کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و خطر نابودی ملت، به حرکت اجتماعی اخیر (مشروطه) می‌پردازد و آن را نتیجه ضعف دولت، بیداری ملت و ظلم حاکمان می‌داند. سپس به دو مسئله اصلی در قانون اساسی که موجب اختلاف شده‌اند، یعنی تعلیم اجباری و مساوات حقوق، می‌پردازد. در مورد تعلیم اجباری، بر لزوم توسعه آن بر اساس احادیث و نیاز کشور به علوم جدید برای حفظ استقلال تاکید می‌کند. در خصوص مساوات حقوق، به تبعات عدم تساوی دیه اقلیت‌ها با مسلمانان اشاره کرده و آن را ناعادلانه و موجب عدم پذیرش تابعیت توسط اقلیت‌ها و بی‌اعتباری ملت در مجامع بین‌المللی می‌داند. نویسنده با استناد به تغییر احکام شرعی در طول تاریخ و فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو، از فقها می‌خواهد با نظر فقاهت و حدس صائب، راه حلی برای نجات ملت از این مخاطرات ارائه دهند. در ادامه، پیشنهاد می‌کند که مواد اختلافی قانون اساسی موقتاً مسکوت بمانند و برای حل و فصل نهایی، نظر علمای نجف اشرف ملاک قرار گیرد تا از اختلافات داخلی جلوگیری شود. در پایان، به مسئله تأسیس کمیسیون علمی برای نظارت بر تطابق قوانین با شرع اشاره کرده و تاکید می‌کند که این نظارت باید به گونه‌ای باشد که شائبه نفع شخصی و ریاست بر مجلس را ایجاد نکند و صرفاً بر اساس اجتهاد و استنباط فقها باشد.

متن کامل گزارش

در این ملت هرکس را دل بینا و چشم بینایی است می‌داند این مملکت در شُرُف هلاکت و این ملت داخل در ملل میته [۱] بود. دانایان، اجل محتوم او را خیلی زود خبر می‌دادند. نمی‌دانم چه شد یک حرکت اجتماعیه -که اساسش جز ضعف دولت و مختصر بیداری از بعضی افراد ملت و شدت ظلم به آنها چیز دیگر نمی‌توان گفت - به هرحال با نظر امام زمان عجل‌الله فرجه یا فشار طبیعت یا بیداری ملت یا گرفتاری همسایه شمالی یا شدت سختی‌های عین‌الدوله یا دست قدرت، هرچه بود به راستی یا اشتباه، سری در سرها بیرون آورده خود را در دایره حقوق خواستیم صاحب حق نمائیم، والحق تا حال هم بی فکر و رَویّت تا اینجا که رسیده بد نیامده ولی افسوس داریم از اینکه آنچه را مستبدین منتظر بودند در این روز، طلیعه آن ظاهر شده و کم کم نغمات زیر و بم مخالفت بلند گردیده و می‌ترسم این نونهال آزادی هنوز برگی پیدا ننموده و ریشه استوار و محکم نکرده، باد شِقاق و نفاق و اختلاف خانگی و داخلی او را برکَنَد: شیخ سعدی فرموده: درختی که ریشه محکم ندارد برِ [۲] خرم برنیارد. مطلب ما در دو سه فصل از قانون اساسی است که مایه اختلاف‌گردیده. این خادم وطن در دو مسئله آن، بطور اختصار چاره او را عرض می‌نماید.گویا یکی از مسائل، مسئله تعلیم اجباری است. به زبان این جریده فریده از حجج اسلامیه و وکلای ملت استدعا می‌نمایم تعلیم اجباری را در این فصل تمام فرمائید به مضمون حکم مشحون طَلَبُ العِلم فَریضةٌ عَلی کلَّ مُسلِم و مُسلِمةٍ [۳] و اگر العلمُ عِلمانٍ: علمُ الابدانِ و علمُ الادیانِ [۴] [را] صحیح بدانند، فریضه علم را توسعه دهند. و به همه کتب اسمانی قَسّم، امروز بدانند بدون مکاتب حربیه [۵] و علوم جدیده، ممکن نیست این مملکت را از شرّ اجانب حفظ نمود. مسئله دیگر در مساوات حقوق است. الحق خیلی موجب اسف ملت‌پرستان