بیان سبب استیلای انگلیس بر هند
متن با استناد به روایتی از امام علی (ع) و سخنی از عرفا، به این نکته میپردازد که شیفتگی به لذات و لهو و لعب پادشاهان، موجب تباهی و زوال حکومتشان میشود. برای اثبات این مدعا، به سرنوشت محمدشاه، آخرین پادشاه بابری هند اشاره میکند که به دلیل عیاشی و خوشگذرانی، سلطنتش سست شد و بیگانگان (انگلیسیها) بر مملکتش مسلط گشتند. در ادامه، به غفلت هندیان از نفوذ انگلیسیها و رفتار متواضعانه انگلیسیها در ابتدا اشاره میکند که با دادن هدایا، دل هندیان را به دست میآوردند. در نهایت، بیان میشود که مردم هند به دلیل تمایل به این هدایا و متاعهای فرنگی، حاضر به از دست دادن مال و جان و مُلک خود هستند و از شنیدن حقیقت رویگردانند.

شکایت از ظلم و تعدی قوامالملک و پسرانش و امکان بروز آشوب در شیراز
متن با ستایش از علمای اصفهان به دلیل حمایت از دین و حضور در تلگرافخانه آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفبار مردم فارس اشاره میکند که به دلیل ظلم قوامالملک و پسرانش و عدم اجرای مشروطیت، سه روز است در تلگرافخانه متحصن شدهاند. در ادامه، به اقدامات خشونتآمیز نوکران قوام اشاره میشود که با سلاحهای گرم و سرد به مردم حمله کرده، عابرین را مورد ضرب و جرح قرار داده و حتی علمای بزرگی چون محقق العلما و عَلّم الهدی را مضروب و مجروح کرده و در خانه داماد خود حبس کردهاند. نویسندگان بیان میکنند که برای جلوگیری از بروز فاجعهای مشابه کربلا، نهایت تلاش خود را کردهاند، زیرا مردم فارس در آستانه از دست دادن صبر و شکیبایی هستند. در پایان، از علمای اصفهان درخواست میشود که با احضار قوامالملک و پسرانش، ریشه استبداد در فارس را قطع کرده و موجب خشنودی امام زمان (عج) شوند.
چاره جویی از علمای اصفهان برای رهایی علمای شیراز
این تلگراف به علمای اصفهان، وضعیت اسفناک علمای شیراز، از جمله میرزا ابراهیم محلاتی، را گزارش میدهد که توسط تفنگچیان قوامالملک محصور و زندانی شدهاند. نویسندگان با اشاره به محال بودن اصلاح اوضاع، از علمای اصفهان میخواهند که با همراهی یکدیگر، دولت را برای رفع شرّ این افراد تحت فشار قرار دهند و تأکید میکنند که مردم شیراز حتی با کشته شدن نیز از مطالبه خود دست برنخواهند داشت.
مخالفت با تفویض ریاست ارتش ایران به ظل السلطان
نامهای به مدیر روزنامه مظفری، با اشاره به مقالهای در حبلالمتین، به نقد پیشنهاد سپهسالاری ظلالسلطان میپردازد. نویسنده با استناد به سوابق استبداد و خونریزی ظلالسلطان در اصفهان، او را فردی خطرناک برای مشروطیت و مجلس شورا معرفی میکند که در صورت کسب قدرت نظامی، مجلس را متفرق و به جان و مال مردم تعرض خواهد کرد. همچنین، پیشبینی میشود که ظلالسلطان با محمدعلی شاه وارد درگیری شده و باعث تلفات و هتک حرمت مردم شود. نویسنده با ذکر خاطرهای از ناصرالدین شاه و فرهاد میرزا، نشان میدهد که حتی ناصرالدین شاه نیز به دلیل شناخت از خوی ظلالسلطان، از سپردن ریاست قشون به او خودداری کرده است. در ادامه، نویسنده به عدم لیاقت نظامی ظلالسلطان و نایبالسلطنه اشاره کرده و هر دو را در فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت شریک میداند. در پایان، به ملت هشدار داده میشود که به ریاست ظلالسلطان رضایت ندهند و پیشنهاد میشود که قشون ایران به چند قسمت تقسیم شده و سرداران آن مسئول مجلس باشند تا مجلس شورای ملی به تدوین قانون عسکریه بپردازد.
هشدار به اقبال السلطنه ماکویی در پایان دادن به ناامنی وقتل و غارت
نامه با اشاره به توانایی و کفایت اقبالالسلطنه ماکویی، از او میخواهد که در راستای شکرگزاری از نعمتهای الهی، به حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان و حراست از مرزهای اسلامی اهتمام ورزد. در ادامه، به اخبار نگرانکنندهای درباره قتل، هتک حرمت و غارت اموال اشاره میشود که خلاف انتظار است. در پایان، هشدار داده میشود که در صورت ادامه این وضعیت، وظیفه علما و عموم مسلمانان تغییر خواهد کرد.

