بوشهر
استان بوشهر
علمای مرتبط با این شهر
تحصیل کرده (1 نفر)
متوفی (2 نفر)
مدفون (1 نفر)
کنشهای انجامشده در این شهر (8)
آمادگی علما و مشروطه خواهان فارس و بوشهر جهت همکاری با مشروطه خواهان تبریز
اعلام غیرقانونی بودن کارکنان دولتی بوشهر و تأمین امنیت و حراست از حقوق و اموال اتباع انگلیسی شهر توسط مشروطه خواهان
متن با ابراز احترام به کنسولگری دولت بریتانیا آغاز میشود و به اطلاع میرساند که مردم بوشهر، با حمایت علما و مجاهدین، حکومت استبدادی را برکنار کرده و حکومت قانونی مشروطه را مستقر ساختهاند. در ادامه، بر تعهد مشروطهخواهان به حفظ جان، مال و آبروی اتباع دولتهای دوست، از جمله بریتانیا، و تأمین امنیت کنسولگریها و تجارتخانهها تأکید میشود. در پایان، اعلام میگردد که مأموران حکومت استبدادی از سمت خود معزول شدهاند و نویسنده به طور موقت مسئول رسیدگی به امور و اظهارات کنسولگری خواهد بود و بر روابط دوستانه تأکید میکند.

گزارش اقدامات انقلابی مشروطهخواهان بوشهری
گزارشی از پیروزی مشروطهخواهان در بوشهر ارائه شده است. در این گزارش، به تصرف دوایر استبدادی، تسلیم مأموران استبداد، برقراری امنیت و تشکیل حکومت قانونی ملی اشاره شده است. همچنین، از توقیف دریابیگی که از تهران برای حکومت بوشهر حرکت کرده بود، خبر داده شده و در پایان، دعای خیر برای مخاطبان ذکر شده است.

زمینه چینی برخی مشروطه خواهان تندرو برای ورود نیروهای انگلیسی به بوشهر
این مکاتبه با انجمن ولایتی بوشهر، بر وجوب استقلال مشروطیت و پرهیز از خودخواهی تأکید میکند و آن را عامل کشتار مردم میداند. در ادامه، به حبلالمتین گزارش داده میشود که پس از فتح، تجار مستبد با تحریک مجاهدین، باعث غارت چند دکان شدهاند. انگلیسیها با دستاویز قرار دادن این غارت، گمرک را تصرف کرده و متصدی نظم شدهاند. همچنین، امیرپنجه با حمایت تجار مستبد که موافق اصلاحات انگلیسیها هستند، به این وضعیت دامن میزند و منتظر دریابیگی هستند. در پایان، از مخاطب خواسته میشود که به هر طریق ممکن برای مقابله با این وضعیت اقدام کند.

درخواست از آخوند محمدکاظم خراسانی جهت عزل دریابیگی از حکومت بوشهر
نامهای به آخوند خراسانی ارسال شده که در آن نویسنده به اقدامات دریابیگی، حاکم بوشهر، اعتراض میکند. نویسنده ابتدا به سابقه مکاتبات خود اشاره کرده و سپس به تشریح اقدامات دریابیگی میپردازد. او توضیح میدهد که دریابیگی با فریبکاری و با استفاده از برخی مفسدین که خود را مجاهد جا زده بودند، به غارت چند دکان در بوشهر دست زده و سپس با متهم کردن مجاهدین به ناامنی، خود را حاکم بنادر کرده است. نویسنده همچنین به ورود نیروهای انگلیسی به گمرک بوشهر به بهانه ناامنی و غارت اشاره میکند و تأکید دارد که این اقدام با تحریک دریابیگی و بدون مجوز قانونی صورت گرفته است. در ادامه، نویسنده به رد اتهامات دریابیگی علیه خود میپردازد و با ارائه شواهد و گواهی جراید، فساد و استبداد او را آشکار میسازد. در پایان، از آخوند خراسانی درخواست میشود که به وضعیت بنادر جنوبی رسیدگی کرده و ملت را از ظلم دریابیگی نجات دهد و اموال غارت شده نویسنده را بازگرداند.
درخواست از ملا محمدکاظم خراسانی جهت رفع شر قوامالملک شیرازی و کارگزارانش از مردم فارس
نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی توفیق برای او در جهت آسایش ملت و ترقی اسلام آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفناک مردم فارس به دلیل اقدامات مستبدانه خاندان قوامالملک اشاره میکند و از اخراج فجیع دو مجتهد کرمانی توسط آنها ابراز تأسف میکند. در ادامه، نویسنده به فسادها، قتلها، هتک حرمتها و غارت اموال مسلمانان مشروطهخواه در لار، جهرم و شیراز توسط این خاندان اشاره کرده و بیان میکند که این اقدامات هنوز از یادها نرفته است و اکنون نیز در کرمان به فساد دامن میزنند. در پایان، نویسنده تأکید میکند که تا زمانی که این خاندان خبیث و کارگزارانشان از میان نروند، ملت اسلام به مقاصد خود نخواهد رسید و افسوس میخورد که تلگراف ظلالسلطان مانع از مجازات آنها در گذشته شده است.

