نصیحت به آقا محمد خان قاجار در خودداری از ستم بر مردم
متن با توصیف وضعیت رنجآور نویسنده و مردم آغاز میشود که ناشی از ظلم و ستم است و چاره را در عرض حال به پادشاه میبیند. در ادامه، با استناد به صفات الهی و رحمت واسعه خداوند، پادشاه را به مهربانی، عدالت و مراقبت از رعایا فرامیخواند و او را به تشبه به اخلاق الهی توصیه میکند. با ذکر داستان حضرت یونس (ع) و رحمت خداوند بر بندگان، بر لزوم مدارا و عدم شتاب در عذاب تأکید میشود. سپس، با رد این توهم که پادشاهی صرفاً تقدیر الهی است و پادشاه در قبال اعمال خود مسئول نیست، به دو قسم پادشاهی (استحقاق و امتحان) اشاره میکند و مسئولیت پادشاه در قبال بندگان را یادآور میشود. در پایان، نقش علما در حفظ دین و دنیای مردم را بیان کرده و از خداوند میخواهد که پادشاه را بر مردم مهربان کند، دولت او را پایدار سازد و او را در مسیر عدالت و عفو یاری دهد.

لزوم عدالت برای پادشاهان
متن با بیان اهمیت عدالت برای پادشاهان آغاز میشود و هشت فایده اصلی آن را برمیشمارد: کسب رضایت الهی، پاداش اخروی، شکرگزاری نعمتها، حفظ امانت رعایا، کسب نام نیکو، دعای خیر مردم، برکت در نسل و آبادانی کشور. در ادامه، با استناد به سخنان امام علی (ع)، بر لزوم هوشیاری و آمادگی پادشاهان در برابر دشمنان و تغییرات زمانه تأکید میشود. سپس، سه رکن اصلی حفظ دولت و پادشاهی شامل رضایت باطنی خداوند، محافظت ظاهری از رعیت و خزانه و سپاه، و اجرای عدالت و احسان و مبارزه با ظلم تشریح میگردد. در پایان، با ذکر حکایاتی از قباد و باغ انار، تأثیر نیت پادشاه بر برکت و آبادانی کشور و همچنین نقش دعای مظلومان در سرنوشت حکومتها تبیین میشود.
لزوم سوادآموزی عمومی ، تساوی حقوق شهروندی، و تبیین تطابق مصوبات مجلس با احکام شرعی
متن با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و خطر نابودی ملت، به حرکت اجتماعی اخیر (مشروطه) میپردازد و آن را نتیجه ضعف دولت، بیداری ملت و ظلم حاکمان میداند. سپس به دو مسئله اصلی در قانون اساسی که موجب اختلاف شدهاند، یعنی تعلیم اجباری و مساوات حقوق، میپردازد. در مورد تعلیم اجباری، بر لزوم توسعه آن بر اساس احادیث و نیاز کشور به علوم جدید برای حفظ استقلال تاکید میکند. در خصوص مساوات حقوق، به تبعات عدم تساوی دیه اقلیتها با مسلمانان اشاره کرده و آن را ناعادلانه و موجب عدم پذیرش تابعیت توسط اقلیتها و بیاعتباری ملت در مجامع بینالمللی میداند. نویسنده با استناد به تغییر احکام شرعی در طول تاریخ و فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو، از فقها میخواهد با نظر فقاهت و حدس صائب، راه حلی برای نجات ملت از این مخاطرات ارائه دهند. در ادامه، پیشنهاد میکند که مواد اختلافی قانون اساسی موقتاً مسکوت بمانند و برای حل و فصل نهایی، نظر علمای نجف اشرف ملاک قرار گیرد تا از اختلافات داخلی جلوگیری شود. در پایان، به مسئله تأسیس کمیسیون علمی برای نظارت بر تطابق قوانین با شرع اشاره کرده و تاکید میکند که این نظارت باید به گونهای باشد که شائبه نفع شخصی و ریاست بر مجلس را ایجاد نکند و صرفاً بر اساس اجتهاد و استنباط فقها باشد.