محکوم کردن واقعه ماکو و اظهار همدردی با مردم آن
این تلگراف با ابراز تأثر شدید از واقعه شهدای ماکو آغاز میشود و آن را موجب اندوه امام زمان (عج) و جریحهدار شدن قلوب مسلمانان میداند. در ادامه، به عزاداری و تظلمخواهی علمای اصفهان و مردم این شهر در تلگرافخانه به دولت و مجلس شورای ملی اشاره میکند. سپس، بر لزوم عزاداری، برگزاری مجلس فاتحه و حمایت از شهدای ماکو تأکید شده و برای مرتکبین این ظلم، حکم محارب یا مرتد را پس از اثبات، لازمالاجرا میداند تا ریشه اشرار و ظلم از بین برود.


درخواست ترک آشوب و ناامنی در آذربایجان و تأکید مجلس شورای ملی
در پاسخ به تلگراف انجمن ملی تبریز، ضمن ابراز تأسف از مصائب وارده بر مسلمانان ماکو و آذربایجان، به آیه ۱۵۵ سوره بقره اشاره میشود که صبر در برابر سختیها را نویدبخش نتیجهای نیکو میداند. از محرکین ایلات خواسته شده که از خونریزی مسلمانان دست بردارند و اقدامات تفرقهافکنانه و مخالفت با مجلس شورای ملی را متوقف کنند. در ادامه، تأکید میشود که حفظ و اعتلای مجلس شورای ملی، که حافظ اسلام و مرزهای مسلمین است، از واجبات شرعی است و هرگونه مخالفت با آن، دشمنی با شریعت محسوب میشود. در پایان، از انجمنهای محترم خواسته شده که این پیام را به اطلاع عموم برسانند.

مقاصد مستبدان
متن با لحنی تند و انتقادی، مستبدان را مورد خطاب قرار میدهد و اعمال ظالمانه و جاهلانه آنها را نکوهش میکند. در ادامه، به حاکمان و نظامیان مستبد هشدار میدهد که از ظلم و ستم به مردم، غارت اموال و شکنجه بیگناهان دست بردارند و به جای آن، به وظایف خود عمل کنند. در پایان، با اشاره به اینکه مردم حقوق خود را با تمسک به قرآن حفظ کردهاند، به مستبدان گوشزد میکند که جایگاه علما و پیشوایان دین را درک کنند و از دینفروشی و مخالفت با حجج اسلام بپرهیزند. متن با نقل قولهایی از قطبالعرفا شیخ شفیعا در باب نصیحت، موعظه و پند به پایان میرسد.
پاسخ تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی و رد نگرانی آنها
پاسخ علمای تبریز به تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی با ابراز تشکر از اقدامات آنان آغاز میشود. متن به نگرانیها درباره مفاسد و اهمیت آذربایجان اشاره میکند و تأکید دارد که علت اصلی هیجانات مردمی، تأخیر در اجرای مشروطیت و قانون عدل است. علمای تبریز با رد این تصور که اسلام مانع ترقی است، آن را عامل ترقی و تمدن میدانند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، اختلال مرزها و درگیری بین مشروطهخواهان و استبدادطلبان توصیف میشود. سپس، از بهبهانی و طباطبایی خواسته میشود که با نفوذ خود، از اسلام و مسلمانان حمایت کرده و پادشاه را به اجرای کامل مشروطیت و توجه بیشتر به آذربایجان ترغیب کنند. در پایان، به نگرانی مطرح شده در تلگراف مخاطبان مبنی بر «مذاکرهای که استقلال ایران را سم قاتل است» پاسخ داده میشود و تأکید میگردد که مردم آذربایجان تنها خواهان مشروطیت و قانون هستند و هیچ سخنی از استقلالطلبی به میان نیامده است.
اعتراض به ستم و چپاول مردم شیراز تحت عنوان مشروطه خواهی
متن با ستایش از روزنامه مجلس به عنوان رسانهای بیغرض آغاز میشود و به وضعیت نابسامان فارس و شیراز در پی انقلاب مشروطه میپردازد. نویسنده ادعا میکند که برخی افراد سودجو و فاسد، با سوءاستفاده از عنوان «انجمن اسلامی» و فریب علمای سادهلوح، به بهانه مشروطهخواهی به چپاول اموال مردم، قتل و غارت مشغول شدهاند. در ادامه، به فساد گسترده در دستگاه حکومتی، از جمله رشوهخواری حاکمان، رئیس تلگرافخانه و اعضای انجمن اسلامی اشاره میکند و وضعیت موجود را بدتر از دوران استبداد میداند. در پایان، از روزنامه مجلس درخواست میشود که این عریضه را منتشر کند تا دولت و مجلس به حال مردم فارس رحم کرده و مفسدین را مجازات کنند.
بیان عملکرد مستبدین در عالم رویا
متن با روایت خوابی از حاجی ملک التجار طهرانی آغاز میشود که در آن بهشت و جهنم را مشاهده میکند. او پس از ممانعت از ورود به بهشت، به سمت جهنم میرود و در آنجا با مصطفی خان وزیر تشریفات (حاجب الدوله) روبرو میشود که به دلیل ظلم و ستمهایش در دنیا، در جهنم مشغول امر و نهی است. سپس با آبدارباشی جهنم، امین حضرت، ملاقات میکند و از او درباره حاکمان و صدرنشینان جهنم میپرسد. امین حضرت در پاسخ، به تفصیل به معرفی عینالدوله و امیربهادر جنگ میپردازد و اعمال ظالمانه و مستبدانه آنها را در دنیا شرح میدهد؛ از جمله قطع مواجب، دشمن کردن مردم با پادشاه، تخریب مذهب و مملکت، فرستادن علما به قم و گرفتن بیست کرور پول از مردم. در پایان، راوی از شدت توصیف ظلم امیربهادر جنگ، از امین حضرت میخواهد که دیگر نام او را نبرد.
اغتشاش و بی نظمی در تبریز
متن با توصیف وضعیت آشفته انجمن تبریز آغاز میشود که در آن اوباش و افراد نادان بر امور مسلط شده و عرصه را بر خردمندان تنگ کردهاند. این وضعیت به تحریک برخی وعاظ و عوام نسبت داده میشود که مردم را شوراندهاند و اکنون قادر به کنترل آنها نیستند. نویسنده اشاره میکند که سخنان بیاساس از دهان عوام خارج میشود و آنها در امور کشوری و مرزی دخالت میکنند، اما این هرج و مرج را بیارتباط با اصول مشروطه میداند. در ادامه، این وضعیت را اختلال و اغتشاش ناشی از اعمال جاهلان بوالهوس توصیف میکند و بر لزوم محدود کردن مظالم، رام کردن مردم، و محکم گرفتن شریعت تأکید میورزد. نویسنده در پایان اعلام میکند که به دلیل عدم توانایی در مقابله با این نوع کارها و افراد، خود را موقتاً کنار کشیده است و تنها زمانی که امور اصلاح شود، دوباره برای اصلاحگری حاضر خواهد بود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تقاضای رفع ظلم و تعدی میرزا محمد خان لاریجانی (حاکم لاریجان) از مجلس شورا
این نامه با تحیت به مجلس شورای ملی آغاز میشود و یکی از بزرگترین فواید مجلس را رسیدگی به تظلمات مظلومین و رفع ظلم و تعدی از آنان میداند. سپس به شکایت علمای آمل و لاریجان از تعدیات میرزا محمدخان لاریجانی و همدستانش اشاره میکند که به نجف اشرف استغاثه کردهاند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که مجلس شورای ملی با توجه به وظیفه خود، تظلمات را به حضور پادشاه رسانده و دست تعدی حاکم لاریجان را کوتاه کند.