انتقاد و شکایت از مماشات و اغماض دولت نسبت به هتاکیهای حاکم بوشهر نسبت به خود و درخواست عزل او
نامه با ابراز ارادت و تشکر آغاز میشود و به تأخیر در پاسخگویی به عرایض متعدد و تلگرافات مراجع تقلید در خصوص واقعهای فجیع اشاره دارد. نویسنده با استناد به حدیث «خَیرُالمَقال ما صَدقَه الفِعالُ» و با تکیه بر رضایت امام عصر (عج) و جایگاه مراجع و وزارت، خواستار اقدامات مؤثر در برابر استبداد و هتاکیهای دریابیگی حاکم بوشهر میشود و شبهات فریبکارانه او را که با دستاویز انجمن ایالتی استبدادیه مطرح شده، رد میکند. در ادامه، به تدریجی بودن امور اشاره میکند اما تأکید دارد که تأخیر در این مورد خاص، موجب دلتنگی مراجع و عدالتخواهان خواهد شد. نویسنده به استدعانامهای از سوی سید شبّر و تجار بندر لنگه به آیتالله خراسانی اشاره میکند که ایشان دستور دادهاند عیناً به وزیر ارسال شود. سپس، به اقدامات خود و تأیید آن توسط جرایدی چون حبلالمتین و خاورستان اشاره کرده و بیان میکند که اهالی لنگه بیغرض هستند و جایی برای صحبتهای مغرضانه دریابیگی باقی نمیماند. نویسنده شایعات مبنی بر درخواست اداره گمرک برای ابقای دریابیگی را رد کرده و آن را موجب مطایبات مراجع میداند. او دریابیگی را مسبب تنفر و یأس عدالتخواهان و مطلقالعنان شدن اشرار میداند و خواستار استرداد اموال غارتشده خود و بستگانش به مبلغ بیست هزار تومان و تعمیر خانهاش میشود و تأکید میکند که دریابیگی شرعاً و قانوناً مسئول جبران خسارت است. در پایان، به نامهای از دریابیگی اشاره میکند که خواستار حضور وکیل نویسنده در بوشهر برای حل مسئله اموال شده، اما نویسنده این درخواست را خلاف قانون میداند زیرا تمام اداره عسکریه تحت امر حکومت محلی است. نامه با دعای خیر و ارجاع به مرقومه آیتالله خراسانی که از تفرعن دریابیگی ابراز نگرانی کرده، به پایان میرسد.

شرح صدمات و ستم های وارده بر خود از سوی مستبدین
این نامه با اشاره به خدمات ملی نویسنده در دوره استبداد صغیر و نقش او در برچیدن هیئت استبدادی بوشهر و تشکیل مجلس، به ستمهای وارده از سوی دریابیگی، حاکم بوشهر، میپردازد. نویسنده شرح میدهد که چگونه خانهاش با توپ ویران و اموالش غارت شده و خود او به مدت یک ماه زندانی گشته است. با وجود وساطت مراجع نجف، به ویژه آخوند خراسانی، و تلگرافهای متعدد به سپهدار اعظم و وزارت داخله برای جبران خسارات، دریابیگی از اجرای احکام سرپیچی کرده و تنها به صورتسازی و پاسخهای دروغین اکتفا نموده است. نامه با گلایه از عدم رسیدگی به دادخواهی او و اشاره به رونوشت خطابه آخوند خراسانی به دریابیگی، به پایان میرسد و از خداوند طلب یاری میکند.
