پیشنهاد آمادگیهای بیشتر نظامی در برابر حملات احتمالی مخالفان به تهران
نامه با ابراز سلامتی و پاسخ به پرسش معتمدالسلطان اسکندر خان آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم هوشیاری در برابر خائنین و عدم غفلت از وضعیت شهر تأکید شده و پیشنهاد میشود که یک نفر مسئولیت ترتیبات امنیتی شهر را بر عهده گیرد و توپها بر بالای باروها مستقر و قراولها مرتب شوند. نویسنده هشدار میدهد که هدف دشمن تصرف شهر و امکانات نظامی آن است و در صورت وقوع، دفاع دشوار خواهد شد، لذا باید فوراً اقدامات لازم صورت گیرد. همچنین، به نظم داخلی شهر اشاره شده و بر لزوم مراقبت از عدم کمک داخلی به دشمنان خارجی تأکید میشود. در بخش پایانی، نویسنده به نگرانیها درباره خروج خود از شهر اشاره میکند و بیان میدارد که این امر موجب وحشت مردم و شکست خواهد شد. او پیشنهاد میدهد که در صورت عدم خروج، صد قبضه تفنگ دولتی به نام یکی از دیوانیان به او داده شود تا بتواند از شهر دفاع کند و بر لزوم اقدامات علنی و فوری برای تقویت روحیه مردم تأکید میکند.

رد درخواست پناهندگی از سفارت روسیه
سخنان حاج شیخ فضلالله نوری در رد پیشنهاد پناهندگی به سفارت روسیه آغاز میشود. او با تشبیه وضعیت خود به امام حسین (ع) در روز عاشورا، بیان میکند که ترجیح میدهد کشته شود تا اینکه برای حفظ جان خود به کفار پناه ببرد، زیرا این عمل را ننگی برای عالم اسلام میداند. او پناهندگی به سفارت فرنگ را معادل پناهندگی اسلام به کفر میداند و مرگ را بر آن ترجیح میدهد. در ادامه، راه حل نهایی خود را «فرو بستن چشمها، کشیدن پاها و گفتن شهادتین» اعلام میکند و بر رضایت به قضای الهی و صبر بر بلای او تأکید میکند. در پایان، هدف از مقاومت خود را جلوگیری از این میداند که در آینده گفته شود علمای شیعه ریشه اسلام را کندند و میخواهد حداقل یک نفر به عنوان مخالف باقی بماند، و این مقاومت را به مقاومت شهدای کربلا تشبیه میکند.

اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و به سلطنت رساندن سلطان احمد میرزا ولیعهد و نایبالسلطنگی عضدالملك میرزا قاجار
با توجه به وضعیت نابسامان کشور و عدم امکان بازگرداندن نظم و امنیت بدون تغییر سلطنت، و از آنجا که پادشاه سابق (محمدعلی شاه) با پناه بردن به سفارت روسیه، خود را از سلطنت خلع کرده است، مجلس عالی فوقالعاده در تاریخ ۲۷ جمادیالاخری ۱۳۲۷ در عمارت بهارستان تهران تشکیل شد. این مجلس، سلطان احمد میرزا ولیعهد را به عنوان شاهنشاه ایران منصوب و نیابت سلطنت را به طور موقت به عضدالملک تفویض کرد تا پس از تشکیل پارلمان، مطابق ماده ۳۸ قانون اساسی، در مورد نیابت سلطنت تصمیم قطعی گرفته شود.
اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با خطاب به محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود و به او اعلام میکند که به دلیل شرایط موجود کشور، هرج و مرج و نارضایتی عمومی، از بار سنگین سلطنت معاف شده است. در ادامه توضیح داده میشود که پناهندگی محمدعلی شاه به سفارت روسیه، به منزله کنارهگیری او از سلطنت تلقی شده است. سپس، تصمیم مجلس عالی فوقالعاده مبنی بر پذیرش سلطان احمد شاه به عنوان شاهنشاه ایران و انتخاب موقت عضدالملک به سمت نیابت سلطنت تا زمان تشکیل پارلمان، ابلاغ میشود.
انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با عرض تبریک و تهنیت به سلطان احمد شاه آغاز میشود. سپس به معافیت محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد شاه به سلطنت بر اساس مواد ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی در مجلس فوقالعاده ۲۷ جمادیالثانی در عمارت بهارستان اشاره میکند. در ادامه، واگذاری موقت نیابت سلطنت به عضدالملک تا زمان تشکیل پارلمان و تصمیمگیری نهایی بر اساس ماده ۳۸ قانون اساسی بیان میشود. در پایان، مجلس عالی از طرف ملت تبریکات خود را تقدیم کرده و برای سلطنت مشروطه احمد شاه و ترقی و سعادت کشور دعا میکند.
انتصاب محمدولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) به وزارت جنگ
مجلس عالی، محمدولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) را به دلیل خدمات و فداکاریهایش در احقاق حقوق ملت و اعاده شئون دولت، به وزارت جنگ منصوب میکند. این انتصاب با توجه به اهمیت فوقالعاده وزارت جنگ در شرایط کنونی و کفایت سپهدار اعظم صورت میگیرد تا او با غیرت و وطنپرستی خود، اداره امور این وزارتخانه را به نحو احسن انجام دهد.
انتصاب حاج علیقلی خان (سردار اسعد) بختیاری به وزارت داخله
متن با اشاره به خدمات حاج علیقلی خان سردار اسعد در استقرار حقوق ملت و اعاده شئون دولت آغاز میشود. سپس، با تأکید بر لزوم قدردانی از زحمات او در راه ترقی نیابت سلطنت، به اطلاعرسانی اقدامات انجام شده به حضرات حججالاسلام میپردازد. در پایان، ضمن ابراز تشکر بیپایان عموم مسلمین از نیتهای خیر آن حضرات، امیدواری به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام اساس مسلمانی مطرح میشود.
شادمانی از خلع محمدعلی شاه قاجار
این شعر با ستایش از سپهدار (محمدولی خان تنکابنی) آغاز میشود که با هنر خود، استبداد را از بین برده و عدالت را در همه جا برقرار ساخته است. در ادامه، به خلع محمدعلی شاه قاجار اشاره میکند که از هیبت سپهدار، شبش به روز روشن تبدیل شده و در نهایت از تاج و تخت خود خوار و شرمنده گشته است. شعر با اشاره به استعفای شاه و بیزاری او از کردارش به پایان میرسد و تاریخ این واقعه را در قالب یک مصرع «شه مات سپهدار شده» بیان میکند.
مدح فاتحان تهران به ویژه معزالسلطان
این چکامه با ستایش از ملت ایران آغاز میشود که حقوق خود را بازپس گرفته است. سپس به تمجید از قاضی دادگر و فرشتهای بهشتی میپردازد که دزدان را مکافات کرده و وامهای معوقه را بازپس گرفته است. در ادامه، از شمشیر و دار به عنوان نوشدارو یاد میکند که سینه مجروح و قلب ریش را درمان کرده و عدالت را برقرار ساخته است. بخش عمده چکامه به ستایش از معزالسلطان عبدالحسین، سردار محیی، اختصاص دارد که با غیرت و اتحاد، دشمنان دولت و دین را سرکوب کرده و داد مردم را از بیگانگان ستانده است. چکامه با اشاره به پیروزیهای تاریخی و مقایسه معزالسلطان با پادشاهان بزرگ و نیز با دعای خیر برای او به پایان میرسد.
گزارش فتح تهران و رویدادهای پس از آن به مراجع مشروطهخواه نجف
مجلس عالی، پیروزی مجاهدین و فداییان ملت در تصرف تهران در ۲۷ جمادیالثانی را به مراجع مشروطهخواه نجف گزارش میدهد. در این گزارش، به انزجار عمومی از محمدعلی میرزا و پناه بردن او به سفارت روس اشاره شده و تصمیم مجلس عالی مبنی بر خلع محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد میرزا به پادشاهی و تفویض نیابت سلطنت به عضدالملک، مطابق اصول قانون اساسی، اعلام میشود. در پایان، از حمایت مراجع نجف تشکر شده و امید به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام شریعت ابراز میگردد.
بشارت فتح تهران
این شعر با مژدهای از پیروزی و گشایش الهی آغاز میشود و فتح تهران را نتیجه لطف پروردگار و کوششهای ملت و مجاهدان میداند. در ادامه، به نقش سرداران مشروطه مانند محمدولی خان تنکابنی و ستارخان اشاره کرده و از همت آنان در پایداری دین و آزادی سخن میگوید. شعر به پیروزی مساواتیان و بازگشت مجلس اشاره دارد و خائنان را خوار و بیدادگران را مغلوب معرفی میکند. در پایان، با ستایش از احمدشاه جوان و آرزوی پایداری مجلس مشروطه، برای احرار، دانشوران و سپهداران دعا میکند.
پیام تبریک به مناسبت انتصاب جدید مجلس عالی
این پیام با تبریک فتوحات اسلامی و تقدیم دعاهای خالصانه آغاز میشود. سپس، اقدام صورت گرفته (انتخابات جدید) را که موجب احیای اسلام و سعادت ایران و مسلمانان است، ستایش میکند و تبریکات مجدد خود را به وزیر جنگ تقدیم میدارد. در پایان، برای برپایی بساط عدالت توسط او دعا میکند.
پیام تبریک به مناسبت پیروزی مجدد مشروطهخواهان
متن با تبریک به مناسبت یکی از اعیاد اسلامی آغاز میشود. در ادامه، نویسنده از جانفشانیها و زحمات مخاطبان در راه مشروطیت قدردانی کرده و از نتایج حاصله ابراز خشنودی میکند. در پایان، برای سعادت و نصرت مخاطبان دعا کرده و ابراز امیدواری میکند که به زودی بتواند حضوری به آنها تبریک بگوید.