تقاضای عزل علاء الدوله از حکومت فارس
این نامه با ستایش از مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تلاشهای نویسندگان برای گسترش مشروطه در فارس و تشکیل انجمن ایالتی اشاره میکند. سپس به انتقاد از تلگرافچی خائن و قوامالملک شیرازی میپردازد که مشروطهخواهان را اوباش معرفی کردهاند. در ادامه، از انتصاب علاءالدوله به حکومت فارس و اقدامات او که منجر به تضییع جان، مال و شرف مردم و نابودی مشروطه در فارس شده، گلایه میشود. نامه با درخواست عزل علاءالدوله و انتصاب حاکمی دیگر، و همچنین جلوگیری از دخالت قوام در امور دیوانی به دلیل ثروت و استبداد ذاتی او، ادامه مییابد. در پایان، به وضعیت متحصنین در شاهچراغ اشاره شده و از مجلس خواسته میشود به وضعیت آنان رسیدگی کند تا از پشیمانیهای بعدی جلوگیری شود.


تقاضای عزل علاء الدوله از حکومت فارس
این نامه با خطاب به اعضای دارالشورای ملی و وزیر داخله آغاز میشود و به پنجاه روز شکایت از ظلم پسران قوام اشاره دارد که به دلیل رشوه یا بدبختی مردم، بینتیجه مانده است. نویسندگان تأکید میکنند که هدفشان صرفاً رفع ظلم پسران قوام، اجرای مشروطیت و حفظ آبرو از هتاکی علاءالدوله است و هیچ غرض دیگری ندارند. در ادامه، درخواست میشود که حاکمی غیر از علاءالدوله تعیین شود و پسران قوام و دیگر افراد مرتبط احضار شوند تا کشور به آرامش برسد. در پایان، انجمن اسلامی و ملت متحصن شاه چراغ هشدار میدهند که غفلت در تحقق خواستههای ملت، به خرابی کشور و مسئولیت الهی منجر خواهد شد.


