لزوم اتحاد مسلمانان
متن با استناد به آیه شریفه «اَطیعُوا الله وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفَشَلوا وَ تَذهبَ ریحُکُم وَ اصبروا» آغاز میشود و بر اهمیت اطاعت از خدا و پیامبر و پرهیز از اختلاف تأکید میکند. سپس به تاریخ صدر اسلام اشاره میکند که چگونه اتحاد مسلمانان منجر به قدرت و گسترش اسلام شد و در مقابل، تفرقه و نزاع، به ضعف و از دست رفتن اراضی اسلامی انجامید. در ادامه، مسلمانان را به بیداری از غفلت و اتحاد فرا میخواند و بیان میکند که تنها راه نجات باقیمانده اسلام، اتفاق و همدلی است. متن با تأکید بر اینکه اتحاد اسلامی به معنای صدمه زدن به ادیان دیگر نیست، بلکه هدف آن حفظ اسلام، برقراری صلح عمومی، تعمیم عدالت و اخوت است، به پایان میرسد. همچنین، از طرفداران اتحاد اسلام درخواست میشود که در این زمینه مقالات بنویسند و افکار عمومی را متوجه این امر مقدس کنند.
لزوم اتحاد ایران و عثمانی در برابر دولتهای استعمارگر اروپایی
متن با تبیین اهمیت حس تضامن و تکافل در بقای انواع موجودات آغاز میشود و سپس به نقش این حس در بقای نوع بشر و ضرورت آن برای رسیدن به سعادت میپردازد. در ادامه، به نقش انبیا و حکما در ایجاد اتحاد میان اقوام مختلف اشاره میکند و دین اسلام را به عنوان عامل اصلی اتحاد متفرقترین اقوام معرفی میکند. نویسنده با استناد به آیات قرآن، بر پرهیز از تفرقه و نزاع تأکید میکند و انحطاط امت اسلامی را نتیجه ترک تضامن و تکافل و افتادن در دام اختلافات داخلی میداند. در بخشهای بعدی، به نقد مستبدین دینی و سیاسی میپردازد که با ایجاد تفرقه و تعصب، عقول مسلمانان را مغلوب ساختهاند. نویسنده با استناد به آیات قرآن، بر لزوم مدارا با غیرمسلمانان و پرهیز از غلو در دین تأکید میکند و اتحاد با برادران عثمانی را برای دفع اجانب و حفظ استقلال دو مملکت اسلامی ضروری میداند. در پایان، با اشاره به نمونههای تاریخی از اتحاد ملل مسیحی برای حفظ استقلال خود، مسلمانان را به اتحاد و کنار گذاشتن اختلافات فرعی فرا میخواند و هر مسلمانی را که راه نفاق پوید، ویرانکننده اساس اسلام معرفی میکند.
پرهیز از کدورت مذهبی و لزوم اتحاد و اتفاق مذهبی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا هدف از تبدیل حکومت مطلقه به مشروطه، نجات ملت اسلام از اضمحلال و رهایی از طمع اجانب نبود؟ سپس با اشاره به فداکاریهای مردم در برابر استبداد و بیگانگان، بر لزوم اتحاد و اتفاق مسلمین برای حفظ دین اسلام تأکید میکند. در ادامه، با استناد به تاریخ و عبرت گرفتن از انقراض حکومتهای گذشته به دلیل نفاق، راه چاره را در اتحاد و پرهیز از اختلافات مذهبی میداند. متن به تلاشهای علمای اسلام، به ویژه علمای نجف، در صدور رسائل و احکام متعدد برای وجوب اتحاد اشاره کرده و از برخی اقدامات تفرقهافکنانه، مانند تألیف کتاب «حجج قطعیه فی الفرق الاسلامیه»، انتقاد میکند. در پایان، از عموم برادران اسلامی و مدیران روزنامهها میخواهد که از نشر مقالات تفرقهآمیز خودداری کرده و در جهت تعمیر حصار ویران شده اسلام و حفظ منافع عمومی گام بردارند.
لزوم اتحاد مذاهب اسلام میان ایران و عثمانی
متن با اشاره به انتشار مکتوبی در روزنامه مجلس از اسلامبول آغاز میشود که به نظر نویسنده، به جای دعوت به تمدن و اتفاق، به تجدید نزاع شیعه و سنی دامن میزند. در ادامه، با استناد به آیه «إِنَّمَا المُؤمِنُونَ إِخوَةٌ»، مسلمانان را به برادری دینی فرا میخواند و تأکید میکند که باید از تاریخ نزاعهای گذشته (مانند نزاع بر سر خلافت) درس گرفت و از تکرار آن پرهیز کرد. سپس، برای اثبات لزوم اتحاد، به ترجمه وصیتنامه پطر کبیر اشاره میکند که در آن، پطر کبیر برای تسلط بر اسلامبول و در نهایت آسیا و اروپا، ایجاد تفرقه و جنگ میان ایران و عثمانی را از طریق دامن زدن به اختلافات مذهبی شیعه و سنی و همچنین عدم اجازه علمای دین به مسلمانان برای ارتباط با اروپاییان، توصیه کرده است. در پایان، با توجه به هوشیاری علمای اسلام و دعوت آنان به اتحاد، از مقلدین میخواهد که از هر سخنی که به اسلام ضرر میرساند و موجب نفاق میشود، دوری کنند و کمر دین اسلام را نشکنند.
لزوم اتحاد و برادری میان همه فرق و طوائف مسلمان
این نامه با اشاره به فتنه بزرگ بخارا که منجر به کشتار، هتک حرمت و تلفات مالی شده و زمینه مداخله بیگانگان را فراهم آورده، آن را برای دین اسلام مضر و موجب تفرقه مسلمانان میداند. در ادامه، به تلگراف ارسالی به علمای بخارا برای دعوت به صلح، اصلاح و عقد اخوت اشاره میکند و از مشیخه اسلامبول میخواهد که قضات و مفتیان را به اتحاد و برادری ملزم سازند تا دست بیگانگان از دسیسهچینی کوتاه شود.

