اعلام کیفرخواست علیه حاج شیخ فضلالله نوری و صدور حکم اعدام برای وی
کیفرخواست علیه شیخ فضلالله نوری با طرح این مقدمه آغاز میشود که ظلم و جور حاکمان و عالمان ریاکار، مردم را به سمت مشروطیت سوق داد. مشروطیت به معنای محدود کردن قدرت پادشاه و حاکمان و اجرای احکام اسلام بدون تبعیض است. در ادامه، به نقش اولیه شیخ فضلالله در تأیید مشروطه و حضور هشت ماهه او در مجلس شورا اشاره میشود و سپس به چرایی تغییر موضع او و مخالفت شدیدش با مشروطه میپردازد. کیفرخواست، شیخ فضلالله را متهم به ایجاد تفرقه، خونریزی، هتک آبرو، غارت اموال و تخریب آبادیها میکند و به سوگندشکنیهای مکرر او در برابر قرآن و علما اشاره دارد. همچنین، به نقش او در تحصن حضرت عبدالعظیم، جمعآوری اوباش و صرف اموال در راه فساد، و تحریک محمدعلی شاه به سرکوب مشروطهخواهان و بمباران مجلس اشاره میکند. کیفرخواست، اقدامات شیخ فضلالله را در راستای حمایت از استبداد و مخالفت با عدالت و آزادی مردم میداند و او را مسئول ویرانیها و خونریزیها معرفی میکند. در بخش پایانی، سؤالاتی از شیخ فضلالله پرسیده میشود و او به اتهامات پاسخ میدهد. در نهایت، دادگاه با استناد به فتوای مراجع نجف اشرف و اقدامات شیخ فضلالله علیه حکومت ملی، او را مفسد فیالارض شناخته و به اعدام محکوم میکند.
چگونگی دستگیری، محاکمه و اعدام حاج شیخ فضلالله نوری
این روایت، خاطرات مدیرنظام نوابی، از صاحبمنصبان نظمیه، درباره دستگیری، محاکمه و اعدام شیخ فضلالله نوری است. در ابتدا، مدیرنظام به مأموریت خود در حفاظت از منزل شیخ فضلالله در بحبوحه درگیریهای مشروطهخواهان اشاره میکند و از مقاومت شیخ در برابر تیراندازی و پناه بردن به سفارت خارجی سخن میگوید. سپس، به تلاشهای شیخ برای دور کردن اطرافیانش از خطر و پیشنهادهای مدیرنظام برای پنهان شدن یا پناهندگی به سفارت اشاره میشود که شیخ هر دو را رد میکند و بر موضع خود در قبال مشروطه تأکید میورزد. در ادامه، نحوه دستگیری شیخ فضلالله توسط مجاهدین و حبس او در نظمیه شرح داده میشود. بخش اصلی روایت به محاکمه شیخ در عمارت خورشید اختصاص دارد که در آن شیخ ابراهیم زنجانی به عنوان مستنطق اصلی، سؤالاتی درباره تحصن حضرت عبدالعظیم و مخالفت شیخ با مشروطه مطرح میکند. شیخ فضلالله با قاطعیت به سؤالات پاسخ میدهد و مشروطه را حرام و مؤسسین آن را لامذهب میخواند. پس از محاکمه، شیخ به میدان توپخانه منتقل و در میان هیاهوی جمعیت اعدام میشود. روایت با جزئیات تکاندهندهای از هتک حرمت به جسد شیخ پس از اعدام و تلاشهای خانواده برای تحویل گرفتن و دفن مخفیانه او ادامه مییابد. در پایان، به سرنوشت عاملان اعدام و همچنین جابجایی مخفیانه جسد شیخ فضلالله و دفن نهایی او در قم اشاره میشود.

درخواست رسیدگی به وضعیت زندگی همسر حاج شیخ فضلالله نوری
این نامه با خطاب به رئیسالوزرا و وزیر داخله، به وضعیت همسر و فرزندان مرحوم ثقهالاسلام حاجی میرزا حسین نوری (همسر شیخ فضلالله نوری) میپردازد. نویسنده با اشاره به تلگرافهای قبلی خود، از تعدیات و دعاوی باطلهای که از سوی نزدیکان و بیگانگان به این خانواده وارد شده، ابراز نگرانی میکند و به پناهنده شدن حاجی میرزا هادی و میرزا موسی خان به خارج از کشور اشاره دارد. در ادامه، درخواست میشود که تحقیقات لازم صورت گیرد و در صورت صحت، تعدیات رفع شود. تاکید میشود که بر خلاف شرع، متعرض این خانواده نشوند و هیئتی از افراد صحیح برای رسیدگی به امور آنان تشکیل گردد. در پایان، نویسنده ابراز امیدواری میکند که در اموال و امور مربوط به این خانواده، تعرضی خارج از موازین شرعی صورت نگیرد و نوشتجات معتبره مورد ملاحظه قرار گیرد، چرا که این خانواده مورد توجه اولیای دولت و ملت هستند.

