم مطلع نشوید، در گوشها پنبه گذاشتهاید.
بعد از وعدهها و امیدواریها، مردم را میترسانید. پس از آرزوها، سخن از عدم موفقیت میگویید. شدت عمل به خرج دادید، عدهای را تبعید نمودید، جمعی را کشتید؛ بعضی را نیز به زندان افکندید؛ نسبت به رؤسای عشایر اهانت روا داشتید و دشمنی را که آثار آن هویدا شده بود، شروع کردید.
شما میخواهید کسانی را که به آنها ستم شده و به اموالشان خسارت وارد آمده، مجازات کنید. آیا آنها چارهای جز دفاع از خانه و کاشانه خود داشتند؟ آنها به واجب خود عمل کردند، دفاع نمودند. شما برای هوای نفس به آنها حمله و هجوم آوردید. آنها در موقعی قرار گرفتند که ما از عاقبت و نتیجه سوء آن، شما را ترسانیدیم. رحلت سلف خودم مرحوم آیتالله \[میرزا محمدتقی] شیرازی را به من تسلیت میگویید و مصائبی را که به عراق و مردم وارد نمودهاید، نتیجه آرای مقدس ایشان میدانید.
مثل این است که به نامههای آن مرحوم از جمیع جهات، توجه ننمودهاید.
مگر ایشان مردم را در اعلامیهها به آرامش و سکون دعوت ننمودند و با مسالمت حقوق حقه آنها را از شما نخواستند؟ با این نسبت، احساسات من و عواطف مسلمین را جریحهدار نمودید. شما منکرید و خود را کاملاً بیاطلاع جلوه میدهید و گناه خویش را از دوش عمال خود برمیدارید. کشتیهای پر از اسباب تخریب و آلات جنگ میفرستید و قوای خود را برای بیچارگی این ملت مظلوم و پایمال کردن حقوق آن کامل مینمایید؛ و حال آن که در اعلامیه و نامه خود ادعا مینمایید همیشه اساس حکومت انگلستان مبتنی بر سه رکن است: ۱. اصل ترحم ۲. اصل عدالت ۳. اصل آزادی دین و عقیده
به نظر من، منظور از اصل اول - ترحم - این است که هر وقت ملت عراق استقلال خود را مطالبه نماید، سربازانتان را علیه آن وارد کارزار نمایید و رؤسای آن را بکشید و علما و زعما و نمایندگان مردم را تبعید و زنان و اطفال را هدف گلوله قرار دهید و منازل و مزارع و اموال کسانی را که مخالف قیمومیت انگلستان و خواهان تشکیل حکومت ملی عرب هستند، بزنید و هتک حیثیت و آبرو نمایید و اموال بیگناهان را مصادره کنید و شهرها را برای تلف شدن مردم از گرسنگی محاصره نمایید و تجهیز شهرستانها را برای دفاع، مخالف قوانین اعلام کنید.
اصل دوم - عدالت - یعنی کشتار و اعدام بدون جرم و محاکمه و تبعید، به مجرد مطالبه استقلال و استعمال سرنیزه در زندان به اندک شبههای و عدم استماع دعوایی که علیه انگلستان باشد و غیر اینها از اموری که نه موافق عقل است و نه مطابق قانون.
اصل سوم -آزادی دین و عقیده -عبارت است از تیراندازی هواپیماها و کامیونها بر مساجد و کشتن عبادتکنندگان و زنها و بچهها و تشکیل دادگاه نظامی برای مجازات کسانی که جهت ذکر مناقب رسول اکرم(ص) به جهت سوگواری حضرت امام حسین(ع) مجالسی برپا سازند مگر با اجازه فرماندار نظامی، و نیز عبارت است از بهم زدن مراسم سُرور مسلمین در اعیاد و غیر اینها؛ از مطالبی که اگر شرح دهم، هر آینه طولانی خواهد شد. و عجب این است که شما تقاضای حُسن تفاهم مینمایید و میگویید ما همه را مجازات نخواهیم کرد، بلکه اشخاصی را کیفر میدهیم که اسامی آنها نزد ما و شما و پیش خودمان معلوم است؛ به گمان این که آنها مفسدند. پس تعریف فساد شما عبارت است از مطالبه حق؛ در صورتی که آنها جز این که مطالبه حق خود را بنمایند و شما جلوگیری نمودهاید، عملی انجام ندادهاند. شما آنها را زیر آسیای نرم کننده جنگ قرار دادهاید \[و] آنها از نفس و مال و ناموس خود دفاع کردند. اگر متعرض اینان و حقوقشان نمیشدید، هرگز قطره خونی از شما و آنها نمیریخت؛ اما این پرده را چنان دریدید که با هیچ نوع نخ و سوزنی دوخته نمیشود. مسبب شما هستید و نتیجه هم از شماست.
نظر ما در موضوع این است که به عراقیها استقلال تام داده شود؛ استقلالی که خالی از هر عیب و قیدی باشد. در خصوص مذاکرات مستقیم، نتیجهای برای من روشن نیست و امیدوار نیستم؛ در هر حال، موضوعی است بسیار دقیق و محتاج تأمل و از پروردگار حسن عاقبت را مسئلت مینمایم. ۲ محرم ۱۳۳۹.
**پاورقیها:**
[۱] اندیشه دینی و سکولاریسم در حوزه معرفت سیاسی و غربشناسی، ص ۱۹۳-۱۹۷.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1339
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: فرماندار بغداد
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