استقرار آزادی و عدالت، هدف مشروطیت
متن با انتقاد از عدم مشارکت فعال مردم فارس و بنادر در نهضت مشروطه آغاز میشود و این عدم فعالیت را ناشی از عدم آگاهی از اهمیت مشروطیت و حقوق خود میداند. در ادامه، به تشریح مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را به معنای احقاق حقوق ملت، اجرای عدالت، محدود کردن ظلم حکام و رفع بندگی از ملاکین معرفی میکند. همچنین، بر لزوم نظارت مردم بر نحوه مصرف مالیاتها تأکید میکند و بیان میدارد که مالیات باید صرف آبادانی کشور و حفظ حدود آن شود، نه مصارف شخصی حکام. در پایان، به سکنه جنوب ایران هشدار میدهد که از این فرصت تاریخی برای آزادی و اثبات حقوق خود استفاده کنند و به کسانی که مشروطیت را به آزادی در دین تعبیر میکنند یا با آن مخالفت میورزند، انتقاد میکند و جهل سیاسی یا ترس از دست دادن موقعیت را دلیل آن میداند.
معنای عدالت و نتایج دنیوی و اخروی آن
متن با استناد به آیه ۹۰ سوره نحل، به تعریف عدالت میپردازد و آن را بازداشتن از ظلم و ستم و احقاق حق مظلومان معرفی میکند. سپس به بیان فواید دنیوی عدالت در هشت بند میپردازد که شامل جلب محبت مردم، نیکنامی پادشاه، دوام دولت، آبادی کشور، تأثیر بر سایر پادشاهان، افزایش شوکت و احترام، جلب دعای خیر مردم و رونق علم و شریعت است. در ادامه، فواید اخروی عدالت را با استناد به احادیث پیامبر اسلام و ائمه اطهار بیان میکند که شامل برتری عدالت بر هفتاد سال عبادت و آمرزش گناهان حاکم عادل است.
حقوق بشر
سخنرانی با تأکید بر حقوق ذاتی انسانها آغاز میشود و بیان میکند که این حقوق فارغ از جایگاه اجتماعی، ثروت، دین یا نژاد برای همه بشر ثابت است. سپس به نقد شدید حکام و اعیان مملکت میپردازد که رعایا را همچون حیوان فرض کرده و حقوق آنها را نادیده میگیرند و این وضعیت را ناشی از تملق شاعران و چاپلوسان میداند. در ادامه، به مقایسه با حکومت عادلانه کریمخان زند میپردازد که خود را «وکیلالرعایا» مینامید و این رویکرد را نمونهای از سلطنت مشروطه میداند. سپس به دو نوع استبداد جسمانی (حکام ظالم) و روحانی (علمای سوء) اشاره میکند. استبداد جسمانی را با مثالهایی از ظلم حکام و فساد اداری و مالیاتستانی بیرویه شرح میدهد و وضعیت اسفناک سربازان را نتیجه این فساد میداند. برای اصلاح امور نظامی، پیشنهاد میکند که کار به اهلش سپرده شود و ظلالسلطان را برای وزارت جنگ مناسب میداند، مشروط بر اینکه وزیر جنگ تابع قانون و مسئول در برابر مجلس باشد. در بخش استبداد روحانی، به علمای دنیاپرست و فاسق میپردازد که با اعمال خود، دین مردم را متزلزل میکنند و با استناد به احادیث، آنها را بدترین فقها میخواند. در پایان، به اهمیت شناخت حقوق فردی و ملی اشاره میکند و ملت ایران را به دلیل غفلت و جهل، «ملت میته» مینامد. همچنین به بیتفاوتی نسبت به قراردادهای خارجی (مانند قرارداد ۱۹۰۷) که سرنوشت ایران را تعیین میکنند، انتقاد میکند و وضعیت مجلس شورای ملی را نیز به دلیل عدم وجود وکلای کاردان و متدین، نامطلوب میداند و خواستار حضور افراد شایسته در مجلس میشود.

