کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به مباحث روزنامه‌ها و مجالس درباره آزادی بیان، قلم، تن و مذهب آغاز می‌شود و نویسنده خواستار توضیح دقیق این مفاهیم برای عموم مردم است. در ادامه، به نقد برداشت‌های افراطی از آزادی می‌پردازد و بیان می‌کند که آزادی مطلق، منجر به بی‌نظمی، توهین به مقدسات و علما، و حتی مخالفت با حاکمیت می‌شود که با قوانین شرع و نظم مملکت در تضاد است. با استناد به آیات قرآن درباره ادب در مواجهه با فرعون و حدیث امیرالمومنین (ع) درباره ادب به عنوان سر عقل، بر لزوم رعایت ادب در قبال سلاطین و علما تأکید می‌کند. در بخش پایانی، به نقش مجلس شورای ملی در اجرای قوانین شرعیه و نشر عدالت اشاره کرده و تأکید می‌کند که آزادی واقعی در گرو امر به معروف و نهی از منکر است که سال‌هاست در ایران متروک مانده است. در نهایت، مشکلات و گرفتاری‌های مردم ایران را نتیجه عدم ممانعت از ظلم و خیانت حکام و عمال خائن می‌داند که منجر به تضعیف دولت و ملت شده است.

متن کامل گزارش

در بعضی از روزنامه‌جات که ارباب دانش و کمال و اخوان کرام به طبع رسانیده و منتشر می‌کنند ملاحظه شد که سخن از حریّت و آزادی می‌رانند و بعضی هم در مجالس و محافل از این مقوله مذاکره می‌کنند که در مملکت باید زبان و قلم و تن و مذهب آزاد باشد. ای کاش این مطلب را بسط می‌دادند و حقیقت این امر را توضیح می‌نمودند که کافّه مسلمین و عوام الناس همگی بفهمند که مقصود از این چهار مرتبه آزادی چیست. هرگاه قرار بود که مردم آزاد باشند و به میل خود رفتارکنند و مانعی در کار نباشد، ارسال رسل و انزال کتب و بعثت محمد ابن عبدالله (ص) و قوانین شرع آن حضرت و حدود، احکام الهی و شمشیرها که آن سرور و وصیّ او امیرالمومنین (ع) زدند، جمیعاً بیجا و لغو و عبث و بیفایده می‌شود و آداب انسانیت و احترامات معنوی در شهر یا مملکت از میان می‌رود؛ زیرا که یک نفر دشمن به این دین به این که قلمش آزاد است رأیش قرار می‌گیرد که ردّ بر قرآن و کتب علما و فقهای سلف (رضوان الله علیهم اجمعین) و اصول عقاید شیعه بنویسد. دیگری زبانش آزاد است می‌خواهد در مجالس، نسبت به علما و مردمان محترم فحّاشی و هتاکی نماید، یا اینکه کلمات کفرآمیز اظهار دارد و اسباب فتنه و فساد شود؛ و اینها منافی با نظم مملکت و قانون مدنیت؛ است؛ کما اینکه یک نفر عام بختْ بسیطِ جاهل نادان در ملأعام برمی خیزد و می‌گوید ما شاه نم‌خواهیم و نسبت به سلطان اسلام کلمات ناهنجار بر زبان می‌راند. اینها نتایج آزادی ست . اینکه در قرآن مجید \_که مجموعه تمام علوم و علم سیاسی است - خداوند عالم به موسی ابن عمران و برادرش هارون می‌فرماید: بروید فرعون راکه پادشاه کافر است دعوت کنید.[۱] فَقولا لَهُ قولا لَیناَ لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ اَو یَخشی:[۲] ای موسی به نرمی و ادب با او گفتگو کنید شاید متذکر شود و بترسد و سخن شما را بپذیرد. علیهذا ادب سلاطینْ لازم و لو ظالم باشند، ادب علما لازم و لو به علم خود عمل نکنند. ادب، طریق شرع انور و قانون بزرگان دین ماست. امیرالمومنین فرمود: رأسُ العَقلِ الاَدَبُ. ادب سر عقل است. اگر کسی ادّعای عقل کند و ادب نداشته باشد دروغ می‌گوید. هرکس ادب ندارد عقل ندارد، و هر کس عقل ندارد هیچ ندارد.... از ادب پُر نور گشته است این فلک بی ادب تنها نه خود را داشت بد وز ادب معصوم و پاک آمد مَلّک بلکه آتش در همه آفاق زد مجلس مقدس محترم شورای ملی به این گونه کلمات و حرکات راضی نیست، زیراکه این مجلس برای اجرای قوانین شرعیه و نشر عدالت برپا شده و اینگونه حرکات و کلمات، منافات با عدل و قانون دارد. ما مردم همه باید به عدل سلوک کنیم تخصیص به سلطان ندارد. رو مجرد شو مجرد را ببین. دین اسلام و مملکت ایران غیر از مملکت خارجه و خلاف مذهب است. بلی، زبان آزاد است که حق را بگوید و ازکسی خوف نداشته باشد در اظهارکلمه حق؛ به این معنی که در پایتخت اسلام، امر به معروف و نهی از منکر (که دو رکن اعظم و دو ریسمان محکم است) برای ثبات و بقای دین اسلام و نظم عالم و انتظام امور مملکت و قوّت دین و دولت و راحت و آسودگی قاطبه خلق - چنانچه خداوند عالم در مواضع متعدده در قرآن مجید خبر می‌دهد - به واسطه خوف و بیم و بعضی ملاحظات ممنوع نباشد؛ چنانچه سال‌های سال است‌که این دو امر بزرگ در مملکت ما که می‌گوئیم مسلمانیم به کلی متروک و منسوخ شده. حق شاهد است آنچه بر سر ما مردم ایران آمده از سختی‌ها و گرفتاری‌ها و پریشانی‌ها و تنگی معیشت‌ها و ذلّت‌ها و هر بدی که هست به این جهت است که در مملکت ما هر کس هر کاری که خواست کرد و هر ظلمی و بی حسابی که از دستش برآمد فرو گذار نکرد. به انواع تدابیر، حکام و عمال خائن با تزویر بی‌تدبیر، شیره جان و ماحصل عمر خلق و رعیّت راگرفتند و به طمع نقد دینار و دِرهَم، اعضای شخص مملکت را مثل شترِ قربانی قطعه قطعه و هر قطعه را به دست کسی از اجانب و غیره سپردند تا دولت و ملّت را به این محذورات و گرفتاری‌ها دچار نمودند و احدی آنها را منع نکرد، به جهاتی که گفتنی نیست. شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر **پاورقی‌ها:** [۱] طه،۴۳ [۲] طه: ۴۴

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)