کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با اشاره به نارضایتی قدرتهای خارجی از بیداری ایرانیان و تلاش آنها برای مداخله در امور داخلی ایران آغاز میشود. سپس به رد پیشنهادهای فریبنده این قدرتها برای استقراض خارجی توسط ایرانیان اشاره میکند که نشاندهنده عدم مرعوبیت ملت است. در ادامه، بر اهمیت استقراض داخلی از مردم تأکید شده و سعادت و شقاوت ایران را وابسته به نحوه مدیریت این استقراض میداند. متن به دولت توصیه میکند که در بازپرداخت به موقع دیون و سود آن و همچنین دقت در مصرف وجوه و ارائه گزارش شفاف به ملت کوشا باشد. در پایان، هشدار داده میشود که عدم رعایت این اصول منجر به از دست رفتن استقلال، تسلط بیگانگان و تبدیل ایران به سرنوشتی بدتر از مصر و قفقاز خواهد شد.
متن کامل گزارش
بر هیچ عاقلی مخفی و مستور نیست که دایههای مهربانتر از مادر و همسایههای شمالی و جنوبی، ایران از این جنبش غیورانه اولاد وطن چقدر ملول و مکدر [۱] و از این جانفشانیهای تازه جوانان عرصه میدان جلادت [۲] آسیا تا چه اندازه دلخون بوده و چگونه تیرهای سه شعبه آرزو و آمالشان به سنگ نومیدی خورد و از تمام امیدهایشان بأس حاصل نمودند.
این بیداری ایرانیان را از جمیع طرق به حال خود مضر دیده و از دو طرف حملهآور شده و با یک جگر سوخته، شب و روز به کلمات محبتانگیز و عبارات مهرآمیز، ما را مخاطب داشته و میگویند: آخر ای ایرانیان! چه واداشت شما را که دست از خواب خوش و استراحت برداشته و خود را به زحمات و مشقات انداخته و تحمل هزاران متاعب [۳] و مصائب را نموده و مینمایید؟ آیا ما از حق جوار درباره شما کوتاهی نموده و آنی از خدمت به شما فراغت جسته و آنچه را که خواستید از پول و لباس و اسباب عیش و عشرت به شما نداده و از شما مضایقه کردهایم؟ ما همان همسایههایی هستیم که چند سال آنچه را که از شما میخواستیم از امتیازات و خصوصیات و املاک به ما داده و خم به ابروی مردانهتان نمیآمد، مع اینکه الان حاضر هستیم که تمام خطه ایران را شمندوفر کشیده و کشف معادن و پول و آنچه را که بخواهید به شما داده و شما از این مملکتی که تمامش زحمت و مشقت است، دست برداشته در نهایت عیش و نوش دوباره به استراحت بخوابید.
این ایرانیان بیوفا هیچ گوش به نصایح و اندرز این دایههای مهربان نکرده و اصلاً اعتنایی به این همسایههای چندین ساله ننموده و ابدأ حق همسایگی را بجا نیاورده، دستی خود را در زحمات انداخته و شب و روز خواب خوش را بر خود حرام و فرصت مداخله به این دو همسایه نداده و از هر گوشه و کناری که آنها خود را داخل نموده و میخواهند حسن خدمتی بنمایند دست رد به سینه آنها زده و آنها را مأیوس میکنند و در عوض تشکر از عساکری [۶] که داخل مملکت آنها سوق نموده و به نام انسانیت راه آذوقه را به تبریز باز کردهاند درهم و برهم رفته، مُحرّرین [۱] آتشین قلم، مقالات مهیجانه نوشته و شب و روز اظهار نارضامندی نموده و آنها را مفسد و خراب کنندة مملکت و تحریک کننده رحیم خانها و شاهسونها و رشتیها دانسته، غارت و خرابی شهر اردبیل را نسبت به آنها داده و علیالاتصال موجبات قیام عساکر همسایه شمالی را فراهم آورده و طرق مداخله آنها را قطع و سد باب آعذار [۲] آنها را مینمایند.
آخرین نامهربانی که به این دو همسایه مهربان و دو دایه شیرین زبان نمودند، همانا مسئله استقراض از این دو همسایه بود. چون این دو همسایه مورد مداخله خوبی پیدا کرده و راه را شوسه گمان نموده، فرصت را غنیمت دانسته، با یک قوه برقیه خود را به ایرانیان رسانیده و سر کیسه را باز نموده، گفتند: بسم الله آقایان! آن مبلغی را که میخواهید برداشته و نگویید که همسایههای ما بیوفا و بیمهربان بودند، ولی در مقابل، محض یادآوری خودتان مختصر شرایطی، که چندان اهمیت ندارد، نموده و البته شما قبول خواهید کرد. لکن باز بالاسف که این طفلان تازه با به رشت نهاده، همین که شرایط بر باددهنده استقلال و رقیّت [۳] و اسارت [را] شنیدند، با یک قوت قلب و جسارت فوقالعاده غیر معهوده [۴] چنان دست رد به سینه پردرد آنها زدند که نالههای، روزنامه تایمس و نویوریمیا دل سنگ را کباب نمود. واقعاً چقدر این دو همسایه مهربان بوده! خصوص همسایه شمالی که با وجود آن همه قروضی که به دولت فرانس و غیره دارد و با وجود اغتشاش داخله و تهدیدات چین و ژاپون در سر حد، باز دامن همت به کمر زده و سر کیسه ته سوراخ خود را باز نموده و تعارف مینمایند!