تایید خلع محمدعلی شاه از سلطنت و تبریک جلوس سلطان احمد شاه
متن با تبریک به سپهدار اعظم و سردار اسعد آغاز میشود. در ادامه، خلع محمدعلی میرزا از سلطنت به دلیل خیانتهای او به دین، دولت و ملت، از نظر شرعی و قانونی تأیید شده است. سپس، جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت و نیابت سلطنت عضدالملک تبریک گفته میشود.


رد تحصن در سفارتخانههای اروپایی از بیم دستگیری توسط فاتحان تهران
این متن با ابراز شرمساری از پناه بردن علمای اسلام به سفارتخانههای خارجی آغاز میشود و این عمل را ننگی برای جهان اسلام میداند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم، بر عدم جواز پناهندگی به کفار و عدم ولایت آنان بر مؤمنان تأکید میکند. در پایان، نویسنده ترجیح میدهد که صدها بار کشته شود اما به بیگانگان پناه نبرد و برخلاف احکام شرع مقدس اسلام عمل نکند.

سفارش به برقراری نظم و امنیت و جلوگیری از هرج و مرج در کشور پس از محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به برچیده شدن فساد و تحقق اهداف مشروع ملت، بر لزوم و وجوب برقراری نظم و امنیت در کشور تأکید میکند. از مخاطبان خواسته شده است که از هرج و مرج جلوگیری کرده و اجازه ندهند مفسدین آرامش عمومی را مختل کنند، زیرا این امر میتواند به دخالت بیگانگان منجر شود. همچنین، بر عدم امتناع از مشارکت در کلیه امور و مصالح کشور که به دولت و ملت مربوط است، تأکید شده است.


لزوم رعایت کامل امنیت تهران پس از فتح آن
این پیام کوتاه به سرداران عظام، بر ضرورت حفظ امنیت عمومی، جلوگیری از غارت و مسدود کردن بهانههای احتمالی برای دخالت بیگانگان تأکید میکند و خواستار ارائه اطلاعات فوری در این زمینه است.