معنای وطن و لزوم اتحاد دولتها و ملتهای مسلمان در برابر دشمنان
متن با طرح پرسش «وطن یعنی چه؟» آغاز میشود و به تفاوت درک افراد از مفهوم وطن در مراحل مختلف زندگی اشاره میکند. از دیدگاه کودک سه ساله که چهار آجر را وطن میداند تا فردی که شهر یا مملکت خود را وطن میشمارد و در نهایت به اشتباهات ناشی از این درک محدود از وطن میپردازد که منجر به جنگ و خونریزی شده است. سپس، با استناد به آیات قرآن، کره زمین را وطن مقدس نوع انسان معرفی میکند و بر لزوم اتحاد و برادری تأکید میورزد. در ادامه، به نقش پیامبران در دعوت به وحدانیت خدا و اخلاق نیکو برای ایجاد اتحاد اشاره میکند و قوانین اسلامی مانند خمس و جهاد را ابزارهایی برای حفظ استقلال و قدرت جامعه اسلامی برمیشمارد. در بخش دوم، به اهمیت قانون «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه» میپردازد و آن را اساس ترقی و تمدن میداند. نویسنده با نقد قوانین بشری که نتوانستهاند اتحاد واقعی را ایجاد کنند، شریعت اسلام را تنها راه رسیدن به اتحاد و ترقی معرفی میکند. در پایان، با اشاره به وضعیت مسلمانان در جهان، بر لزوم اتحاد اسلامی و رفع اختلافات موهوم تأکید میکند و از علما و آیات عظام میخواهد که برای تحقق این هدف تلاش کنند.
درخواست ایجاد مصالحه و اتحاد میان مسلمانان بخارا
نامهای به شیخالاسلام بخارا در مورد فتنه و درگیریهای داخلی میان مسلمانان بخارا که منجر به کشته شدن افراد، تلف شدن اموال و مداخله بیگانگان شده است. در این نامه، با اشاره به درخواست علمای بخارا از نویسنده برای میانجیگری، از شیخالاسلام خواسته شده است تا با قضات و مفتیان بخارا تماس گرفته و آنها را به اتحاد و برادری متعهد سازد تا از مداخله بیگانگان جلوگیری شود.