محکومیت محمد علی شاه قاجار
این تلگراف در پاسخ به خبری مبنی بر تجمع اشرار و مفسدین و تجدید مخالفت محمدعلی شاه قاجار با مجلس شورای ملی نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به احکام شرع، اطاعت از مجلس را فریضه عمومی و دوری از مخالفان را واجب میدانند و آن را به منزله محاربه با امام زمان (عج) تلقی میکنند. در پایان، آمادگی خود و عموم اهالی را برای حضور در تلگرافخانه و تبعیت از دستورات اعلام میکنند.
استبداد، علت عقبماندگی ایرانیان
متن با ابراز حیرت و تأسف از وضعیت ایران آغاز میشود و به رنجهای مردم تحت ستم استبداد اشاره میکند. سپس به این نکته میپردازد که چگونه هر فردی که قصد کمک به ملت را داشته، توسط استبداد سرکوب یا آواره شده است. در ادامه، نویسنده به مقایسه ایران با کشورهای اروپایی میپردازد و پیشرفت اروپا را نتیجه آزادی افکار و اختراعات میداند، در حالی که در ایران، استبداد مانع از بروز استعدادها و پیشرفت شده است. نویسنده همچنین به غارت منابع ایران توسط بیگانگان و ناتوانی مردم در مقابله با آن اشاره میکند. بخش بعدی به انتقاد شدید از پادشاهان قاجار میپردازد که برای سفرهای فرنگ و تجملات شخصی، کشور را به قرض و گرو میگذارند و به جای آبادانی، به ویرانی آن دامن میزنند. در پایان، نویسنده به این نکته اشاره میکند که حتی در دوران مشروطه نیز، استبداد به شکل دیگری ادامه یافته و کسانی که حرف حق میزنند، توسط اطرافیان پادشاه به بدخواهی متهم میشوند و این وضعیت به ویرانی کشور و پریشانی مردم منجر شده است.
اظهار نگرانی از اقدامات تهدیدآمیز محمدعلی شاه قاجار
این نامه با اشاره به تلاشهای قبلی برای تبعید امیربهادر و دیگر درباریان مفسد که استقلال کشور را به خطر انداخته بودند، به اقدامات اخیر محمدعلی شاه میپردازد. در ادامه، به خروج ناگهانی شاه به باغشاه، تشکیل اردو و توقیف برخی سران اشاره شده و از وضعیت نگرانکننده و قطع شدن خطوط تلگراف خبر میدهد. در پایان، اقدامات دربار را به سمت انهدام مشروطیت و مجلس ارزیابی میکند.


اظهار نگرانی شدید از اقدامات احتمالی محمدعلی شاه قاجار بر ضد مجلس
این نامه با اشاره به دستخط پیشین شاه مبنی بر حمایت از مشروطیت و تأکید بر نقش آن در آسایش و ترقی کشور آغاز میشود. سپس به تلاشهای ملت برای حفظ مشروطه و تحمل سختیها اشاره میکند. در ادامه، با ابراز نگرانی از دستخط تلگرافی اخیر و اخبار نگرانکننده از مرکز، این اقدامات را ناشی از دسیسههای مغرضین دانسته و هشدار میدهد که این رویکرد میتواند به نقض عهد شاه و انقراض دولت منجر شود. در پایان، از شاه میخواهد که در صورت نارضایتی از برخی حرکات، به دارالشورای کبری و عدلیه رجوع کند و از ایجاد تشتت و هیجان در میان ملت پرهیز نماید.
اظهار نگرانی از توطئههای احتمالی شاه علیه مشروطه به علمای مشروطه خواه نجف
متن با اشاره به اقدامات اخیر شاه، از جمله تشکیل اردو در خارج دروازه شهر و تبعید برخی امرا بدون بهانه، آغاز میشود. این اقدامات باعث ایجاد ترس و وحشت فوقالعاده در میان مردم و تعطیلی عمومی در ولایات ایران شده است. در پایان، بر لزوم اقدامات جدی و سریع برای مقابله با این وضعیت تأکید شده است.



انجام اقدامات لازم جهت جلوگیری از عملی شدن توطئه شاه علیه مشروطه
متن با ابراز نگرانی شدید از دریافت تلگرافی هولناک آغاز میشود. در ادامه، از مخاطب خواسته شده است که برای حفظ اسلام و مسلمانان، اقدامات فوری و پیشبینینشدهای را به کار گیرد. در پایان، بر لزوم اطاعت عمومی مسلمانان تأکید شده و درخواست اطلاعرسانی سریع از نتایج اقدامات مطرح میشود.



هشدار به محمدعلی شاه قاجار و حامیان وی در براندازی مشروطه
سوالی درباره حکم شرعی افرادی که در باغ شاه تهران علیه مجلس شورای ملی و مشروطیت فعالیت میکنند، مطرح شده است. در پاسخ، بقا و دوام اسلام را منوط به مشروطیت دانسته و این افراد را به کسانی تشبیه میکند که در کربلا علیه امام حسین (ع) اجتماع کردند. هرگونه اقدام علیه مسلمانان را به منزله تیراندازی به بدن سیدالشهدا (ع) میداند و این افراد را در دنیا مبغوض و مطرود و در آخرت در زمره قاتلین امام حسین (ع) محشور میشمارد.