اعلام کیفرخواست علیه حاج شیخ فضلالله نوری و صدور حکم اعدام برای وی
کیفرخواست علیه شیخ فضلالله نوری با طرح این مقدمه آغاز میشود که ظلم و جور حاکمان و عالمان ریاکار، مردم را به سمت مشروطیت سوق داد. مشروطیت به معنای محدود کردن قدرت پادشاه و حاکمان و اجرای احکام اسلام بدون تبعیض است. در ادامه، به نقش اولیه شیخ فضلالله در تأیید مشروطه و حضور هشت ماهه او در مجلس شورا اشاره میشود و سپس به چرایی تغییر موضع او و مخالفت شدیدش با مشروطه میپردازد. کیفرخواست، شیخ فضلالله را متهم به ایجاد تفرقه، خونریزی، هتک آبرو، غارت اموال و تخریب آبادیها میکند و به سوگندشکنیهای مکرر او در برابر قرآن و علما اشاره دارد. همچنین، به نقش او در تحصن حضرت عبدالعظیم، جمعآوری اوباش و صرف اموال در راه فساد، و تحریک محمدعلی شاه به سرکوب مشروطهخواهان و بمباران مجلس اشاره میکند. کیفرخواست، اقدامات شیخ فضلالله را در راستای حمایت از استبداد و مخالفت با عدالت و آزادی مردم میداند و او را مسئول ویرانیها و خونریزیها معرفی میکند. در بخش پایانی، سؤالاتی از شیخ فضلالله پرسیده میشود و او به اتهامات پاسخ میدهد. در نهایت، دادگاه با استناد به فتوای مراجع نجف اشرف و اقدامات شیخ فضلالله علیه حکومت ملی، او را مفسد فیالارض شناخته و به اعدام محکوم میکند.
چگونگی دستگیری، محاکمه و اعدام حاج شیخ فضلالله نوری
این روایت، خاطرات مدیرنظام نوابی، از صاحبمنصبان نظمیه، درباره دستگیری، محاکمه و اعدام شیخ فضلالله نوری است. در ابتدا، مدیرنظام به مأموریت خود در حفاظت از منزل شیخ فضلالله در بحبوحه درگیریهای مشروطهخواهان اشاره میکند و از مقاومت شیخ در برابر تیراندازی و پناه بردن به سفارت خارجی سخن میگوید. سپس، به تلاشهای شیخ برای دور کردن اطرافیانش از خطر و پیشنهادهای مدیرنظام برای پنهان شدن یا پناهندگی به سفارت اشاره میشود که شیخ هر دو را رد میکند و بر موضع خود در قبال مشروطه تأکید میورزد. در ادامه، نحوه دستگیری شیخ فضلالله توسط مجاهدین و حبس او در نظمیه شرح داده میشود. بخش اصلی روایت به محاکمه شیخ در عمارت خورشید اختصاص دارد که در آن شیخ ابراهیم زنجانی به عنوان مستنطق اصلی، سؤالاتی درباره تحصن حضرت عبدالعظیم و مخالفت شیخ با مشروطه مطرح میکند. شیخ فضلالله با قاطعیت به سؤالات پاسخ میدهد و مشروطه را حرام و مؤسسین آن را لامذهب میخواند. پس از محاکمه، شیخ به میدان توپخانه منتقل و در میان هیاهوی جمعیت اعدام میشود. روایت با جزئیات تکاندهندهای از هتک حرمت به جسد شیخ پس از اعدام و تلاشهای خانواده برای تحویل گرفتن و دفن مخفیانه او ادامه مییابد. در پایان، به سرنوشت عاملان اعدام و همچنین جابجایی مخفیانه جسد شیخ فضلالله و دفن نهایی او در قم اشاره میشود.