مرثیهسرایی برای حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با اشاره به چهار شخصیت برجسته که بر دار رفتند، آغاز میشود. در ادامه، به مقام و فضل شیخ فضلالله نوری اشاره شده و او را به دلیل شهادتش، همردیف با این بزرگان میداند. متن بر مظلومیت و جایگاه معنوی شیخ فضلالله نوری تأکید دارد.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با توصیف رحمت الهی بر مزار شهید آغاز میشود و به پایداری و ایمان او در برابر کفر اشاره دارد. در ادامه، به استقبال شهید از مرگ و جاودانگی یاد او میپردازد و شهادت او را نتیجه تلاش برای خاموش کردن بانگ تکبیر میداند. متن با ستایش استقامت و ایمان شهید در برابر سختیها و مرگ، و تأکید بر پناهندگی او به حق، به پایان میرسد.

مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با توصیف شهادت شیخ فضلالله نوری آغاز میشود و او را به فضل الهی و دریای علم تشبیه میکند که با شهادتش به آسمان صعود کرده است. در ادامه، به زندگی پرهیزکارانه و کمالجویانه او اشاره دارد که همچون چراغی برای مردم بود. سپس، از ویرانی شالوده دین و شریعت با شهادت او ابراز تأسف کرده و قاتلانش را اوباش و تبهکار میخواند. مرثیه، شهادت را عاقبتی سعادتمندانه برای شیخ فضلالله نوری میداند که با قوت قلب و ارادهای پولادین آن را پذیرفت. در پایان، به فضیلت و خردمندی او در مقابل دشمنانش اشاره کرده و مرگ او را ماتمی سهمگین برای اسلام توصیف میکند که با تلاوت قرآن و دعا به خاک سپرده شد.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با ابراز نگرانی از فتنه آخرالزمان و ویرانی ایمان آغاز میشود. سپس به وضعیت ملک و دین و تسلط کفر اشاره میکند و از دیدهبانی سخن میگوید که قوم او را تکذیب کرده و به دار آویختند. در ادامه، به ظلمی که بر عدل روا داشته شده و به دار آویخته شدن یک عالم دینی توسط قوم خود، اعتراض میکند و از مسلمانان میپرسد که آیا هیچ قومی پیر خود را دار زده است. در بخش دوم، از نفاق اهل ملک و کید دشمنان ابراز نگرانی میکند و شورشی را توصیف میکند که باغ دین و ملک را ویران کرده است. این بخش به آیین مجوسی و شادی دشمنان از به دار آویخته شدن دیدهبان اشاره دارد و از مسلمانان میپرسد که چگونه ادعای اسلام میکنند و اسلام را آشکارا میکشند. در پایان، به عواقب این اعمال و از بین رفتن ایمان اشاره میکند و از حضرت مهدی (عج) میخواهد که ظهور کند تا جهان را از دجال پاک سازد و به سرنوشت امت در چنگ گرگان بیشبان میپردازد. در انتها، به ملا قربانعلی زنجانی اشاره میکند و نام فضلالله را با شهید پیوند میزند.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با ابراز تأسف از به دار آویخته شدن حاج شیخ فضلالله نوری توسط «کفر» آغاز میشود و این واقعه را نشانهای از آشکار شدن کفر و پنهان شدن دین میداند. در ادامه، با تعجب از وقوع چنین رویدادی در پایتخت شاهنشاهی، به خواری اسلام و تباهی علم اشاره میکند و از انتقام الهی در آینده بیم میدهد. در پایان، با عبارت «الشهید فضلالله» به شهادت او اشاره میکند.
درخواست بازگرداندن فرزند حاج شیخ فضلالله نوری از نجف برای سرپرستی خانواده خود پس از شهادت پدرش
متن با درخواست از آیتالله خراسانی برای بازگرداندن آقا ضیاءالدین، فرزند حاج شیخ فضلالله نوری، از نجف به تهران آغاز میشود. دلیل این درخواست، معطل ماندن امورات خانواده مرحوم شیخ فضلالله نوری پس از شهادت او ذکر شده است. در ادامه، سید احمد طباطبایی نیز با تأکید بر لزوم این امر، درخواست مشابهی را مطرح میکند.

دروغ بودن اتهامات وارده به حاج شیخ فضل الله نوری و تحریکات روسیه و انگلستان در آن باره
نامه با دعایی برای مخاطب آغاز میشود و سپس نویسنده به شرح حال خود و خانوادهاش پس از مهاجرت به قم میپردازد. او از دستتنگی و قرض برای سفر به قم میگوید و از اینکه در راه مورد سرقت دزدهای بختیاری قرار گرفتهاند. در ادامه، نویسنده به اوضاع سیاسی کشور پس از اعدام شیخ فضلالله نوری اشاره میکند و هیجان عمومی مردم را توصیف میکند. او اتهامات وارده به شیخ فضلالله نوری مبنی بر دعوت از روسها را دروغ و بهتان محض میداند و معتقد است که تنها جرم او مخالفت با اساس مشروطه بوده است. نویسنده همچنین تمام اتفاقات را ناشی از تحریکات روس و انگلیس میداند که با فریب شاه و همکاری با سران مشروطه، به دنبال اهداف خود هستند. نامه با دعایی برای عاقبت به خیری امور و رفع مفاسد پایان مییابد.
ابراز تشکر از آخوند خراسانی به سبب دلجویی از همسر حاج شیخ فضل الله نوری
متن با ابراز تشکر از آخوند خراسانی آغاز میشود. در ادامه، نگارنده آمادگی خود را برای هرگونه کمک در اصلاح امور دختر مرحوم ثقهالاسلام نوری اعلام میکند و وضعیت فعلی او را راحت توصیف کرده و از جانب او مراتب تشکر را به آخوند خراسانی میرساند.