هشدار به محمدعلی شاه در تأثیرپذیری از خائنین به ملت و مملکت وکوتاهی او در اصلاح امور و نابسامانی اوضاع کشور
این نامه با ادعیه خالصانه آغاز میشود و به اقدامات علمای شیعه برای حفظ دین، تقویت دولت، ترقی ملت و آسایش مردم اشاره میکند. نویسندگان از تأثیرگذاری خائنین بر شاه ابراز تأسف و حیرت میکنند و بیان میدارند که اگر اظهارات شاهانه بر واقعیت و عمل منطبق بود، اوضاع کشور به این سیاهی نمیگرایید و اغتشاشات ویرانگر، به ویژه در آذربایجان، رخ نمیداد. همچنین، به بیصاحب ماندن سرحدات و ورود اجانب به کشور و تشکیل اردو در تهران اشاره شده است. نویسندگان تأکید میکنند که دفع مفسدین و فرق ضاله بابیه باید از طریق وزارت عدلیه و قوانین مشروطیت انجام شود. در پایان، بر لزوم حفظ دین و استقلال دولت با التزام به قوانین مشروطیت تأکید شده و امیدواری داده میشود که شاه با اقدامات اصلاحی، از گسیختگی کلی کشور جلوگیری کند.



تقبیح سیاست مستبدانه محمدعلی شاه
این متن با خطاب به پادشاه، هدف اصلی نویسنده را برای پیشرفت و ترقی ایران و قرار گرفتن آن در میان ملل متمدن جهان بیان میکند. نویسنده تأکید میکند که این هدف تنها از طریق برقراری قانون، عدالت، بسط دانش و حکومت مشروطه قابل دستیابی است و هر راه دیگری به خیانت به پادشاه و ملت منجر خواهد شد. در ادامه، نویسنده به پادشاه یادآوری میکند که نتایج سلطنت او بر ملت ایران و عهدشکنیهایش در قبال مشروطیت، به بدبختی انجامیده است. در پایان، نویسنده به تهدید پادشاه مبنی بر قتل خود اشاره کرده و با قاطعیت اعلام میکند که مرگ او نه تنها بیفایده خواهد بود، بلکه از هر قطره خونش، مبارزان دیگری برای برافراشتن پرچم عدالت و مشروطیت برخواهند خاست.
نکوهش محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطیت
اعلام جهاد با رژیم محمدعلی شاه قاجار

عدم اعتماد به وعدههای مصالحه محمدعلی شاه
بیان اقدامات مستبدانه محمدعلی شاه و اعلام بطلان همه قراردادها و قرضههای دولتی به دیوان بینالمللی لاهه



بیاعتمادی به قول محمدعلی شاه در پذیرش مشروطیت
محکوم کردن اقدامات محمدعلی شاه قاجار در بمباران مجلس و انحلال مشروطیت و اعلام بیکفایتی حکومت قاجار در حفظ استقلال کشور و حقوق مردم و دفع خائنین



اعلام براندازی سلطنت محمدعلی شاه قاجار



دست نشاندگی محمدعلی شاه قاجار به قدرتهای خارجی و چشمداشت مشروطه خواهان به میانجیگری آنها
متهم نمودن محمدعلی شاه به ایجاد همه نابسامانیهای کشور
دلایل مشروع نبودن سلطنت محمدعلی شاه و بیلیاقتی سلسله قاجاریه
تشویق مردم ایران به برکناری رژیم محمدعلی شاه
این تلگراف در پاسخ به تحصن علمای خراسان صادر شده است. در آن، علمای خراسان به پایداری در برابر ظلم و استبداد تشویق شدهاند و این اقدام را از مهمترین واجبات دینی برشمردهاند. همچنین، بر لزوم دفاع در برابر بیدینیان تأکید شده و از مخاطبان خواسته شده است که اخبار جدید را اطلاع دهند.


