کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

نامه‌ای به مدیر روزنامه مظفری، با اشاره به مقاله‌ای در حبل‌المتین، به نقد پیشنهاد سپهسالاری ظل‌السلطان می‌پردازد. نویسنده با استناد به سوابق استبداد و خونریزی ظل‌السلطان در اصفهان، او را فردی خطرناک برای مشروطیت و مجلس شورا معرفی می‌کند که در صورت کسب قدرت نظامی، مجلس را متفرق و به جان و مال مردم تعرض خواهد کرد. همچنین، پیش‌بینی می‌شود که ظل‌السلطان با محمدعلی شاه وارد درگیری شده و باعث تلفات و هتک حرمت مردم شود. نویسنده با ذکر خاطره‌ای از ناصرالدین شاه و فرهاد میرزا، نشان می‌دهد که حتی ناصرالدین شاه نیز به دلیل شناخت از خوی ظل‌السلطان، از سپردن ریاست قشون به او خودداری کرده است. در ادامه، نویسنده به عدم لیاقت نظامی ظل‌السلطان و نایب‌السلطنه اشاره کرده و هر دو را در فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت شریک می‌داند. در پایان، به ملت هشدار داده می‌شود که به ریاست ظل‌السلطان رضایت ندهند و پیشنهاد می‌شود که قشون ایران به چند قسمت تقسیم شده و سرداران آن مسئول مجلس باشند تا مجلس شورای ملی به تدوین قانون عسکریه بپردازد.

