کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

پاسخ علمای تبریز به تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی با ابراز تشکر از اقدامات آنان آغاز می‌شود. متن به نگرانی‌ها درباره مفاسد و اهمیت آذربایجان اشاره می‌کند و تأکید دارد که علت اصلی هیجانات مردمی، تأخیر در اجرای مشروطیت و قانون عدل است. علمای تبریز با رد این تصور که اسلام مانع ترقی است، آن را عامل ترقی و تمدن می‌دانند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، اختلال مرزها و درگیری بین مشروطه‌خواهان و استبدادطلبان توصیف می‌شود. سپس، از بهبهانی و طباطبایی خواسته می‌شود که با نفوذ خود، از اسلام و مسلمانان حمایت کرده و پادشاه را به اجرای کامل مشروطیت و توجه بیشتر به آذربایجان ترغیب کنند. در پایان، به نگرانی مطرح شده در تلگراف مخاطبان مبنی بر «مذاکره‌ای که استقلال ایران را سم قاتل است» پاسخ داده می‌شود و تأکید می‌گردد که مردم آذربایجان تنها خواهان مشروطیت و قانون هستند و هیچ سخنی از استقلال‌طلبی به میان نیامده است.

متن کامل گزارش

خدمت ذی‌شرافت حضرات حجةالاسلام ملاذی‌الانام شریعتمداران: آقای آقاسید عبدالله و آقای آقا سیدمحمدآقا دام افضالهما. تلگراف محترم ملاحظه شده، بعد از عرض تشکر از اقدامات کافیه وافیه حجةالاسلامیّه که در مواقع عدیده فرموده‌اند، عرض می‌شود: در خصوص سدّ باب پاره‌ای مفاسد و مهم بودن نقطه آذربایجان اشارات بلیغه فرموده بودند. دعاگویان و عقلاء مملکت تا حال آنچه مقدور بوده بلکه می‌توان گفت با قوه فوق‌العاده در اسکات ملت و سدّ پاره‌ای ابواب، بذل مجهود کرده و مِن بعد نیز ان‌شاءالله خواهیم کرد. پاره‌ای امورات غیر متوقّعه که روی می‌دهد در جزو حوادث غیرمترقبه است که در همه ازمنه و همه نقاط اتفاق می‌افتد و در اغلب آن، انگشت تحریک مفسدین نمایان است. بر خاطر محترم مکشوف است که علت این هیجان نیست مگر تأخیر اجراء شرایط مشروطیت و اجراء قانون عدل. و چنانچه اشاره فرموده‌اند مذهب اسلام مانع ترقی نیست، سهل است علّت تامه و حجت بالغه داعیه بر ترقی و تمدن است و آن ترقیات نخواهد بود مگر در اجرای قوانین عدل که اولین حکم الهی است. دعاگویان از مجاهدات بلیغه حضرات حجج‌الاسلام کمال اطمینان و امیدواری دارد که تا چه درجه مساعی جمیله مبذول می‌فرمائید. ولی ذهن ملت مشوب شده و با هیچ گونه معذرت ساکت نمی‌شود. اختلال سرحدّات و اغتشاش اهالی و آشوب مملکت همه از تصادم دو قوه مشروطه‌خواهی و استبدادطلبی است. امورات مهمل؛ و ملتْ معطل؛ مدعیّانِ گوشه‌نشین در کمین؛ و سرحدّداران بی‌تمکین. جا دارد عرض شود: از بهر شکست خاطرم بسته صفی یار از طرفی و روزگار از طرفی این است ملت عرض می‌نمایند: حجةالاسلاما! ملاذی الاناما! حضرات! شما اولاد روحانی و جسمانی صاحب شریعت غرّا هستید، بیشتر از این ما را در رنج انتظار مگذارید، ید بیضا از آستین برآرید و در حمایت اسلام و اسلامیان عصای موسوی را بیندازید و در فراهم آوردن اسباب ترقی ملت و دولت مانند جدّ بزرگوارتان از هیچ محذوری روگردان نشوید و بر پادشاه تاجدار [۳] ما عرض نمائید: شاهنشاها! تاجدارا! پدر ملتا! رعیت مظلومت عرض می‌نماید که پدر تاجدار مغفورت [۳] ما را از ذُلّ اسارت رهایی بخشید و ما را با اعطاء مشروطیت سربلند ساخت و اعلیحضرت آن را اجازه و امضاء فرمودید. مادیّات مشروطه مرحمت شده ولی بروز سعادت و شقاوت، مادیّات در عالم صورت است و متمم وجود مشروطه همان صورت است که در هیکل قانونِ عدل باید ظاهر شود. خلق آذربایجان از اولین عهد نیاکانت طبل شاه‌پرستی‌کوبیده‌اند و آذربایجان همیشه آغوش خود را مهد وجود پادشاهان عظام قاجار کرده و باغبان‌وار نهال ولیعهدی را همیشه با خون دل آبیاری نموده و صدف‌سان،گوهرگرانبهای سلطنت را پروریده‌اند و جَورِ طبیعت را ازگرفتن‌گوهر و متروک و مّخذول [۱] ماندن صدف تحمل کرده‌اند. حالا وقت آنست که این درخت همایون، سایه شاهانه مرحمت خود را بر مَکْمن [۲] طبیعی و موطن حقیقی خود بیشتر بیندازد و خاک آذربایجان راکه بیت‌الحرام معراج سلطنت است بهتر و بیشتر به نظر ملاطفت خسروانه منظور دارد. خاک تبریزکه همیشه مطلع الشمس سلطنت بوده چرا باید در زیر سحاب ظلمت متواری شود؟ آیا چه خاک تیره، پرده اشعه آفتاب مکرمت شده و علت کسوف گردیده؟ اینکه می‌فرمائید نقطه آذربایجان اهمیت فوق‌العاده دارد، این مسئله بدیهی است و در حفظ سرحدّ مانند سایر حدود از کردستان و بنادر و بلوچستان و خراسان و سیستان و غیره باید مراقبت کامله بشود و حفظ و حراست مملکت بر پادشاه، مقدم‌تر است تا رعیت. ولی وقتی که اقبال السلطنه [۳] سرحددار بجوشد و رحیم‌خان [۴] بخروشد و پاره‌ای اقدامات موحشه به تحریک اکرام السلطان در مرکز آذربایجان و در تلگراف‌خانه که بست عامه است و رعیت برای دادخواهی آنجا جمع شده، ظاهر شود آیا باز ملت را می‌شود مؤاخذ [۵] شمرد؟ اگر تا قیامت در سررشته قانون،کشاکش خواهد بود در این صورت یا عمر ما تمام شود یا جهان خراب. اینست عرض ملت که حضرتتان را شفیع خود نموده و دعاگویان را واسطه عرض می‌نمایند. فقره دیگر در تلگراف محترم درج شده است که استعلام حقیقت آن لازم است و آن این عبارت است: «به مناسبت اهمیت سرحدی مذاکره که در افواه آذربایجانی در حقیقت استقلال ایران را سمّ قاتل است الخ». مقصود از این مذاکره چیست که در حکم سمّ قاتل است؟ تا حال آنچه در دل و زبان آذربایجانی بوده و هست مشروطه‌طلبی و قانون‌طلبی است لاغیر. جز این دو فقره از زبان و قلم آذربایجانی چیزی صادر نشده است. **پاورقی‌ها:** [۱] بی بهره [۲] جای پنهان شدن [۳] اقبال‌السلطنه ماکویی (قرن ۱۴ ق)، حکمران ماکو و سرحددار ایران که پس از مشروطیت به یاغیگری و مخالفت با مشروطه‌خواهان و ایجاد آشوب و ناامنی در نواحی غرب کشور پرداخت. [۴] رحیم خان چلبیانلو (؟ - ۱۳۲۹ ق)، از سران عشایر آذربایجان. در ۱۳۲۵ ق به دلیل شرارت و راهزنی دستگیر شد اما چند ماه بعد آزاد گردید و بیش از پیش با حمایت روس‌ها به ایجاد شرارت و ناامنی پرداخت. سرانجام دستگیر شد و در ارک شهر تبریز به قتل رسید. [۵] مورد بازخواست

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: سید عبدالله بهبهانی, سیدمحمد طباطبایی سنگلجی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)