لارستان
خارج از ایران
کنشهای انجامشده در این شهر (12)
گزارشی از وضع نابسامان لارستان

اعلام اجرای احکام اسلام در لارستان
این اعلامیه با تحیت و سلام آغاز میشود و به پیروزیهای اخیر بر دشمنان اسلام و مشروطیت اشاره دارد. در ادامه، بر اساس تکلیف شرعی، حکم مشروطیت از مجلس ملی بنادر به تجار و اعیان ابلاغ میشود که گمرک گرفتن از مالالتجاره از این پس ممنوع است و مردم بر اموال و جان خود مسلط هستند. در پایان، هشدار داده میشود که هرکس با احکام ملت مخالفت کند، کافر و مهدورالدم محسوب خواهد شد.

اخبار فتوحات نیروهای تحت امر خود در داراب و بندرعباس
این نامه با خطاب به عموم ملت، سادات و علمای برجسته، به ویژه حاج علی آقا رئیس انجمن اسلامی و آقا سید احمد علم الهدی، آغاز میشود. نویسنده از عدم اطلاعرسانی صحیح درباره فتوحات نیروهای اسلامی و شکست دشمنان در مناطق سبعهجات و جوئیم ابراز نگرانی میکند و به ارسال لباس مخصوص شیراز و سر ابن زیاد حرامزاده برای تشفی دل ورثه شهدا اشاره میکند که گویا به دست مخاطبان نرسیده است. در ادامه، به شرح وقایع اخیر میپردازد؛ از جمله حرکت نیروهای ملت به سمت سبعه، تسخیر آنجا، قتل ابن زیاد ثانی و نظم بخشیدن به امور. سپس به حرکت به سمت دارابجرد و حمله به داراب اشاره میکند که منجر به فرار یهودزادگان و اعوانشان از قلعه داراب شده است. نویسنده از گرویدن یک محله از یهودیان به اسلام به دلیل مشاهده عدالتمداری خبر میدهد و اعلام میکند که حدود پنج هزار نفر از نیروهای ملت در دارابجرد منتظر دستور حرکت به سمت شیراز هستند، اما او منتظر اجازه و رخصت مخاطبان است. در پایان، به اطلاعرسانی به مجاهدین درباره توقیف ادارات گمرکات بنادر و صدور احکام جدید از سوی حجج اسلام عتبات عالیات برای تقویت ملت و حفظ اسلام و دفاع از مسلمانان اشاره میکند و از ارسال اجمالی این احکام به دلیل ترس از مکر و غدر و عدم مجال برای ارسال اصول یا سواد مفصل آنها خبر میدهد و ابراز امیدواری میکند که اصل احکام از طریق بوشهر به دست مخاطبان رسیده باشد.

واگذاری املاک مجهول المالک و ... به علیرضا خان به عنوان پاداش مجاهدتهای وی
این سند به واگذاری قنوات پلنگان، فتحآباد، چشمه حسینآباد و چشمه آقا محمدی به سردار علیرضا خان میپردازد. این املاک به دلیل مجهولالمالک بودن، مخروبه و بدون استفاده بودن، به ایشان واگذار شدهاند تا احیا و دایر گردند. این واگذاری به عنوان پاداش مجاهدتها و زحمات علیرضا خان در راه ملت صورت گرفته و هیچ کس حق معارضه و مداخله در این خصوص را ندارد.

تأکید بر اجرای احکام شرع در لارستان و انتقام و قصاص مهاجمان به آنجا
متن با خطاب به ثقهالاسلام و علمای اعلام آغاز میشود. در ادامه، دریافت تلگرافی مبنی بر غریبنوازی تأیید شده و انتظار برای حمایت کامل از اسلام و تسریع در اجرای انتقام و قصاص شرعی ابراز میشود. در پایان، تعطیل کردن حقوق و حدود شرعی و تضییع احکام الهی ناروا دانسته میشود.

درخواست آزادی بعضی از ایرانیان اسیر شده
متن با ابراز شرمساری و خجالت از وضعیت ارحام و ایتام اسرای شام آغاز میشود و با اشاره به عدم وجود فردی شجاع برای اعتراض به ظلم، به وضعیت اسیران آل محمد میپردازد. در ادامه، درخواست آزادی هشت نفر از این اسیران یا حداقل تأمین منزل و سرپرستی برای آنان مطرح میشود. در پایان، با ابراز ناامیدی از وضعیت موجود، نویسنده اعلام میکند که در صورت عدم تحقق خواستهها، خود را به امام رضا (ع) خواهد رساند تا انتقام این مظلومان گرفته شود.

جلوگیری از تبهکاری و افساد و غارت مستبدان
نامه با ابراز قدردانی از دریافت نامهای حاکی از حمایت و غیرت نسبت به ملت آغاز میشود. سپس به وضعیت نابسامان کشور اشاره میکند که در آن آزادی سلب شده و نقاط مختلف از داخل و خارج دچار آشفتگی و فساد شدهاند. نویسنده بیان میکند که مفسدان و مستبدان سابق با رشوه و فریب، مردم را مسحور و مقهور کرده و حتی برخی دوستان نادان را نیز فریب دادهاند. تأکید میشود که تا زمانی که حقوق مردم از این مفسدین بازپس گرفته نشود، هیچکس تمکین نخواهد کرد. در ادامه، به تعطیلی حقوق شرعیه و تضییع احکام الهی اشاره شده که منجر به فلج شدن ادارات و دوائر و گرفتار شدن آنها در سوء کردار و معصیت شده است. در پایان، درخواست میشود که از ایجاد زحمت برای دوستان غارتزده داخلی خودداری شود و تمام تلاش برای جلوگیری از مفسدین و دشمنان خارجی به کار گرفته شود، زیرا دوستان داخلی فقیر و مستأصل هستند و نیاز به ترحم و رعایت دارند.