حال که شما ایرانیان خوف [۵] ننموده و به عالم، عدم مرعوبیت خود را ارائه کرده و این دو همسایه را بین همقطاران شرمنده و خجالت زده نمودید، آنها هم لاسیما [۶] مثل شخص غصهور در کنار ایستاده و تماشا مینمایند که چگونه از عهده انجام خدمات خود برآمده و تحصیل پول خواهید کرد. و شما هم الحق خوب فکرکرده و میخواهید قرض داخله نمایید. چنین نیست؟ خیلی خوب و مرغوب! ولی باید اولیای امور ملتفت این نکته باشند که سعادت و شقاوت ایران بسته به این استقراض است، زیرا که این ملت نجیب که تاکنون تحمل هزارها مشقات و مصائب را نموده و در زیربار ظلم سلاطین کمر خم کرده و گول خیلی از اشخاص دوره سابق را خورده و از همراهی کمپانی [۷] عمومی و بانک ملی و و و مضایقه ننموده و آنچه که تمکن داشته داده است؛ باز امروزه ملتفت شده است که آخرین علاج قطع ید همسایگان بیمروت و مداخله آنها در داخله مملکت، به اعانه و قرض دادن است و تمام از وضیع [۱] و شریف خود را حاضر و مهیا نموده که مبلغی به این عنوان به دولت جدید خود داده و سد احتیاجات او را تا درجهای از خارجه بنمایند و در این دوره مسعود مشروطیت که آنچه را امروزه به عنوان قرض خواهند [داد] چند وقت دیگر پس میگیرند.
بنابراین، مصادر امور و اولیاء دولت و ملت باید هم خود را مصروف به دو چیز - که سعادت مملکت و استقلال اداریت منوط به آن است - نموده و ملاحظه عفَبات را از امروزه داشته باشند. آن دو چیز یکی، ستر موعد، ایفای این دین را نمودن و سود را سر وقت رسانیدن و به اصطلاح خوش معاملگی کردن است و دیگری، مصارف این مبلغ را با کمال دقت در اقتصاد و میانهروی و اعتدال در مخارج و مصارف ارائه به عموم ملت باید نموده، و واقعاً تکمله [۲] نواقص منظوره را بنمایند.
نواقص زیاد و پول کم، نوعی نباید نمود که فردا ملت از آنها مطالبه مخارج و مصارف را نموده و زبان طعن و مذمت بر آنها بگشایید. این در فقره که با کمال همت و دقت مجری و منظور گردید، بدانند که دندان طمع اجانب را به کلی قطع نموده و سعادت ابدی را دارا خواهند شد و بعدها به مجرد اعلان قرض، از جمیع اطراف بر همدیگر سبقت نموده و ممکن است که تا دویست سیصد کرور هم بتوانند استقراض نمایند؛ ولی اگر خدای نکرده قدری اهمال [۳] نموده و به یک وعدة خود وفا ننموده، بدانند که دیگر ایران مال ایرانیان نخواهد بود، دیگر این ملت ذرهای به قول شما اعتماد نکرده و یک دینار به شما اعانه نخواهد کرد. آن وقت است که باید به در خانههای، همسایگان بیرحم و بیمروت رفته و در مقابل آن، شرایط استقلال بر باد دهنده را قبول بنمایند. آن وقت است که رفارم [۴] جمیع امور سیاسی و علمی و تجارتی و و و را مجبورید به آنها داده و بروید در خانهها نشسته و محکوم اجانب و دشمن گردید. آن وقت است که روزنامه تایمس و رقبایش به مراد خود نائل شده، جشنها گرفته، نطقهای آتشین آنها آتش به خرمن ایران و ایرانیان خواهد زد. و آن وقت است که مسجدها کلیسا و نفوذ در ناموس و اعراض [۵] شما خواهند نمود، ایران بدتر از مصر و قفقاز خواهد شد. آن وقت است که لعنت ابدی را بر خود نازل کرده و سعادت دنیا و آخرت را مبدل به شقاوت خواهید دید, و اَلسَّلامُ عَلَی مَن اِتّبَع الهدی [۶].
**پاورقیها:**
[۱] آزرده
[۲] صلابت، دلیری
[۳] جمع متعب: رنجها، خستگیها ؛ مع این که: با این که ه. راهآهن
[۴] جمع عکر: لشکریان، سباهیان
[۵] نویسندگان
[۶] جمع غذر: بهانهها، بوزشها ۳ بندگی، عبودیت
[۷] غیر معهوده: غیر معروف، ناشناخته ۵ بیم، هراس ۶ به ویژه
[۸] در اصل: کمپتی
[۹] افراد پایین جامعه ۲. تتمه، بخش پایانی 3، کوناهی
[۱۰] واژه انگلیسی رفرم به معنای تجدید، نوسازی، ه، جمع عرض: آبروها در اصل: اعتراض
[۱۱] طه، ۴۷: و دوود بر کی یاد که از هدایت بیروی کند.
[۱۲] حبلالمتین، س ۱۷، ش ۴۶، مورخ و جمادیالثانی ۱۳۲۸ ق، ص ۹. ۱۰.
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم, حکومت
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)