متن کامل گزارش

خدمت جناب مدیر محترم روزنامه مقدسه مظفری ادام‌الله توفیقاته و تأییداته فی نشر معارف الاسلام زحمت می‌دهد. بدون سابقه با اسقاط دعا و سلام معروف شاه طهماسبی به‌این وجیزه تصدیق میدهد، یک فقره در جریده مقدسه حبل‌المتین شخصاً دیدم نمره ۳۱ در ماده بی‌نظمی نظام و عسکریه ایران خیلی خوب نوشته بودند و با کمال قوّت قلب خطاب به نواب اشرف والا آقای نایب‌السلطنه[۲] وزیر جنگ دام اقباله که ایشان اهلیت ریاست قشون ایران و سپهسالاری عساکر ظفر توأمان اسلامی را ندارند و باید این شغل منیع در عهده غیر ایشان باشد. و از نمره دیگر نقل کردند که نوشته شده است که سپهسالاری ایران باید به‌نواب اشرف ظل السلطان مفوّض باشد که اهلیت دارد. عقلای ایران که از حالات نواب ظل السلطان مسبوق و کیفیات حکومت ایشان را بالوجدان دیده‌اند این رأی را تصویب نمی‌کنند زیرا که حالت ظل السلطان در استقلال‌طلبی[۳] و استبدادجویی، گوی سبقت از تمام حکام و شاهزادگان ربوده [است]. یقیناً اگر یک سال ریاست قشون با ایشان باشد دو کار خواهد کرد: یکی اینکه به‌قوه عسکریه، شورای ملّیه و مجلس مقدسه مشروطه را متفرق خواهد ساخت و قهراً و قصداً جمعی از مسلمانان را تلف کرده، عِرض و ناموس تمام اهل ایران، خاصه اجزاء محترم مجلس مقدس شورا، را مهتوک[۴] خواهد داشت؛ چه، حالتِ نواب والا به‌همه مشهود است که جان و مال و عرض و ناموس تمام مسلمانان در نظر ایشان با خون خروسی برابر است و بیشتر از یک جانور وحشی عِظّمی[۵] ندارد. اوایل حکومت ایشان و بی‌عصمتی‌ها که در اصفهان کرده آویزه گوش همه ایرانیان است و خودپسندی او به‌مرتبه‌ای است که غیر از خود احدی را بر خود مقدم نمی‌خواهد. اگر دو سال دیگر اداراتش تغییر نکرده بود با پدرش معارضه‌ها می‌کرد. دیگر اینکه پس از تسلط بر قشون و نفوذکلمه و بزرگی اسم و رعبی که در قلوب دارد به‌اندک وقتی با برادرزاده خود اعلیحضرت محمدعلی شاه خلدالله مُلکه یاغی شده دعوی استقلال خواهد کرد و لابدکار به مجادله و محاربه خواهد انجامید. در این جدال جمعی از برادران دینی ما تلف خواهند شد و در راه شهوت‌رانی ایشان اَعراض[۶] مردم مهتوک می‌شود. ریاست این شخص ابداً جایز نیست و تفویض این شغل خطیر به‌ایشان صلاحیت ندارد. دلیل بر مطلب اینکه زمان حیات خاقان شهید ناصرالدین شاه که ریاست قشون به نایب‌السلطنه بود، ظل‌السلطان یک کرور به پدرش پیشکش داد که سپهسالاری را به او تفویض کند. ناصرالدین شاه از مرحوم معتمدالدوله (شاهزاده فرهاد میرزا) عموی خود در این خصوص در عمارت دوشان تپه مشورت کرد. فرهاد میرزا جواب داد: قربان! اگر سپهسالاری را به ظل السلطان دادید احتمال می‌دهد پس از یکی دو سال که تسلط کامل یافت و به قشون مسلط شد به شما عرض‌کندکه شما از سلطنت خسته شده‌اید و ضعف پیری بر مزاجتان مستولی شده تشریف ببرید در سلطنت‌آباد راحت باشید من سالی یک کرور می‌دهم که شما آنجا آسوده خرج کنید و خودم امور مملکت را مرتب خواهم کرد. ناصرالدین شاه اولا خندیده بود و بعد از چند دقیقه متفکراً به‌اندرون رفته از سپهسالاری ظل السلطان پشیمان شده، نایب السلطنه را احضار نموده و منّت به او گذاشته بود که من محض خاطر تو از یک کرور پول گذشتم. ناصرالدین شاه با وزارت وزرایی که ملت فروشی را عادت کرده بودند و تمام مملکت را به‌مبایعه[۱] می‌دادند و مثلاً تمام مملکت فارس را به‌شصت هزار تومان می‌فروختند و زمام امور چند کرور نفوس مسلمین را به‌یک نفر حاکم ظالم سفاک بی‌باک تفویض می‌نمودند و به‌قلیل وجهی ناموس مُلک و ملت را به باد فنا می‌دادند، از ترس سلطنت خود سپهسالاری را به یک کرور به ظّل - السلطان نفروختند، در صورتی که هم خود و هم وزیرش اول طمّاع حریص پولکی‌تر از تمام سلاطین و وزرای عالَم از سَلّف و خَلَف[۲] بودند. او پسرش را بهتر از همه می‌شناخت. بی‌باکی و سفاکی او را تجربه کرده بود، چنانیکه در ایام عمرش با ظل السلطان نیمساعت خلوت نکردکه مبادا سوءقصدی از او ابراز شود. همچو آدمی قابل ریاست قشون ایران نیست. علاوه بر این جهت، عدم لیاقت نایب‌السلطنه در ظل السلطان هم موجود است. مابه‌الامتیاز هردو عین مابه‌الاشتراکشان است -لامَیْزَ فِی‌الاعْدام مِنْ حَیث العَدَم[۳] در بی‌علمی هردو، شریکند، درس نخوانده‌اند، معلم خانه نرفته‌اند، از علوم نظامی و فنون سواری عاری، و مشق سربازی و علوم پیاده نظام و قلعه‌بندی و سنگرسازی نخوانده‌اند، هیچوقت جنگ ندیده‌اند، در هیچ واقعه و معرکه حاضر جنگ نبوده‌اند، هردو نازپرورده و شاهزاده و هردو خداوندگار زاده ایرانیان و واجب‌الاطاعه و هر دو طمّاع شَره[۴] و هردو در کارخانه سرهنگ و سرتیپ و امیرپنجه و امیرتومان[۵] و امیرنویان سازی[۱] اطفال اَمرَد[۲]، صاحبان ید طولایند و در نرسانیدن حقوق عسکریه و معاش قشونی و دست‌اندازی‌های کیف ما یشاء[۳] در حقوق مردم و مصروف داشتن به‌مصارف شخصیه و ساختن پارک و تعمیر عمارات و اِسراف و تبذیر هردو با هم شریک و انبازند[۴]. پس از نایب‌السلطنه گرفتن و به ظل السلطان دادن ترجیح بلامرجح است، بل ترجیح مرجوح به‌راجح است؛ زیراکه نایب -السلطنه با کمال قدرت بالطبع، مایل به‌خونریزی نیست ولی ظل‌السلطان تا جایی که بتواند از اراقه دِماء[۵] مضایقه ندارد؛ چنانچه در زمان پدرش چه بسا خون‌های ناحق ریخته [است]. ان شاءالله حالات او را در رساله مخصوصه به نظر جنابعالی خواهد رسانید. چون بعد از پدرش از ترس برادر[۶]، قدری نرم شده ولی اگر مقتدر باشد حاضر است که در نهار - قلیان، پانصد خون ناحق بریزد. الحذر! الحذر! ملت را تنبیه کنید که به‌ریاست او به‌هیچوجه راضی نباشند. کرورها از مال مسلمانان و خون جگر ایرانیان اندوخته دارد، هرچه خرج کند نصف مداخل املاکش نخواهد شد. کارهای مسلمانان قابل تفویض به‌ایشان نیست. با این وضع پریشانی ملت و خرج زایدِ بر دخل، دولت ایران نه صدر اعظم لازم دارد نه وزیر جنگ، زیرا که هیچیک از وزرای حالیه علماً، عقلاً، سیاستاً، انصافاً قابل این دو رتبه منیعه نیستند. از قشون ایران که جز اسمی باقی نیست، همین اسم هم مخصوص خرج‌تراشی و یغمای خزانه دولت است. اگر خود دولت نداند همه می‌دانند قشون ایران راکه فعلاً هیچ ندارد سه یا چهار قسمت نموده، چهار نفر سردار منتخب نمایند و هر قسمتی را به سرداری واگذارکرده که در نیک و بد مسئول مجلس باشند تا سر فرصت، مجلس مقدس شورای ملی به‌قانون عسکریه پردازد و لوازمات قانونی آنرا ترتیب دهد. فعلاً دو سه الی چهار نفر سردار کافی است. زیاده بر این برای دولت نباید خرج‌تراشی بشود. **پاورقی‌ها:** [۱] خرید و فروش [۲] سلف و خلف: گذشته و آینده [۳] لا میز... العدم: در معدوم‌ها از لحاظ عدم تفاوتی نیست. [۴] طماع شره: طمع کار شکم پرست. در اصل: شریه [۵] امیرپنجه یا میرپنج (از مناصب نظامی دوره قاجار): فرمانده و سرپرست لشکر پنجهزار نفری و امیر تومان (از مناصب نظامی دوره مغول و قاجار) : فرمانده و سرپرست لشکر ده هزار نفری [۶] منظور مظفرالدین شاه قاجار است. [۱] ارتش [۲] منظور، کامران میرزا، عموی محمدعلی شاه قاجار است. [۳] استقلال‌طلبی: خودکامگی [۴] مهتوک داشتن: دریدن [۵] عظم: بزرگی، مقام [۶] جمع عرض: آبروها

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: کامران میرزا, حکومت
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)