و مسلمانان شده. از یک طرف اگر بخواهیم حقوق مساوات را جاری نکنیم، به محذورات بزرگ دچار می‌شویم. یکی از آن محذورات آنکه مجوس و یهود و ارمنی وقتی قیمت خون خود را معادل بیست و پنج تومان کم یا زیاد در قانون ملاحظه نمایند،گمان نمی‌کنیم تابعیت این ملت و این سلطنت و این قانون را برعهده بگیرد و دست تظلم به نمایندگان دول دیگر بلند ننمایند که چه تقصیر کرده‌ایم که خون من انسان به قدر یک حیوان پست شده. اگر جواب دهیم که شما اهل کتاب هستید، روح ایمانی ندارید، از این جهت قیمت تو، قیمت حیوان است، جواب خواهند گفت که یک نفر کشیش آلمانی که در ارومیه کشته شد مگر اهل کتاب نبود که مبلغ شصت و پنج هزار تومان دادید؟ جز اینکه تخصیص و تخصص قائل شویم که دو نفر هر دو از اهل کتاب و اهل ذمه یکی شصت و پنج هزار تومان دیه او باشد و یکی بیست و پنج تومان، یکی قیمت شصت نفر مسلمان قیمت او باشد و دیگری قیمت یک الاغ پَستی. آیا این انصاف است، عدالت است؟ محذور دیگر: آیا ببینیم قانونی که این اندازه دارای اختلاف باشد در مجمع حقوق بشریت قبول می‌نمایند و افراد تبعه این چنین ملت در ممالک خارجه چه قیمت خواهد داشت؟ و از این قبیل محذورات بسیار. در جواب خواهید فرمود نمی‌توانیم مخالف شرع انور تأسیس قانون نمائیم و عرض نمی‌کنم به طبق آیه کریمه النفس بالنفس [۱] در این موقع باریک متمسک بشوید و به قانون الضروراتُ تُبیحُ المحظورات [۲] از این مخاطرات مُهلکه، ملت اسلام را نجات دهید و در آن مقام قناعت به همین دلیل نمائید. عرض می‌کنم: ضعف اسلام و قوّت اسلام را در تغییر احکام و قوانین و در هر وقتی، مقتضی حکمی است و فعل حضرت رسالت در مسئله قتل جوان یهودی [از طایفه بنی] قُریظه در سال دوم هجرت و حکم به قصاص نمودن مُسلِم و حکم حرمت شُرب تنباکو و توتون [۳] اینها همه ادله‌ای است که بر حافظین شریعت مطهره برای ابقاء شرع و ناموس الهی فریضه ذمت است که به نظر فقاهت و حدس صائب، دقت نمایند و هرکدام از این مقدمات را محض رضای خدا و خدمت بشر و نگاهداری این مشت ملت فقیر ضعیف از پا درافتاده که از عمر و حیات آن فقط یک حُشاشه [۴] ئی بیش باقی نیست مورد نظر خویش قرار دهند و راه فراری از موت ابدی برای ما ملت پیشنهاد کنند. از همه این مطالب به کلی صرف‌نظر کردیم، اگر تا روز شنبه در مجلس شورای ملی این فصول، فیصله نیافت و این چند ماده متنازع‌فیها اصلاح نشد در تمام ملل متمدنه مرسوم است که بعضی از مواد قانونی در تحت مذاکره می‌آورند و لایحه آن را می‌نویسند، ولی چون می‌بینند که برخلاف اقتضای وقت است، آن قانون را جزو کتاب قانون نمی‌کنند و آن لایحه قانونی را نگاه می‌دارند. پس از یک سال یا دو سال یا کمتر یا بیشتر برحسب اقتضای وقت، آن لایحه را جزو کتاب قانون می‌نویسند؛ آن وقت اجرا نمایند. حال استدعا می‌نمائیم [از] قانون اساسی آنچه که محل اختلاف نیست از طرف مجلس به صحه مبارک همایونی برسد و رفع اختلافات و هیجان فعلی از ملت بفرمایند. چند ماده متنازع‌فیها را مسکوتٌ‌عنه قرار دهند، مِنْ بعد یک نفر امینِ با دیانتِ واقف به مقتضیات و مخاطرات وقت و موانع و عوایق داخله و خارجه را از طرف مجلس و حجج اسلامیه و مقلدین عموم ملت، همه مطالب و اطراف و حواشی مسئله را