تلاش مشروطهخواهان در جهت عزل محمدعلی شاه از سلطنت
این نامه با تأیید نگرانیها درباره آینده وطن آغاز میشود و بر این نکته تأکید دارد که تنها راه نجات کشور، تشکیل پارلمان از طریق قدرت ملی است. در ادامه، نویسنده به صراحت بیان میکند که صلح با محمدعلی شاه بیفایده خواهد بود و تمام تلاشها باید بر خلع او از سلطنت متمرکز شود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای تقویت جبهه تبریز، مهاجران را به آنجا بفرستد و در کنفرانس پترزبورگ نیز اقدامات لازم را انجام دهد، چرا که قبلاً به اسلامبول و مراکز دیگر نیز اطلاعرسانی شده است.
انتقاد شدید از حاکم خراسان به سبب همدلی و همراهی با محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به حسن ظن اولیه مردم خراسان به حاکم وقت به دلیل همراهی با مقاصد ملت، از اقدامات غیرمنتظره و ضد ملی او پس از ۲۳ شعبان انتقاد میکند. سپس، با تأکید بر اهمیت موقعیت مرزی و حفظ آرامش، به حاکم هشدار میدهد که سکوت ملت را نباید حمل بر بیحسی و بیغیرتی دانست. در ادامه، نویسندگان با استناد به احکام شرعی و فتاوای مراجع، محمدعلی شاه را مرتد دانسته و اقدامات او در به توپ بستن مجلس، هتک حرمت قرآن و کشتار مردم را محکوم میکنند. در پایان، با اشاره به عدم مشروعیت مالیاتدهی به حکومتی که علیه اسلام و ملت اقدام میکند، به حاکم خراسان هشدار داده میشود که از همراهی با استبداد بپرهیزد و عواقب اقدامات خود را در نظر بگیرد، زیرا حکومت قاجار رو به زوال است و ملت انتقام خواهد گرفت.
اظهار امتنان از ایل بختیاری جهت براندازی حکومت محمدعلی شاه و درخواست همکاری آنها با مجاهدان آذربایجانی
متن با ابراز خرسندی از اقدامات ایل بختیاری در اصفهان برای براندازی حکومت محمدعلی شاه و تثبیت مشروطیت آغاز میشود. در ادامه، به سابقه درخشان این ایل در خدمت به دین و اسلام اشاره شده و اقدامات اخیر آنها مایه افتخار ابدی دانسته میشود. سپس، بر لزوم اتحاد و همکاری تمام ملت برای ریشهکن کردن ظلم و استبداد و استحکام عدالت و مشروطیت تأکید شده و از ایل بختیاری خواسته میشود تا با ملت آذربایجان و سایر عدالتخواهان کشور در ارتباط باشند و برای حفظ دین و منافع ملی، یکدل و یکجهت تلاش کنند.

برحذر داشتن محمدعلی شاه از خودکامگی و نوید پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با خطاب به پادشاه، او را از ادامه ستم و خودکامگی برحذر میدارد و عواقب ناگوار این رویکرد را یادآور میشود. به پادشاه توصیه میشود که به مشروطه روی آورد تا مورد ستایش قرار گیرد و از مکافات الهی و حوادث روزگار در امان بماند. شعر، خودسری پادشاه را عامل ویرانی ایران میداند و تأکید میکند که مکافات این اعمال، پیروزی وطن را در پی خواهد داشت. در ادامه، پادشاه را از خونریزی و ذلت ملت بازمیدارد و او را به ایمان به روز موعود فرا میخواند. با اشاره به ستمهای وارده بر ملت و مقایسه آن با چنگیز، از پادشاه میخواهد که از سرنوشت تبریز و شهدای آن درس بگیرد. در پایان، با تأکید بر اینکه امید نباید به پادشاه خودسر بسته شود، از مردم میخواهد که به خداوند روی آورند و نوید میدهد که ستاره مشروطه طلوع خواهد کرد و شب هجران به صبح وصال خواهد رسید. شعر نتیجه میگیرد که از این پادشاه جز خطاکاری انتظار نمیرود و پند دادن به او بیفایده است.
نقد و نکوهش محمدعلی شاه
این شعر با گلایه از ظلم و ستم شاه و ویرانی ایران آغاز میشود و به نقد بدعهدی و پیمانشکنی او در قبال قرآن و ملت میپردازد. در ادامه، شاعر به عواقب سوء استبداد و تفرقه افکنی میان مردم اشاره کرده و شاه را به بیداری از غفلت و چارهاندیشی برای سامان بخشیدن به اوضاع کشور فرا میخواند. در پایان، با تأکید بر اسلامی بودن مشروطه، از شاه میخواهد که از استبداد دست برداشته و به مشروطهخواهان بپیوندد و به او هشدار میدهد که مشروطه از ایران جدا نخواهد شد.
اعلان تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در عدم همکاری با دولت
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطیت نامشروع است و اگر حق است، چرا رعایت نمیشود. سپس به دستور مراجع نجف مبنی بر عدم اطاعت از افکار مخاطبان و نپرداختن مالیات اشاره میکند و بر عدم امکان سرپیچی از مذهب حقه و فرمایشات مراجع تقلید تأکید دارد. در ادامه، حاکمیت سپهدار اعظم را از جانب ملت گیلان و بر اساس حق و صواب میداند و تهدید به اعزام قشون و قلع و قمع را با آمادگی برای دفاع تا آخرین قطره خون پاسخ میدهد. در پایان، آمادگی برای عبودیت و رعیتی را مشروط به بازگرداندن پادشاه به راه مهر و محبت و ادای حق مردم میداند و در صورت تکرار وضعیت آذربایجان، پرداخت مالیات را حرام اعلام میکند.
رد اصلاحات دولت و تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به مطالبی ارسال شده که موجب حیرت نویسندگان گردیده است. هدف اصلی علمای عظام و ملت استرآباد، ترویج احکام مراجع نجف اشرف است که مقلدین ملت اسلامیه و ناشر احکام نبوی هستند. نویسندگان تأکید میکنند که نه ادعای حکومت دارند و نه توقع احسان، بلکه اهالی استرآباد احکام مراجع را لازمالاطاعه میدانند و برای اجرای اوامر علمای اعلام تا پای جان ایستادهاند. هیئتی متشکل از علما و مردم برای اجرای حکم مراجع، اصلاح مملکت و جلوگیری از خونریزی حرکت خواهند کرد و هدفشان اعلای کلمه حق است. همچنین، مجلس تشکیل شده در تهران را مجلسی میدانند که تنها به نفع دولتیان است و با اهداف ملت تفاوت اساسی دارد.
تایید حکم حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این فتوا در پاسخ به استعلامی از جمعیت اتحاد و ترقی ایرانیان در اسلامبول صادر شده است. در این فتوا، حکم حرمت پرداخت مالیات به گماشتگان محمدعلی شاه قاجار تأیید میشود. تأکید شده است که تا زمانی که مجلس شورای ملی بر اساس قانون اساسی سابق و متمم آن تشکیل نشود و نمایندگان ملت برای جلوگیری از تجاوزات و حیف و میل بیتالمال حضور نداشته باشند، وظیفه مسلمانان عدم تمکین از حکومت فعلی است. مخالفت با این حکم به منزله محاربه با شریعت و اطاعت از حکام کنونی به منزله اطاعت از عمال یزید دانسته شده است.