ابراز شادی و تهنیت به مناسبت پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با ابراز شادمانی از پایان دوران ستم و آغاز عصر جدیدی برای ایران آغاز میشود. در ادامه، به رنجها و سختیهایی که ملت در دوران استبداد متحمل شده، اشاره میکند و از پیروزی مشروطهخواهان و خوار شدن دشمنان سخن میگوید. سپس، به نقش شخصیتهای برجستهای چون ستارخان، سپهدار و سردار اسعد در این پیروزی اشاره کرده و از مجاهدتهای آنان تقدیر میکند. در پایان، برای این قهرمانان و ملت ایران آرزوی موفقیت و پایداری میکند و شکرگزاری خود را از این پیروزی بزرگ ابراز میدارد.
تبریک جلوس سلطنت سلطان احمد شاه و نایب السلطنگی عضدالملک
متن با تبریک جلوس احمدشاه قاجار به سلطنت و انتصاب عضدالملک به نیابت سلطنت آغاز میشود. در ادامه، این وقایع را به مثابه نجات کشتی استقلال ایران از امواج فتنه و آغاز دورانی جدید از سعادت برای دولت و ملت توصیف میکند. در پایان، برای دوام سلطنت احمدشاه و موفقیت عضدالملک در اصلاح امور داخلی و دفع دخالتهای خارجی آرزوی توفیق میکند.


تبریک جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت
این نامه با تبریک جلوس احمدشاه به سلطنت آغاز میشود و آن را نعمتی الهی و عیدی ملی برای دولت و ملت ایران میداند. در ادامه، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که این موهبت بزرگ همواره برای مسلمانان پایدار و مبارک باشد و سلطنت عادلانه شاه جوانبخت، با تأیید الهی، در اجرای احکام شریعت، احیای دولت و ملت، رفع خرابیها، عمران مملکت، تحکیم اساس مشروطیت و گسترش عدالت موفق باشد. نامه با آرزوی سعادت برای ایران و مقایسه احمدشاه با انوشیروان عادل به پایان میرسد.


سفارشی به فاتحان تهران جهت اعلام عفو عمومی
متن با حمد و ستایش الهی آغاز میشود و موفقیتهای اخیر را مایه شرف تاریخی و حیات ملی میداند. سپس بر لزوم مراقبت از مداخله فتنهجویان و دوری از افساد دشمنان و دوستان نادان، و حفظ اتحاد میان سرداران و طبقات مختلف تأکید میکند. در ادامه، با اشاره به حضور دشمن خارجی و اهمیت رفع وحشت و جلب قلوب، اعلام عفو عمومی برای تمامی مخالفان مشروطیت، به جز مباشرین در اتلاف جان و مال، را از وظایف مهم مملکتداری و سیره پیامبر اسلام (ص) پس از فتح مکه و بصره میداند. در پایان، پیشنهاد میکند که در صورت عدم ایمنی از افساد برخی افراد، مجازاتی جز تبعید به محلی که تأثیرگذار نباشند، اعمال نشود.