تبیین حقوق شهروندی و هشدار به مستبدان
متن با تبیین علت ذلت دولت و خرابی مملکت آغاز میشود که آن را ناشی از عدم آگاهی مردم به حقوق انسانی خود یا عدم توانایی مطالبه آن و بیتوجهی حاکمان به حقوق رعیت میداند. در ادامه، بر لزوم آگاهی مردم به حقوق خود به عنوان شهروندان یک وطن عزیز و مسئولیتپذیری در قبال آن تأکید میکند و از مردم میخواهد که سلطان را نیز فردی عادی بدانند که حقوق متقابل با رعیت دارد، نه مالکالرقاب. سپس، با خطاب به مستبدان، از آنها میخواهد که از ظلم و خیانت دست بردارند و با ملت همراهی کنند، چرا که مردم بیدار شدهاند و ظلم را نخواهند پذیرفت. در پایان، با خطاب به شاه، او را از گوش دادن به حرفهای خائنان برحذر میدارد و با استناد به آیات قرآن و وقایع تاریخی، عواقب حمایت از وزرای خائن را گوشزد میکند و از او میخواهد که به جای قرض گرفتن از اجانب و حیف و میل ثروت ملی توسط خائنان، به فکر استقلال و عزت کشور باشد.
تجاوز به حقوق مردم در نظام مشروطه
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطهخواهان در پی اصلاح حقیقی امور ملت و رفاه رعیت هستند یا تنها به صورت ظاهری چنین ادعایی دارند. سپس به مقایسه وضعیت استبداد و مشروطه میپردازد و بیان میکند که در دوران استبداد، حکام با پیشکش دادن به مقامات بالاتر، به غارت اموال مردم میپرداختند. در ادامه، با وجود آوازه مشروطیت اصفهان، مشاهده میشود که ضابطان همچنان با پرداخت رشوه، مجوز تصرف در اموال و آبروی رعایا را به دست میآورند. در پایان، بر لزوم رفع این هرج و مرجها و حفظ حقوق ملت تأکید شده و به وضعیت اداره عدلیه اشاره میکند که با وجود دریافت مبالغ زیاد از مردم، مواجبی به اعضای آن پرداخت نشده است. در نتیجه، پیشنهاد میشود که اداره عدلیه به صورت صحیح ساماندهی شود و در انجمنی فوقالعاده، درباره نحوه صرف این مبالغ تحقیق و برای اعضا مواجب مقرر شود تا با فراغ بال به وظایف خود عمل کنند.

عدالت، چاره مشکلات کشور و مردم
متن با اشاره به دوری از وطن به دلیل ظلم و استبداد آغاز میشود و نویسنده از خداوند برای استحکام قوای ملی و کوتاه شدن دست خائنین دعا میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، به پیروزی قوای ملی و بازگشت آب رفته به جوی اشاره شده و بر لزوم حفظ این دستاورد تاکید میشود. بخش اصلی متن به تبیین مفهوم عدالت اختصاص دارد و آن را تنها راه حفظ مقام انسانیت و حل مشکلات کشور معرفی میکند. عدالت به عنوان ملکهای در نفس مملکت توصیف میشود که قادر به ایجاد اتحاد و یگانگی میان سکنه و رفع نزاع است و امور را از افراط و تفریط به حد وسط میرساند.
اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و امنیتی مردم آذربایجان پس از مشروطیت
متن با توصیف وضعیت نابسامان آذربایجان پس از سه سال از مشروطیت آغاز میشود. به رکود اقتصادی، از بین رفتن تجارت و بازار، و وضعیت اسفبار مردم از تجار تا رعایا اشاره شده است. در ادامه، ضمن اذعان به اینکه ممکن است راه حلها در دارالشوری و توسط وزرا مطرح شود، بر لزوم بیان این مشکلات و توجه به حقوق و وضعیت کسانی که در این شرایط سخت مقاومت کردهاند، تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از شیخ محمد واعظ برای تبیین هدف علما: رفع ظلم و برقراری عدل
نامه با دعای خیر برای شیخ محمد واعظ آغاز میشود و از تلاشهای او در اعتلای اسلام و مبارزه با ظلم و استبداد قدردانی میکند. در ادامه، از شیخ محمد واعظ درخواست میشود که در ایام شعبان و رمضان، به عموم مردم تبیین کند که هدف علما از تلاشهایشان، آسودگی مردم، رفع ظلم، یاری مظلومان، اجرای احکام الهی، حفظ سرزمینهای اسلامی از تجاوز کفار و امر به معروف و نهی از منکر بوده است. نامه با این امید به پایان میرسد که وزرا و وکلای منتخب با او همکاری کرده و مردم تهران از اوامر او اطاعت خواهند کرد.

درخواست رسیدگی به مظلومان و ضعفا
متن با اشاره به گذشت هفت ماه از تغییر سلطنت و انتظار مردم برای برقراری نظم آغاز میشود. سپس به ورود والی جدید به تبریز و تلاشهای اولیه برای برقراری نظم اشاره میکند، اما تأکید دارد که با وجود این تلاشها، اوضاع داخلی آذربایجان رو به وخامت است. نویسنده به نقش خود در نصیحت و ارشاد مردم اشاره میکند و بیان میدارد که وظیفه روحانیون، وعظ و منع مردم از شورش است، اما قوه اجراییه در دست آنها نیست. در ادامه، وضعیت نابسامان آذربایجان، افزایش یأس مردم و پایمال شدن حقوق ضعفا را تشریح میکند و به مقاومت مردم تبریز در برابر استبداد اشاره دارد. در پایان، با تأکید بر اینکه از دست افراد ضعیفی مانند او کاری ساخته نیست، از مخاطب (سیاستمدار و آگاه به امور سیاسی) میخواهد که به وضعیت مظلومان رسیدگی کند و شکایت خود را به تهران نیز میرساند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تشویق مردم به کمک مالی به دولت و التزام دولت به پرداخت دیون مردم و دقت در مصرف آن
متن با اشاره به نارضایتی قدرتهای خارجی از بیداری ایرانیان و تلاش آنها برای مداخله در امور داخلی ایران آغاز میشود. سپس به رد پیشنهادهای فریبنده این قدرتها برای استقراض خارجی توسط ایرانیان اشاره میکند که نشاندهنده عدم مرعوبیت ملت است. در ادامه، بر اهمیت استقراض داخلی از مردم تأکید شده و سعادت و شقاوت ایران را وابسته به نحوه مدیریت این استقراض میداند. متن به دولت توصیه میکند که در بازپرداخت به موقع دیون و سود آن و همچنین دقت در مصرف وجوه و ارائه گزارش شفاف به ملت کوشا باشد. در پایان، هشدار داده میشود که عدم رعایت این اصول منجر به از دست رفتن استقلال، تسلط بیگانگان و تبدیل ایران به سرنوشتی بدتر از مصر و قفقاز خواهد شد.
علل فقر و فاقه مردم خوزستان
متن با توصیف پتانسیلهای طبیعی و اقتصادی منطقه عربستان ایران (خوزستان کنونی)، به ویژه اراضی حاصلخیز کارون و اهواز، آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفناک این منطقه به دلیل ظلم و تعدی حاکمان محلی و اهمالکاری در رسیدگی به امور کشاورزی و معیشت مردم اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به تعدیات فاحش اتباع شیخ محمره (شیخ خزعل) و سلب آسایش عمومی اشاره کرده و هشدار میدهد که این وضعیت میتواند منجر به پناه بردن مردم به حمایت انگلیس و در نهایت جدایی محمره از ایران شود. متن با ابراز تأسف از بیتوجهی شیخ محمره به اقدامات خائنانه اطرافیانش و نگرانی از عواقب این غفلت برای تمامیت ارضی و اسلامی ایران به پایان میرسد.