تهدید به تلافی وابستگان دشمنان خارجی در غارت مردم جهرم
این فتوا با اشاره به اقدامات کفار داخلی در شیراز که به مثابه جاکشی برای کفار خارجی عمل کردهاند، عموم ملت غیور و اهل شریعت جهرم و سایر مناطق را به تلافی و جبران این ننگ و خواری فرا میخواند. در ادامه، از مسلمانان داخلی و خارجی، اعم از زنان و کودکان، خواسته میشود که متحد شده و برای حلال شمردن خون و مال این کفار حربی، آماده قتل و غنیمت گرفتن اموالشان باشند.

اعلام عدم مداخله در امور سیاسی پس از استقرار مجدد مشروطیت در کشور
این بیانیه با هدف اطلاعرسانی به برادران دینی و حامیان مشروطیت صادر شده است. در ابتدا، نویسنده هدف از تلاشها و مجاهدتهای خود را استقرار مشروطیت و بازگرداندن حقوق ملت بیان میکند و تأکید دارد که جز آسایش مردم و نظم کشور، هیچ غرض دیگری نداشته است. سپس، با توجه به استقرار مجدد مشروطیت، اعلام میکند که دیگر در امور سیاسی مداخله نخواهد کرد و مسئولیت امور را به مجلس شورای ملی و رؤسای ملت واگذار میکند. در پایان، بر وجوب حفظ جان و مال همه مردم، اعم از داخلی و خارجی، شیعه و سنی، تأکید کرده و ریختن خون و بردن مال را حرام و خارج از اسلام میداند.

رفع اتهامات ناروا نسبت به خود و اعلام گوشهنشینی
این نامه با تشکر از اقدامات مجدانه مخاطبان آغاز میشود. سپس به ماجرای قصد نگارنده برای سفر به شیراز جهت دادخواهی و مطالبه حقوق غارتشده و خون شهدای سادات و ائمه جماعات اشاره میکند که با دریافت تلگرافی از تهران مبنی بر دریافت حقوق، از این سفر منصرف شده است. در ادامه، نگارنده به وضعیت خراب خانههای خود پس از غارت و آتشسوزی اشاره میکند و بیان میدارد که با وجود بیماری و گوشهنشینی، همچنان مورد افترا و تهمت قرار گرفته است. در پایان، با تأکید بر انزوا و دوری از تعلقات دنیوی، اتهامات وارده را رد کرده و خود را بری از این نسبتها میداند.

رد اتهامات و افترائات بیاساس مستبدان نسبت به خود
متن با اشاره به اسباب دلخوری و پریشانی آغاز میشود و به اخبار وحشتناکی که از مناطق مختلف (عباسی، داراب، سیمجات شیراز و تهران) درباره مزاحمت یهود، گرفتن جزیه از یهود داراب، مالیات گرفتن از سبعهجات و عباسی، و قتل عارت جمعی از افراد به گوش میرسد، اشاره میکند. این اقدامات به اخوی شیخ و سید هادی نسبت داده شده و نویسنده را در شیراز و تهران رسوا کرده و او را درگیر سؤال و جوابهای تلگرافی کرده است. نویسنده از اینکه این همه شکایت و تهمت قتل و غارت به او نسبت داده شده، ابراز ناراحتی میکند و از دشمنان خونخوار و دوستان نادان که با زبان خود به او آسیب میرسانند، گلایه دارد. در پایان، نویسنده جز التماس دعای فرج و تعجیل فرج و انتقام، چارهای نمیبیند و از اینکه برخی افراد در چنین موقعیتی خود را آلوده به تهمتهای جاهلان نادان میکنند و بهانههای خود را به گردن دشمنان میاندازند، انتقاد میکند.

شکایت از تبرئه ستمگران ضد انقلاب در فارس و محکومیت ستمدیدگان در مشروطیت دوم
این نامه به مجلس شورای ملی، شکایتی است از تبرئه غارتگران و ستمگران فارس (ابناء قوام، علیقلی خان و خوانین کراش) که در جریان مشروطیت دوم به مردم لارستان و سبعهجات ظلم کرده و اموالشان را غارت و خون سادات و طلاب را ریختهاند. نویسنده از انتخاب وزیر داخلهای که چنین تلگراف بیمغزی صادر کرده و شکایات لاریها را بیاساس دانسته، ابراز تعجب میکند. نامه به نقش سید عبدالحسین لاری و مردم لار در برپایی مشروطیت در جنوب ایران اشاره دارد و اقدامات آنها را در مقابله با استبداد و محاصره ابناء قوام و خوانین کراش در شیراز یادآور میشود. سپس به خیانت محمدعلی میرزا و حمله ناگهانی ابناء قوام به لار و غارت و کشتار چهارده روزه اشاره میکند. در پایان، از مجلس شورای ملی درخواست میشود که خرابیها را جبران کرده، از ظالمین انتقام بگیرد و از سید عبدالحسین لاری و مردم لار حمایت کند تا موجب خشنودی آیتالله خراسانی شود.