علت اقتدار اولیه و ضعف کنونی مسلمانان
متن با طرح یک تناقض آغاز میشود: قدرت اولیه مسلمانان با وجود قلت عدد در برابر ضعف کنونی آنها با وجود کثرت جمعیت. سپس، با رد نظریات سطحی، سه اصل اساسی را به عنوان دلایل اصلی اقتدار مسلمانان در صدر اسلام معرفی میکند: اتحاد و یکپارچگی اقوام و طبقات مسلمانان، اعتقاد راسخ به شهادت در راه دفاع از دین و وطن و پرهیز از ترس و کنارهگیری، و اجرای احکام شریعت در تقسیم غنائم بدون نیاز به مالیات. در پایان، بر لزوم احیای این سه اصل برای بازگشت به سعادت و اقتدار تأکید میشود.
تبیین فرق شیعه و دعوت اهل سنت و شیعه به اتحاد در مقابل دشمنان اسلام
متن با نامهای از یک شیعه بخارایی آغاز میشود که به شرح جنایات و کشتار شیعیان توسط اهل سنت در بخارا میپردازد و از علمای شیعه میخواهد که با حذف لعن و طعن از کتب، از تکرار این فجایع جلوگیری کنند. در ادامه، شیخالشریعه اصفهانی در پاسخ به این استفتاء، به تبیین چهار فرقه اصلی شیعه (تفضیلیه، تبرائیه، سبیه و غلات) میپردازد و با استناد به کتب اهل سنت، نشان میدهد که بزرگان آنها نیز تکفیر فرقههای شیعه (به جز غلات) را جایز نمیدانستند. در پایان، با اشاره به خطرات دشمنان اسلام، همه فرق مسلمین را به کنار گذاشتن اختلافات داخلی و اتحاد در برابر کسانی که به دنبال اضمحلال اسلام و قرآن هستند، دعوت میکند.

سفارش به امرا، سرداران و رؤسای ایالت و عشایر به اتحاد و برداری و دفاع از عزت و استقلال کشور
متن با اشاره به اهمیت اخوت و اتحاد دینی در اسلام آغاز میشود و بیان میکند که تضعیف این اتحاد، مسلمانان ایران را در برابر حملات ظالمانه بیگانگان آسیبپذیر کرده است. در ادامه، بر تمام امرا، سرداران، رؤسا و خوانین عشایر و ایلات و رجال ایران واجب دانسته میشود که از سرنوشت تلخ سایر رجال اسلامی که به دلیل نفاق داخلی استقلال خود را از دست دادند، عبرت بگیرند. در پایان، از آنان خواسته میشود تا با اتحاد و غیرت دینی و وطنخواهانه، از استقلال و حقوق ملی و بشری کشور دفاع کرده و ننگ از دست دادن این موهبت را به خود روا ندارند.

لزوم اتحاد جهت ایجاد امنیت راههای مواصلاتی
این نامه با اشاره به یادداشت دولت انگلیس مبنی بر احتمال تصرف جنوب ایران در صورت عدم برقراری امنیت، به مخاطبان خود هشدار میدهد که اعمال مفسدانه داخلی، ایران و اسلام را به ذلت و اسارت کشانده است. از مسلمانان خواسته میشود که با جدیت و اتحاد، برای رفع اغتشاش و برقراری امنیت راهها قیام کنند و اغراض شخصی را کنار بگذارند. در پایان، نویسندگان منتظر مشاهده نتایج اقدامات عاقلانه و مصلحانه مخاطبان هستند.
لزوم اتفاق نظر مراجع پیرامون مقابله با اشغال شمال و جنوب کشور از سوی روسیه و انگلستان
این نامه با اشاره به تهاجم نیروهای خارجی (انگلیس و روسیه) به ایران و تصرف گمرکات جنوب کشور، به سید محمدکاظم یزدی هشدار میدهد که تأخیر در مقابله با این بحران، که اساس اسلام را تهدید میکند، خلاف تکلیف شرعی است. نویسنده بر لزوم اتفاق نظر و اقدامات فوری برای تأمین امنیت کشور و رفع بهانههای خارجی تأکید میکند و خواستار تعیین راهکارهای عملی از سوی مخاطب برای مقابله با این وضعیت اضطراری است.

ضرورت وحدت کلمه و اتفاق نظر علما در تأمین امنیت
این تلگراف با اشاره به دریافت تلگرافهای قبلی، بر اهمیت سرعت در ایجاد وحدت کلمه میان علما برای تأمین امنیت کشور و جلوگیری از بهانهجویی بیگانگان تأکید میکند. این اقدام را از مهمترین تکالیف الهی دانسته و هرگونه سستی در آن را به منزله کوتاهی در حق اسلام تلقی میکند. در پایان، نویسنده اظهار امیدواری میکند که امری مورد توافق و نتیجهبخش برای این منظور تعیین شود.