انتقاد از اوضاع آشفته و نابسامان تهران پس از فتح آن و نصیحت به سید عبدالله بهبهانی جهت نیامدن از نجف به تهران
متن با ابراز نگرانی شدید از وضعیت آشفته تهران پس از فتح آن آغاز میشود و دلیل اصلی این نگرانی را تسلط گروهی از افراد نادان و بیتجربه بر امور مهم کشور میداند. در ادامه، نویسنده به سید عبدالله بهبهانی توصیه میکند که در شرایط فعلی به تهران بازنگردد، زیرا حضور ایشان میتواند منجر به انتساب هرگونه نقص و مشکل به وی شود و در صورت کنارهگیری نیز به تدریج جایگاه خود را از دست خواهد داد. پیشنهاد میشود که بهبهانی ابتدا به زیارت بیتالله و سپس به اسلامبول سفر کند و پس از ملاقات با مقامات عثمانی و گذشت چند ماه، به تهران بازگردد تا در این فاصله اوضاع بهبود یابد و مجلس جدیدی با وکلای بیغرض تشکیل شود. در پایان، نویسنده بر مغشوش بودن اوضاع تهران، نبود سلطنت و مجلس فعال، بیحالی نایبالسلطنه و جسارت مجاهدین و بختیاریها تأکید میکند و از بهبهانی میخواهد که در صورت تصمیم به سفر به ایران، نهایت احتیاط را به خرج دهد و از غفلت بپرهیزد.
توافق روسیه و انگلستان بر خلع و خروج محمدعلی شاه از کشور
متن با اشاره به انقلاب در ممالک، به ویژه آذربایجان، آغاز میشود و خلع محمدعلی شاه قاجار و ترک وطن او در ۲۳ شعبان ۱۳۲۷ را بیان میکند. سپس به نقش دولتهای روس و انگلیس در این وقایع میپردازد و اغفال شاه مخلوع توسط روسیه و پناهندگی او به سفارت این کشور را شرح میدهد. در ادامه، نویسنده به وضعیت آذربایجان و همجواری آن با قفقاز اشاره کرده و از مشکلات ناشی از نفوذ روسیه در این منطقه گلایه میکند. در پایان، بهانههای روسیه برای ورود به خاک ایران و آذربایجان، از جمله تهدید ملت و عدم استقرار امنیت، را ذکر کرده و به اشغال عمارت ییلاقی دولتی توسط قشون روس و برافراشتن بیرق دولت خود در آنجا اشاره میکند و هدف نهایی روسها را استقرار امنیت و سپس خروج از کشور عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تبلیغات ضد دینی و وضعیت غیر اخلاقی تهران پس از پیروزی مشروطهخواهان
نامه با ابراز یأس و ناامیدی از وضعیت موجود و اشاره به آیات و روایات آغاز میشود. در ادامه، به شدت از کسانی که به زعم نویسنده، زحمات انبیا و اولیا را ضایع کرده و منکرات را رواج دادهاند، انتقاد میشود. نویسنده به اعدام بزرگان دین، برپایی دکانهای مسکرات و فحشا و وضعیت نامناسب اخلاقی در تهران اشاره میکند و از بیتوجهی به فریادهای علما گلایه دارد. سپس، به توفیق عده قلیلی از مؤمنین در عدم مشارکت در اضمحلال دین اشاره شده و استدعای بقای وجود مخاطب نامه (آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی) مطرح میشود. در بخش بعدی، به فعالیتهای مشروطهخواهان سکولار در تنفر پراکنی علیه علما و وضعیت خوار شدن روحانیون اشاره شده و نمونههایی از آن ذکر میشود. نویسنده مرگ را برای مؤمنان در این زمان بهتر از زندگی میداند و به حضور نیروهای روسی در ایران و بیتوجهی به هشدارهای علما اشاره میکند. در پایان، نویسنده از هفت ماه مخفی بودن خود در تهران و احتمال رفتن به قزوین به دلیل تأمین از کمیته ستار خبر میدهد و هدف از نگارش نامه را یادآوری خود به مخاطب ذکر میکند.

انتقاد از بیمسئولیتی سیاسیون مشروطهخواه پس از فتح تهران و بیتوجهی به سرنوشت کشور
این شعر با لحنی انتقادی و تند، به نقد عملکرد سیاسیون مشروطهخواه پس از پیروزی مشروطه میپردازد. در ابتدا، به ویرانی کشور و مایه ننگ بودن خود و مخاطب اشاره میکند و سپس به اختلافات داخلی، اتهامزنیها و بیکفایتیها میپردازد. در ادامه، به نقش مخرب هر دو گروه (مستبد و مشروطهخواه) در تخریب وطن اشاره میکند و با کنایه به سوءاستفاده از مردم و بدتر شدن اوضاع ایران میپردازد. در پایان، با مقایسه خود و مخاطب با خر و اشاره به حقارت در برابر بیگانگان و درگیریهای داخلی، وضعیت اسفناک کشور را نتیجه عملکرد این افراد میداند و از آیندهای پر از فتنه ابراز نگرانی میکند.