کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این نامه با تشکر از اقدامات مجدانه مخاطبان آغاز می‌شود. سپس به ماجرای قصد نگارنده برای سفر به شیراز جهت دادخواهی و مطالبه حقوق غارت‌شده و خون شهدای سادات و ائمه جماعات اشاره می‌کند که با دریافت تلگرافی از تهران مبنی بر دریافت حقوق، از این سفر منصرف شده است. در ادامه، نگارنده به وضعیت خراب خانه‌های خود پس از غارت و آتش‌سوزی اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که با وجود بیماری و گوشه‌نشینی، همچنان مورد افترا و تهمت قرار گرفته است. در پایان، با تأکید بر انزوا و دوری از تعلقات دنیوی، اتهامات وارده را رد کرده و خود را بری از این نسبت‌ها می‌داند.

متن کامل گزارش

حضور حضار محضر انور عموم ملت و اهل شریعت خاصه، جناب شریعتمدار حاجی علی آقا و آقا شیخ علی زید فضله العالی، عرض می‌شود که رقیمه کریمه زیارت شد. مزید، دعاگویی و تشکر گردید. مراتب اقدامات مجدانه و مجاهدات غیورانه جنابعالی و جناب آقا شیخ جعفر کاشی و سایر آقایان کرام و آقازادگان عظام و موالی کرام از هر جهت شاکر و متشکرم. جزاکم الله عن الاسلام و اهله خیر جزاء المحسنین. البته خبر دارید که داعی یک تن علیل، صد کاروان اسیر، خواستیم بیاییم حسب‌الامر به شیراز محض تظلم و مطالبه حقوق قصاص و تقاص حقوق شخصی و نوعی غارت شده و دماءِ شهداءِ سادات و ائمه جماعات در محراب عبادات که تاکنون هر قدر تفحص کرده اثر و آثاری از جنائز آنها پیدا نشد. تلگراف از طهران رسید که مراجعه کرده و به شیراز نیایید که حقوق شما دریافت می‌شود، ما هم حسب‌الامر تلگراف و اوامر مطاعه آقایان حجج اسلام مراجعه کرده به خرابه‌های شام که علاوه بر این که آن منازلی که شعائر و مَشاعر اسلام و اسلامیان بوده غارت کرده و خراب نموده، آتش زده که بالمره قابل سکنا نشود. در هر صورت خودم با بیست، سی نفر اسراءِ غارت شده محض استتقاذ [۱] اطفال و عیال اسیر تحت‌السده اشرار و کفار مراجعه به خرابه خود نموده و در از روی بسته، حتی برای نماز کسی را راه نداده مشغول عبادت و ناخوشی خودم که تب [۲] لازم و نوبه است هستم و اطفال و عیالات دیگران اغلب دربدر بلاد غربت، جرأت معاودت ندارند. معذلک باز به تلبیس [۳] قضات جور، اغواءِ بهارلو و دلخوانی، و سُنی‌های اِوَز و گراشی‌ها نموده‌اند. کفار حربی، حرامزادگان یزید به دزدی و راهزنی و خونریزی و قطاع‌الطریقی [۴] و قتل و غارت و اظهار کفر و عداوت با عموم ملت و افتراء و بهتان و تهمت و نسبت به جمعیت این داعی، محض خلط مبحث و پیشگیری و پامال کردن حقوق و اموال غارتی، اگر دیگران داعی را نمی‌شناسند یا این که سَماعونَ لکَذِب اَکّالونَ لِلسُّحتِ [۵] هستند، لیک جنابعالی داعی را شناخته‌اید. سال قبل در شیراز کیفیت دخول و خروج و سلوک و حال و احوال داعی را از هر جهت دیده جز طالب انزواء و گوشه‌نشینی و وحدت و خلوت و خفاء و اختفاء به هیچوجه نبوده و نیستم. نه جمعیت، نه نوکر دارم، نه قوم و نه خویش، نه مال نه نهال، جز علت و اعتلال [۶] و سوءِ حال و احوال و کثرت ملال و کلال [۷] و خجالت و انفعال، مجرد از تمام علائق و بال و ما قیل او یُقال [۸]، مجرد از هر تهمت و خیال اهل کفر و خلال. کافر همه را به کیش خود پندارد. هیچ صوفی و قلندر به این تجرد و منقطع الی الله نبوده و نشده است. من کجا این افترائات جعلیه \[کجا\]؟ **پاورقی‌ها:** [۱] نجات‌دادن [۲] در اصل: تاب [۳] نیرنگ‌سازی [۴] راهزنی [۵] اشاره به آیه ۴۲ سوره مائده است که می‌فرماید: آنها جاسوسان دروغزن و خورندگان مال حرامند. [۶] بیماری [۷] خستگی [۸] ما یقل او یقال: آنچه گفته شده یا گفته می‌شود.

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: لارستان (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)