درخواست تشکیل انجمن ایالتی و ندادن مالیات به مأموران دولت
تلگراف به علمای بیرجند برای تشکیل انجمن ولایتی و توقیف مالیات ارسال شده است. در این تلگراف، از علمای بیرجند خواسته شده است که منتخبین سابق را حاضر کرده و تلگراف را به اهالی ارائه دهند تا انجمن ولایتی تشکیل شود و به اصلاح امور بپردازند. همچنین، تأکید شده است که مالیات به گماشتگان دولت پرداخت نشود. در پایان، از آنها خواسته شده است که در صورت عدم همکاری حکومت، فوراً اطلاع دهند تا تصمیم لازم اتخاذ شود.
درخواست از خوانین جهت استقرار مجدد مشروطیت و حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی پاداش اخروی برای او آغاز میشود. سپس به همراهی مخاطب با ملت در تأسیس مشروطیت و مبارزه با استبداد اشاره میکند و از او میخواهد که در این برهه حساس که حق و باطل در برابر هم قرار گرفتهاند و دشمنان قصد محو شریعت را دارند، به جهاد ادامه دهد. نامه تأکید میکند که هرکس از خوانین با مخاطب همراهی کند، در زمره لشکر اسلام و اهل بدر محسوب میشود. در ادامه، به صراحت تکلیف شرعی خوانین و مسلمانان را در عدم پرداخت مالیات به شاه ظالم و عدم اطاعت از او بیان میکند و احکام صادر شده در این زمینه را واجبالامتثال میداند. در پایان، متخلفین از این احکام را خارج از اسلام دانسته و بر مسلمانان واجب میشمارد که چنین افرادی را از جامعه اسلامی طرد کنند.

حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه و عدم همکاری با آن
این فتوا که توسط انجمن سعادت ایرانیان به اتباع ایران مقیم خارج ابلاغ شده، بر حرمت پرداخت مالیات به مأموران محمدعلی شاه و هرگونه همکاری با او تأکید میکند. دلیل این حکم، عدم تشکیل مجلس شورای ملی و ظالم بودن شاه عنوان شده است. این فتوا، ادامه احکام پیشین صادر شده در این زمینه است.