از جزئی و کلی عرضه بدارند، آنچه رؤسای مسلمین که در نجف اشرف هستند فتوا دادند همان را جزو قانون قرار بدهند، دیگر احدی قدرت بر تخلف نخواهد داشت. می‌دانید که اگر غیر از این بشود و فقط به همین‌کمیسیون علمی که مرکّب از علماء طهران است قناعت شود بدیهی است که رفع نزاع نخواهد شد. شاید علماء سایر بلاد خود راکمتر از علماء طهران ندانند و زیر بار این حکم نخواهند رفت و لوای مخالفت را بلند نموده و هر روز دچار [۱] زحمت علماء اطراف و القاء خلافیات آنها بشویم. ولی علماء عتبات عالیات که واجب‌الاتباع کل هستند هرگاه رأی به امری دادند جای خلاف باقی نخواهد ماند. یقین دارم که این عرایض خالصانه را از روی خیرخواهی تلقی به قبول خواهید فرمود و تا روز شنبه این همهمه هولناک را از میان برخواهید داشت. و جدا عرض می‌کنیم که اگر تا روز شنبه رفع این غائله را نفرمائید ملت مجبور است به حرکاتی که سزاوار نیست اقدام کند. مسئله دیگر در تأسیس کمیسیون علمی و نظارت آن در مجلس شورای ملی از برای تأسیس قوانین که در بعضی لوایح دیده شده‌که آن فصل تغییرناپذیر است باید فهمیدکه مطلب دو تا است: هرگاه مقصود آن است که قوانین مؤسسه، مخالف با اسلام نباشد ممکن است این طور نوشته شود: قوانینی که پس از این باید تأسیس شود جداً باید مطابق و موافق شرع انور بوده باشد و چون لازم است در این تطبیق، فقها را مدخلیتی باشد مجلس متعهد است از وکلای علما که دارای مقام اجتهاد باشند با علمای علم حقوق بین‌الملل کمیسیونی تشکیل نماید و تأسیس آن قانون بفرماید و هیچ حُکمی سمت قانونیت پیدا نکند مگر آنکه مطابق با شرع اسلام بوده باشد. اگر این طور شود همان مسئله که خواسته‌اند تحقق یافته ولی آن صورتی که مرقوم فرموده‌اند مقام منیع محترم حجج اسلامیه را که همه قِسم جان‌فشانی در تأسیس این اساسِ مقدس فرموده‌اند العیاذبالله آلوده به نفع شخصی و ادامه حکومت و ریاست بر مجلس شورای ملی می‌نماید ( زبانم لال شود ). آن وقت عوام می‌گویند که از این حکم چیزی که فهمیدیم مجلس، آلت اجرای مقاصد شخصی بعضی آقایان شده نه اجرای احکام شرع؛ والا اگر مقصود، مطالبه قوانین مطابقه با شرع باشد، همه وقت در این مجلس هستند کسانی که سمت وکالت از علما دارند و دارای مقام اجتهاد و قوه مستنبطه‌اند. این مسئله اینقدر اهمیت ندارد که موجب اختلال و اختلاف شود. **پاورقی‌ها:** [۱] میته: مرده [۲] بر: میوه [۳] فراگیری دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است [۴] دانش بر دو گونه است: دانش بدن‌ها و دانش دین‌ها [۵] مکاتب حربیه: مدارس نظامی [۱] اشاره به بخشی از آیه ۴۵ سوره مائده است که می‌فرماید: در تورات بر آنان (یهودیان) مقرر داشتیم که نفس در برابر نفس ... را قصاصی است. [۲] ضرورت‌ها، ممنوع‌ها را مُجاز می‌سازد. [۳] حکم... توتون: اشاره به فتوای معروف میرزای شیرازی در تحریم استعمال توتون و تنباکو است. [۴] به مفهوم رَمّق [۱] در اصل: دوچار [۲] اشاره به اصل پیشنهادی حاج شیخ فضل‌الله نوری است که با اندکی تغییرات به عنوان اصل دوم متمم قانون اساسی به تصویب مجلس رسید.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حکومت
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)