ذم دولتمردان هوادار محمدعلی شاه تاجر و مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه
این شعر با اشاره به آیه «یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور»، به نقد و ذم درباریان و دولتمردان حامی محمدعلی شاه قاجار میپردازد. در ادامه، به اقدامات عینالدوله در آذربایجان و تبریز، سیاستهای بهادرجنگ و مشیرالسلطنه، وضعیت گیلان و خراسان تحت نفوذ روسها، و اوضاع اصفهان و قزوین اشاره میکند. سپس، به ستایش مجاهدان مشروطهخواه و رهبران آنها مانند سپهدار اعظم، ستارخان، صمصامالسلطنه و ضرغامالسلطنه میپردازد و پیروزیهای آنان در قزوین و سایر مناطق را جشن میگیرد. شعر با امید به بازگشت آزادی و استقلال ایران و پاک شدن کشور از خائنان به پایان میرسد.
ادامه پیشروی اردوی نظامی مشروطهخواهان شمال و جنوب تا براندازی سلطنت محمدعلی شاه
این نامه با نفرین بر مفسدین و مغرضین آغاز میشود که ریشه مشروطیت را میزنند و عامل تعویق امور ملی و خرابی وطن هستند. سپس بر لزوم حرکت اردوی اصفهان و اردوی شمال به سمت تهران برای براندازی استبداد تأکید میکند و برنامهای چهار مادهای برای این اردوها ارائه میدهد که شامل تأمین مشروطه، حفظ امنیت اهالی و بیطرفان، احترام به سفرا و اتباع خارجی، و برخورد با مخالفان اردو به عنوان دشمن ملت است. در ادامه، از مخاطب میخواهد که صمصامالسلطنه را به حرکت ترغیب کند و تأکید میکند که اکنون بهترین زمان برای حرکت است، زیرا دول خارجی نیز از ستمکاری محمدعلی شاه آگاهند و منتظر حرکت این اردوهای آزادیخواه هستند. نامه با ستایش از حس ملیت و وطندوستی مخاطب و درخواست از خداوند برای موفقیت او در راه عزت ایران و ایرانیان به پایان میرسد.
درخواست آزادی بعضی از ایرانیان اسیر شده
متن با ابراز شرمساری و خجالت از وضعیت ارحام و ایتام اسرای شام آغاز میشود و با اشاره به عدم وجود فردی شجاع برای اعتراض به ظلم، به وضعیت اسیران آل محمد میپردازد. در ادامه، درخواست آزادی هشت نفر از این اسیران یا حداقل تأمین منزل و سرپرستی برای آنان مطرح میشود. در پایان، با ابراز ناامیدی از وضعیت موجود، نویسنده اعلام میکند که در صورت عدم تحقق خواستهها، خود را به امام رضا (ع) خواهد رساند تا انتقام این مظلومان گرفته شود.

جلوگیری از تبهکاری و افساد و غارت مستبدان
نامه با ابراز قدردانی از دریافت نامهای حاکی از حمایت و غیرت نسبت به ملت آغاز میشود. سپس به وضعیت نابسامان کشور اشاره میکند که در آن آزادی سلب شده و نقاط مختلف از داخل و خارج دچار آشفتگی و فساد شدهاند. نویسنده بیان میکند که مفسدان و مستبدان سابق با رشوه و فریب، مردم را مسحور و مقهور کرده و حتی برخی دوستان نادان را نیز فریب دادهاند. تأکید میشود که تا زمانی که حقوق مردم از این مفسدین بازپس گرفته نشود، هیچکس تمکین نخواهد کرد. در ادامه، به تعطیلی حقوق شرعیه و تضییع احکام الهی اشاره شده که منجر به فلج شدن ادارات و دوائر و گرفتار شدن آنها در سوء کردار و معصیت شده است. در پایان، درخواست میشود که از ایجاد زحمت برای دوستان غارتزده داخلی خودداری شود و تمام تلاش برای جلوگیری از مفسدین و دشمنان خارجی به کار گرفته شود، زیرا دوستان داخلی فقیر و مستأصل هستند و نیاز به ترحم و رعایت دارند.

تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت و براندازی محمدعلی شاه قاجار
متن با خطاب به سروران ملی و امرای بختیاری آغاز میشود. در ادامه، به دریافت تلگراف اطمینانبخش اشاره شده و وضعیت کشور در خطر توصیف میشود. سپس بر لزوم حفظ قوای ملی، حراست از مجلس، عدم پذیرش ضمانت مشروطیت از بیگانگان، سلب قدرت استبدادی و اجرای حکم الهی بر مفسدین تأکید میگردد.

شکایت از تعدیات حاکم گلپایگان
متن با اشاره به تظلمخواهیهای مکرر و بیاثر از حکومت آغاز میشود و بیان میکند که مظلومیت مردم بر همگان آشکار است. سپس به این نکته اشاره میکند که تظلمخواهی ستمدیدگان بینتیجه مانده و رضایت حکومتی، به جای رفع ظلم، باعث تقویت و تشدید آن شده است. در پایان، درخواست میشود که عریضه رضایت نیز مورد توجه قرار گیرد.
افشای ریاکاری مظالم احمدخان دریاییگی (حاکم بنادر خلیج فارس)
نامه با انتقاد شدید از دریابیگی آغاز میشود و او را به تحقیر علما و نسبت دادن حماقت و سفاهت به آنان متهم میکند. به عنوان نمونه، به اجبار سید اسدالله خرقانی به ترک بوشهر اشاره میشود. در ادامه، نویسنده به اقدامات دریابیگی در سال گذشته میپردازد که به بهانه بازیافت تنخواه شرکت زیگلر، حیدرخان تنگستانی را آواره کرده و اموال او را غارت کرده است. سپس، به اقدامات اخیر دریابیگی در جنگ با مردم بیدفاع و تخریب خانههای فقرا اشاره میشود و او را به سوءاستفاده از قدرت برای منافع شخصی متهم میکند. نامه با کنایه و طعنه به سیاستدانی و قانونشناسی دریابیگی ادامه مییابد و او را به نابودی نظم و رعیتپروری متهم میکند. در پایان، نویسنده تهدید میکند که اگر دریابیگی به رفتارهای خود ادامه دهد، اعمال قبیح او را در جراید منتشر خواهد کرد تا رسوایی او نزد دول و ملل آشکار شود.